تبليغاتX
مکران سربلند

مکران سربلند

به سرزمین نخلهای راست قامت بلند همت خوش آمدید

سفر به آفریقای ایران۱-۲-۳-۴ 

 

سفر به آفریقای ایران(۱):

 گزارش رودبار زمین از فقر در کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجا اسلام آباد رودبار نیست ، قعر جهنم است ، شنزار داغ حرارت خورشید را جذب می کند و با سماجت پس می زند . در زیر زمین انگار کوره ای به پهنای همه دنیا روشن است ، خورشید با عداوت از بالا می تابد و زمین خشمگین حرارت را از پایین پس می زند و در این وسط جاندار و بی جان می سوزند  بی پروا انسان حقیقتا که موجود عجیبی است . وقتی در اروپا گرمای هوا از 30 درجه بالا می رود ، عده بسیاری می میرند ، اما در کوچه های شهر رودبار در گرمای پنجاه درجه ساعت 2 بعدازظهر کودکان به راحتی گُله بازی می کنند.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 20:6  توسط دلشاد مکرانی  | 

Hingol National Park by NotMicroButSoft (GHAZA burning - UN sleeping)

سابقه باستان شناسی بلوچستان

بلوچ ارتباط ::بلوچستان بخش بزرگی از جنوب شرقی فلات ایران است که نسبت به سایر مناطق این فلات ناشناخته ‏تر است. این منطقه در واقع مرز بین دو تمدن بزرگ ایران و هند بوده است که به دلایل خاص از جمله وضعیت خاص جغرافیایی‏، جمعیت کمی در خود جای داده است. تا ۵۰سال پیش تصور می‏شده که در بلوچستان اثری از تمدن های بزرگ و اجتماعات بشری و از شهر و آبادی خبری نبوده است، و تنها راهرویی ارتباطی بین تمدنهای هندی و تمدنهای غرب ایران( سومر،ایلام) بوده است. این پندار اشتباه در مجموع باعث شده بود که کمتر مورد توجه باستان شناسان و محققان تاریخ قرار گیرد.

 بررسی‏ها و پژوهشهای باستانی این بخش از ایران تاریخچه چندانی ندارد و دوران آن بسیار کوتاه است و اطلاعاتی که غربیان درسفرنامه‏ های خود نوشته‏ اند از نظر باستان شناسی اطلاعات جسته و گریخته‏ای بیش نیست. تعداد محوطه‏ های باستانی در بلوچستان که باروشهای جدید و علمی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته ‏اند بسیار اندک است و بیشتر آنها تنها بصورت سطحی شناسایی شده‏اند و تنها از آنها یک سری ابزار و اشیای قدیمی بدست آمده است. تنها تپه بمپور از جمله مناطقی است که نسبت به سایر محوطه‏ های باستانی بلوچستان بیشتر مورد کاوش و بررسی قرار گرفته، امّا اطلاعات زیادی به علت محدودبودن زمان کاوش و کوچک بودن کارگاههای حفاری در اختیار باستان شناسان قرار نمی‏دهد.

 ▪ اقدامات زیر در خصوص باستان شناسی بلوچستان صورت گرفته است:

