تبليغاتX
مکران سربلند

مکران سربلند

به سرزمین نخلهای راست قامت بلند همت خوش آمدید

*That's Me -H- by * Mεмσ™ ~'بجنوون أتبعک

چکانی دیوان                                                                              لیو ٹالستوی--------------
کریم بلوچ _ تهل

                                                    دو سَنگت

     دو سنگت ءَ ، لد و جنگل ءَ روان اتنت . ممے ، آهانی دیما ودی بیت و در کپت ، یکیں تتک و چه درچکے ءَ سرکپت و وتی چیر دات ، و  دومی راه ءَ سرا پَشت کپت. آئی ءِ دستا چیزے  و کارے نه بیتگ ات __ آ وت ءَ ڈگار ءَ سُٹ ات و ساه ءِ کشگ ئی بند کت ؛ که مرتگ .
    مم ، آئی ءِ وَٹ و کش ءَ آتک ، و بو کشاں بیت ؛ آ ساه ءِ کشگ ءَ بند کتگ ات .
    مم آئی ءِ دیم هم ، بو کت  ، پگر ئی کت که مرتگ و ویل ئی کت .
    وهدے که ممّ شُت ، آئی ءِ سنگت چه درچک ءَ ایر کَپت و کندت ئی :
    _ نوں ، چون باریں _ گوئشت ئی _ مم تئی گوش ءَ چے گوئشت ؟
    _ آ ، من ءَ گوئشت که ، بَرّیں و گندگیں مردماں هما انت  که ، ڈُکّ و سَکی ءِ وهد ءَ، چه سنگتاں تَچ انت و پُشت کن انت.

                                                  ***********
                                                   **********
                                                    *********
                                               
                                                 کور و شیر


    یک پیدایشتی کورے ، بینایینے ءَ جست کت : « شیر ءِ رنگ کجام انت ؟»
    بینا گوئشت : « شیر ءِ رنگ ، کاگد ءِ رنگ ءِ داب ءَ اسپیت انت. »
    کورءَ جست کت : « چون ، اے رنگ هنچو شپیت و آواز دنت وهدے که دست ئی پرکن ئے ، چو کاگد ءِ داب ءَ ؟»
    بینا گوئشت : « نه ، آ ، اسپیت انت هنچو آرت ءِ وڑ ءَ . »
    کور ءَ جست کت : « چون ، باریں ، اسپیت هنچو آرت ءِ داب ءَ  نرم انت و آرت ءِ داب ءَ شَپ ایت و رچ ایت ؟»
    بینا گوئشت : « نه ، آ تهنا اسپیت انت ، هنچو زمستان ءِ سیهڑ (" Seehar) و کرگوشک ءِ داب ءَ .»
    کور ءَ گوئشت : « چون اسپیت ، نرم و نرم مودیں  و نرم بُٹـینے چو کرگوشک و سیهڑ ءَ . »
    بینا گوئشت : « نه ، اسپیتیں رنگ ، دلجم و پَـکّ ، بَـرپ ( برف ) ءِ رنگ انت .»
    کور ءَ گوئشت : « چون آ ، برپ ءِ داب ءَ گـُوَهر و سارت انت ؟ »
    هـَو ، بینای ءَ چینچو دَروَر و مَـٹّ گوئشت انت ، بلے کور سَر پَد نه بیت که شیر ءِ اسپیتیں رنگ ، کجام انت .

                                           ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
                                                   ٭٭٭٭٭٭

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:43  توسط دلشاد مکرانی  | 

نویسنده: احمد    

بسم الله الرحمن الرحیم

بمپور

بخش بمپور در چهار صد کیلومتری جنوب غرب زاهدان واقع و از توابع شهرستان ایرانشهر می باشد ،بمپور که در قدیم به تمام وسعت شهرستان ایرانشهر فعلی اطلاق می شد ، در شهریور 1314بموجب تصویب نامه هیات وزیران نام بمپور به ایرانشهر بدل گردید .در قدیم الایام این محل را بن پهل     ( شهر آخر ) می نامیده اند و این وجه تسمیمه به دلیل آن بود که بن پهل آخرین شهر در قلمرو اشکانیان در شاهراه کاروان رو بسوی هند بوده است . در بعضی از کتب تاریخی از بمپور و قلعه آن به نام تمپتوح  نام برده شده است که این وجه تسمیه با توجه به ترکیب دو کلمه تومپ ( تپه ) و توح ( بزرگ ) در زبان بومیان اینجا تپه بزرگ معنی   می دهد و این نامگذاری به سبب قرار گرفتن ارگ حاکم نشین آن بر فراز یک تپه بزرگ است .

در تاریخ باستان شناسی بلوچستان غربی ، سه تپه، بمپور ، چاه حسینی و خوراب از مهمترین محوطه های باستانی و مسکونی بوده اند که در این بین بمپور همواره مهمترین منزلگاه در این ناحیه بصورت حلقه واسطی مناطق تمدنی پیرامون خود ( تمدن های نواحی داخلی ایران ، تمدن های سند و هند ) را در زمینه های بازرگانی ، اجتماعی و فرهنگی به یکدیگر پیوند می داده است .

به استناد پاره ای از نوشته ها بمپور به عنوان مرکز پورا در زمان کوروش کبیر در فاصله سالهای  (530-559 ) قبل از میلاد تحت سلطه وی بوده است .

از جمله مهمترین وقایع تاریخی این منطقه قبل از حمله اعراب عبور لشکر اسکندر مقدونی از این ناحیه و نجات آنها به علت آبادی منطقه در عبور به سمت نواحی داخلی ایران در بازگشت مصیبت  بار از صحاری بلوچستان پس از پایان حمله به هند بوده است .

قلعه بمپور- یادگارساسانیان- قلب بلوچستان        عظمت فروریخته  خفته دربوته فراموشی

 

  دادشاه by moeid

قلعه بمپور معروف ترین قلعه در سرتاسر بلوچستان است،این قلعه بر روی یک تپه ساختگی که بدون تردید خاک آن رااز جاهای دیگر آورده اند بنا نهاده شده است.قلعه به صورت دو تکه ساخته شده که ازنظر ارتفاع با هم یکسان نیستند.

صحن پایین که درب ورودی در دیواره شرقی آن قرار گرفته و برجهایی چند نیز آن را احاطه کرده اند مقر ساخلو منطقه مسکونی و نظامی بوده علاوه بر این اصطبل اسب هاو یک نقب برای فرار از محاصره ها هنگام تسخیر قلعه از سوی مهاجمان و یا جهت یورش از پشت و شبیخون زدن به نیروهای محاصره کننده قلعه استفاده می گردیده است درآن قرار دارد.قسمت فوقانی قلعه ارگ و حاکم نشین بوده که بلندی تپه اش از صحن پایین بیشتر و نفوذ به داخل ارگ برای مهاجمان به علت بلندی و شیب تند تپه ی آن کار ساده ای نبوده است .در دیواره ی اطراف قلعه ده برج دفاعی قرار داشته است.

 

ارتفاع تپه قلعه به اعتقاد هانری پاتینجر که به سال 1810 میلادی ان را دیده است حدود یکصد یارد و محیط قاعده آن هشتصد یارد است.(هر یارد برابر 92 سانتی متر)

 

تاریخچه قلعه

در زمینه قدمت قلعه نظرات متفاوتی بیان شده است .

پاتینجر نظامی انگلیسی  به روایت از بومیان منطقه چنین آورده است:

((افسانه و روایت عامیانه ای در میان مردم حاکی است  هنگامی که ارتش عظیمی از گبرها(زرتشتی)از این راه عبور می کرد فرمانده انها به سواران دستور داد تا توبره اسبان را از خاک و گل پر کرده و روی هم بریزند تعداد سواران آنچنان زیاد بود که وقتی خاکها را بر روی هم انباشتند تپه ی فعلی به جای ماند))

فرانسوا بالسان سیاح ،جهانگرد و معاون آکادمی ماورا  دریاهای فرانسه که به سال 1335 ه.ش قلعه بمپور را دیده معتقد است:آثاری که من در قلعه بمپور بدست آوردم ، طبق نظر متخصصان موزه لوور فرانسه اقلا مسبوق به دوره ساسانیان تشخیص داده شد.

تحقیقات وکاوش های علمی خانم دکتر بئاتریس دکاردی در تپه ی باستانی بمپور که به لطف شناسایی اولیه ی این نقطه ی باستانی به وسیله باستان شناس  پر کار مجاری الاصل انگلیسی مارک اورل اشتین صورت گرفت ثابت کرده از دوران ما قبل تاریخ کانون هایی در دشت های بمپور وجود داشته است.

دکاردی معتقد است اشیا  و ظروف بدست آمده در تپه ی باستانی بمپور از نظر تاریخی تمدن اولیه سرزمین بلوچستان غربی را در بمپور ثابت می کند که به منزله ی واسطه ای میان تمدن های غربی ایران و تمدن های سند پاکستان بوده است .سفالهای بدست آمده در بمپور که به عقیده دکاردی مسبوق به تا 2700 سال ق.م هستند ، نشان می دهد این مکان پیش از تاریخ در نتیجه ی خشک شدن تدریجی از آبادی افتاده است در حالیکه سابقا بسیار آباد بوده و جمعیت زیادی در خود جای می داده است و ارتباطات فرهنگی نیز با سایر محوطه های پیرامون خود داشته است.

شباهت بنای قلعه بمپور با ساختمانهای دوره ساسانی منطقه (قلعه دختر و      قلعه ی بم در کرمان) نشان می دهد که تاریخ اولیه این قلعه می تواند تا دوره ساسانی عقب برده شود.

عده ای بدون هیچ گونه دلیل و مستندات تاریخی قلعه را مسبوق به دوره ی افشاریه و حتی نزدیکتر از آن دوره قاجاریه معرفی کرده اند اما شواهد امر بنای آنرا کهن تر از این زمان ها معرفی می کند . ذکر یک نمونه از حوادث مربوط به دوره صفویه بی اساس بودن چنین ادعایی را به راحتی ثابت می کند.

احمد علی خان وزیری در تاریخ کرمان می نویسد:

((گنج علی خان حاکم مقتدر صفوی با هجوم به بلوچستان به سال 1022 ه.ق ملک شمس الدین ولد ملک دینار از نژاد صفاریه سیستان که دارالملکش قلعه بن فهل بود را در قریه کوچ کردون شکست داد ملک به ناچار به قلعه تحصن جست  سپاه گنجعلی خان قلعه را در محاصره گرفت پناهندگان به قلعه پس از دو ماه پایداری تسلیم شدند. بنا بر این ملک شمس الدین را به پایه سریر اعلی شاه    نزد عباس فرستادند و ریاست آن دیار به ملک میرزا واگذار شد .))

اهمیت تاریخی و موقعیت نظامی قلعه

پاتینجرانگلیسی(  متخصص قلاع نظامی)   ضمن تمجید از قلعه بمپور معتقد است که این قلعه به مناسبت وضع نظامی خاص خود می تواند در قبال بزرگترین قشون مقاومت کند.

بالسان در سیاحت نامه خود آورده است.

محل قلعه را بالای تپه مزبور برحسب تصادف تعیین نکرده  بلکه منظور استراتژیک داشته اند زیرا آن تپه طوری به اطراف مشرف می باشد که محال است یک مهاجم بتواند به قلعه بمپورنزدیک شود بدون اینکه به نظر مدافعین برسد به همین دلیل وی معتقد است قلعه بمپور یکی از قلاع نظامی قدیمی و مهم آسیا و از بزرگترین قلاع خاورمیانه است.

سروان جنگینز در توصیف قلعه بمپور نوشته است:

در بمپور قلعه ای بسیار خوش بنا به ارتفاع صد پا به چشم می خورد این قلعه در 3 مایلی رودخانه است که از نظر سوق الجیشی حائز اهمیت فراوان است و به خاطر آن جنگهای خونین زیادی بر پا گردیده است.

قلعه بمپور در تاریخ گذشته بلوچستان همواره استوار ترین پناهگاه برای قوی ترین روسای بلوچ بوده واز نظر نظامی و تسخیر نا پذیری حائز اهمیت بوده است  به همین دلیل بارها در زمانهای مختلف و به خصوص در دوره ی قاجاریه به دفعات محاصره و بمباران شد .

خونبار ترین و ویرانه کننده ترین  حملات به بمپور و قلعه آن

پس از پایان حکمرانی ملک دینار که علاوه بر علم و خرد مطلق العنان و متکبرانه بر مکران تسلط داشت و این سلطه را ارزانی خداوند به خود تلقی    می کرد به گونه ی که بر نگین انگشتری اش این بیت نقش بسته بود :

خداوند جهان را گر نبودی ملک بسیاری

  ندادی کیج و مکران را چنین ارزان به دیناری

وقتی نوبت حکمرانی به ولد ملک دینار به نام ملک شمس الدین رسید در سال 1022 ه . ق گنجعلی خان حاکم مقتدر کرمان ماموریت یافت تا قلعه بن پهل را تصرف کند ، در این میان ملک برای دفاع  در حوالی قریه کوچ گردون با سپاه کرمانیان در آویخت اما تاب مقاومت نداشت و نا چارا به قلعه مستحکم خویش پناه جست و گنجعلی خان پس از دو ماه محاصره و پایداری ساکنان آن قلعه را مفتوح و ریاست آن دیار به ملک میرزا واگذار و ملک شمس الدین به همراه فرزند دیگرش گروگان عازم اصفهان شدند .

لشکر کشی پیر محمد خان بیگلر بیکی هرات و اصلمس خان از فرستادگان نادر شاه افشار و نبرد بی امان آنها با تفنگچی و جماز سواران بلوچ تحت فرمان ملک شپر خان حکمران بمپور در محلی موسوم به چیل نادر ، هر چند که با شکست سپاه بلوچ و محاصره قلعه انجامید اما پس از ناکامی در تصرف قلعه ، سپاه فرستادگان نادر نا چارا به سوی دیگر نواحی بلوچستان حمله ور شدند .

   همزمان با شورش آقاخان محلاتی و حمایت محمد علی خان حاکم بمپور از او در سال 1257 ه.ق زمانی که حبیب اله خان شاهسون امیر توپخانه به آن یورش برد صدمات زیادی را متحمل گشت که بلوچ ها هنوز هم آن واقعه ی خونبار را درحافظه تاریخی خود از یاد نبرده اند .

این قلعه که تسخیرش به منزله از کار انداختن قلب بلوچستان بوده آخرین بار به سال 1307 ه.ش توسط نیروهای شرق و جنوب به سرکردگی سرتیپ امان اله جهانبانی در دوره ی پهلوی اول به توپ بسته شد و بدین ترتیب قلب بلوچستان پس از قرنها به ضرب توپ و خمپاره از تپش افتاد.

قلعه ای که در برابر عظمت و تسخیر ناپذیری اش تمام باجگیران فاتح دست کم یک بار مزه تلخ شکست را پای آن چشیده اند و روزگاری هر گوشه اش عظمتی داشته که بیانگر اقتدار و رازهای نهفته بسیاری است می رود که به سرنوشت محتوم همان کسانی بپیوندد که جز درد رنج برای مردم بلوچ چیز دیگری را به یادگار نگذاشتند ، کسانی که امروز در لابلای تاریخ خفته اند  می رود که     قصر شان نیز چون نامشان رفته رفته با بادها و طوفانهای تند و رگبارهای سیل آسا فرو  ریزد   و از خاطر ها محو  شود .

یادگار ساسانیان  قلب پر حادثه بلوچستان امروز عظمتش فرو ریخته و خفته در بوته فراموشی هر ساله در اثر آب شستگی وباد به ریگهای روان صحرا     می پیوندد.اما عظمت گذشته اش از دور چشمان هر بینده علاقمند به هویت و میراث گذشتگان را به  خود جلب می کند .  

http://bampoor.mihanblog.com/post/2

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:27  توسط دلشاد مکرانی  | 

 by Tikke Sang 

  عـــلــــــــوم باستـــــــانشنـــــاسی :رودخانه بمپور یکی دیگر از مهمترین رودخانه های بلوچستان می باشد.  این رودخانه با درازاى حدود 275 کیلومتر آبهاى قسمت شرقى بلوچستان را جمع آورى کرده و بعد از مشروب نمودن ایرانشهر از آن گذشته و به جازموریان مى ریزد. این رودخانه در 6 کیلومترى جنوب غربى بمپور قرار داشته واز ارتفاعات خاورى ایرانشهر سرچشمه میگیرد و به نامهاى محلى کارواندر، تیغاب و دامن نیز نامیده میشود.. 

 بین ایرانشهر و بمپور در دو سمت آن جنگلى از درختان کهور -گز-کنار پرورش مییابد. بیشه زارها و استپهاى بیابانى و گیاهان خودرو نیز از پوشش هاى گیاهى موجود در منطقه بشمار میروند.  کشت محصولاتى نظیر گندم ، جو ،ذرت ، ،خرما ,حبوبات و  کماکان در منطقه عمومیت دارد. دامهایى نظیر شتر, بز, گاو، گوسفند نیز بطور عموم در منطقه پرورش مى یابند. محوطه های باستانی زیادی در اطراف رودخانه بمپور وجود دارند که گویای وابستگی شدید این منطقه به آب این رودخانه بزرگ است. جالب است بدانیم که رودخانه بمپور در منطقه کاروندار و دامن بدلیل وجود کوهها و تپه های زیاد نقش بسیار مهمی  را دامداری ایفاء می نموده است. البته کشاورزی هم بصورت باغداری نقش مهمی را در زندگی مردم این منطقه ایفاء می نماید، اما بدلیل کمبود زمینهای وسیع این امر در حد تامین مایحتاج اولیه مردم منطقه باقی مانده است. مزارع پراکنده ای در منطقه وجود دارند که محصول اصلی آنها خرما می باشد.  این رودخانه پس از طی کوهها و تپه ها به ایرانشهر می رسد. بین ایرانشهر و بمپور که شرایط به لحاظ وجود زمینهای حاصلخیز مناسبتر است، رودخانه نقش مهمی را در فعالیتهای کشاورزی منطقه ایفاء می نماید.  جالب توجه است تا اشاره شود که محوطه های همزمانی که در منطقه بین ایرانشهر و بمپور قرار گرفته اند  به مراتب بزرگتر از محوطه هایی می باشند که در بررسی در منطقه دامن مطالعه شدند. این امر نتیجه زمینهای  مناسب کشاورزی در منطقه بین بمپور و ایرانشهر می باشد. بعبارتی شرایط مناسب کشاورزی در این منطقه به مردم این امکان را داد تا با طیب خاطر بیشتری به فعالیتهای کشاورزی بپردازند، بنابراین استقرارهای این منطقه دائمی تر از منطقه دامن می باشند.  یکی از مهمترین ویژگیهای رودخانه بمپور خاصیت خلل و فرج دار بودن کف رودخانه است که بخش عظیمی از آب رودخانه به زیر زمین هدایت می گردد   این وضعیت امروزه نیز قابل مشاهده می باشد . در طی بررسی زمستان 1384 توسط نگارنده این وضعیت در منطقه دامن نیز مشاهده گردید. البته هر چند مردمان باستان خصوصا هزاره های دوم و سوم ق.م در اینخصوص مشکلاتی را داشتند، اما با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از سیستم جدید آبیاری یعنی استفاده از قنات نه تنها آب هدر نمی رود بلکه قابلیت استفاده در زمینهای کشاورزی را هم دارد. اشتاین در پی سلسله بررسیهای خود وقتی به بلوچستان می رسد به این قنات ها برخورد می کند. نگارنده نیز طی بررسی های خود در تابستان سال 1381 و زمستان 1384در بین دامن و بمپور به این سیستم آبیاری مواجه شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:26  توسط دلشاد مکرانی  | 

ایرانشهر، توانمندیها، مشکلات

امان‌اله تمنده‌روiranhahr
کار بسیار سختی است که ایرانشهری باشی و بخواهی از ایرانشهر بنویسی. سخت از این جهت که نمی‌دانی از چه چیز این شهر بنویسی، تا حق مطلب را ادا کرده باشی. نمی‌دانی آیا از تاریخ و تمدن باستانی آن بنویسی یا به جوانی جمعیت آن بپردازی. از استعدادهای کشاورزی اش بگویی یا موقعیت ویژه جغرافیایی‌اش. اگر هم به مرکزیت سیاسی و فرهنگی آن در گذشته‌های نه چندان دور اشاره‌ای نکنی و تنوع قومی و زبانی آن را ویژگی خاص آن به شمار نیاوری در حق این شهر سرسبز و زیبا کم لطفی کرده‌ای. آری از ایرانشهر سخن می‌گوییم. شهری که ایرانی‌ترین شهر استان است. از اسم با مسمایش تا قومیت‌های ایرانی که در آن زندگی می‌کنند، همه نشان از پر رنگ بودن ایرانیت در آن دارد. ایرانشهر از قدیم به دلیل خاصیت میهمان‌نوازی و مهاجر پذیری مردمانش، مامن هموطنان کرمانی، یزدی، خراسانی، آذری و در سالهای اخیر شمالی و کرد بوده است که در کنار بومیان بلوچ آن، در صلح و صفای کم نظیری زندگی می‌کنند.