 ـ «مارک اورل اشتین» باستان‏شناس انگلیسی مجاری‏الاصل نخستین کسی بود که با سفر به شمال و جنوب بلوچستان و کناره‏ های دریای مکران (عمان) در اوایل سده حاضر بسیاری از محوطه‏ های باستانی این مناطق را مورد بررسی و شناسایی قرار داد (۱۹۳۲م). هدف او از این توجه و مسافرت شناخت رابطه بین تمدنهای سند و رودان (هرمزگان) بوده است. چون این منطقه بر سر بزرگراه شرق و غرب واقع شده است و راه ارتباطی بین سند و رودان در واقع قاعده مثلثی است که رأس این مثلث در شمال خراسان بزرگ قرار دارد.
 ـ «هرتسفلد» دومین کسی است که پس از «اشتین» به این منطقه مسافرت و چندین محوطه باستانی از دوره‏ های مختلف را مورد شناسایی و بررسی قرار داده است. اطلاعات داده شده وی و «اشتین» هنوز پس از گذشت چندین سال به قوت خود باقی و قابل اعتنا می‏باشند.
 ـ «ژوزف کالدول» و «صادق شهمیرزادی» در دهه ۱۳۴۰ ه .ش تپه باستانی ابلیس در بردسیر کرمان را مورد بررسی قرار دادند. و به نظر آنها این منطقه راهرویی ارتباطی بین تمدنها بوده و همچنین سفالهای بدست آمده در طول رودخانه هلیل رود (کرمان) با سفالهای تپه حسینی نزدیک بمپور با هم شبیه هستند. آنها بیان کرده ‏اند که اقوامی از مناطق مرکزی فلات ایران پس از طی ۱۲۰۰ کیلومتر ابتدا به کرمان رسیده‏اند و سپس به سوی رودخانه سند حرکت نموده وتمدنهایی را پی‏ریزی کرده ‏اند.

 ـ خانم «بئاتریس دکاردی» باستان شناس انگلیسی در سال ۱۳۴۷ ه.ش بعد از شناسایی تپه‏ های بمپور عقیده دارد که به دلیل مشابه بودن سفالهای بدست آمده از تپه‏ های حصار و سیلک با سفالهای بلوچستان، خاستگاه اولیه تمدنهای مستقر در بلوچستان باید مناطق مرکزی فلات ایران باشد. لازم به ذکر است این باستان شناس به مدت ۳ ماه برای انجام پروژه مدرک دکترای خود در بمپور به کار کاوش و بررسی مشغول بوده است.

 ـ «سکرین» در سال (۱۳۰۷ ه.ش- ۱۹۲۸م) در منطقه خاش قبرستان عجیبی را کشف نمود.
 «جودیت ماروچک» در سال ۱۳۵۳ ه.ش منطقه وسیعی به وسعت ۱۵۰۰ کیلومتر مربع در شهرستان خاش را مورد شناسایی قرار داد که شامل چندین محوطه باستانی از کهن‏ ترین دورانها تا ۲۰۰ سال پیش است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:26  توسط دلشاد مکرانی  | 

The Rain of Fire by myudistira

 

دختر ۱۴ ساله‌ی ایرانشهری، خود را به آتش کشید


دختری ۱۴ ساله در ایرانشهر برای فرار از اختلافات خانوادگی با ریختن نفت روی خود، خود را به آتش کشید.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی سیستان و بلوچستان، ماموران انتظامی کلانتری 12 شهرستان ایرانشهر در پی کسب خبری مبنی بر یک مورد خودسوزی در خیابان مکران این شهرستان برای بررسی موضوع به محل مذکور اعزام شدند.

بنابر این گزارش، پس از عزیمت ماموران به محل مورد نظر مشخص شد یک دختر 14 ساله در حیاط منزلش پس از ریختن نفت روی خود اقدام به خودسوزی کرده است که با حضور به موقع همسایگان آتش خاموش شده و از مرگ نجات پیدا کرد.

این گزارش حاکی است، در بازجویی های به عمل آمده از اطرافیان و همسایگان، مشخص شد وی به علت اختلافات خانوادگی دست به خودسوزی زده است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:25  توسط دلشاد مکرانی  | 

  ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد

رئیس انجمن نمایش ایرانشهر : 

بلوچ ارتباط ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد

رئیس انجمن :نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایرانشهر گفت: ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد و این تماشاگران هستند که این‌گونه تئاتر را به ثبت رسانده اند.
 محمد دین دشتی از شورای شهر و شهرداری ایرانشهر که این انجمن را حمایت کرده اند تشکر کرد و گفت: از زبان قوی ادبیات نمایش «مرومروی در پاسی از شب» که در جشنواره تئاتر فجر شرکت کرده بود و بازیگران روان این نمایش که از سطح بالایی برخوردار بود کمال تشکر و قدردانی را داریم.
رئیس انجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایرانشهر خاطرنشان کرد: انجمن نمایش ایرانشهر از مهدیه کوهستانی و سمیرا راجپور بازیگران قبلی نمایش که این کار را در جشنواره تئاتر منطقه ۵ کشور یاری کردند کمال تشکر و قدردانی را دارد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:21  توسط دلشاد مکرانی  | 