از طرف دیگر اختلافات مذهبی نیز نمود چندانی در این شهر ندارد. از دیگر نشانه‌های ایران دوستی و ایرانیت مردمان این خطه می‌توان به نام‌گذاری بیمارستان این شهر به نام «ایران»، وفور نامهای خانوادگی با پیشوند یا پسوند ایرانی مانند ایران‌نژاد، ایرانمنش، ایراندوست و... اشاره کرد و کشف آثار تمدن و سفالینه‌های زیبا در دهستان دامن و منطقه اسپیدژ در جوار تمدن باستانی جیرفت، نشان از قدمت تمدن ایرانی چند هزار سال پیش از میلاد مسیح ایرانشهر دارد که بی‌توجهی و عدم کند و کاو علمی در مناطق باستانی آن نیز خود جای سئوال دارد.
ایرانشهر دارای تمیزترین و سرسبزترین معابر شهری استان است. همچنین بالاترین سرانه فضای سبز شهری در استان متعلق به این شهر است. وجود آب فراوان و ویژگیهای فرهنگی مردم ایرانشهر دلیل این برتری است.
قطب کشاورزی و صنعتی
ایرانشهر با داشتن آب فراوان و آب و هوای مناسب یکی از قطبهای کشاورزی استان می‌باشد. رتبه اول تولید خرما، بیشترین میزان تولید گندم، تنها منطقه تولید حنا، صاحب رتبه در تولید برنج و دانه‌های روغنی، وجود باغات پرتقال و لیمو و تنوع جالبی از محصولات زراعی و صیفی‌جات نظیر گوجه‌فرنگی، بامیه، کدو، هندوانه و خربزه و در سالهای اخیر محصولات گلخانه‌ای، ایرانشهر را به قطبی کشاورزی در منطقه تبدیل کرده است. لزوم ارتقای کیفی محصولات کشاورزی و حمایت از کشاورزان با توجه به نیاز روز افزون به تولید مواد غذایی و بحث امنیت غذایی، امری اجتناب‌ناپذیر است. از طرف دیگر احداث صنایع جانبی بسته‌بندی مواد غذایی و صنایع تبدلی، نظیر کارخانه رب گوجه‌فرنگی، کارخانه تولید شیره و عسل خرما، تولید نئوپان از برگ و شاخه درخت خرما می‌تواند ارزش افزوده مناسبی به محصولات کشاورزان منطقه بدهد. از طرف دیگر وجود کارخانجات فراگیر بافت بلوچ، نیروگاه عظیم بخار با تولید 40 درصد برق استان و صنایع دیگری نظیر تولید نوشابه، آب معدنی، لوله‌های پلی اتیلن و... ایرانشهر را به قطب دوم صنعتی استان پس از زاهدان تبدیل کرده است.
با این مقدمه طولانی می‌پردازیم به جاذبه‌های سرمایه‌گذاری و توانمندیهای این شهرستان و بیان مشکلات مردم ایرانشهر: 

ایرانشهر و معادن آن 

 بیش از یک سوم معادن کل استان در شهرستان ایرانشهر قرار دارد. سرمایه‌گذاری در بخش معدن زمینه خوبی برای ایجاد اشتغال، تولید ثروت و رفع محرومیت از این منطقه ثروتمند محروم استانمان می‌باشد. بخش بزمان خود به تنهایی گنجینه‌ای از انواع معادن قابل استحصال است که در صورت سرمایه‌گذاری دولتی و بخش خصوصی می‌تواند شکوفایی اقتصادی به همراه داشته باشد.
ایرانشهر جیرفت ثانی ایرانشهر هم از نظر شرایط آب و هوایی و هم حاصلخیزی خاک، بسیار شبیه جیرفت است. جیرفتی که چهارمین گلخانه طبیعی جهان لقب گرفته است. با این تفاوت که ایرانشهر مشکل کم آبی جیرفت را ندارد. سرمایه‌گذاری بر روی بخش کشاورزی، توسعه کشت گلخانه‌ای، تامین نهاده‌های کشاورزی و حمایت واقعی از کشاورزان می‌تواند باعث ایجاد اشتغال فراوان در این شهر بشود.
ایرانشهر، گاز و پتروشیمی ایرانشهر اولین شهر استان است که لوله گاز خام به آن می‌رسد. این امر تا پایان سال و حداکثر نیمه اول سال آینده محقق می‌شود. این پتانسیل می‌تواند زمینه خوبی برای ایجاد صنایع پتروشیمی در شهرستان باشد و مسوولان از همین حالا باید به فکر باشند. البته من معتقدم قدری دیر هم شده است. اما اگر الان هم شروع به احداث چند کارخانه پتروشیمی در شهرستان بکنیم شاید 3 الی 4 سال آینده آماده بهره‌برداری شوند. فرماندار و نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی می‌توانند در این بخش پیگیر باشند. دهقانی در این دوره اگر بتواند مجوز چند کارخانه پتروشیمی را گرفته و کار ساخت آنها آغاز شود چند نمره 20 در کارخانه خود ثبت کرده است.
ایرانشهر، پایلوت بهداشتی، درمانی منطقه
مرکزیت جغرافیایی ایرانشهر در بلوچستان و وابستگی اقتصادی و قومی شهرهای کوچک اطراف این شهر قابلیت تبدیل شدن آن را به مرکز خدمات‌رسانی بهداشتی و درمانی منطقه ایجاد کرده است. چرا که هم اکنون بسیاری از مردم شهرستان سرباز، بخش‌های بمپور، فنوج، لاشار و دو شهرستان جدید‌التاسیس دلگان و زابلی برای دریافت خدمات درمانی به این شهر مراجعه می‌کنند. لزوم احداث یک بیمارستان بزرگ آموزشی، درمانی نظیر بیمارستان امام علی(ع) زاهدان در ایرانشهر به منظور خدمات‌رسانی به مردم جنوب استان ضروری به نظر می‌رسد. این کار از هجوم بیماران نیازمند دریافت خدمات تخصصی و فوق تخصصی به مرکز استان با توجه به بعد مسافت و هزینه‌های بالا می‌کاهد.  

ایرانشهر مقصد گردشگران زمستانی 

 هوای معتدل ایرانشهر در فصل‌های پاییز و زمستان، آب گوارا، باغات سرسبز و زیبا و آثار باستانی زیبا همانند قلعه ناصری، قلعه بمپور و قلعه دامن به همراه منطقه باستانی اسپیدژ در کنار ارزانی میوه و سبزیجات تولیدی این شهر و خونگرمی مردم آن می‌تواند جاذب بسیاری از گردشگران زمستانی باشد که اغلب به مقصد بندر چابهار از ایرانشهر عبور می‌کنند. مسوولان شهر اگر بتوانند گردشگران را ترغیب به دو شب اقامت در این شهرستان بکنند، هم صنعت هتل‌داری شهر رونق می‌گیرد و هم در دیگر بخشهای خدماتی، شغل و درآمد ایجاد می‌شود. راستی باید از منزل مقام معظم رهبری در زمان تبعید در ایرانشهر که هم اکنون تبدیل به موزه شده به عنوان یکی دیگر از جذابیتهای گردشگری این شهر نام برد.
ایرانشهر و مشکلاتش
گفته می‌شود برای مردان بزرگ مشکل وجود ندارد چرا که برای حل مشکل یا راهی پیدا می‌کنند و یا راهی می‌سازند. اما این امر در ایرانشهر کمتر مصداق می‌یابد چرا که سوء مدیریت مدتهاست گریبانگیر برخی ادارات ایرانشهر شده است. از نام بردن اسم ادارات یا مدیریت‌های ضعیف خودداری می‌کنیم اما مدیران این شهر را به تلاش، نوآوری و خدمت‌رسانی بیشتر به مردم  شایسته خدمت ایرانشهر فرا می‌خوانیم. تحصیلات پایین کارکنان و مسوولان، اداره سنتی امور، روز مره‌گی،  نبود برنامه‌ریزی‌های لازم از مشکلات مدیریتی ایرانشهر است. البته آشنا نبودن مردم به حقوق خود و نداشتن آگاهی به قوانین حل مشکلات را مشکل‌تر جلوه می‌دهد.
از دیگر مشکلات ایرانشهر می‌توان به پایین بودن شاخص‌های بهداشتی اشاره کرد. این مشکل مانند اکثر نقاط استان بیشتر در روستاها و مناطق دور افتاده نمود دارد.
بهای بالای برق و ناتوانی مردم در پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور آن دیگر مشکل مردم شهرستان است که مسوولان باید با توجه به گرمای شدید منطقه فکر جدی برای این معضل بنمایند.
آبهای سطحی و سیلاب‌ها در بسیاری از مناطق ایرانشهر اغلب مشکل‌آفرین است. بسیاری از روستاهای ایرانشهر در حاشیه رودخانه‌ها قرار دارند و در هنگام سیلاب هم منازل و هم مزارع کشاورزی آنان دچار آسیب جدی می‌شود. احداث سد بر روی رودخانه دامن و هدایت سیلاب‌ها در منطقه دلگان، چاره کار است که توجه مسوولان را می‌طلبد.
مشکل دیگری که در یکی دو سال اخیر گریبان فعالان بخش کشاورزی را گرفته است مشکل تامین سوخت موتور پمپ‌های کشاورزی است. برقدار کردن چاه‌های کشاورزی و جلوگیری از قاچاق سوخت راه مقابله با این مشکل است.
از دیگر گلایه‌های مردم ایرانشهر می‌توان به کمبود و یا خرابی دستگاههای خود پرداز در شهر اشاره کرد که اخیرا باعث نگرانی زیادی برای مردم شده است.
مشکلات خدمات شهری نیز دغدغه دیگر مردم ایرانشهر است که رفع آن، همت شهردار و زحمتکشان شهرداری را می‌طلبد. مشکلات جوانان نیز بحث مفصلی است که در جایی دیگر به آن می‌پردازیم. انشاء ا... طرح سایر موضوع‌ها را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:22  توسط دلشاد مکرانی  | 

شهرستان ایرانشهر

شهرستان ایرانشهر در ناحیه مرکزی بلوچستان ایران با مساحت 30200 کیلومتر مربع در فاصله 345 کیلومتری مرکز استان سیستان و بلوچستان واقع و 15 درصد وسعت استان ( 18752 کیلومتر ) را به خود اختصاص داده است . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 591 متر است که در مرکز شهر 570 متر در مناطق مرتفع 1200 متر و در مناطق پست جازموریان 378 متر می باشد . این شهرستان در طول جغرافیائی 60/24  و عرض جغرافیائی  27/12  واقع است . این شهرستان از شمال به شهرستانهای خاش ، از شرق به شهرستان سراوان ، از جنوب به شهرستانهای سرباز و نیکشهر و از غرب به استان کرمان و دشت جازموریان محدود می شود . از شاخص های کوههای این شهرستان کوه خضر بزمان با ارتفاع 3497 متر از سطح دریا را می توان نام برد . رودخانه بمپور در شهرستان ایرانشهر از ارتفاعات کارواندر سرچشمه گرفته و پس از طی تقریبا 170 کیلومتر به ریگزار جازموریان می ریزد.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:32  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 

 Sunset in Chabahar by yasmine20_20

 

خلیج چابهار
خلیج چابهار با جلوه بی نظیر طلوع و غروب خورشید در دریا – که بدون شک بی بدیل ترین منظره طلوع و غروب در کشور است – همراه با نور کشتی ها در آب در شب و موقعیت نعل اسبی اش در کناره اقیانوس هند از جمله دیدنی های طبیعی چابهار است.   

 

 

DSC00094 by majidtaherian 
 
ساحل صخره ای
در چابهار به دلیل موقعیت منحصر به فرد آن که تنها بندر اقیانوسی کشور است ( به خاطر نزدیکی به اقیانوس هند ) منطقه ای وجود دارد که به ساحل صخره ای معروف است. منظره برخورد موج و صخره و ارتفاع آب که گاه تا پنجاه متر پس از برخورد با صخره های بلند،‌ اوج می گیرد انواع خرچنگها و لاک پشتهایی که در روی صخره ها همبازی موج اقیانوس و جدال موج و صخره اند، و نسیم روح بخشی که در موج می پیچد و... همه و همه جلوه های نابی از طبیعت شاعرانه را به تصویر می کشند که هر بیننده ای را با شعر و ترانه پیوند می دهد.  

 

 

Boats in Bahrekan coast by doctor_hendii  



اسکله ماهیگیری
در چابهار چندین اسکله صیادی وجود دارد که دو اسکله صیادی (( تیس )) و (( رمین )) از بقیه دیدنی ترند. اسکله تیس در داخل محوطه و اراضی سازمان قرار دارد و اسکله رمین در 45 کیلومتری شرق شهرستان چابهار. تماشای کشتی ها و قایقهای صیادی و صیادان بلوچ و صید انواع ماهیها و شاه میگو یا لابستر که از محصولات دریایی منحصر بفرد منطقه است، ‌دیدنی و خاطره انگیزند.  

 

عارف  و شترش by Yekta...  


 روستای قدیمی تیس روستای تیس با قدمتی بیش از دو هزار سال در شمال ساحل واسکله صیادی تیس ،‌ و با مسجد زیبا و قدیمی ومردم روستایی و خونگرم آن از دیگر دیدنی های چابهار است.  


    
   



گل فشان
در شمال غرب چابهار و در 20 کیلومتری روستای کهیر ، ‌در مسیر جاده تنگ – گانگ یک پدیده منحصر بفرد طبیعی به نام « گل فشان » وجود دارد که محصول فوران گل و لای از درون زمین همراه با متصاعد شدن گاز است.
از گل فشان یا گل افشان در طی سالیان متمادی با پرتاب گل به اطراف ،‌ تپه ای از گل به وجود آمده که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند . 
    
تالاب لیپار در 15 کیلومتری شهر چابهار و در مسیر جاده ساحلی چابهار گواتر ، ‌و در تنگه ای صخره ای مشرف به دره ای سبز و زیبا ،‌ آبگیری به طول 13 کیلومتر ایجاد شده که آبهای سرگردان اطراف را در خود جمع کرده است . در این آبگیر چشم نواز انواع بوته ها و درختچه ها و انواع پرندگان مهاجر و زیبا ، ‌دیده می شوند .
گفتنی است متأسفانه در حال حاضر به دلیل خشکسالی ،‌ این تالاب فاقد آب است ، ‌ولی مناظر طبیعی زیبای آن همچنان وجود دارد. 
  
آثار باستانی و تاریخی چابهار دارای آثار باستانی و تاریخی متعددی نیز هست: روستا و بندر تاریخی « تیس » با قدمتی چند هزار ساله، ‌بنای تاریخی و قدیمی « قلعه پرتغالی ها » بر روی تپه ای در 9 کیلومتری چابهار و مشرف بر خلیج چابهار، ‌مقبره امامزاده سید غلام رسول در نزدیکی میدان شیلات شهر،‌ مقبره های سنگی روستای تیس، ‌ویرانه های شهباز بند، ‌ساختمان قدیمی تلگرافخانه انگلیس در چابهار، ‌قلعه نوشیروان، ‌گودانگریز ( گود انگلیس ) قلعه و غار « بان مسیتی » روستای تیس،‌ محوطه باستانی دمب کوه،‌ قلعه گواتر، ‌قلعه پیرو زگت و بلوچ گت، ‌گورستان ها و نیز مساجد قدیمی از جمله آثار باستانی و مراکز تاریخی شهرستان چابهار محسوب می شوند. 
    
 
ساحل تیس در مسیر جاده کنارک و چابهار و در 9 کیلومتری شهر و در داخل محدوده سازمان، ‌ساحل تیس با آلاچیق های زیبا ، ‌سینمای روباز و رستوران ساخته شده توسط سازمان، ‌یک محوطه اقامتی دلپذیر و دیدنی را فراهم آورده است. ساحل تیس به دلیل آنکه عمق آب تا فاصله صدها متر تقریباً یکسان و کمتر از قد طبیعی انسان است، ‌موقعیت منحصر به فردی دارد.   

 

   

اصغر تمساح فی قطر by ماشی ولا معبرنی

تمساح پوزه کوتاه  

 

تمساح، ‌یا کروکودیل پوزه کوتاه برجسته ترین موجود حیات وحش چابهار است که به طور طبیعی در این منطقه زندگی می کند. بخشی از زیستگاه اصلی این تمساح که محلی ها آن را ( گاندو )می نامند، ‌در شهرستان چابهار و بخش دیگر در شهرستان ایرانشهر قرار دارد این تمساح که از نادر ترین انواع تمساح در جهان است در رودخانه های سرباز و باهو کلات زندگی می کند.  