 آینده بلوچستان درخشان است (  قسمت آخر )

زبان شیرین و اصیل بلوچی با لهجه ها و گویش های دلنشین اش همچنان زنده است ومیلیونها بلوچ با شهدین بلوچی محاوره ومکاتبه می کنند. زبان بلوچی هم با حروف عربی و هم با لاتین کتابت می شود و به برکت زحمات صدها شاعر، نویسنده، هنرمند، ادیب و زبانشناس بلوچ زبان اصیل بلوچی در حال شکوفایی است. زبان مادری مان، شهدین بلوچی در آینده ای نه چندان دوردربلوچستان آزاد زبان رسمی و آموزشی مان خواهد شد. نسلهای آینده بلوچستان شاهد شکوفایی زبان مادری مان حتی در مراحل آموزش عالی هم خواهند بود. توجه اشغالگران فارس به مدارس و سواد آموزی دربلوچستان غربی مان درحدی بوده است که زبان فارسی را آموزش دهند و مذهب خرافاتی تشیع صفوی را تبلیغ و ترویج کنند. آموزش و پرورش رژیم در بلوچستان که مجری سیاستهای شونیستی تهران برای فارسیزه کردن دانش آموزان بلوچ با زورو تهدید و تنبیه است ، سعی در محدود کردن کاربرد زبان مادری مان وسعی مداوم در تضعیف و نابودی شهدین بلوچی را داشته است. در این زمینه بسیارند فاکتها ومواردی که چهره زشت شونیسم جنون آمیز فارس را برای هردانش آموزبلوچ نمایان کرده است. مثلا اجباردانش آموزان بلوچ به فارسی حرف زدن درکلاس و درمدرسه حتی زمانیکه یک دانش آموزفارس زبان نه در جمع کلاس درس هست و نه در کل مدرسه.   

 

 