Moutain cut by yasmine20_20


 
بندر کنارک
شهر و بندر کنارک در 5 کیلومتری فرودگاه بین المللی کنارک قرار دارد و دارای ساحل و اسکله صیادی فعال و زیبا،‌ بافت شهری و بومی جالب ،‌ بازار سنتی دیدنی و صنایع دستی محلی است و از جمله جاذبه های گردشگری چابهار محسوب می شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 21:37  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 منبع وبلاگ پهره 

 مزرعه گندم - wheat  farm 3

 

زاهدان - خبرنگار رسالت:
دشت بمپور از توابع شهرستان ایرانشهر که گفته مى‌شود در سال 1318 همزمان با ده‌ها شهر فعلى در استان‌هاى هرمزگان، کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان به مرکز بخش تبدیل شده بود در حالى که به عنوان یک قطب کشاورزى در مرکز جغرافیاى بلوچستان مطرح و سالانه هزاران تن گندم و صیفى‌جات تولید مى‌کند همچنان مرکز بخش باقى‌مانده است.
بمپور تولیدکننده نیازهاى غذایى شهرستان ایرانشهر از جمله گندم، ذرت، سبزیجات و صیفى‌جات است که هم اینک نیروگاه تولید بخشى از انرژى برق سیستان و بلوچستان در این منطقه وجود دارد.
شهر بمپور که مرکز مکران بوده و هم اینک در مسیر جاده‌ ترانزیتى بندر چابهار به استان کرمان، هرمزگان و خراسان جنوبى قرار دارد داراى دشت‌هاى وسیع کشاورزى است که در سال 1333 دولت وقت براى تامین آب کشاورزى آن جهت مهار سیلاب‌هاى منطقه بر روى رودخانه آن سدى بنا نمود تا به عنوان مرکز تولید گندم در جنوب سیستان و بلوچستان همچنان حفظ شود.
گزارش خبرنگار ما حاکى است. در حالى که متوسط تولید گندم در دشت‌هاى استان‌هاى جنوب شرق کشور حدود 2 تن در هکتار است تولید گندم در اراضى مستعدبخش بمپور در بعضى نقاط حدود 7 تن در هکتار مى‌باشد.
در حالى که شهر بمپور در هر سال ده‌ها هزار تن صیفى‌جات تولید و به دلیل اینکه صیفى جات این منطقه نوبرانه است به قیمت بسیار خوب در بازارهاى کشور به فروش مى‌رسد و دشت‌هاى وسیع این منطقه همچنان تولید کننده مرغوب‌ترین گندم منطقه است ولى به این شهر از نظر توسعه پروژه‌هاى عمرانى توجه نشده است. هنوز بخشى از ساختمان‌هاى قدیمى 50 سال قبل به همان حالت نیمه مخروبه باقى‌مانده است بخشى از اراضى این دشت سال‌ها ست که در زیر توده‌هایى از تپه‌هاى انبوه ماسه بادى مدفون است که در روزهاى توفانى بویژه تابستان که هواى منطقه تحت تاثیر جبهه هواى مونسون قرار مى‌گیرد و شدت توفان نیز به 120 و گاهى به 160 کیلومتر در ساعت مى‌رسد .هجوم شن‌هاى روان زندگى مردم را مختل و چند روزى فعالیت و کار و کسب بویژه کار در مزارع متوقف مى‌شود.
خبرنگار ما در ادامه مى‌نویسد: در حالى که بمپور یکى از مناطق داراى آثار باستانى مى‌باشد ولى سازمان گردشگرى و جهانگردى امکاناتى براى علاقه‌مندان به بازدید از آثار باستانى احداث ننموده است.
بمپور اولین مرکز آموزش کشاورزى است که از سال 1330 به بعد صدها معلم از دانشسراى کشاورزى آن فارغ‌التحصیل در سایر نقاط استان مشغول به خدمت به محرومین‌ شده‌اند ولى متاسفانه در حالى که امروز در سیستان و بلوچستان ده‌ها واحد دانشگاه و دانشکده تاسیس و حدود 70 هزار دانشجو در استان مشغول به تحصیل مى‌باشند ولى حتى یک مرکز آموزش عالى در نقطه‌اى که اولین مرکز آموزش‌ تربیت معلم را در استان داشت احداث نشده است.
اگر دولت براى بارور شدن استعدادهاى نهفته کشاورزى این منطقه سرمایه‌گذارى کند و تسهیلات مورد نیاز را در اختیار کشاورزان قرار دهد بمپور که تولید گندم آن 7 تن در هکتار است و در هیچ جاى کشور چنین رکوردى وجود ندارد مى‌تواند بعد از جلگه سیستان یکى از اقطاب تولید گندم در کشور باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 14:23  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

نام انگلیسی :  hamoon jazmoorian salt lake    

نام فارسی :  دریاچه نمک هامون جازموریان 

 

 

موقعیت جغرافیایی

هامون جازموریان

 

هامون جازموریان ما بین کوه های مکران و شاهسواران قرار دارد که از خاور به باختر تقریبا به درازای 300 کیلومتر و از شمال به جنوب به پهنای 100 کیلومتر گسترده شده است. در اصطلاح محلی پوشش گیاهی را جاز می نامند و انبوهی و کثرت آن را موریان می گویند. به همین سبب، این ناحیه به جازموریان معروف شده است. این دریاچه فصلی، در باختر بلوچستان قرار دارد و نیمی از آن در استان کرمان واقع شده است. مساحت حوزه ی آب ریز آن 69000 کیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 300 متر است. محدوده آب گیر کامل دریاچه در مواقع پر آبی 3300 کیلومتر مربع و در مواقع کم آبی به طور متوسط 2500 کیلومتر مربع است.

 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:41  توسط دلشاد مکرانی  | 

خرما ( ترکیبات ، مقدار کالری ، ارزش غذایی ، فوائد ، تاثیرات درمانی ، مضرات )

 

 

 

خرما از میوه های بسیار مفید است که متاسفانه در برنامه های غذایی ما بطور مرتب قرار ندارد .خرما یکی از پرمصرف‌ترین خوراکی‌هایی است که در ماه مبارک رمضان بر سر سفره افطار گذاشته می‌شود.

مقدمه :

درخت خرما یا نخل از گیاهان بسیار قدیمی و مقدس است که نامش در قرآن مجید ۴۲ بار تکرار شده است و مسلمانان آن را از میوه های بهشتی می دانند. در دیانت مسیح برگ خرما سمبل و نشانه شهادت و روح شهدایی است که در راه دیانت حضرت مسیح جان باخته اند. یک ضرب‌المثل عربی می‌گوید: «خواص درخت خرما به اندازه روزهای سال است.»

میوه شناسی :

این میوه سر شار از انواع ویتامین از جمله  آ ’ ب ’ ث ’ای’و دارای فلزات معدنی مثل فسفر ’ کلسیم ’ آهن ’ ید و منیزیم میباشد که هر کدام از این مواد در سلامتی انسان نقش بسزایی دارد

این میوه به خاطر داشتن منیزم ضد سرطان بوده . برای شنوایی ’ بینایی ’ درد کمر ’ درد مفاصل ’ سیاتیک’ درمان سینه و ریه مفید است .

استفاده از این میوه در ماه مبارک رمضان به دلیل ارزش غذایی آن توصیه شده‌ است، این میوه، قند کاهش یافته در دوران روزه داری را جبران می‌کند، به علت دارا بودن فیبر و خاصیت ملین بودن آن ، سیستم گوارشی را که به دلیل روزه‌داری بی‌تحرک شده است ، به تحرک وا می‌دارد.

خرما به علت داشتن منیزیم ، انرژی عضلانی بدن را تقویت می‌کند و نیروی عمومی بدن را افزایش می‌دهد و به علت داشتن فسفر و منیزیم موجب تقویت حافظه می‌شود.

خرما میوه‌ای قدیمی است، میوای که از درختی عمل می‌آید که جزو تیره نخل هاست و در مناطق نیمه گرمسیری و گرمسیری پرورش می‌یابد.

عده‌ای خاستگاه آن را هندوستان می‌دانند و باستان شناسان معتقدند کاشت این درخت به پنج هزار سال پیش برمی گردد.

 

20-nature 

گفته می‌شود که نخل خرما از ایران به چین برده شده و در کشورهای اروپایی مانند اسپانیا کشت شد.

خرمای ایرانی گونه‌های متعددی دارد که مصارف هر کدام از آنها متفاوت است ، گونه‌هایی مانند مهتری ، سلانی ، شهمران ، کلوته و … که در میان این گونه‌ها شاید نام”مضافتی” برای ما از همه آشناتر باشد ، گونه‌ای از خرما که به شکل رطب در بازارهای داخلی و خارجی با طعمی بسیار دلچسب به فروش می‌رسد.

 

درباره ارزش غذایی خرما، تاثیر آن بر سلامت انسان و نقش آن در هرم غذایی مطالب زیر خواندنی است :
خرما در هرم غذایی
خرما از ارزش غذایی خوبی برخوردار است و باید آن را در هرم مواد غذایی میوه به حساب آورد.

با توجه به کوچکی هر عدد خرما، هر واحد آن شامل دو تا سه عدد خرما است که چنانچه بر اساس نیاز روزانه دو تا سه واحد میوه می‌خورید، می‌توانید این تعداد را به جای یکی از این واحدهای میوه استفاده کنید.

به یاد داشته باشید که خرما به علت داشتن قند زیاد که بخش بیشتر آن قند ساده است، در صورت مصرف زیاد و با افزایش انرژی مصرفی ممکن است باعث چاقی شما شود.

افراد دیابتی و یا کسانی که سابقه دیابت در خانواده آنان وجود دارد باید تعادل را در مصرف خرما حفظ کنند.

 

خرما 


ترکیبات خرما
خرما شامل ‪ ۲۵‬درصد ساکاروز، ‪ ۵۰‬درصد گلوکز و مواد آلبومینوئیدی آب و پکتین است.

خرما ویتامین‌هایی مانند ‪ C , B , A‬و ‪ E‬و حاوی مقادیری املاح مدنی است.

ترکیب خرمای تازه در صد گرم که خانم کاوه‌یی از به عنوان میوه تازه نام می‌برد، شامل ‪ ۱۶۳‬کالری انرژی، ‪ ۰/۹‬گرم پروتئین ‪ ۰/۳‬گرم چربی، ‪ ۳۸‬گرم گلوسید، ‪ ۳۰‬میلی گرم فسفر ، ‪ ۱/۳‬میلی گرم آهن ، ‪ ۵۱‬میلی گرم کلسیم و ‪۱۰‬ میلی گرم ویتامین ‪ C‬است.

به علاوه میوه خشک (خرمای خشک)، ‪ ۳۰۰‬کالری انرژی، دو گرم پروتئین، ‪ ۰/۶‬گرم چربی، ‪ ۶۰‬میلی گرم گوگرد ‪ ۵۰‬میلی گرم فسفر، ‪ ۶۵۰‬میلی گرم پتاسیم، ‪ ۶۵‬میلی گرم منیزیم، ‪ ۷۰‬میلیگرم کلسیم دو میلی گرم آهن و ‪ ۲/۲‬میلی گرم نیاسین و مقدار کمی سدیم دارد.

مقدار کالری خرما

بلافاصله بعد از خوردن یک کیلوگرم خرما، ۳۴۷۰ کالری انرژی در بدن تولید می شود. به همین دلیل مصرف خرما در افطار مناسب است، زیرا گرسنگی شما را فرو می نشاند..

این مقدار انرژی در مقایسه با سایر میوه ها بسیار بالاست. مقدار انرژی تولید شده در یک کیلو گرم از مواد غذایی زیر به شرح زیر است :

زرد آلو : ۵۲۰ کالری

پرتقال : ۴۸۰ کالری

برنج پخته : ۱۸۰۰ کالری

نان گندم : ۲۲۹۵ کالری

موز : ۹۷۰ کالری

گوشت بدون چربی : ۲۲۴۵ کالری

ولی همانطور که گفته شد یک کیلو خرما بیش از ۳۰۰۰ کالری انرژی تولید می کند.

۱۵ تا ۳۰ در صد آن را آب تشکیل می دهد . میوه خرما  ۲ درصد پروتئین و کمتر از ۲ درصد چربی و املاح دارد. پروتئین و آب موجود در آن بسته به نوع خرما و مرحله رسیدن آن فرق می کند. سدیم کمی نیز دارد.

تاثیر خرما بر سلامتی
تاثیر خرما بر سلامتی در تحقیقات متعددی بررسی شده است.از آنجا که خرما در گروه میوه‌ها طبقه بندی می‌شوداز فواید مصرف میوه و سبزی برخورداراست.

به علاوه خرما به علت چربی کمی که دارد به عنوان ماده غذایی کم چربی در نظر گرفته می‌شود.

به خاطر مقادیر ناچیز سدیم ، بیماران مبتلا به فشار خون بالا با مصرف آن مشکلی نخواهند داشت ، مگر اینکه با مصرف نامتعادل باعث اضافه وزن در آنها شود.

بیشترین اهمیت خرما به علت تامین فیبر گیاهی است.به گفته دانشمندان مصری ، خوردن ‪ ۸۰‬گرم خرما، ‪ ۱۰‬درصد نیاز روزانه بدن به نیاسین را جبران می کند.

“نیاسین” برطرف‌کننده مشکلات گوارشی، روانی و پوستی است.

این مقدار خرما همچنین پنج درصد نیاز روزانه به ویتامین‌های ‪ B۱‬و ‪B۲‬ را که در سلامت اعصاب و دستگاه گوارش نقش دارند ، تامین می‌کند.

تاثیر درمانی :

۱- پژوهشگران می گویند خوردن خرما به تنهایی یا همراه با لبنیات از جمله شیر برای کوفتگی و خستگی مفرط ناشی از روزه گرفتن یا فعالیت‌های سنگین بسیار مفید است.

۲- خرما الیافی دارد که در کاهش چربی و تامین پروتئین بسیار موثر است.

۳- جدیدترین تحقیقات علمی بیانگر موثر بودن خرما در رفع خشونت افراد و مایه آرامش روحی آنان است.

۴- به علت دارا بودن موسیلاژ و مواد پکتیک ، آرام کننده سرفه می باشد، و اثر رفع ناراحتی های سینه دارد. برای این کار از جوشانده ۵۰ گرم در نیم لیتر آب شیرینی تهیه می کنند که برای سینه درد مفید است.

۵- تنظیم کننده فشار خون - خرما می تواند در بهبود فلج اعضا، کمردرد و ناراحتی های مفاصل موثر باشد.

۶- دم کرده خرما با شنبلیله برای تبهای بلغمی مفید است.

۷- مخلوط خرما با شیر تازه در بالا بردن و تقویت نیروی جنسی بسیار موثر است.

۸-  اثرات ویتامین ها ومواد معدنی خرما

- ویتامین A، برای رشد سلول ها ضروری و فعالیت سلول ها را تشدید می کند، زیرا با کمک آن کلسیم موجود در خرما به سلول های بدن می رسد.

 ویتامین B، تقویت کننده و سازنده سلول های عصبی.

 ویتامین B۲، در جذب مواد هیدروکربنی سایر غذاها موثر است.

 آهن، بدن انسان در هر روز %۹mgآهن نیاز دارد که در هر ۱۰۰GR خرما ۳تا ۵ MGR آهن دریافت می شود. بنابراین با خوردن چند عدد خرما در روز آهن مورد نیاز بدن تامین می شود. آهن ترمیم کننده و سازنده گلبول های قرمز خون است. لذا خوردن خرما درمان کم خونی است.

 منیزیم، بدن انسان روزانه نیاز به MGR۲۵۰منیزیم دارد و از طرفی هرGR۱۰۰خرما در حدود mgr۶۲ منیزیم دارد. بنابراین هر گاه شخص به جای سایر مواد غذایی روزانه فقط نیم کیلو خرما بخورد تمام منیزیم بدن خود را تامین کرده است.

 

۹- بنابر تجربیات پرفسور « bellbet» کمبود منیزیم بدن را برای ابتلا به سرطان آماده می کند. منیزیم مقوی انرژی عضلانی ، عصبی و غدد تناسلی می باشد. هم چنین برای حفظ سلامت پروستات و کلیه ها لازم است.

 منیزیم مانند فسفر فعالیت های فکری را تقویت می کند. مبتلایان به دیابت (قند) می توانند به جای قند از خرما استفاده کنند، زیرا منیزیم موجود در خرما کار کلیه ها و لوزالمعده را آسان می کند.

۱۰- این میوه به خاطر داشتن منیزم ضد سرطان بوده . برای شنوایی ’ بینایی ’ درک کمر ’ در مفاصل ’ سیاتیک’ درمان سینه و ریه مفید است .

۱۱- براساس شواهد، در مناطقی که مصرف خرما درآنها زیاد است ، این میوه می‌تواند در پیشگیری از سرطان موثر باشد.

۱۲- خرما اسید اضافی معده را  خنثی میکند برای سالمندان و کودکان بسیار سود مند است .

۱۳- می گویند جوشانده خرما در شیر سینه را نرم’ کلیه ها را درمان ’و از التهاب و امراض عفونی و ریزش مو جلوگیری میکند .

۱۴- در بعضی کتاب های طب سنتی از خرما به عنوان خون ساز یاد شده که برای افراد ضعیف المزاج بسیار مفید میباشد .

۱۵-  « کورنسکی» در کتابی که در باره خرما نوشته می گوید: «مقدار کالری خرما نسبت به قند به مراتب کمتر است ولی ارزش غذایی خرما از قند بیشتر است زیرا قند موجود در خرما، قند زنده است».

۱۶- خرما در حالت رطب ، قسب و حتا کال نیز اثرات درمانی خاص خود را دارد. قسب، گرم و خشک ، نافع استسقاء (مسکن تشنگی، قطع کننده اسهال رطوبتی و پاک کننده اخلاط سینه می باشد.

۱۷- اثرمعجزه آسای هسته خرما، از بین بردن تورم پلک های چشم است برای این منظور پمادی از هسته خرما درست کرده و آن را روی چشم می گذارند این پماد برای رشد مژه های چشم نیز بهترین دارو است.

 

 مضرات:

 البته نباید در مصرف آن زیاده روی کرد چون مصرف بسیار بالای آن باعث آسیب به کبد و طهال  افزایش فشار خون ’ جوش دهان و پوسیدگی دندانها میشود

در خوردن آن افراط نکنید چرا که دارای قند زیادی است در این صورت آن هایی که لوز المعده حساس دارند و یا آن هایی که بیماری قند در خانواده آن ها وجود دارد باید کمتر از این میوه استفاده کنند.

پهره: اخبار بلوچستان و جهان

http://pahra.blogsky.com/?PostID=3068

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:18  توسط دلشاد مکرانی  | 

معرفی دهستان کهیر

 

QUETTA ZIARAT (20) 

دهستان کهیر از توابع بخش مرکزی شهرستان کنارک در استان سیستان و بلوچستان می باشد . که تعداد 37 روستا را تحت پوشش قرار داده , مناطق تحت پوشش این دهستان از 40 کیلومتری شمال غرب شهرستان کنارک با روستای برسر آغاز و تا روستای درانگو ادامه دارد . مرکز این دهستان در روستای کهیر قرار دارد. برای دسترسی به این دهستان از جاده ی شهرستان کنارک به شهرستان جاسک به طرف غرب حرکت می کنیم (نقشه دهستان کهیر به زودی در همین وبلاگ قرار می گیرد)  

وضعیت جمعیت و اجتماعی : براساس سرشماری نفوس و مسکن سال 85 این دهستان دارای37 روستا با 2161 خانوار و 10799 نفر جمعیت می باشد.

مردم این منطقه به لهجه بلوچی تکلم می کنند و این مردم مسلمان و دارای مذهب سنی می باشند .  بیشتر مردمان این منطقه از طایفه « هوت » می باشند و طوایف دیگر به تدریج به این دهستان مهاجرت کرده و اکنون سالهاست که با صفا وصمیمیت در کنار هم به خوشی و با آرامش زندگی می کنند.

وضعیت اقتصادی دهستان : بیشتر مردم دهستان کهیر به کشاورزی و دامداری و ماهیگیری مشغولند و عده کمی هم از طریق مشاغل اداری , آزاد و خدماتی امرار معاش می نمایند و زنان بیشتر به خانه داری مشغول هستند.

کشاورزی و دامداری :دامداری در این دهستان به صورت سنتی برای تهیه مایحتاج خانواده مانند گوشت و شیر و..... می باشد و برای تهیه علوفه این دامها روستائیان در زمین های زراعی خود محصولاتی مانند گندم ، جو و غیره بصورت دیمی کشت می کنند .

باغات :دشت کهیر یکی از مهمترین قلمروهای زراعی است که در گذشته دارای باغ خرما بوده و کم کم با استفاده از حفر چاههای عمیق درختانی مانند :زیتون ، انبه ، موز کشت شد و اکنون این ناحیه حدود 50 باغ دارد که هر یک  دارای 30 تا 40 هکتار مساحت هستند . محصولات عمده این باغات میوه های گرمسیری مانند : انبه ، پاپایا ( خربزه درختی ) ، چیکو ، گواوا (زیتون محلی ) ، خرما و غیره و سبزیجات مانند : هندوانه ، خربزه ، خیار ، گوجه ، بادمجان ، کلم ، تربچه و غیره می باشد .

آب این باغات از طریق حفر چاه های عمیق  تهیه می شود و در خشکسالی اخیر آب این چاهها کم وخشک شده در نتیجه در این مدت باغات کهیر از رونق افتادند .  کشاورزان منطقه دچار مشکلات و خسارات فراوانی شده و بسیاری از درختان گرمسیری این باغات از بین رفتند  . میوه های گرمسیری این دهستان که در میوه فروشی ها و میدان های تره بار و.......... زبان زد خاص و  عام بود از بین رفتند تا اینکه با بارش باران های چند سال اخیر دوباره چاههای باغات کهیر پر آب شده و دوباره فعالیت این کشاورزان آغاز شده است .

ماهیگیری (ملوانی):شغل ماهیگیری از طریق  لنج های صیادی و تجاری در دریای عمان می باشد و جوانان این دهستان که به شغل ملوانی (جاشو) اشتغال دارند  در این لنج های صیادی و تجاری مشغول به کار هستند که لنج های صیادی آن دارای سردخانه و آنها برای صید ماهی مجبور به طی مسافت های  طولانی به مدت 3 الی 4 ماه در دریا و آبهای اقیانوس هستند و در این مدت این جوانان از طریق تماس تلفنی و بی سیم با خانواده های خود در تماس هستند . لنج های تجاری آن هم به کشورهای همسایه مانند امارات متحده عربی و ......... رفت و آمد دارند و کالا و اجناس از طریق این لنج ها به منطقه آزاد و تجاری چابهار آورده می شود و بعضی از جوانان این دهستان در این لنج های تجاری  مشغول به کار هستند .