اگربه تمام معلمین و دانش آموزان فارس زبان در یک مدرسه درشیرازیا یزد امرمی شد تا اصول فقه حنفی را حفظ کنند و به زبان شیرین آذری و یا شهدین بلوچی حرف بزنند ویا به زبان اصیل کردی و ترکمنی بخوانند و بنویسند و صحبت کردن با گویش یزدی یا لهجه شیرازی ممنوع است، چه پیش می آمد؟ اگر به دانش آموزان فارس می گفتند که در صورت بکاربردن گویش محلی شان وفارسی علاوه بر تنبیه بدنی ازمدرسه اخراج نیز خواهند شد، چه پیش می آمد؟ آیا این دانش آموزان می توانستند آذری، بلوچی، کردی یا ترکمنی یاد بگیرند وهمزمان به یادگیری ریاضی و علوم تجربی هم بپردازند؟ کودکان بلوچ بطور سیستماتیک مجبورمی شوند تا ازاولین روزمدرسه به فارسی حرف بزنند و چرندیات و اراجیف خمینی مکار و خونخوار را یاد بگیرند و گرنه شکنجه گران زابلی درمدارس که بعنوان معلم حقوق می کیرند با فحاشی و کتک به جان شان می افتند. در حالی که مدارس تهران، اصفهان، یزد وشیراز به کامپیوتر اتاق کارکامپیوتر، و آزمایشگاه فیزیک وشیمی مجهز می شوند صدها مدرسه کپری و استخدام صدها زابلی بیسواد بعنوان معلم از افتخارات اشغالگران صفوی در بلوچستان اشغالی هستند. محدود کردن انتخاب رشته تحصیلی برای هزاران دانش آموز بلوچ به رشته «علوم انسانی» که در واقع رشته زبا ن پارسی و تجزیه و تحلیل اشعارشاهنامه فردوسی وغزلهای تقلبی خمینی جلاد است یکی ازسیاستهای شونیستی حکومتهای شاهی وشیعی بوده است. البته عزیزانی که دررشته زبان و ادبیات فارسی فارغ التحصیل هستند برای جامعه مان گوهرانی گرانبها هستند که بسیاری ازآنان استعدادهای بالفعل و بالقوه درزمینه زبان و ادبیات شهدین بلوچی نیزهستند. همچنین فارغ التحصیلان بلوچ ازمراکز آموزشی عالی چه دربلوچستان شرقی و غربی چه در کشورهای اروپایی وعربی و هندوستان دررشته های پزشکی، فیزیک، شیمی، ریاضی، حسابداری، مهندسی مکانیک ، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع سنگین، تاریخ و جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، کشاورزی، زیست شناسی و زبانهای انگلیسی، دانمارکی، سوئدی، نروژی، هلندی، فرانسوی،روسی، ایتالیایی، اردو،آلمانی، عربی،فارسی و پشتون ازافتخارات بلوچستان هستند. علاوه بر فارغ التحصیلان بلوچ ازمراکز آموزشی عالی هزاران تن ازخواهرو برادرانمان با تجارب کاری گرانبهایی که دررشته های مختلف دارند از سرمایه های با ارزش بلوچستان هستند. علاوه بروجود گرانبهای کاردانان، دکتران، متخصصین، مهندسین، کشاورزان سخت کوش، ماهیگیران، کارگران ساده و فنی مجرب، تجاربلوچ صدها بلوچ فداکار و مسئول که صبورانه درسالیان درازبه فعالیتهای سیاسی یا نظامی مشغول بوده اند نیز آموخته ها و تجاربی بی نظیر دارند. تجاربی که برای پیشرفت این سرزمین و مردم زجردیده مان موثرخواهند بود. با توجه به آنچه که در بالا ذکرشد بلوچستان آزاد فردا هیچ گونه مشکلی از نظرنیروی تخصصی، حرفه ای و کادرهای آزموده نخواهد داشت. نیروهایی که با تجارب گرانبها از تحصیل و اشتغال در کشورهای عربی، هندوستان، ایران، امریکا، انگلیس، آلمان، پاکستان، کشورهای اسکاندیناوی ( نروژ، سوئد و دانمارک) ، امریکای جنوبی،کنیا، تانزانیا، ترکمنستان، اسپانیا، ایتالیا ومصر همراه ملت زجردیده مان قادر به اداره، آبادانی و ساختن وطن مان بلوچستان خواهند بود.  

 

painting0012 by map_heart 


الحمد الله بسیارند نیروهای ملی و سیاسی بلوچ که صادقانه و فداکارانه زندگی شان را وقف ملت شان کرده اند و سالیان درازبرای گرفتن حقوق ملی مردم پیشتاز بوده اند.
درآینده بلوچستان فدرال و آزاد، مردم بلوچ امکان آنرا خواهند داشت تا ازبین صدها کاندیدای با صلاحیت، مسئول، با سواد و فداکار نمایندگانی شایسته برای مجلس بلوچستان انتخاب کنند. نمایندگانی که قانون اساسی بلوچستان فدرال را تدوین و تصویب خواهند کرد. نمایندگانی انتخابی وبا صلاحیت که با یاد سرمچاران شهید و احترام خون شهدای گرانقدرمان در تشکیل دولت آزاد و فدرال بلوچستان مسئولانه عمل خواهند کرد و بدین گونه تضمینی قابل اعتماد برای تحقق آرمانهای شهدای جاودان بلوچستان ومیلیونها بلوچ خواهند بود. زمانیکه کشورهایی چون اریتره و نامیبیا ، بحرین و ازبکستان، تاجیکستان و تیمور شرقی، مقدونیه و کوزوو، بوسنیا و گامبیا توانسته اند آزاد و مستقل باشد. بلوچستان هم می تواند آزاد و مستقل باشد و هم فدرال. تاریخ این را به اثبات خواهد رساند. انشاالله. زمان اسارت درامپراتوری ایران بسررسیده است. تجارب هشتاد ویک ساله را باید بکاربست. تجاربی گرانبها که به قیمت خون پاک دهها هزار شهید، اشکهای ریخته یتیمان بیشمار، ناله و فریادهای خواهران ومادران داغدارو تحمل و بردباری پدران مقاوم و با فداکاری های تک تک مردم زجردیده مان کسب شده اند. با انسجام وحد اکثرهشیاری و سازماندهی فعالیتها و مبارزات ملی مان متناسب با شرایط وجو حاضر ، بکارگیری اشکا ل مبارزاتی گوناگون ( دفاع مسلحانه، کمک به سرمچاران،