ماهیگیری در بندر تنگ از بنادر مهم دهستان کهیر  با قایق و لنج های کوچک  رونق زیادی دارد .

وضعیت تاریخی دهستان : از پیشینه این دهستان  اطلاعات تاریخی دقیقی ارائه نشده است . اما سرشناسان و افراد مسن این منطقه متفق القولند که اکثریت روستاهای این دهستان خصوصا مرکز آن که روستای کهیر می باشد روستایی بسیار قدیمی است. پیرامون وجه تسمیه این دهستان عدهای عقیده دارند به خاطر وجود کثرت درختان تنومند کهیر(کهور) در این منطقه می باشد .

وضعیت طبیعی و اقلیمی منطقه:

آب وهوا : این دهستان بخاطر نزدیکی به دریا تابستان آن گرم و مرطوب و زمستان آن معتدل می باشد . و اختلاف دمای شب و روز کم می باشد و چون هوای گرم همراه با رطوبت می باشد گاهی هوای شرجی در منطقه دیده می شود.

بارش  : وزش بادهای باران آور موسمی در فصل تابستان و بادهای غربی در فصل زمستان در این منطقه موجب ریزش بارانهای پراکنده می شود .

نام بادهای محلی : گوریچ ، هیران ، چلیم ، بش ، هنگام

پوشش گیاهی : با توجه به گوناگونی خاک و محدودیت منابع آب در این منطقه پوشش گیاهی متنوعی که با شرایط طبیعی سازگاری دارند دیده می شود . پوشش گیاهی که بیشتر گیاهان گرمسیری یک ساله بصورت استپ بیابانی با گیاهان کوتاه قد از نوع ساوان که در فصل بارندگی رشد می کنند در فصلی که بارندگی نیست از بین می روندمانند گوماز ، شز ، براک ، شیز ، سبر ، دانیج ، شمش ، آلکو ، دارک  و درختان چندساله  که دارای ریشه های بلند و قوی می باشد مانند کلیر ، کهیر(کهور) ، چش ، سمر یا دیویی ، انجیر معابد (کرگ) ، سول ، کرگ تلخ (بزودی توضیحات کامل در مورد این درختان در این وبلاگ قرار می گیرد

گیاهان محلی که خاصیت داروی دارند و به صورت خود رو در منطقه رشد می کنند و این گیاهان را در زمانهای قدیم بعنوان دارو از آنها استفاده می کردند که بصورت مختصر در جلو هر کدام ذکر می شود : ایژورک : سرمه چشم ، صداف : خوشبویی و برای دفع حشرات مانند مگس ، گنج : درد پا واز بین بردن انگلهای بدن  ،گوامیچ : صابون صورت ، مسک : پودر رختشویی ، کنر تاک : شامپو سر ، کرکاوگ : تلخ است و برای پا درد، توج : مسواک ، زاق : مسواک ، کرزی اروح : زخم و کوبیدگی بدن ، توسو : شکم درد بچه ها ، گواتک : درد چشم ، زگ گون : زخم بدن ، دست سر یا مکیی : زخم و درد بدن ، ازبوتک : درد چشم ، کلمپر، جور

رودخانه کهیر :از کوه بن تاق سیاهکوه در 38 کیلومتری شمال غرب نیکشهر سرچشمه می گیرد و به نام رودخانه دارکان به سوی جنوب سرازیر می شود . این رودخانه در طول مسیر با رودهای کوچک متعدد مخلوط شده و در نهایت رودخانه کهیر نامیده می شود . طول این رودخانه 185 کیلو متر و میانگین آبدهی سالانه آن حدود 70 میلیون متر مکعب است ودر نهایت به دریای عمان می ریزد .

وضعیت آ موزشی : جوانان این دهستان افراد باسواد و تحصیل کرده که دارای تحصیلات دانشگاهی می باشند . بدلیل اینکه رژیم گذشته به وضعیت آموزش روستاها کمتر توجه می شد افراد قدیمی و مسن بیسواد بوده و با فعالیت نهضت سواد آموزی و تشکیل کلاسهای سواد آموزی در این منطقه تا حدودی مشکل بیسوادی این منطقه رفع گردید .

مدارس ابتدایی : تمام روستاهای این دهستان دارای مدارس ابتدایی که به صورت مختلط دخترانه و پسرانه تشکیل می شود .

مدارس راهنمایی : در این دهستان روستاهای برسر ، تنگ و بیر دارای مدارس راهنمایی است . و کهیر مرکز دهستان دارای مدرسه راهنمایی شبانه روزی که دانش آموزان روستایی که مدرسه راهنمایی ندارند در این مدرسه راهنمایی شبانه روزی   مشغول به تحصیل هستند . و مدرسه راهنمایی دخترانه در مرکز دهستان یعنی کهیر قرار دارد .

مدارس متوسطه : دانش آموزان روستایی پس از اتمام مقطع ابتدایی و راهنمایی در روستاهای خود جهت ادامه تحصیل به مرکز دهستان یعنی کهیر که دارای دبیرستان دخترانه و پسرانه و مرکز پیش دانشگاهی  می باشد مراجعه می کنند .

دانش آموزان دختر روستایی در دبیرستان دخترانه حضرت مریم (س) کهیر و دانش آموزان پسر روستایی در مجتمع شبانه روزی امام خمینی (ره) که دارای رشته های علوم تجربی و علوم انسانی در تمام پایه ها می باشد مشغول به تحصیل می باشند .

مرکز پیش دانشگاهی : مرکز پیش دانشگاهی امام حسین (ع) که در مرکز دهستان یعنی کهیر واقع شده برای تمام دانش آموزان روستایی این دهستان  می باشد %    

 وضعیت راهها : راههای روستای برسر و بندر تنگ آسفالت و بقیه روستاهای این دهستان دارای جاده شنی می باشد . بیشتر روستاهای این دهستان در کنار جاده اصلی کنارک ــ جاسک قرار گرفته اند و برای تامین و تهیه مایحتاج  روزانه خود به مرکز شهرستان یعنی کنارک در 50 کیلومتری این دهستان مراجعه می کنند .

در مسیر جاده دهستان کهیر به شهرستان کنارک  سه رودخانه  سرگان , کهیر , بیر و چاله های بزرگی ( شبیه به رود )  قرار گرفته که  در هنگام بارندگی و طغیان این رودخانه ها  بدلیل نبودن پل در مسیر این رودخانه ها و چاله های  ,  تردد را دچار مشکل کرده  و به مدت طولانی  این  راهها مسدود شده   و تردد با استفاده از تراکتور و یا قایق های بدون موتور (که به طناب بسته می شود ) با نرخ نفری 500 تومان  انجام می گیرد .

وسیله نقلیه عمومی : وسیله نقلیه عمومی مانند مینی بوس شخصی جهت جابجایی مردمان روستا به مرکز شهرستان ,  نرخ بسیار مناسبی (نفری 500 تومان  ) دارند  . ولی تنها مشکلی که در زمینه این مینی بوسها وجود دارد اینکه آنها ایستگاهی جهت سوار کردن مسافرین در کهیر ندارند و ایستگاه اصلی آنها در کنارک است و چون رانندگان بومی کهیر هستند صبح زود بطرف کنارک حرکت میکنند و مسافرین باید صبح زود خود را به این مینی بوس ها  برسانند و در غیر اینصورت  عقب می مانند و باید برای رفتن به کنارک  با سواری های شخصی که نرخ کرایه آنها بسیار بالا است ( نفری1500 تومان ) بروند   . سواری های شخصی  بدلیل سهمیه بندی بنزین و اینکه هیچ گونه سهمیه بنزین بعنوان تاکسی عمومی به آنها تعلق نگرفته و این سواری های شخصی نرخ کرایه خود را برای هر نفر 15000 ریال تا مرکز شهرستان که در 50 کیلومتری است بالا برده و این باعث وجود مشکلات فراوان برای مردم منطقه شده است

آب آشامیدنی : آب آشامیدنی این دهستان از رودخانه کهیر تامین می گردد و با حفر چندین حلقه چاه عمیق در کنار این رودخانه از سفره های آب زیر زمینی آن بوسیله موتورهای آبی این آب را از زیر زمین  خارج کرده و  در آب انبار های بزرگ ذخیره کرده , سپس از طریق لوله کشی به روستاهای دهستان کهیر منتقل می گردد . متاسفانه در خشکسالی اخیر که سفره های آب زیر زمینی این منطقه رو به اتمام بود آب این چاهها شور شده و به همت مسئولین محترم  شهرستان از طریق تانکرهای آبرسانی آب آشامیدنی مردم این روستاها تامین می شد . با  بارندگی های دو سال اخیر دوباره سفره های آب زیر زمینی پر آب شده و مشکل چندانی از نظر آب آشامیدنی وجود ندارد و در روستاهایی که از طریق لوله کشی دچار مشکل کم آبی هستند  از طریق تانکرهای آبرسانی آب آشامیدنی آنها تامین می شود .

وضعیت برق : پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به برکت نظام جمهوری اسلامی و با همت و تلاش مسئولین محترم شهرستان تمام روستاهای این دهستان از نعمت برق برخوردارهستند . مشکلاتی که در زمینه برق در این دهستان وجود دارد عبارتند از :

1ـ برق این منطقه از طریق خط فشار متوسط که از شهرستان کنارک می آید تامین می شود و دو دهستان جهلیان و کهیر با روستاهای زیادی را تحت پوشش قرار می دهد .

2ـ شبکه سیم کشی برق منطقه قدیمی و فرسوده است (البته با همت مسئولین محترم  ترمیم و تعویض این شبکه برق در حال انجام است )

3 ـ با افزایش جمعیت روستاها ترانسهای برق جوابگو  نیستند .

 انشاالله با همت و تلاش مسئولین دلسوز شهرستان کنارک که همیشه با جدیت این مشکلات را پی گیری می کردند بزودی با نصب ترانسهای بیشتر در روستاها و ترمیم شبکه برق و پی گیری ایجاد یک پست جدید برق در مرکز دهستان از طریق استان این مشکلات مرتفع گردد.

وضعیت تلفن :  در این دهستان روستاهای چاربیتی , کهیر , انگور آباد , حیدر آباد  و تنگ  دارای خط تلفن های ثابت هستند که به شبکه ارتباطی انترنت متصل هستند و به روستاهای  دیگر این دهستان  تلفن های اعتباری روستایی ( GSM )  واگذار میشود ( اقدامات انجام گرفته  )

سازمانها و تاسیسات و مراکز اجتماعی دهستان :

1ـ تمام روستاهای این دهستان دارای شورای اسلامی می باشند .

2ـ روستاهای برسر ، چار بیتی ، کهیر ، شهداد کهیر ، تنگ ، بیر رسول بخش و بیردف در این دهستان دارای خانه بهداشت هستند

3ـ مرکز درمانی و بهداشتی (درمانگاه ) کهیر

 4ـ پست بانک و مرکز فناوری و اطلاعات و ارتباطات روستایی در کهیر دفترT IC

5ـ پاسگاه نیروی انتظامی کهیر                                           ۶ ـ پاسگاه ویژه نیرو دریایی در بندر تنگ

7ـ سه  باب نانوایی در کهیر ورستای حیدرآباد و بندر تنگ        8 ـ دهیاری در کهیر و بندر تنگ

9ـ مرکز بهره برداری و مخابرات راه دور در کهیر                       10ـ ایستگاه فیبر نوری در کهیر  

11ـ ایستگاه  مخابراتی در کهیر و بیر                                   12ـ کارخانه یخ سازی در کهیر

13ـ سردخانه در بندر تنگ                                                 14ـ  دو تعاونی صیادی در بندر تنگ

15ـ پایگاه مقاومت بسیج امام علی (ع) در کهیر                    16ـ مسجد جامع کهیر و بندر تنگ

17ـ عیدگاه کهیر و بندر تنگ                                               ۱۸ـ مسجد: تمام روستاها

19 - مدارس ابتدایی : تمام روستاها

20- مدارس راهنمایی: روستاهای برسر , تنگ و بیر و کهیر دارای مدرسه راهنمایی هستند

21-  مدرسه شبانه روزی راهنمایی پسرانه : در مرکز دهستان 

22- مدارس متوسطه : دبیرستانهای دخترانه و پسرانه در کهیر

23- مرکز پیش دانشگاهی : مرکز پیش دانشگاهی امام حسین (ع) در کهیر

24 ـ دفتر مروج کشاورزی در روستای حیدر آباد    25 ـ دفتر نمایندگی شیلات در بندر تنگ

 

باتشکر فراوان از آقای نجیب میرزایی که در تدوین این برنامه با بنده نهایت همکاری را داشته اند

 

       


جاهای دیدنی دهستان کهیر

کوه گل فشان : در 20 کیلومتری روستای کهیر در مسیر جاده بندر تنگ , یکی از پدیده های نادر و حیرت انگیز دهستان کهیر ,  پدیده طبیعی «گل فشان» است که نام محلی آن «نافگ» است . این پدیده با پرتاب گل و همراه با متصاعد شدن گاز از اعماق زمین نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. این گل فشان در سالیان متمادی با پرتاب گل به اطراف خود تپه ای بوجود آورده است که هیچ گونه گیاهی در اطراف  آن رشد و نمو نمی کند. این گل فشان با ارتفاع تقریبی 102 متر و قطر قاعده کمی بیش از 100 متر می باشد. در فواصل زمانی حدود یک دقیقه مقداری گل با صدای خاصی شبیه به ترکیدن یک حباب , از چاله خارج و به اطراف پراکنده می شود. به علت نزدیکی زیاد این منطقه به اقیانوس و همچنین شکل خاص پوسته زمین در این ناحیه پوسته اقیانوس با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو می رود که باعث بوجود آمدن فشارهای زیادی به پوسته زمین می گردد. فشار بوجود آمده باعث خروج آب به همراه آن گل و لای می شود. این عامل یکی از علت های بوجود آمدن گل فشان در این منطقه بوده است. سرد بودن گل و عدم وجود بخار به همراه آن تأییدی بر صحت ادعای ذکر شده است. با توجه به اینکه دهانه این تپه منحصر به فرد به مرور زمان در حال تنگ تر شدن است به نظر می آید با فعالیت هایی جهت جلوگیری از مسدود شدن آن به عمل آید و در زمینه تبلیغات بیشتر و ایجاد امکانات گردشگری برای بازدید از آنها اقدامات مقتضی انجام گیرد.

 

تپه بلبلوک : در 10 کیلومتری دهستان کهیر در مسیر جاده روستای چگردانی لاش از توابع دهستان کهیر در 4 کیلومتری که این مسیر طی می شود سمت راست این پدیده طبیعی و حیرت انگیز با فاصله 1 کیلومتر دیده می شود و این مسیر دارای جاده خاکی می باشد

این پدیده دارای دو دهانه می باشد که از یک دهانه آن گل و آب و از دهانه دیگر گاز متقاعد شده خارج می شود که اگر کبریت روشن شده را در دهانه آن قرار دهیم دهانه آن آتش می گیرد و در زمانی که خودمان آن را خاموش نکنیم این آتش روشن می ماند.

 

چشمه آب شور (عین): در 40 کیلومتری دهستان کهیر در مسیر جاده روستای تران از توابع دهستان کهیر در 4 کیلومتری این روستا در سمت راست یک پدیده طبیعی و حیرت انگیز بصورت چشمه (عین) دیده می شود . این پدیده مانند یک حوضچه که از آن گل و آب بیرون می آید و هیچ پر نمی شود و گل آن برای امراض پوستی استفاده می شود. 

 

صخره گوردیم : یکی از جلوه های طبیعی و دیدنی دهستان کهیر صخره گوردیم در 45 کیلومتری روستای کهیر در منتهی الیه جاده گوردیم صخره دیدنی گوردیم دیده می شود. ارتفاع این صخره حدود 60 متر از سطح دریا و با مسافتی بالغ بر 2 کیلومتر که زوایای مختلف آن روبروی دریای عمان است این چشم انداز و جلوه گر با پوشش گیاهی خاص مشرف به دریای بی کران عمان منطقه ای است که یک سمت آن به خشکی متصل شود همانند یک شبه جزیره است.

 

رودخانه و باغات کهیر : رودخانه کهیر در کنار روستای کهیر یکی از پدیده های طبیعی دهستان کهیر می باشد که بخاطر داشتن سواحل ماسه ای و درختان سرسبز زیبایی که در کنار آن رود قرار دارند و همچنین باغات کهیر با داشتن میوه های گرمسیری که در کنار این رودخانه قرار گرفته است از جاذبه های توریستی این منطقه می باشد. این رودخانه  تنها رودخانه در شهرستان کنارک  است  که جای بسیار مناسبی جهت شنا کردن و آبتنی افراد  دارد  وهر روز گروه های زیادی  جهت استفاده از این رودخانه با این جاذبه های توریستی  به این محل مراجعه می کنند . 

 خلیج تنگ و سواحل آن :  سواحل ماسه ای و همراه با صدف های ریز و درشت اقیانوسی , حرکت خرچنگ های ساحلی و مرغان ماهی خوار  از جاذبه های ساحلی این بندر  می باشد .

تپه ها و سواحل ماسه ای با وجود خرده صدف های موجود در آن علاوه بر جاذبه توریستی خود از لحاظ ژئومورفولوژیکی و رسوب شناسی زمینه مطالعات فراوانی را در این منطقه فراهم می آورد . این تپه ها از لحاظ ارتفاع و حجم منحصر به فرد می باشد .

در قسمتی از این بندر که « ونک » نام دارد سواحل زیبا برای قدم زدن  و  با موج های آرام که شرایط بسیار خوبی برای شنا کردن در دریا را دارد . این سواحل زیبا و آرام توانسته زیست گاه بسیاری از مرغان و پرندگان دریایی  باشد که همراه با وجود خرچنگ های فراوان در ساحل و آسمان آبی و دریای آرام خود توانسته اند بیانگر یک عظمت الهی باشد.

 

سر زمین های بدلندی :   سرزمین های بدلندی نیز یکی از مناظر بدیع و سحر انگیز هستند که اگر در مسیر  جاده کنارک بطرف کهیر حرکت کنیم  این اشکال را در واحد مارنی  در میان لایه های ماسه سنگی مشاهده می کنیم .

 این عارضه را می توان از شاخص ترین پدیده ژمورفولوژی بشمار آورد که در هیچ منطقه ای از ایران با این  تراکم و زیبایی مشاهده نمی شود .

کوه های مریخی یا مینیاتوری  و تپه های کوچک که به گویش محلی به آنها « بُر » می گویند نمونه هایی از کوه های این منطقه هستند که هر بیننده ای را به تعجب وا می دارند .

انجیر معابد : در 40 کیلومتری کهیر در مسیر جاده تنگ و در« روستای کم شهر» انبوهی از این درخت که به زبان محلی آن را  «کرک» می گویند وجود دارد . این درختان که در آن  شیره سفید رنگی جریان دارد و از درختان تیره کائوچو بشمار می آید .

پوست این درخت صاف و خاکستری , برگ هایش بیضی شکل ساده و درشت است . میوه هایش نارنجی رنگ و به درشتی فندق و قابل خوردن است . این  در ختان دارای قدمتی صد ساله هستند .

یکی از ویژگی های این درختان این است که جوانه هایی از شاخه این درختان به سمت پایین می فرستد و وقتی که به زمین برسد رشد می کند و درخت دیگری که مانند یک ستون بزرگ برای درخت مادر است بوجود می آید .

جاده ایستگاه مخابراتی کهیر : در 3 کیلو متری کهیر و در روستای حیدر آباد جاده آسفالتی بطرف ایستگاه مخابراتی کهیر وجود دارد که در مسیر این جاده می توان کوه ها و عارضه های طبیعی قشنگی مانند پرتگاه ها , دودکش های جن و ..... مشاهده کرد .

آبشار « کُجی » که در هنگام بارندگی منظره بسیار قشنگی دارد و اکنون در پایین آن «کُمب » مانند یک حوضجه کوچک دارای آب شیرین و گوارایی است که در کنار آن کوه  و درختان  مانند حیات یک خانه آن را احاطه کرده و منظره بسیار زیبایی را برای آن بوجود آورده است . در ادامه این  مسیر  به بالاترین نقطه این منطقه می رسیم که میتوان کوه ها  را از نزدیک ببینیم و لمس کنیم و از بالای این کوه ها می توان  روستاها , باغات و جنگل های انبوه را با مناظر بسیار زیبایی  در پایین مشاهده کرد .