جمع آوری مدارک و شواهد در مورد جاسوسان رژیم ،افشاگری دسیسه های حکومتی ها و مجازات بلوچ فروشان، جلوگیری ازجنگهای طایفه ای و قبیله ای، تلاش در ایجاد صلح و دوستی بین تمام بلوچها،

افشای جنایات رژیم درمحافل بین المللی، فعالیتهای سیاسی، ادبی، فرهنگی، اجتماعی ،وب نگاری، آگاهی رسانی از طریق اینترنت، فعالیتهای افشاگرانه در خارج از بلوچستان، لابیگری دراروپا، همکاری نزدیکتر با ملیتهای در بند درامپراطوری ایران، مبارزه منفی در ایران ودر بلوچستان و... ) ، همکاریهای گسترده و اتحاد آینده نگرانه برای نجات بلوچ و بلوچستان واستفاده آگاهانه از تجارب گرانبهای تاریخی است که می توان به فارس تازی حکمرانان جاهل تهران دربلوچستان برای همیشه پایان داد. انشاالله. بلوچستان ءِ پلین شهیدان ءَ هزاران سلام  

پروشت ءُ پروش بات ایران ءِ شیعی ـ فاشیستی حکومت  

آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان  

محمد کریم بلوچ

سوم فوریه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:30  توسط دلشاد مکرانی  | 

  ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد

رئیس انجمن نمایش ایرانشهر : 

بلوچ ارتباط ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد

رئیس انجمن :نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایرانشهر گفت: ایرانشهر تنها شهر سیستان و بلوچستان است که تماشاگر تئاتر دارد و این تماشاگران هستند که این‌گونه تئاتر را به ثبت رسانده اند.
 محمد دین دشتی از شورای شهر و شهرداری ایرانشهر که این انجمن را حمایت کرده اند تشکر کرد و گفت: از زبان قوی ادبیات نمایش «مرومروی در پاسی از شب» که در جشنواره تئاتر فجر شرکت کرده بود و بازیگران روان این نمایش که از سطح بالایی برخوردار بود کمال تشکر و قدردانی را داریم.
رئیس انجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایرانشهر خاطرنشان کرد: انجمن نمایش ایرانشهر از مهدیه کوهستانی و سمیرا راجپور بازیگران قبلی نمایش که این کار را در جشنواره تئاتر منطقه ۵ کشور یاری کردند کمال تشکر و قدردانی را دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:29  توسط دلشاد مکرانی  | 

الناس فی الدنیا معادن by aMonalisa2008

آینده بلوچستان درخشان است. ( ۵ )   

محمد کریم بلوچ

بلوچستان پهناوروغنی مان سرشارازمعادن فلزی وغیر فلزی است که توسط غارتگران پارس و جلادان پنجاپی به تاراج برده می شوند. دراین قسمت ازمقاله بطورمختصرازمعادن موجود و کانسارهای کشف شده در بلوچستان غربی می نویسم که بخش قابل توجهی از آن درزمان سلطنت شونیستان شاهی و حکمرانی شیعـی ـ فاشیستی آخوندهای تبه کارغارت شده اند. ازمعادن و کانسارهای کشف شده طلا شروع می کنم. کانسارهای طلا در بلوچستان غنی که بوسیله کاوشگران حکومتی کشف و تا به حال اعلام شده اند درکوه لار، اسکل آباد، امرودک، ایرندگان، در گیابان، دزآپ ( ایرآپ)، چاه بریش، رندان، میرجاوه، کارواندر، واش ، پنوچ، شورچاه، دستگرد در میناب و بزمان قرار دارند. طی هشتاد و یک سال اخیرکه بلوچستان مان تحت اشغال ارتش فاشیستی پارس ، ژاندامری، سپاه پاسداران، بسیج پارس و اوباشان زابلی بوده به موازات سرکوب مردم زجردیده مان، کاوشگران شونیست فارس به مطالعات و پژوهشهای خود در مورد سنگها، کوهها، رودخانه ها و خاک پاک بلوچستان پرداخته اند.