غار «کل بی بانک » یکی از پدیده های طبیعی  است که در مسیر این جاده قرار دارد و نمونه آن هم در روستای برسر وجود دارد .

روستای توریستی انگور آباد : روستای انگور آباد  یکی از روستای بسیار جذاب و توریستی دهستان کهیر می باشد  که در 3 کیلومتری شمال کهیر واقع شده است .

خانه های کپری این روستا بنام « کَمب »  که با چوب درخت خرما( کرز ) و گیاه داز ( پیش ) به طرز بسیار زیبا و قشنگی ساخته شده که جذاب , دیدنی و سنتی  است . این روستا به دلیل قرار گرفتن در زمینی هموار و مسطح در  بالای کوه  مناظر پایین آن که  باغات کهیر , درختان سرسبز و با فاصله کمی رودخانه کهیر  قرار دارد منظره بسیار جالب و دیدنی را بوجود آورده است .

اهالی این روستا افراد مهاجری هستند که چندین سال پیش به این منطقه مهاجرت کرده و بافت سنتی روستایی و قومی خود را حفظ کرده اند . زنان این روستا از فعال ترین زنان این منطقه  هستند که  محصولات باغات کهیر را خریداری کرده و هر روز  صبح زود با مینی بوس  به مرکز شهرستان کنارک رفته و این محصولات را به فروش می رسانند و بعد از ظهر مایحتاج  خانواده خود را خریداری نموده  و با همان مینی بوس ها به روستای خود باز می گردند .

 

باتشکر فراوان از آقای طاهر میرزایی  مسئول میراث فرهنگی و گردشگری در دهستان کهیر که در تدوین این برنامه با بنده نهایت همکاری را داشته اند .

 

پهره: اخبار بلوچستان و جهان

http://pahra.blogsky.com/?PostID=2838

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:48  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

Moutain cut 

گزارش از منوچهر احمدی
"رمین" یکی از روستاهای بزرگ چابهار واقع در دهستان "کمبل سلیمان" و در بخش مرکزی این شهرستان بندری در کنار سواحل دریای عمان است.

این روستا در حاشیه هفت کیلومتری شهر چابهار از نزدیکترین روستاهای صیادی به این شهر است و از سمت شرق از طریق جاده ساحلی بنادر صیادی بریس، پسابندر و خلیج گواتر را به شهر منتهی می‌سازد.

روستای رمین که از شمال به کوههای روستای طیس کوپال، از غرب به چابهار و از جنوب به دریای عمان محدود می‌شود در کنار دریای نیلگون عمان دارای محله‌های عثمان‌آباد، گلبهار، رمین مرکزی، داردپ و گلشن‌آباد است.

خور قدیم روستا، نوار ساحلی کلات رود که از یک طرف به دریا و از طرف دیگر با صخره‌های بسیار و ماسه‌های طلایی به تالاب لیپار منتهی می‌شود از جاذبه‌های طبیعی این روستا به شمار می‌آید.

کوههای مینیاتوری(مریخی) اطراف روستا با مناظر بسیار زیبا در یک طرف جاده و طرف دیگر آن که دریا قرار دارد و تراشها و برشهای ناشی از فرسایش و واریزه‌های آن و رنگ سفید این کوهها چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند.

تماشای مناظر کوههای بزرگ و کوچک بسیار با شکلهای خارق‌العاده و حرارت هوا و غبار شرجی حاصل از آن، انسان را به یاد مناظر خیالی و رویایی از سیارات دیگر می‌اندازد و به گفته افراد محلی برای لحظاتی احساس می‌کند در مریخ به سر می‌برد.

درخت کهنسال "مکر زنان "که محلیها آن را با نام "کرگ " می‌خوانند با قدمت بیش از ‪ ۵۰۰‬سال در مرکز روستا و در ضلع جنوبی آن در مجاورت گورستان، یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری این روستا محسوب می‌شود.

Chabahar Coast 

 

پیشتر در روزهای پنجشنبه و جمعه افرادی از چابهار و حومه در زیر این درخت گوسفند و بز قربانی می‌کردند و در اطراف آن برای شفای بیماران و رفع مشکلات روزمره خود به نیایش می‌پرداختند.

نوار ساحلی کلات رود یکی از نقاط دیدنی در شهرستان چابهار است که با وسعت ‪ ۱۰‬هکتار در نوار ساحلی دریای عمان در دامنه تپه‌های ماسه‌ای با چشم‌اندازهای زیبا پذیرای مسافران و گردشگران این منطقه است.

تالاب لیپار یکی از بزرگترین تالابها در سطح استان سیستان و بلوچستان در چهار کیلومتری روستای رمین قرار دارد و به شکل یک سد طبیعی آبهای سرگردان اطراف را در خود جمع کرده است.

این تالاب محل رویش انواع درختچه‌های حرا، گز و چش است که مناظر بسیار چشم‌نوازی را خلق کرده‌اند.

عارف  و شترش 

 

در این تالاب انواع پرندگان نظیر چنگر، فلامینگو، کشیم، حواصیل سفید و خاکستری، طاووسکن، باقرقره، تیهو و خوتکا زندگی می‌کنند که اکوتوریسم خاصی را برای این منطقه بوجود آورده لذا بسیاری از علاقه‌مندان به طبیعت در فصل مهاجرت پرندگان از این تالاب بازدید می‌کنند.

با توجه به منظره‌های بسیار زیبای تالاب و قرار داشتن در کنار جاده ساحلی چابهار به خلیج گواتر، این منطقه شاهد بازدید گردشگران است.

اسکله صیادی این روستا و منظره حرکت و پهلوگیری انواع لنجهای صیادی و تخلیه تن ماهیان صید شده نیز از جاذبه‌های تماشایی این روستا است که گردشگران ترجیح می‌دهند آنها را از نزدیک ببینند.

این روستا در کنار اسکله رمین با اختصاص مقام نخست صید تن‌ماهیان به عنوان یکی از پایگاههای اصلی صید تن‌ماهی در سطح چابهار مطرح است.

بیشتر روستاییان در این روستا صیاد هستند لذا دریا در اشتغال و توسعه این منطقه نقش بسزایی دارد.

در کنار این روستا چندین کارخانه کنسرو ماهی و عمل‌آوری فرآورده‌های آبزیان فعال است و محصولات تولیدی آنها به دلیل فاصله کم بین صید ماهی و کارخانه از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.

زنان روستایی در این روستای ساحلی نیز به هنرهای صنایع دستی نظیر سوزن دوزی، مکرمه‌بافی، گل‌سازی و توربافی که از اهمیت ویژه‌ای در اقتصاد خانواده برخودار است مشغولند.

فرماندار چابهار در خصوص اهمیت گردشگری و نقش مثبت آن در توسعه منطقه به ایرنا گفت: توسعه بخش گردشگری استان سیستان و بلوچستان می‌تواند در اقتصاد و فرهنگ مردم تاثیرات بسیار زیادی داشته باشد.

سید علی باطنی افزود: این استان به دلیل جوان بودن جمعیت نیازمند ایجاد فرصتهای شغلی جدید است.

وی تاکید کرد: یکی از راهبردهای تحقق این امر استفاده از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی برای جذب بیشتر گردشگر به منطقه است.

 

road mosque 

او با اشاره افزایش چشمگیر تعداد میهمانان و گردشگران نوروزی در سال جدید نسبت به سال گذشته گفت: توسعه صنعت توریست داخلی و خارجی می‌تواند در خدمت رونق و رشد اقتصاد محلی قرار گیرد.

فرماندار چابهار افزود: جذب گردشگر به منطقه علاوه بر تاثیرات در توسعه و رشد اقتصادی موجب افزایش تبادل فرهنگی میان مردم و معرفی ارزشهای والای فرهنگ اصیل این منطقه خواهد شد.

به گزارش ایرنا شهر بندری چابهار در منتهی‌الیه جنوب شرق کشور و سواحل دریای عمان با آثار متعدد طبیعی و تاریخی به خصوص سواحل بسیار زیبا و دیدنی، جایگاه مطلوبی در زمینه جذب توریست دارد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 18:26  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

Balochistan Area and Location

Mir Nasir Khan II, Khan of Kalat (1840-75), was questioned about the borders of Baluchistan by the British and Afghan envoys at his court. Replied the Khan: "My ancestor and namesake Nasir Khan Nuri had already replied in geographical terms to a similar question long ago, and I repeat: all those regions where the Baluch are settled are a part and parcel of our state."


Geography has played a very significant role in preserving Baloch identity. Baluchistan which is at present divided politically between three different countries, is, physically, a compact unit. Its total area is approximately 340,000 sq. miles, which is larger than several European states.



[align=justify]Geography has played a very significant role in preserving Baloch identity. Baluchistan which is at present divided politically between three different countries, is, physically, a compact unit. Its total area is approximately 340,000 sq. miles, which is larger than several European states. Different views are expressed on the national and ethnic borders of Baluchistan. The Encyclopadia of Islam says: "The exact boundaries of Balochistan are undetermined. In general, it occupies the southeastern part of the Iranian Plateau from the Kirman desert of Bam and Bashagird to the western borders of Sind and the Punjab." The Encyclopadia Britanica defines the borders as stretching "from the Gomal River in the northeast to the Arabian Sea in the south and from the borders of Iran and Afghanistan in the west and northwest to the Sulaiman Mountains and Kirthar Hills in the east, including the region of southeastern Iran." Lord Curzon had defined Baluchistan as "the country between the Helmand and the Arabian Sea, and between Kirman and Sind." A.W.Hughes asserts that "Baluchistan in the modern acceptance of the term, may be said in a general sense to include all that tract of country which has for its northern and northeastern boundry the large kingdom of Afghanistan, its eastern frontier being limited by the British province of Sind and its western by the Persian state, while the Arabian Sea washes its southernbase for a distance of nearly six hundred miles ....... however,this can only be regarded as a very general description of the boundaries of Baluchistan." Dames remarks: "Apart from modern political boundaries, Balochistan includes Persian Baluchistan, the Khanate of Kalat, and the British districts of Dera Ghazi Khan (with the adjoining mountains), Jacobabad, and part of Shikarpur as far as the Indus." Davies defines the ethnic border between the Pashtuns (or Afghans) and the Baloch in Pakistan as follows: "The boundry between Baluchistan and the Frontier Province is political, not ethnic ..... What approximates more nearly to an ethnic boundry between Pathan and Baluch runs from near the town of Chaudhwan in the Dera Ismail Khan district, through Thal Chotiali and Sibi to Chaman." Major Raverty had referred to "Sair-ul-Bilad" for the boundaries of Balochistan, saying that "it extends from the town of Pahar-pur lying at the foot of the Salt Range, nearly 10 Kuroh north of the derah (Dera) of Ismail Khan, and includes Derha-Jat, to the ocean." The author of Khulasatul-Tawarikh, Sujan Rai Batalwi, describes "River Chanab as the eastern border between Baluchistan and Mughal India." Mir Nasir Khan II, Khan of Kalat (1840-75), was questioned about the borders of Baluchistan by the British and Afghan envoys at his court. Replied the Khan: "My ancestor and namesake Nasir Khan Nuri had already replied in geographical terms to a similar question long ago, and I repeat: all those regions where the Baluch are settled are a part and parcel of our state," Sir Thornton, foreign secretary to the Government of India had described the territory of Baluchistan under the control of the Khanate of Kalat: "That territory may be described as the mountainous country west of the Indus Valley, bounded on the north by Afghanistan, on the east by Sind and the Punjab, on the west by Persia, and on the south by the Arabian Sea ..... Its (Kalat) area is more than ten times that of Switzerland ..... and its coastline extends for nearly 600 miles." Robert Sandeman wrote on April 10, 1872, that the Khanate of Baluchistan "before we interfered in her affairs, extended in the north to Shaulkot, or, as called by us, Quetta; to the sea on the coast of Mekran; from the frontier of Persia beyond Kharan and Panjgur on the west; to Sind and the Punjab in the east." Iranian writers describe Western Baluchistan as bounded by Central Kawir in the north, by the Sea of Oman in the south and Pakistan in the east, and by the Kirman province of Iran in the west. Mohammad Sardar Khan has suggested the map of Baluchistan "be drawn from Sarakhs on the Russian border to Gunabad, Meshad, thence straight to Bampur, Ramish and finally to Bander Abbas, the territory to the east of this line, touching the boundaries to the Baloch territories of Afghanistan and Mekuran is mainly a Baluch country." Several other maps published by the nationalists claim more or less the same territory as described by Sardar Khan. It is interesting to note that most of the maps are based on the information collected by Lord Curzon during his travels in Iran. Most of the nationalists forget that Eastern Khorasan is a multi-national area, consisting of Baluch, Turkmen, and several other ethnic groups. This also applies to their claim on Farah in Afghanistan. After careful study we conclude that Balochistan constitutes the following areas, on the basis of a common territory, history, culture, and language: the Indus and Hub rivers and the mountain of Kirthar form a natural border between Balochistan and the Indian subcontinent; in the northeast, the Sulaiman mountains and the river Gomal separate Balochistan from the Pashtuns of Pakistan; while western Balochistan is separated by Dasht-e-Lut and Dasht-e-Kavir from the bulk of Persian-speaking Iran; in the south, the Gulf of Oman and the Persian Gulf divide the Arabs and the Baloch; in the northwest, desert (Registan) and the mountains form the natural boundry between the Afghan and the Baloch. Physically Balochistan is part of the Central-Asian plateau. This fact is recognized in the writings of political historians, scholars, and legal experts. Edward Wakefield, a British political officer, travelled in Balochistan and made the following observations about the climate and geography of Balochistan: "From Karachi, we travelled north by rail. Dawn was breaking as the two engines pulling our train laboured up the Bolan pass. From our carriage windows Lalage and I looked out on a new world, a world that had nothing in common with the India we had known before. Here were rugged, barren, sunbrowned mountains, cleft by deep ravens and gorges.Forbidding of aspect in the full light of day, the hills were now, in the first light of dawn, clothed with a gentle effulgence that made them seem welcoming and friendly. The air, too, was different from that of India, but of the Central Asian plateau. Simply to breathe such air in such surroundings was exhilarating." In 1946, M.A. Jinnah, the legal advisor of the Khan, submitted a memorandum to the Cabinet Mission, demanding the separation of Balochistan from British India on geographical terms: "Geographically Kalat does not fall within the territorial limits of India. In the north it is separated from India by the massive barrier of the southern buttresses of the Sulaiman Mountains. In the south there is the long extension from Kalat of the inconceivably wild highland country which faces the desert of Sind, the foot of which forms the Indian frontier. Thid the land of the Baluch, and the flat wall of its frontier limestone barrier is one of the most remarkable features in the configuration of the whole line of Indian borderlands." Several Pakistani scholars admit that Baluchistan, geographically, is part of the Central Asian plateau rather than part of the Indo-Pak subcontinent. Similarly, western Baluchistan is separated from Persian-speaking Iran. Richard W. Cottam admits the weakness of Iranian nationalism with regard to geography. Cottam writes that "the climatic and geographical conditions have hindered the growth of Iranian nationalism. The impregnable triangle served to isolate from the plateau areas those sections of Iran that lie outside the legs of the triangle. Khuzistan, the Caspian coastal area, Khorasan, Sistan and Iranian Baluchistan -- all located outside the triangle -- could disregard the central government to a considerable degree." Natural barriers have helped several countries to preserve their independance. Difficult mountains and climate helped the Afghans, for example, to protect their independance from British invasion. Saudi Arabia and Mongolia were protected from invasions by their muntains and deserts. Baluchistan, also, was saved from permanent occupation by foreign invaders because of its difficult mountain and desert terrain. The Persians, Arabs, Turks, Afghans, and the British failed to incorporate it into their kingdoms and empires. In the 7th century, Caliph Osman was warned about the difficulties of communications and the harsh climate in Balochistan. This fact can be noticed, too, from the lament of an Arab Governor, Sinan bin Salma: "Thou showest me that road to Makran (Balochistan) but what a difference there is between an order and execution. I will never enter this country, as its name alone terrifies me." The same geographical features which helped to preserve Baluchistan from foreign occupation and established its separate identity also prevented the growth of a central government at Kalat to control the areas over a long distance. Dodai chiefs and the Khan of Kalat tried to develop the communications system in order to overcome these natural barriers. It was a result of this lack of communications that in 1839, when the British army invaded Kalat, the Khan failed to rally the Baloch tribes in time. Strategic Importance The strategic importance of Balochistan has had, and still has, a positive and negative effect on Baluch nationalism. Because of its strategic location in the Perso-Oman Gulf, with 700 miles long seacoast, the area has been important to the trade of the West since the rise of the imperialism. Its strategic importance provides an opportunity to the Baluch nationalists to deal with big or superpowers in order to liberate the country. During the "Great Game", the major reason for the occupation of Baluchistan by British was to check the advance of the Russians towards the Baluch coast in the Arabian Sea. During the two World Wars, Britain did not share the occupation of Western Baluchistan with the Russians because of the fear of Russian access to warm waters. In 1928, Britain refuse to recognize the regime of Mir Dost Mohammad Baranzai in Western Baluchistan. because he was alleged to be in contact with the Soviets. In 1944, General Money, after studying the constitutional position of Baluchistan, favoured its independence. In 1947, Britain opposed the independence of Baluchistan and urged Pakistan to occupy Baluchistan in order to crush the nationalists and anti-imperialist or pro-Soviet forces. [/align]



(Source: The Problem of Greater Balochistan, written be Innayatullah Baloch)
 

Where is Balochistan? Who are the Baloch?

Balochistan and Baloch


"Balochistan" means the land of the Baloch. It is located on the south-eastern Iranian plateau between the Indian sub-continent and Central Asia. Balochistan is divided politically between Pakistan, Iran and Afghanistan. The Anglo-Iranian border commission gave a large portion of south-western Balochistan to Iran in 1871 and to Afghanistan in 1895. The rest was part of British India, and as such was incorporated into the newly independent Pakistan after partition in 1947. Ignoring present-day political boundaries, Balochistan would cover approximately 225 000 square miles. It supports a population of about six million (1996). 

It is an arid, harsh land with rugged terrain, ranging from steppe to desert, intersected by many mountain ranges. There are very few permanent sources of water as rainfall is very low. Most rivers are seasonal, being fed by floodwater and the melted snow from the mountains. 

The terrain and climate in Balochistan has traditionally been suited to and supported nomadic pastoralism, date-palm cultivation, dry-crop agriculture, raiding and fishing. Because Balochistan is located at the crossroads of routes to the more fertile areas of the Indian sub-continent, particularly the Indus valley, various groups have passed through the territory over the centuries. These groups included Macedonians, Sassanid Persians, Sindh Brahmins, Arabs, Seljuk Turks, Afghans, Mongols and Tartars. Balochistan was, of course, central to the "Great Game" played out by the British, Russian and Persian empires in the 19th century, and by the USSR and the USA in the 1980s. Balochistan has been considered strategically important to these superpowers mainly because of the warm waters of the Arabian Sea and Gulf of Oman, which are the southern boundaries of Balochistan.

Baloch identity is centred around cultural, linguistic and historical distinctiveness from the other ethnic groups who have passed through. Political organisation in Balochistan has traditionally been based on a tribal system. While Balochistan has never existed as an independent state, it came close to having a centralised state in the late 18th century, when the Khanate Kalat controlled what was at that time British Balochistan. 

Balochistan is the poorest part of each of the states within which it falls and the majority of the population are illiterate.

Reference: Titus, Paul (ed.), Marginality and Modernity: Ethnicity and Change in Post-Colonial
Balochistan, Oxford University Press, Karachi (1996
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:23  توسط دلشاد مکرانی  | 

مسئولان، اهالی بندر گواتر را از یاد برده‌اند



اهالی بندرگواتر، تنها و فراموش‌شده به‌ حداقل‌حقوق موردنیاز یک‌انسان وابسته‌اند. هرخانوار در گواتر باید به‌طور متوسط 180 هزار تومان برای آب‌مصرفی بپردازد، چراکه حدود دوماه است سهمیه آب آنها قطع شده‌است.

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ در منتهی الیه جنوب شرقی ایران، پس از "بندر بریس" دوراهی را به سمت محل پرورش میگو که بروی، 103 کیلومتر از چابهار دور شده‌ای که جاده آسفالتی تمام می‌شود. بر کوه‌ها و صخره‌های مرتفع، تکه کوچکی از سرزمین بلوچستان قرار گرفته که " گواتر" نام دارد. "بندر گواتر" درهمین مکان و درانتهای جاده فرعی مشرف به "خلیج گواتر" قرار گرفته است. بندری تنها که از حداقل امکانات حقوق انسانی نیز محروم شده است.
«آب آشامیدنی ما را دو برج (ماه) است که قطع کرده‌اند. ما را از یاد برده‌اند.» کدخدای بندر که این را می‌گوید، بقیه اهالی نیز شروع به درد دل می‌کنند:
 
- «یعنی ما آب نباید بخوریم؟»
- «آب ما را قطع کرده‌اند و به فکر ما نیستند.»
- «می‌گویند دیگر خشکسالی نیست، اگر نیست، پس چرا ما آب نداریم؟»
وجود قبرستان متروکه و باند فرودگاه قدیمی انگلیسی‌ها در این بندر یادآورمان می‌کند که "گواتر" زمانی پررونق بوده است. بندری که حالا تنها و فراموش شده، آخرین محل سکونت ایرانی در دریای عمان به سمت مرز پاکستان است.
دوست‌محمد خواسته، کدخدای "بندر گواتر"، در گفتگو با میراث خبر، از نبود آب آشامیدنی می‌گوید و این موضوع را درحال حاضر بزرگترین معضل اهالی "گواتر" می‌داند:« قبلا جهاد برای ما آب می‌آورد. اما الآن دو برج است که آب ما را قطع کرده‌اند و هرچه هم که این‌طرف و آن‌طرف می‌رویم، صدایمان به جایی نمی‌رسد.»
خواسته، می‌گوید که آب را با تانکر برایشان می‌آورند و آنها هم پول زیادی برایش می‌پردازند:« تانکر آب را از شهرستان نگور برایمان می‌آورند که به فاصله 80 کیلومتری اینجا است. ما برای هر تانکر آب 60 هزار تومان می‌دهیم.»
 
"بندر گواتر" 800 نفر سکنه در 100 خانوار جمعیت دارد. صیادان در فصل صید در داخل کپرها استراحت می‌کنند و در زمان مناسب از شبانه‌روز به دریا می روند تا به صید ماهی‌هایی چون شیر و شوریده بپردازند.
کدخدا می‌گوید که یک تانکر آب کفاف خود وخانواده‌اش را در ماه نمی‌دهد:« هر تانکر 12 هزار لیتر آب گنجایش دارد. من برای خانواده‌ام ماهی 3 تانکر آب نیاز دارم که باید 180 هزار تومان در ماه فقط پول آب مورد نیازمان را بدهم.»
دوست‌محمد خواسته درباره میزان آب مصرفی کل "بندر گواتر" می‌گوید:« ما در روستایمان 20 حوض داریم که آب تانکرها را در آن نگه‌داری می‌کنیم. قبلا که جهاد برایمان آب می‌آورد، 30 تانکر سهمیه داشتیم، ولی حالا به اندازه وسعمان آب می‌خریم»
 
 
کدخدا خواسته، درباره پیگیری‌هایی که در مورد قطع آب "گواتر" انجام داده می‌گوید:« با فرماندار جلسه داشتم که جواب قانع‌کننده‌ای نمی‌دهد. فرماندار می‌گوید که استاندار به او گفته که چون تابه‌حال خشکسالی بوده، بودجه‌ای برای آب "گواتر" درنظر گرفته شده بود. ولی چون امسال باران زیادی آمده، این بودجه قطع شده است.»
دوست‌محمد خواسته می‌گوید که در "گواتر" باران زیادی نیامده و آنها هنوز محتاج به آب هستند:« می‌گویند بودجه آب ما را قطع کرده‌اند. پس ما باید وقتی تشنه شدیم، چه کنیم؟ آب اصلی‌ترین و اولیه‌ترین خواسته هر آدم است که ما باید برای تامین آن پول زیادی بدهیم. مسئولان اصلا به فکر ما نیستند و ما را فراموش کرده‌اند. نمی‌دانند که ما هم مثل خودشان تشنه می‌شویم و به آب نیاز داریم، زن و بچه ما هم مثل زن و بچه همه ایرانی‌ها تشنه می‌مانند. مگر اینکه مسئولان دولتی دیگر ما را ایرانی ندانند.»
 
همین اتفاق در "پسابندر" هم رخ می‌دهد و اهالی آنجا برای هر تانکر آب، 30 هزار تومان می‌پردازند. گویا مسئولان یا آب را به مناطق محروم می‌رسانند و یا آن را به یکباره قطع می‌کنند. راه دیگری که آب آشامیدنی موردنیاز مردم را لااقل به قیمت ارزانتر به مردم برسانند نیز وجود دارد.
"گواتر" بندری تنهاست که با "جیوانی" در خاک پاکستان تنها حدود 50 کیلومتر فاصله دارد. کمی آنطرفتر در پاکستان، "گوادر" قرار دارد که تمامی این منطقه به منطقه گواتر یا گوادر معروف بوده است. حالا "گواتر" در ایران است و "گوادر" در پاکستان.
درحالی که مسئولان و دولتمردان ایران سرمایه گذاری‌های قابل توجهی برای استفاده از ویژگی‌ها و امتیازات طبیعی منطقه "چابهار" انجام داده اند و با تشکیل منطقه آزاد تجاری چابهار، خصوصیات و ویژگی‌های منحصربه‌فرد این منطقه را دریافته‌اند، کشور پاکستان، از سال 2002 درصدد برآمده تا بندر "گوادر" را برای ترانزیت بین المللی فعال کند. تاکنون سرمایه‌گذاری‌های خارجی کلانی جذب این کار شده و شرکت‌های بین‌المللی متعددی از کشورهایی نظیر چین، امارات متحده و آمریکا به این منطقه آمده‌اند تا توسعه "گوادر" سرعت بگیرد. پرویز مشرف، رییس جمهور کشور پاکستان، تنها در سال 2004 سه بار از "بندر گوادر" بازدید کرد و اعلام کرد که  لحظه به لحظه پیگیر پیشرفت این بندر است. ایالات متحده آمریکا نیز اعلام کرده که "بندر گوادر" باید از بنادر دبی و سنگاپور که از مناطق تجاری - توریستی موفق دنیا محسوب می شوند، پررونق‌تر و زیباتر شود.
 
 
"بندر گوادر" پاکستان، در زمینی به وسعت 18 هزار و 600 هکتار شکل گرفته که به سه بخش منطقه ویژه، منطقه آزاد و منطقه صادراتی ترانزیتی تقسیم شد. به موازات، هفت شرکت بین المللی کار تکمیل و به بهره‌برداری رسیدن منطقه آزاد آن‌را در سه فاز به عهده گرفتند. در همین راستا، برای توسعه زیرساخت‌ها و جاده‌های این منطقه بالغ بر 500 میلیون دلار سرمایه گذاری خارجی جذب شد. کارشناسان سازمان آسیا – قفقاز که کار مطالعات تحقیقاتی و پژوهشی "بندر گوادر" پاکستان را انجام داده‌اند، پیش‌بینی کرده‌اند که راه‌اندازی "بندر گوادر" با توجه به زیرساخت‌های مناسب آن، از قبیل اسکله‌های دریایی، بزرگراه‌های مناسب و فرودگاه بین‌المللی موجب می‌شود تا در سال‌های آتی تمام کالاهایی که از این منطقه قرار است از طریق دریا، چه به سمت غرب و چه به سمت شرق، جابه‌جا شوند از این بندر ترانزیت شود.
حالا دیگر تهدید بالقوه‌ای چابهار را تهدید می‌کند که ممکن است به منفعل شدن و به تعطیلی رساندن منطقه آزاد چابهار منجر شود. در این میان بنادری چون "بریس"، "پسابندر" و "گواتر" در ایران نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرند و وضعیت آنها به مراتب بدتر از پیش خواهد شد. مردان و زنان "گواتر" ایران، بلوچ بوده و ارتباط خویشی با همنوعان خود در "گوادر" پاکستان دارند و حالا باید شاهد رونق جایی باشند که تا دیروز چون خودشان بودند.
چند سال پیش، زمانی که اهالی "گواتر" در دولت هشتم در این بندر اسکان گرفتند تا مرزداران جنوب شرقی کشور ما باشند و نام "گواتر" را در تاریخ ایران زنده نگه دارند، باید فکری هم برای رونق آنجا گرفته می‌شد که به همین جهت طرح ملی پرورش میگوی غرب باهوکلات در "گواتر" آغاز شد.
کلنگ طرح 4000 هکتاری پرورش میگو در این بندر به زمین زده شد تا تمامی مناطق اطراف رونقی اقتصادی بگیرند. این طرح ملی دارای دو بخش شمالی وجنوبی بوده و در مجموع 155مزرعه 20 هکتاری است. درسال 79، 190 هکتار از اراضی سایت مورد بهره‌برداری قرار گرفت و درپایان دوره پرورش، از کل سطح زیرکشت 350 تن میگوی سفید تولید شد که رقمی قابل ملاحظه است. درافق نهایی این طرح ایجاد 2 هزارفرصت شغلی مستقیم و به همین تعداد فرصت شغلی غیرمستقیم و7 هزار تن تولید میگو به ارزش 50 میلیون دلار پیش‌بینی شد. مردم "گواتر" که به یکی از قطب های امیدبخش در افزایش صادرات غیرنفتی تبدیل شده است، محتاج آب آشامیدنی خود هستند.
حرفه مردم "گواتر" صیادی، دامداری، و کشاورزی است و ذرت و ماش کاشت می‌کنند. یکی از اهالی این شهر از ما می‌پرسد که مشکل آبشان برطرف می‌شود؟  
 
زمانی که می‌خواهیم "گواتر" را ترک کنیم، مردم نماز خود را خوانده‌اند و هر یک به سمت خانه‌ خود می‌روند. دادرحمان رازنهان، یکی از اهالی "گواتر" به سمت ما می‌آید و از مشکل دیگری حکایت می‌کند: «ما در روستایمان بعد از دبستان، مدرسه نداریم و بچه‌های ما باید برای رفتن به کلاس راهنمایی، تا "بریس" بروند. خرج کرایه ماشین‌شان آنقدر زیاد است که همانجا چوپانی می‌کنند تا بتوانند پول کرایه خود را به‌دست آورند.» می‌پرسد گفتن این مشکلات به ما تاثیری هم دارد؟
 
*بخش گوادر پاکستان؛ با یاری ماهنامه اقتصاد ایران، شماره 68
http://pahra.blogsky.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:13  توسط دلشاد مکرانی  | 

اهالي بندر گواتر از ياد رفته اند
محسن ظهوري



در منتهي اليه جنوب شرقي ايران، پس از «بندر بريس» دوراهي را به سمت محل پرورش ميگو که بروي 103 کيلومتر از چابهار دور شده يي که جاده آسفالتي تمام مي شود. بر کوه ها و صخره هاي مرتفع، تکه کوچکي از سرزمين بلوچستان قرار گرفته که «گواتر» نام دارد. «بندر گواتر» در همين مکان و در انتهاي جاده فرعي مشرف به «خليج گواتر» قرار گرفته است. بندري تنها که از حداقل امکانات نيز محروم است. «آب آشاميدني ما را دو برج (ماه) است که قطع کرده اند. ما را از ياد برده اند.» کدخداي بندر که اين را مي گويد، بقيه اهالي نيز شروع به درددل مي کنند؛ «يعني ما آب نبايد بخوريم؟»، «آب ما را قطع کرده اند و به فکر ما نيستند.»، «مي گويند ديگر خشکسالي نيست، اگر نيست، پس چرا ما آب نداريم؟» وجود قبرستان متروکه و باند فرودگاه قديمي انگليسي ها در اين بندر يادآورمان مي کند که «گواتر» زماني پررونق بوده است. بندري که حالا تنها و فراموش شده، آخرين محل سکونت ايراني در درياي عمان به سمت مرز پاکستان است. دوست محمد خواسته، کدخداي «بندر گواتر» در گفت وگو با ميراث خبر، از نبود آب آشاميدني مي گويد و اين موضوع را در حال حاضر بزرگ ترين معضل اهالي «گواتر» مي داند؛« قبلاً جهاد براي ما آب مي آورد. اما الان دو برج است که آب ما را قطع کرده اند و هرچه هم که اين طرف و آن طرف مي رويم، صدايمان به جايي نمي رسد.» خواسته مي گويد آب را با تانکر برايشان مي آورند و آنها هم پول زيادي برايش مي پردازند؛«تانکر آب را از شهرستان نگور برايمان مي آورند که به فاصله 80 کيلومتري اينجا است. ما براي هر تانکر آب 60 هزار تومان مي دهيم.»

«بندر گواتر» 800 نفر سکنه در 100 خانوار جمعيت دارد. صيادان در فصل صيد در داخل کپرها استراحت مي کنند و در زمان مناسب از شبانه روز به دريا مي روند تا به صيد ماهي هايي چون شير و شوريده بپردازند.

کدخدا مي گويد که يک تانکر آب کفاف خود و خانواده اش را در ماه نمي دهد؛« هر تانکر 12 هزار ليتر آب گنجايش دارد. من براي خانواده ام ماهي سه تانکر آب نياز دارم که بايد 180 هزار تومان در ماه فقط پول آب مورد نيازمان را بدهم.» دوست محمد خواسته درباره ميزان آب مصرفي کل «بندر گواتر» مي گويد؛« ما در روستايمان 20 حوض داريم که آب تانکرها را در آن نگهداري مي کنيم. قبلاً که جهاد برايمان آب مي آورد، 30 تانکر سهميه داشتيم، ولي حالا به اندازه وسع مان آب مي خريم.» کدخدا خواسته، درباره پيگيري هايي که در مورد قطع آب «گواتر» انجام داده، مي گويد؛«با فرماندار جلسه داشتم که جواب قانع کننده يي نمي دهد. فرماندار مي گويد استاندار به او گفته چون تابه حال خشکسالي بوده، بودجه يي براي آب «گواتر» درنظر گرفته شده بود. ولي چون امسال باران زيادي آمده، اين بودجه قطع شده است.»

دوست محمد خواسته مي گويد در «گواتر» باران زيادي نيامده و آنها هنوز محتاج به آب هستند؛« مي گويند بودجه آب ما را قطع کرده اند. پس ما بايد وقتي تشنه شديم، چه کنيم؟ آب اولين و اصلي ترين خواسته هر آدم است که ما بايد براي تامين آن پول زيادي بدهيم. مسوولان اصلاً به فکر ما نيستند و ما را فراموش کرده اند. نمي دانند که ما هم مثل خودشان تشنه مي شويم و به آب نياز داريم، زن و بچه ما هم مثل زن و بچه همه ايراني ها تشنه مي مانند. مگر اينکه مسوولان دولتي ديگر ما را ايراني ندانند.»

«گواتر» بندري تنهاست که با «جيواني» در خاک پاکستان تنها حدود 50 کيلومتر فاصله دارد. کمي آن طرف تر در پاکستان، «گوادر» قرار دارد که تمامي اين منطقه به منطقه گواتر يا گوادر معروف بوده است. حالا «گواتر» در ايران است و «گوادر» در پاکستان. کشور پاکستان از سال 2002 درصدد برآمده بندر «گوادر» را براي ترانزيت بين المللي فعال کند. تاکنون سرمايه گذاري هاي خارجي کلاني جذب اين کار شده و شرکت هاي بين المللي متعددي از کشورهايي نظير چين، امارات متحده و امريکا به اين منطقه آمده اند تا توسعه «گوادر» سرعت بگيرد. پرويز مشرف، رئيس جمهور کشور پاکستان، تنها در سال 2004 سه بار از «بندر گوادر» بازديد و اعلام کرد لحظه به لحظه پيگير پيشرفت اين بندر است. ايالات متحده امريکا نيز اعلام کرده «بندر گوادر» بايد از بنادر دوبي و سنگاپور که از مناطق تجاري - توريستي موفق دنيا محسوب مي شوند، پررونق تر و زيباتر شود. «بندر گوادر» پاکستان، در زميني به وسعت 18 هزار و 600 هکتار شکل گرفته که به سه بخش منطقه ويژه، منطقه آزاد و منطقه صادراتي ترانزيتي تقسيم شده. به موازات، هفت شرکت بين المللي کار تکميل و به بهره برداري رسيدن منطقه آزاد آن را در سه فاز به عهده گرفتند. در همين راستا، براي توسعه زيرساخت ها و جاده هاي اين منطقه بالغ بر 500 ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي جذب شد. کارشناسان سازمان آسيا- قفقاز که کار مطالعات تحقيقاتي و پژوهشي «بندر گوادر» پاکستان را انجام داده اند، پيش بيني کرده اند که راه اندازي «بندر گوادر» با توجه به زيرساخت هاي مناسب آن، از قبيل اسکله هاي دريايي، بزرگراه هاي مناسب و فرودگاه بين المللي موجب مي شود در سال هاي آتي تمام کالاهايي که از اين منطقه قرار است از طريق دريا، چه به سمت غرب و چه به سمت شرق، جابه جا شوند از اين بندر ترانزيت شود.

حالا ديگر تهديد بالقوه يي چابهار را تهديد مي کند که ممکن است به منفعل شدن و به تعطيلي رساندن منطقه آزاد چابهار منجر شود. در اين ميان بنادري چون «بريس»، «پسابندر» و «گواتر» در ايران نيز تحت تاثير قرار مي گيرند و وضعيت آنها به مراتب بدتر از پيش خواهد شد. مردان و زنان «گواتر» ايران، بلوچ بوده و ارتباط خويشي با همنوعان خود در «گوادر» پاکستان دارند و حالا بايد شاهد رونق جايي باشند که تا ديروز چون خودشان بودند.