معادن با ارزش وطن مادری مان را سرمایه داران فارس، اطلاعاتی های جنایتکار، باندهای تبه کارحکومتی واوباشان زابلی بین خودشان تقسیم کرده و با حمایت نیروهای سرکوبگردولتی، همکاری ادارات وتسهیلات بانکهای دولتی و خصوصی درصدد آ ن هستند تا غارتگریهایشان را با بکارگیری تمام امکانات علمی و صنعتی تشدید کنند. سرمایه های ملی و دارایی های نسلهای گذشته، حال و آینده مان را بطور آشکار و نهان غارت می کنند. همزمان با مسافرت اخیر احمدی نژاد کوته فکر و قاتل به دزآپ ( ایرآپ) ، وزیر صنایع و معادن دولتش اعلام کرد که استخراج و غارت معادن طلای بلوچستان، در وهله اول معدن طلای بزمان یکی ازمصوبات دولت ضد انسانی وچپاولگر فارس است. مس نیز ازفلزاتی است با ارزش که تقاضای آن دربازارمنطقه ای و جهانی رو به افزایش است. سرزمین مادری مان سرشار از کانها و معادن مس است. درنوک آباد ، پنوچ، تله سیاه، چامپ، نخیله، مکسان، هودیان، چل کوره، پهره، حاجی آباد کورین، حیدرآباد، رمشک، کوه لار، تله سیاه، کوه بیرک ، خونیک، لادیز، رشکان، رامک ( خیر آباد)، رندان، دزآپ ( ایرآپ)، بزمان، سرباز، ڈمن، حیدرآباد در نهبندان، بندان، زیروکی، کاریز، خونیک، کوه دوپشتی، نوک آباد در واش، اسپکه، کوه گیران، کوه هلاتون، سپید کنارون، کوه سبز، کوه زندان درمیناب، کهنوج، نودژ، شمیل، قلعه زنگیان در نودژ، کوه بوکیگان، دولت آباد ، دشت ور، آورتین، بشکرد، کوه کلات، کوه میدر ودرکهنوج معادن وکانهای مس کشف شده است. خوشبختانه حکومت جبرومکرشیعی ـ فاشیستی تهران نمی تواند این همه منابع مس را به اصفهان و کاشان انتقال دهد یا به کویریزد کانال کشی کند. اما تا فرصت و درتوان دارند چه ازطریق دولت ضد بشری شیعی و چه از طریق بخش خصوصی شان و باندهای مافیای دولتی در بلوچستان به غارت همه جانبه این معادن گرانبها و سرمایه های ملی بلوچستان ادامه خواهند داد. طبق سیاستهای برتری طلبانه شونیستی با شگردهای رنگارنگ و مکارانه، با وقاحت و شیادی خاص خودشان سرزمین غنی مان را « استان محروم و فقیر» خطاب خواهند کرد تا همچنان طلبکارانه، برمردم مان حکمرانی کنند. عجبا ! وطن مان را وحشیانه اشغال کرده، زندگی مردم ما ن را از هر جهت تیره و تارکرده اند، منابع ملی، معادن فلزی و غیر فلزی، دارایی ها وسرمایه های ملی مان را به یغما می برند، درآمد تجاری، کشاورزی،دامداری و ماهیگیری سرزمین مان را با زور و تزویربه جیبهای گشاد و شماره حسابهای پر نشدنی خود و به مناطق فارس نشین کانال کشی کرده اند. بازهم با تبلیغات فارس فریبانه و دروغپردازیهای آخوندی هیاهو بپا کرده اند که دربلوچستان به « مردم فقیر» کمک می کنند. ازنظرتاریخی این نوع شونیسم برتری طلبانه و جنون آمیزپدیده ای است بی سابقه که فقط درایران یافت می شود و درفرهنگ، ذهنیات و زندگی روزمره مردم پارس آمیخته ورایج است. علاوه برطلا و مس معادن فلزاتی چون آهن درکوه بیرک ، کرومیت در چاه زرد، آپ گلامان، دومک، شندک، چاه هزار، منگنز در اسپکه، گونیچ و چاه زرد، وجود دارد که نه تنها کشف بلکه بهره برداری وغارت نیز شده اند. هر گوشه و کنار سرزمین مان مملو از معادن غیر فلزی است و دراین مورد چنان نوشتنی زیاد است که ازعهده این مقاله مختصرخارج است. پس به ذکر آن دسته ازمعادن غیرفلزی بسنده میکنم که علاوه بر کشف، استخراج یا توسط شونیستان خودخواه فارس غارت شده اند. معادن سنگ مرمردر واش، فازی لک، لادیز، خیر آباد، کهنوک، چاه زرد و سنگ آهک درکلهر، گرتیران، چشمه رضایی، هنگوران، شتگان، ڈمن و سنگ لاشه دررمین، پیرسهراب، کلات بالا، کشکوهی، بستک، صدرا سنگ، برزی گچین، جهلی گچین، کهنوج، وادین کوه، کوه بیرک، کوه ملک سیاه ،مکسان، منزل آپ، گرهوشک، و سنگ گرانیت د رتل سیاه، بوگ، لوچو، لخشک، کتخانجک و منیزیت در ترش آباد ، حسن آباد کورین، کلابید (قلعه بید) ، اسپیت سنگ و گلوک ازمعادنی هستند که استخراج شده و توسط غارتگران فارس به سرقت برده شده اند. طبق آماری که در دست است بیش از۶۴ معدن فلزی و غیر فلزی