زماني که مي خواهيم «گواتر» را ترک کنيم، مردم نماز خود را خوانده اند و هر يک به سمت خانه خود مي روند. دادرحمان رازنهان، يکي از اهالي «گواتر»، به سمت ما مي آيد و از مشکل ديگري حکايت مي کند؛ «ما در روستايمان بعد از دبستان، مدرسه نداريم و بچه هاي ما بايد براي رفتن به کلاس راهنمايي، تا «بريس» بروند. خرج کرايه ماشين شان آنقدر زياد است که همان جا چوپاني مي کنند تا بتوانند پول کرايه خود را به دست آورند.» مي پرسد گفتن اين مشکلات براي ما تاثيري هم دارد؟

* برگرفته از ميراث خبر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:8  توسط دلشاد مکرانی  | 

سیستان و بلوچستان دریای آرمیده درکویر-3


سیستان و بلوچستان دریای آرمیده درکویر-3
86/5/28
چهار برج دیده‌بانی در اطراف آن قرار دارد و مربوط به دوره ساسانی و اسلامی می‌باشد. شهرستان سرباز، از نظر شرایط اقلیمی شهری است با آب و هوای گرم. رودخانه سرباز منبع تامین آب منطقه می‌باشد تا از نظر پوشش گیاهی و محصولات زراعی و باغی پوشش متنوعی داشته باشد؛ ضمنا محل زیست نوعی تمساح به نام پوزه‌كوتاه است. البته مامن تمساح پوزه كوتاه در اصل منطقه حفاظت شده باهوكلات‌ و در تالابی به نام گاندو است. نام قدیم زابل، ناصرآباد یا نصیرآباد بوده و در زمان پهلوی زابل نام گرفته است.
آثار باستانی شهر سوخته كه به‌طور حتم نام آن را شنیده‌اید در كیلومتر ۵۶ جاده زابل به زاهدان واقع شده است. شهر سوخته یكی از بزرگ‌ترین شهرهای عصر مفرغ در جنوب شرقی ایران می‌‌باشد و مربوط به دوره پیش از تاریخ است. نخستین كاوش‌های باستان‌شناسی در این منطقه توسط هیئت ایتالیایی صورت پذیرفته است كه ارتباطات تجاری و فرهنگی این شهر با شهر‌های مهم آن دوره شناسایی گردیده است. از دیگر جاذبه‌های این شهر می‌‌توان به كوه خواجه، قلعه مچی، قلعه سه‌كوه، قلعه رستم و آسیاب بادی سیستان اشاره كرد.
● چابهار، شهری خنك در فصول گرم
قرار گرفتن در مسیر بادهای موسمی شبه قاره هند، چابهار را به خنك‌ترین بندر ایران در تابستان و گرم‌ترین نقطه كشور در زمستان تبدیل كرده است. مردم این شهر اكثرا بلوچ و اهل سنت هستند. اقتصاد آنها مبتنی بر صیادی، كشاورزی و خدمات است. خلیج چابهار با جلوه بی‌‌نظیر طلوع و غروب خورشید در دریا كه بدون شك بی‌‌بدیل‌ترین منظره طلوع و غروب در كشور است همراه با نور كشتی‌ها در شب و موقعیت نعل اسبی‌اش در كناره اقیانوس هند از جمله دیدنی‌های طبیعی چابهار است. منظره برخورد موج به ساحل صخره‌ای چابهار كه گاه تا پنج متر پس از برخورد، اوج می‌‌گیرد انواع خرچنگ‌ها و لاك‌پشت‌هایی كه در روی صخره‌ها همبازی موج اقیانوس و جدال موج و صخره‌‌اند و نسیم روح‌بخشی كه در موج می‌‌پیچد و... همه و همه جلوه‌های نابی از طبیعت شاعرانه را به تصویر می‌‌كشند كه هر بیننده‌ای را با شعر و ترانه پیوند می‌‌دهد.اسكله ماهیگیری تیس یكی از اسكله‌های دیدنی چابهار است. از این منطقه، تماشای كشتی‌ها و قایق‌های صیادی و صیادان بلوچ و صید انواع ماهی‌ها و شاه‌میگو دیدنی و خاطره‌انگیز است. آرامگاه سیدغلام رسول، غارها و قبرستان تاریخی تیس، ساختمان قدیمی اداره پست، جنگل‌های زیبای حرا و تپه‌های معروف گل‌فشان از جاذبه‌های گردشگری چابهار است.گل فشان‌ها از عجایب و دیدنی‌های شگفت‌انگیز چابهارند و تپه‌های بلندی همچون آتشفشان بوده كه به جای گدازه، گل می‌‌فشانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:35  توسط دلشاد مکرانی  | 

جاذبه های گردشگری چابهار

جاذبه هاي گردشگري

خليج چابهار: با جلوه‌هاي بي نظير طلوع و غروب خورشيد در دريا كه بدون شك زيباترين منظره طلوع و غروب كشور است.
 
ساحل صخره اي: در كناره‌هاي درياي عمان و در قسمت جنوبي شهرستان چابهار صخره‌هاي بزرگي در اثر پيشـروي آب دريا و فرسايش سنگهاي رسـوبي به وجود آمده كه چشـم اندازي زيبا را تشكيـل داده است.ايـن بخـش از سـواحل را بخصوص در هنگام غـروب مي توان به عنوان يكي از ديـدني ترين سواحل جنوبي ايـران نام بـرد زيرا ديـواره‌هاي صخره‌اي و منـاظر دلنـشين ماننـد آكواريـومـي طبيعـي با انواع ماهي همـواره بينندگان را به شگفتي وا مي دارد.
 
اسكله‌هاي شهيد كلانتري و شهيد بهشتي:بندر چابهار داراي ?اسكله بزرگ با ظرفيت تخليه و بارگيري 15-20هزار تن
 
اسكله‌هاي ماهيگيري:در چابهار چندين اسكله صيادي وجود دارد كه 3 سكلـه صيادي 
تيس، رمين و بريس از بقيه ديدنـي تر هستند. اسكله تيس در داخــل محوطــه منطقــه آزاد و رميــن در 10 كيلـو مـتري و بريس در 60 كيلو متري چابهار قرار دارد تماشاي لنجها و قايقهاي ماهيگيري و صيادان دريا دل صيد هـاي گونـاگون ماهي و شاه ميگوها كه از محصولات درياي منحصر به فرد منطقه است ديدني و خاطره انگيزند.
 
گل فشانها: در بيـــــــن دشت كهيـــر و تنگ و در 20 كيلو متـــري روستاي كهير در مسير جاده تنگ ـ گالـك به فاصله چند كيلو متــري سه تپــه كــوچك گل فشا ن به ارتفاع10-20 متر وجود دارد كه دو تـاي آنهـا هماننــــــد تپه بوده و از چندين سال پيش غيـــر فعـال شده اســت و سومي شكل يك آتشــفشان در حال حاضـــــر فعـال مي باشد. كه يــك پديــده منحصـــر به فرد طبيعي ميباشد و نظير آن فقط در 3 نقطه ديگر جهان گزارش شده است و همواره از دهانه آن گل سرد طوسي رنگي تراوش مي كند.
 
تالاب ليپار: در 15 كيلــــو متري شهر چابهار بعد ا‌‏‏‎ز روستاي رمين در مسير جاده‌اي ساحـلي گواتـر و در تنگه‌اي صخره‌هاي مشـرف به دره‌اي سبز و زيبا قرار دارد كه از بالاي آن روستــاي ليــپار در ميان سبزه زارها پيداست .در ميان دو كوه كه فاصــله چـــنداني با هم ندارند آب بندي ايجاد شده كه آبــهاي سـرگردان اطراف را در خود جمع نموده است و به آبگيــــري به طول 14 كيلومتر تبديل شده است در اين آبگيــر چشم نواز انواع بوته ها و درختچه ها از نوع گز و كلير و چش با چشم انـدازي زيبا، منطقه‌اي بــكر بااكو سيستم خاصي را به وجود آورده است. پرندگاني چون چنگر، فلامينگو، كشيم، انواع حواصيـــــل، طاووس كن، باقرقره، تيهو، عقاب دشتي، خوتكا، منظره زايـــد الـوصفي را به وجـود آورده اند.
 
انجير معابد(لورـ لول) و به زبان محلي ها كرگ: درختاني بزرگ كه در نوار ساحلي چابهار مي رويند و در تمام اعضاي آن شيره سـفيــــد رنــگي جريان دارد و از درختان تيره كائو چــــوئي بشمار مي آيند، تاج اين درخت بزرگ و پهـن و از انشـــعابات آن ريشه‌هاي نا بجا مي رويد پوست درخت صاف و خاكستري، برگهايش بيضي شــــكل ساده و درشــت است، ميوه هايش نارنجي رنگ و به درشتي فندق و قابل خـــوردن است. عمـومـــا اين درختـان داراي قدمتي بالاي صد سال هستند و اكثرا در نزديكي زيارتگاه ها قرار دارند يا قبلا زيارتگاه بوده اند، در حــال حاضر در روستاهاي رمين، تيس كوپان، ماشي، ليپار، كوپان سر و ... از اين درخت ها وجود دارد.
 
جنگل حرا، تيمر: در ناحيــــه ساحلي خليـــج گواتر به ويژه در خور باهو و در نزديكي محلي كه رودخانه باهــو كلات به درياي عمان مي ريزد، جنگلي بسيار زيبا و قابل توجه از گونه حرا پديدار مي‌گردد. حرا درختــــچه‌اي است كه در مردابهاي نواحي گرم كرانه‌هاي عربــستان، مصـــــر و جنــــــــوب ايــــــران از جمله شهـــــــرستان چابهار مي رويد. از مشخصات حرا اين است كه دانه اش بر روي درخــــت مادر رشد اوليه را طي كرده و سپس نهال جوان حاصل از درخت جدا شده و به مرداب مي افتــــــد برگــهاي حرا با دوام است و ظاهر بيضوي شكل و منتهي به يك خامه باريك مي باشد، قسمت مورد اســـتفاده پوســته شاخه آن مي باشد، در حال حــــاضر اين جنـگل يكي از زيبـــــا ترين منظــــره‌هــــاي مو جود در چابهار و منطقه گواتر مي باشد .
 
رودخانه باهو كلات: يكي از پر آبترين رودخانه‌هاي استان و عامل اصلي حيات و زندگي در جنوب بلوچستان بحساب مـــــي‌آيد. اين رودخانه آبهاي مناطق وسيعي از صفحات جنوبي شهرستان ايرانشـــهر و شهرستان چابــــــهار را جمع آوري و به درياي عمان سرازير ميكند رودخانه باهوكلات در 90 كيلومتـــري شرق چابـــهـار به خليج گواتر درياي عمان سرازير ميشود. اين رودخانه بويژه به دليل زيستگاه تمســـاح ايرانــي از نـظرگردشگري اهميــت فراواني دارد شرايـط و عوامل زيست محيطي در اين رودخانه در مقايســه با سايـراكو سيستمهاي آبي از ثبات و پايداري كمتري برخوردار است به طــوري كه ميتــوان گفــت در اينجــا زيستگاه آبي به نوعي با زيستگاه خاكي در هم آميخته است. در مورد آبگير هاي كم عمق و موقـــت درامتداد سرتاسر رودخانه‌هاي اين منطقه نيز همين مطــالب صادق است در اين زيستــگاه ها كه گاه تاچندين ماه بدون آب باقي مي ماند جانوراني كه حيات آنها به آب وابسته است نيز به گونــه‌اي حــيرت انگيز خود را با شرايط محيطي وقف داده اند.
 
تمساح پوزه كوتاه: تمساح (كروكو ديل) پوزه كوتاه برجسته ترين موجــود حيات وحش منطقه چابـــهار است كه بطـــور طبيعي در اين منطقه زندگي ميكنند. زيستگاه اصلي اين تمساح كه به نام محلي گانـدو خوانده ميشـــود حدود 380هزار هكتار مســاحت دارد كه بخشـــي از آن در چابــهار و بخــش ديگر آن در شهرســتان ايرانشهر قرار دارد. بيشتر اين تمساح ها در بركه‌هاي ميان راســك و باهو كلات و باتلاقــهاي دلــگان وكلاني متمركــــز هستند و اين تمســـاح تنـها تمســـاح ايـــران اســت كه داراي ارزش ملي و بيـــن المللي است طول اين جانور تا چهار مترو حدود نيمي از كل بدن آنرا دم قوي اين حيـــوان تشــــــكيل ميگردد. بزرگترين خزنده ايران بازماندهُ خزندگاني است كه حدود 265 ميليون سال پيـــش مي‌زيســــته‌اند و درطول 65 سال گذشته تغييرات اندكي يافته‌اند داراي پوزه‌اي پهن بـــــوده كه طرفيـــن فـــك بالايي 19 دندان و طرفين فك پاييني 15 دندان دارد و در قسمت پشت سر و در ناحيــه گردن دو جفــت صفحـات شاخي بزرگ ديده مي‌شود داراي پاهاي كوتاه بوده و پنج انگشت منتـهي به ناخنـــهاي بلنـــد در پاهـاي جلوئي و چهار انگشت منتهي به ناخنهاي كوتاه تر در پاهاي عقبي ديده مي‌شود، رنگ عمــومي بدنــش زيتوني تا قهوه‌اي بوده و شكمي بدون فلس و به رنگ سفيد متمايل به زرد دارد. تمساح حيواني بســـيارخجالتي، محتاط و ترسوست و به سختي مي توان آن را مشاهده نمود. در اين حال حيواني باهــــــوش و زيرك است و به محض احساس خطر و با حضور مزاحم در آب فرو رفته و مخفي مي شــود ولي براي تنفس بايد سريعاٌ به سطح آب برگردد. غذايش را عموماٌ ماهيان، پرندگان و پســتانداران تشــكيل مـــي‌دهند و عموما شبها شكار مي كند.
 

كوههاي بدلند (Bad-Land) يا مريخي: كوههاي بدلند نيز يكي از منـاظر بديع و سحرانگيزي هستند كه به موازات ســـاحل از منطقــهً كچــو تا طرفهاي خليج گواتر كشيده شده‌اند و از پديده‌هاي ژئو مور فولوژي اين ناحيه هستند .

 

[ويرايش] آثار باستاني
[ويرايش] ويرانه‌ها

ويرانه هاي تيس كوپان:
موقعيت جغرافيايي: بخش مر كزي ـ دهستان كمبل سليمان ـ روستاي تيسكوپان خصوصيات: آثاري از ويرانه هاي قديمي در دره تيـسكوپان باقي است و اين دره از دره تيـس بزرگتـــــر است .


محوطه باستاني كنارك :
موقعيت جغرافيايي: بخش كنارك ـ قسمت شمال غربي و جنوب شرقي كنارك خصوصيات: در محوطه شمـــال غربـــي ابزاري از دوران پارينه سنگي مياني بدســـت آمده كه در يــك سطح صاف به صورت پراكنده پخش شده‌اند و شبيه ابزار شمال غربي ايران و ابــزار لاديزي مي باشـنـــد و به آثار دوران پارينه سنگي شبيه هستند. در بخش جنوب شرقي ابزاري بدست آمده كه در كنار آنــــــها مقداري سفال ساده و منقوش مربوط به هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم قبل از ميلاد ديده مي‌شود.

ويرانه هاي شهبازبند بر فراز كوه شهباز بند آثار حصاربند و پي بندهاي ساختمان و در بعضي از نكات آثار شهر نشيني و خانــه هاي مسكوني باقي مانده است. بنا بر بــاور بومي ها برفراز اين كوه بازهاي شــكاري شــاه تربيــت مــي‌شده‌اند .

شيرك سنت در شمال و شمال شرقي دره تيس واقع گرديده و داراي اثر ديواري است كه از ديواري است که از پيروز گــت عظيــم تــر و قطورتر به نظر مي آيد و شايد شهرك يا آبادي كوچكي در دره تيس بوده است . ويرانه هاي شهبازبند بر فراز كوه شهبازبند آثار حصاربند و پي بند هاي ساختمان و در در بعضي از نكات آثار شهر نشيني و خانه هاي مسكوني باقي مانده است. بنا بر بـاور بومي ها بر فراز اين كوه بازهاي شــكاري شــاه تربيــت مــي‌شده‌اند .
 
[ويرايش] قلعه ها
 

قلعه تيس (قلعه پرتغاليها) :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي، 5 كيلومتري شـمال غربي چابهار، روستاي تيـس قدمت : دوران اسلامي شماره ثبت ملي :555 خصوصيات معماري: اين قلعه به ابعاد 26×54 متر ساخته شده است. عرض ساختمان بر پهنــه‌ي دماغـــه‌اي كه پانصد از آبخور دريا فاصله دارد در قسمت انتهاي دماغـــه واقـــع اســت در قســـمت شـــمال شرقي درب ورودي اصلي قرار دارد و داراي چهار گوشواره خلفي كه در پشت ديوارهاي هشــتي واقــع شده اند. هر كدام از آنها خود يك اطاقي است كه با پي هاي قطور ســاخته شـده انــد. و داراي ايوانـي است كه با دو پله با حدود يك متر ارتـفاع از سطح حياط قلعه بلنـدتر است، در ضلع شــمال شرقي آثـار اطاق هايي وجود دارند كه اكنون خراب شده اند. و هر كدام داراي يك اطاق بزرگ تر مشــرف به ايـوان اختصاصي هستند. طرز ساخت بنا (اطاقها و ايوانها) شبـيه به كاروانسراي شاه عباسي بيستـون اســت كــه در زمان شاه سليمان صفوي ساخته شده است. در سه طرف حياط حجــره هـا و اطاقــــهايي حجـره ها و اطاق هاي ضلع شمالي وجود دارند. در سمت ساحل درياي عمان آثار دو برج بــزرگ در طرفيـن ديده مي‌شود. برج سمت راست كه در جنوب قرار دارد به صورت يك اطاق با يك ايوان و يك شاه نشــــين است كه بر روي هرمي مكعب مستطيل شكل پي سازي شده و يك برج با منار بر روي آن قرار گرفتـــــه و يك منار به ارتفاع 5/6متر باقي مانده است. مصالـــح بكار رفته در ســاخت قلعه، آجر، ســنگ و گچ مي باشند و آثاروتزئينات از آجر و سنگ در اطراف گلدسته هــاي باقي مــانده اند، ايــن منــاره بــراي ديدباني به كار مي رفته است. و چون بر همه خليج دهانه تيس اشراف كافي دارد و در ضمـن از فاصلــه زيادي در دريا ديده مي‌شود . سبك ساخت و نوع مصالح بكار رفته مناره و گوشواره به سبك ســـلجوقي مي باشد. و تعميرات بعدي كه در اتاق ها و ايوانها انجام شده بيشتر سبك صفوي و سبك دوران قاجاريـه است و گوشه هاي حياط قلعه آثاري از آب انبارها ديده مي‌شود كه از ســنگ و ســاروج و گچ ســاخته شده‌اند در بيــــرون ديوار بلند قلعه آثار چاهي وجود دارد كه در سنگ صخره كــنده شده و لبــه چاه بااستفاده از سنگ و ساروج محكم شده است در قسمت سقف قلعه چوبهايــــي بكار رفته است كه احتمالا از نقاط ديگر به اين محل آورده شده اند. تزئينات دور منار آجر چيني شبيــه سبك تزئينــات منــارهاي دوره سلجوقي مي باشند اگر چه از بيــــن رفته‌اند ولي نقــش هايي به خط عربي و خط كوفي از اثــر برجستگيها و گوديها مشـــخص مي‌شود اندازه اطاق ها معمولا 4×3 متر يا كمـــتر است كه دور يــــا چهار طرف يك پهنه وسيع واقع شده‌اند . در كتاب باستانشناسي و تاريخ بلوچستان به نقل از سرتيپ مهدي خان مهــندس ايراني آمده است: ((در تيس بسيار قلعه خوبي است و يك سمت بدنه قلعه وصل به درياست، قدري ناتمامــي دارد كـــه بنُا و عمله در آن مشغول كارند. ديوار بزرگي از سمت دريا كشيده‌اند براي بار اندازي وغيـــره حصــن معتبري است واصل قلعه نو در روي تپه مرتفعي ساخته شده است .)) {سنه1282 هجري}(ش8)


قلعه پيروز گت:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ5كيلومتري شمال غربي چابهار ـ روستاي تيس قدمت: اشكانيان و ساسا نيان اين قلعه بر فراز تپه اي در وسط دره تيس واقع است. ارتفـاع تپه از ارتفاع دو رشتـــه كوه اطراف تپـه بيشتر نيست. بلندي اين محل تقريبا‏ّ 5/1 تا 4 برابر ارتفـــــاعات اطراف در محـــل روستــاي تيس مي باشد. تپه از تخته سنگ هايي از جنس رسوبي و آهكي تشكيل شده است. آثاري از زراعت و آباداني در اطـراف تپـه پيروز گت ديده مي‌شود راه ورود به تپه سخت و پر خطر است. در قسمت پايين تپه و در اطـــراف آن آثاري از ديوارهاي سنگي بزرگ و قلوه سنگ و ساروج با قدمت خيلي زياد ديده مي‌شود. قســـمتهايي از ديوارها كه باقي مانده‌اند ضخامتي 5/2 تا 4 مترو ارتفاع آن در بعضي نقاط به 12 متـر مي رسد. بيــن ديوارهاي اصلي اطراف تپه ديوارهايي با ضخامت كمـــتـر به موازات ديوار اصـــلي ديده ميــشود كه از يكديگر 8 متر فاصله دارند و 200 متر طول دارند. بين دو ديوار آثاري از برجهاي قلعه نمايان است و هر نقطه از تپه براي تاسيسات خاصي مانند كشيـــــك خانه، قراول خانه و حفاظت قلعه اختــصاص داشته است و تنها اثري كه از آن به جا مانده است سنگ و ديوار شكسته، ملاط، ساروج، گچ، خــــرده هاي سفالي و پي هاي بنائي مي باشند. علاوه بر اين ديوارهاي بزرگ وضخيـم قلعه اثـــر خندقــي بـه عـرض3 متر و عمق متفاوت قبل از ديوار اصلي ديده مي‌شود. در اطراف دژ آثاري از آب انبارها نــمايان اســت زيربناي قلعه حدود 800 متر، طول و عرض آن با توجه به وضع طبيعــي زميـن متغيــر اســت و تقريبــاً بيضي شكل مي باشد . آثارهايي از برجها در ضلع شمالي و جنوبي ديده مي‌شود. در قسمت ضلع شمالي دو اطاق كـــوچــــك در اندازه هاي 3×2 متر به منظور ديدباني روي يك گوشواره زمين مانند دو طبقه واقع شده اند. وبلنـــــد ترين قسمت دژ و برج بر روي همين گوشواره است و بر اطراف اشراف دارد. در گوشـــه هـاي شــرقي و غربي در مركز حياط قلعه آثاري از سكو هاي بلند كه از سنگ تراشيده ســـاخته شــده انــد مشــــهود است وقسمت هايي كه باقي مانده‌اند نماينگر محلي براي اجتماع، عبادت يا نشستن اهــل قلعــه در يـك مجلس بودهاست. سنگ هاي بكار رفته در بنا ها غير آهكي هستند كه نقاط ديگري به اينجـا آورده شــده‌اند زيرا جنس خود تپه آهكي و سيليسي مي باشد. اين بنا با توجه به آثار باقي مـــانده مشــابه بنـا هــاي دوره پارتي (اشكاني) است و نام پيروز ساساني به اين احتمال قوت مي بخشد .


قلعه بلوچ گت:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس اين قلعه بر بالاي كوهي مرتفع قرار گرفته است آثار ديوار قلعه و يك برج ديد بـــاني از آن بــــر جــاي مانده است بقاياي دو مقبره هرمي شكل برجسته كه با سنگ و ساروج بنا گرديده‌اند و از نــــوع مقـــابـر اسلامي مي باشند ديده مي‌شود. همچنيـن آثاري از حصار و باروي قلعه در پيرامون محوطــــه اصلــــي و اطراف دژ فوقاني نيز باقي است، چندين چاه به منظور تامين آب مورد نياز در صخره حفـــر شده انــد. در روي قلعه آب انبارهايي از سنگ و سا روج و گچ در درون صخره تعبيــه شـده است كـه بــا وســايل وابزاري آب مورد نيـــاز را از پاي قلعه كشيده و به داخل آب انبارهاي بالا رسانيده اند. اين آب انبارهـــا در موقع ضروري آب مورد نياز داخل قلعه را تأمين مي كرده اند. ايــن قلعـــه داراي يــك موقعيـــــت ممتــازي بوده كه آب رساني، ديد كافي به دريا و دور بودن آن از دسترس مهاجمان از خصوصيــــات آن بوده اند.


قلعه انو شيروان سنگان:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش دشتياري ـدهستان باهو كلات ـ 2 كيلو متـــري روســـتاي سنگان قدمت: 300 سال اين قلعه در 2 كيلو متري روستاي سنگان در دهستان باهو كلات بر فــراز كوهــي قــرار گرفتــه اســت ،نوشيروان خان از قوم گيچكي ساكن در گيچ حدود 311 سال پيـــش بـه بـاهــو كلات مـــهاجرت كـرده و قلعه را ساخته است .


قلعه باتل:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ دبستان پلان ـ روستاي گتيگ خصوصيات معماري : اين قلعه بر روي تپه خاكي قرار دارد لايه هاي سنگ عظيمي بر روي تپه نـمـــايــان است كه با فرسايش خاك زد آنها خالي شده است، آثاري از قبيـل فسيـل حيوانــات و صدفـــهاي دريايي در محل ديده مي‌شود كه بيانگر اين است درساليان كهن اين ناحيه جزئي از دريا بوده اســت در قســـمت بالاي كوه باره هايي از ظروف سفالي جلب نظر ميكند، آثاري از برج و بارو ها ديـــده مي شـود كــه بــه مرور زمان به كلي تخريب شده‌اند كه تنها خرابه اي از آن باقي مانده است. در محل آثاري از يك چاه به قـطر يك متـــرو سي سانتيـــمتر و به شكل دايره در دل كوه كنده شده است


پيل بند:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس بر روي رشته كوه فيل بند كه در مقابل شهبــازبنـد واقع است، پس از ويرانه هاي شــهر ســنج كميلي، آثار بارويي كه چندين كيلومــتر طول دارد دره را از غــرب به شــرق در برگرفته وجود دارد ايــن ديــوار عظيم با سنگ گچ و ساروج ساخته شده است در خصوص وجه تسميه آن مردمي محلي بر اين بـــــاورند كه بر فراز سطح نزديك خط الراس اين رشته كوه محل نگهداري فيل هاي شــاه بــوده و فيـــل بـانـان در آن جا فيل تربيت مي كرده‌اند در حال حاضر در طول رشته كوه فيل بند آثار پــــــي ها، بند ها و حفــره ها و چا ههايي وجود دارد كه احتمال مي رود شهر قديمي تيس، تأسيسات ساختماني، بازرگاني، شهري، انبارها و سراهاي مشهورش در قسمت قديمي و بر فراز ارتفاعات سراسري دره تيــس قرار داشـــته و دره تيس محل زراعت و دامنه آن محل دفن اموات بوده است.
 
[ويرايش] گورستان هاي تاريخي
 

مقابر جناني گچ:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ روستاي تيس جناني كچ در دامنه كوه پيـــل بند در جنــوب دره تيس واقع است .(جناني كچ محلي اســت كه بنــــا بر باور مردم محل سكونت جن ها بوده است ) مقــابر جناني كچ در يك ســـرازيري ملايم قرار دارند ايـــن مقابر با مقابر سيراف بوشهر شبيه هستند. با اين تفاوت كه تعداد قبر ها كمتر و جهت آن ها تقــريباُ شمالي جنوبي يا شـمال شرقي جنوب غربي است. در ميان قبر ها چند قبر ايستاده بچشم مي خورد و يك مقبـــره پلكاني با سرپوش صندوقچه اي از سنگ وگچ بصورت نيمه سالم بدون لوحـــــه و تزئـــينات خـــارجي وجود دارد كه به نظر مي رسد از دوران اسلامي ياجديد باشـــد. و تقريبـــاً حدود 200 قبر كــــــهن درمحوطه قديمي آن وجود دارد .


محوطه باستاني دمب كوه:
در حدود 90 كيلومتري شمال خاوري چابهار ـ در بخش دشتياري در فاصــله 5/2 كيلومتـــري روستـــاي بلور مچي در ناحيه باهوكلات قرار گرفته است . در اين محوطه باســـــتاني حدود 4500 تا 5000 تدفين تخميــــن زده مي‌شود كه اين قبــــور به شكل اطاقكهايي به اندازه هاي 1×1 و 2×5/1 و 2×2 متر بنا گرديده‌اند .


گورستان تپه نهادي:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي، 5كيلو متري چابهار ـ روستاي تيس قدمت : قبل از اسلام ـ دوران اسلامي مشخصات : در دامنه كوه فيل بند ودر جنوب تيـس در يك زمين با شيــب ملايم قرار دارد، تعــــداد اين قبرها زياد نيست ولي سه مقبره در كنار هم قرار دارند كه دو قبر بزرگ در دو طرف و يك قبـــر كوچــك در ميان آنها واقع شده است. جهت آنها شمالي جنوبي و شيــب آنـها رو به شمـال است، بنا بر ايـــن سرمرده ها در جهت جنوبي ـ شمالي واقع مي باشد هر سه قبر در سنگ كنــــده شده اند. احتمـــــالاُ ايــن مقابر متعلق به اعضاي يك خانواده هستند كه در يك حادثه از بين رفته انـــد چنيــن مقابري بصـــــورت خانوادگي و دسته جمعي در قبرستانهاي كارتار در لبنان ديده شده است .


گورستان قديمي دشتياري:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش دشتياري قدمت : پيش از تاريخ دوره آهن كا وشگر : اشتين در 1932 ميلادي خصوصيات : قبور شناسايي شده در اين منطقه داراي نوعي سفال خشن قرمز يا خـــــــودي با روكش سفيد هستند كه بعضي از آنها آثاري از قبيل مانده هاي غذا و يا آثار سنگي و فلزي ديگر مشاهده شــــده است و تعداد اين قبور به 3000 قبر مي رسد .


غارهاي بان مسيتي تيس :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس در دامنه كوه شهبازبند. يك غار طبيعي و دو غار مصنوعي در كنار هم قرار دارند مجمـــوعه اين غارهــــا را مردم محل بنام بان مسيتي مي شناسند. غار اول طبيعي و بصورت نيم دايــره اســـت و با استفــــاده از روش تراشكاري داخل غار و دهانهً آن توسعه پيدا كرده است يك مقبره كوچك از گچ به صـــــــورت دوسطح افقي كه بر روي يكديگر قرار دارند وفاقد آثاري از قبيل سنگ نوشته، خط و لوحه در عمـــــق يك متر از سطح غار ديده مي‌شود كه در گرد آن يك فضاي كوچك وجود دارد. از سطح غار تا مقبــــــره به اندازه يك پله گودي دارد. مكعبي از سنگ و گچ بر فراز مقبره ساخته شده كه زير بناي يك گنبــــــــــدكوچك است بدنه هاي اطراف اين مكعب را با گچ برنگ سفيد در آورده انــــــد در ورودي مقبره رو بــه دره تيس و به موازات دهانه ورودي غار واقع شده است. سطح مقبره در اندازه 8/0×1/3×8/1 متر اســــت برروي ديواره هاي مكعب مقبره گچكاري و با جوهر قرمز وبنفش خطوط و علاماتي نقش گرديــــــده كه شبيه به خط گجراتي و هندي هستند. طول و عرض غار 180×240 متر و ارتفاع آن نيز 240 مــتر اســـت يك غار مصنوعي سمت راست غار طبيعي به فاصله هفت قدم قرار دارد كه آثار تراش به خوبــــــي در آن آشكار است. دهانه آن هشتاد سانتيمتر ارتفاع دارد و سقف آن كوتاه است و اكنون به علـــــت خرابـــــي يك آدم متوسط به زحمت در آن بطور خميده مي تواند بايستد و در انتها مسدود است و احتمــــــال دارد حفره ها يا روزنه هايي طبيعي يا مصنوعي در قسمت انحناء خلفي كوه اين غار را با غار ســـوم وصـــــل كرده باشد يا به چاه هاي زير زميني كه محلي براي دفن اموت در معابد قديمي است برساند و ســـــكويي كه از سنگ وگچ ساخته شده است ديده مي‌شود كه دهانه ورودي آن 80 ســانتيمتر و ســــقفي كوتــــاه دارد. به فاصله 50 متر در سمت چپ غار اصلي، غار سوم كه طول دهانه قوسي آن حــــدود 20 مـــــتر است قرار دارد ظاهرا اين غار ها جزو يك واحد تاسيساتي ساختماني بوده و به منزلــه هجـــــره هــــا و توقفگاههاي معبد يا پرستشگاهي بوده و در سطح زمين تا ورود به دهانه غار، پله كاني وجــود داشــــــته كه آثار آن باقي است .


گودانگريز (گودال انگليس):
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلومتري شمال غربي ـ روستاي تيس در دامنه كوه فيل بند در جنوب دره تيس قرار دارد مــــردم بومـــــي نقل مي كنند كه در اواخــــر دوره قاجاريه و در اوايل دوره پهلوي انگليسيها به كمك تعداد كثيري از كارگران بــلوچ در اين محـــل اقـــدام به حفاري نموده و مقاديري سفال، اشياء برنزي، آهني و سنگي پيدا كرده و غارت نموده‌اند .
 
[ويرايش] سيد غلامرسول
[ويرايش] قبره سيد غلامرسول
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5كيلومتري شمال غربي چابهار شماره ثبت ملي : 1559/3 قدمت : 465 ه. ق مقبره اي با ديواره هاي سفيد رنگ به سبك معماري هندي كه دروازه ورودي آن در ضلع غربي بنــا واقــع گرديده است پس از درب ورودي صحن بزرگ حياط مشاهده مي‌شود امام زاده در ضلع غربي حيــــــاط واقع گرديده است. بر پيشاني ورودي بنا تزئينات نقاشي الوان با طرحهاي نقوش سـتـــاره هاي مشــــبك وجود دارد. ظاهرا نماي دور تا دور داخل ساختمان داراي نقاشيهاي جالبي بوده است كلمـات لا اله الا الله، يا محمد و يا علي و ... نقاشي از گل در ديوارها جلب توجه مي كند و فرم آن طوري است كــه نشــــان مي دهد اين اثر در روزگار سلجوقي احداث شده و در دوره صفويه نيز طرح هــاي نقاشي بــا اصــالـــت خاصي بر روي ديوارها تعبيه گرديده است. مقابل آرامگاه صفحه اي به ارتفاع يك مــــــتر و چـــهار پله قرار دارد كه بر روي آن مقبره واقع شده است. در قسمت شرقي صفحه آرامگاه (مقبره) يك پيشــــــخوان باسقف تير هاي چوبي و حصيري و چند ستون چوبي است. كه با پنج پله به حيــــاط متـــصل مي‌شود. پيشخوان قدمت چنداني ندارد، ساقه گنبد استوانه اي است و سقف گنبد از درون با گچ سفيـــد شـــــده و بنا كاملاُ يك بناي خاص ايراني و از معماري سلجوقي الهام گرفته است. مقبره در ميــــان بنــا واقــــع گرديده و بر روي آن يك صندوقچه و بالاي آن يك جعبه چوبين با تزئينات مختلف هندســي قــرار دارد، قبرستان در جانب شرق بنا قرار دارد.
 
[ويرايش] شرح زندگي سيد غلامرسول
در خصوص شرح حال ايشان روايات مختلفي نقل شده كه به آن ها اشاره مي‌شود : نام اصلي ايشـــــــان سيد نا محمد و مردي صالح، شيعه مذهب بوده و در گذ شته مورد توجه مسلمانان هنـــــدي بوده و ايــن توجه باعث شده كه بنا در دوره هاي بعدي تحت تاثير معماري هندي قرار گيرد طبـــــق روايات سيـــدنا محمد مسلمان هند بوده است و در سفري به چا بهار تصميم داشته كه زن چابهاري اختيـــار كنـــــد براي تدارك چنين منظوري مشغول مي‌شود. اما در شب عروسي دچار كسالت مي گردد بطوريكه در بســــــتر مرگ مي افتد و چون مورد توجه مردم بوده و در دم مرگ به آن ها وصيــت مي كنـد كه پـــس از مــرگ سوگواري نكنند و در عوض مدت 10 شبانه روز بر سر قبرش شادي كنند تا روحش شاد شود . اين مراسم هر ساله از 15 ذي القاعده به مدت 10 روز بر پا مي گردد و در اين مراســـم عــده زيـــادي از اهالي چابهار و مناطق همجوار شركت مي كردند (در حال حاضر چنين مراسمي بر گزار نميشود ) . در مراسم جشن و پاي كوبي مردم چابهار و خصوصا بوميان آفريقايي (سياهپوســتان) در صبــــــــح روز اول و دوم حياط آرامگاه به وسيله زنان جارو زده مي‌شود و مرد ها با لباس پاكيزه به فراهم كردن بســــاط جشن مي پرداختند، وهنگامي كه آفتاب طلوع ميكرد ساز و دهل مينواختنـــــد، قــــوالان پاكستـــاني، رقاصان هنـــدي و خوانندگان سياه و مهمان نوازان بلوچ به هر طريقي در اين شادي خدمت ميـــكردند و اين مراسم به مدت 10 روز در 3 نوبت صبح، عصر و شامگاه اجرا ميشد. زنان مسن به داخل آرامگاه ميرفتند تا شفا دردمندان و نيــات ديگران را بخواهند در حالي كـــه در ايـــن زمان مردان در بيرون محوطه پيشخوان به ساز و دهل مشغول بودنــــد و چنــــد زن جوان به رقصيـــدن ميپرداختند و زنان مسن در داخل حـــرم به دعا مشغول ميشدند و شفـــــا ميافتند و پس از10 روز حــرم را ترك ميكردند. تا سال ديگر در مراسم جشن عروسي سيدغلامرسول شركت كنند. و در كتاب فرهنگ مردم بلوچ نوشته عبدالله ناصري آمده است : ((در مورد صاحب مزار دو عقيده وجود دارد يكي آنكه معتقدند اين مزار از آن عارف وارستـــه و مـــــرد حقي است به نام سيد عبدالرسول و اين زيارتگاه مردم شيعه چابهار است و افراد غيــــــر شــــيعه هم از شيعه هاي اين سرزمين پيروي ميكنند. بعضي ديگر عقيده دارند اين مزار يك (لــوطي) اســـت مطـــرب هاي دوره گرد را لوطي مينامند . ولي گويند صاحب اين مقبره شب عروسيش فوت نموده و هر ســــاله معتـــــقديـــن به او در ســالروز مرگش كه در روز آخر ماه ذي القاعده به مدت 7 روز با ساز و دهل و آوازخوانــــي و رقـــــــص و پاي كوبي ميكنند. اين مراسم به دو جهت انجام ميشود. يكي اين كه لوطي فوت شده چون عمـــــــرش را به مطربي و شاد كردن مردم گذرانده وصيت كرده كه بعد از مرگش نيز در كنــار مــــزارش رقــــص و پاي كوبي و در حقيقت مراسم شادي بر پا شود. و خواسته است تأثير وجود خود را در شــــادماني مــــــردم بعد از مرگش نيز حفظ كند. ديگر اينكه اين شخص كه در شب عروسيش فوت كرده بسيار مجـــــرب و مورد توجه افراد طائفه اش بوده و چون عروسي نافرجامي داشـــــته و حســـرت بــگور بــــرده است. دوستدارانش هر ساله در سالروز مرگش براي او جشن عروسـي ميگيــــرنـــد و ياد عروســـي او را زنده ميدارند. البته چون پيروان صاحب مزار شيعه مذهب هستند در ماه محرم نيـز مراسم ســـوگواري و روضه خواني در اين مقبره بر پا ميشود .
 
[ويرايش] قدم گاه خضر
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ جنوب غربي چابهار در جنوب غربي چابهار در محلي بنام سپوزه وااقع گرديده است. خواجه خضر از مشايخ مورد احـــــترام بوميها بوده و وي مقبره اي ندارد زيرا مردم بر اين باورند كه او زنده و پاسدار لنج ها و قايقهايــــــشان مــــي باشــــد درقديم مراسم خاصي در اين قدمگاه بر پا مي شد، مردم قرباني و يا خرما و حلوا به مكان مورد نظـــــــر و در بين افراد تقسيم مي كردند .
 

[ويرايش] ساختمانها

ساختمان قديمي تلگرافخانه چابهار :
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ خيابان مولوي اين ساختمان در سال 1281 ه. ق به وسيله انگليسها ساخته شده است از قديمـــي ترين ساختمـــان هاي سنگي موجود در شهر چابهار است كه به منظور رونق دريا نوردي، تجارت و ايجاد ارتبــــاط با هنـــد ، گواتر، چابهار، جاسك، بندر عباس توسط مجريان خط تلگراف انگليــــس در دو طبقه ســـــاخته شده است .


چاه باستاني پلان :
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش پلان ـ روستاي پلان قدمت : دوره هخامنشي (سلطنت كوروش) خصوصيات : چاه باستاني روستاي پلان با آجر ساخته شده است .


چاه باستاني تيس كوپان:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ دهستان كمبل سليمان ـ روستاي تيس كوپان خصوصيات : اين چاه در ارتفاعات شرقي ـ غريي تيس كوپان قرار دارد كه در كوه تراشيـــده شــــــــده است و به شكل مربع در اندازه هاي 5/1 در 5/1 متر احداث شده است .


سد هاي تيس :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلومتري شمال غربي ـ روستاي تيس مشخصات : سدهاي تيس در دو طرف دماغه قراردارند كه قلعه تيس بر روي آن واقع اســــت آثار ايــــن سد ها به ارتفاع 20 سانتيمتر باقي است ودر ساخت آنها از سنگهاي تراشيده شده و سنگهاي دريايي تيــــز وبلند ملات ساروج استفاده شده است تقريباُ اين سد ها هشت متر ارتفاع داشته‌اند كه 6/4 متـــــــر آن به مرور زمان در زير ماسه هاي ساحلي مدفون شده است. انتهاي يكي از آنها به كوه پيل بند و ديگـــــري به كوه شهباز بند منتهي مي شده كه به عنوان مانعي از هدر رفتن آب شيرين ناشي از باران جلوگيري مــــــي‌كرده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:30  توسط دلشاد مکرانی  |