درواش، دزاپ، شستون، چهبار، میناب، جاسک و بشکرد از زمان اشغال بلوچستان تابحال غارت شده و متروک هستند. سنگ آهن، مس ، کرومیت، منگنز، منیزیت، سنگ گچ، سنگ آهک، سنگ مرمر، سنگ لاشه، گرانیت ، گوگرد، دولومیت ، کرومیت کاشی و گل سفید ازجمله مواد معدنی هستند که اشغالگران فارس ازمعادن مان استخراج کرده و به سرقت برده اند. از درآمد همین معادن غارت شده و باجگیری مستقیم ازمردم و تاراج دارایی های مردم بیدفاع مان است که اوباشان و سرکرده های باندهای حکومتی ( اطلاعاتی، نظامی، بازاری و آخوند ها) دربلوچستان شبکه ای مافیایی ازنوکیسه های جنایتکارو چپاولگر را نیزتشکیل می دهند. با آمدن استاندارجدید که که وی نیز مهمانی ناخوانده است باند دیگری به این شبکه شیطانی اضافه شد. باندهای مافیایی حکومتی که نه دین دارند و نه ایمان وحشیانه ترازباندهای مافیایی شناخته شده عمل میکنند. اعضای این باندهای جنایتکارکه براساس غریزه های برتری طلبانه و زیادی خواهانه حیوانی سرمست ازجنایت و خونخواری هستند بخاطرپول و مقام دست به هرجنایتی می زنند. استانداراجنبی ( نزانین کجام باگ ءِ بٹاگ انت) ، بخش خصوصی و باندهای مافیایی فارس، ادارات، بانک ها و شرکتهای دولتی و خصوصی این چنگالهای خونین شونیسم شیعی طراحان و عوامل اجرایی، مراقب و مسئول هماهنگی و مدیریت غارتگری منابع و معادن بلوچستان هستند. شونیستان شیعی فارس نقشه های شومی چون تشدید غارت و سرقت سرمایه های ملی و معادن بلوچستان را درسردارند تاعلاوه برتهیه هزینه های سرکوب مبارزات ملی مان از خود بلوچستان، جیبهای گشاد و حسابهای پر نشدنی سردمداران حکومتی، سرکرده های باندهای مافیایی، اوباشان زابلی و نظامیان خونخواررا پرتر کنند و پروژه هایی چون تهیه مواد خام برای کارخانه جات شان درشهرها و مناطق فارس نشین، «کویر زدایی» و درختکاری درکویرهای خشک و فاقد ارزش یزد و اصفهان را با غارت سرمایه های بلوچستان ، ادامه دهند. غارت منابع ، معادن و سرمایه های ملی مان،منفعت طلبی نامحدود، زیاده خواهی و برتری طلبی شونیستی، خود را ازهمه بالاتروبهتر دانستن و احترام نگذاشتن به حقوق دیگران، پایمال کردن حقوق فردی واجتماعی انسانهای غیر فارس، تفکرات خرافی و ذهنیات عجیب شیعی ـ فاشیستی، تلاشهای بیهوده شان برای شیعه کردن ما با زورو نیرنگ ، فاصله گرفتن ازعنصرانسانیت، بیم بیکران ازپیروزی مبارزات طولانی ملی، گسترده و حق طلبانه بلوچ ازجمله دلایلی هستند که سرزمین تاریخی، وطن آبایی و اجدادی مان را وحشیانه تحت اشغال دارند. هزاران پاسدار،جاسوس اطلاعاتی، سرباز، بسیجی، مرصادی، اوباشان زابلی و عناصر شبه نظامی روانی شبانه روز دربلوچستان مان به قتل و جنایت، شکنجه گری، تهدید و ارعاب مردم ، دستگیریهای بیشمار، قاچاق سوخت، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی، باجگیری، سرقت مسلحانه از منازل مردم، ضرب و شتم جوانان در ملاءِ عام و... مشغول هستند. اما تاریخ گواه است که تمام ظالمان و جنایتکاران درمقابل مبارزات عدالتخواهی مردم شکست خواهند خورد. آن روزدرراه است که مبارزات برحق و طولانی ملتهای بلوچ، کرد، آذری، عرب و ترکمن به پیروزی برسد و این اوباشان وغارتگران طمعکاربا حکومت صفوی شان به زباله دانی تاریخ و جهنم پرتاب شوند. این جنایتکاران تبه کار که از انسان بودن و انسانیت به دورهستند روزی در پیشگاه مردم قهرمان بلوچستان حساب پس خواهند داد و تمام اموال و دارایی هایی را که به سرقت برده اند به صاحبان اصلی باز گردانده وبه مجازات جنایاتشان خواهند رسید. انشاالله. بدون شک روزی فرا خواهد رسید که انشاالله تعالی مردم قهرمان بلوچ، بلوچستان ءِ کومی دیوان ( مجلس ملی بلوچستان ) ، حکومت مردمی بلوچستان و نیروهای مسلح بلوچستان آزاد، جلوی غارتگری و دست درازیهای بیگانگان و مفتخوران فارس را برای همیشه بگیرند. آن وقت است که مردم قهرمان بلوچستان و تک تک بلوچهای مقیم خارج از بلوچستان می توانند تمام نیروها را برای ساختن و آبادانی سرزمین تاریخی و غنی بلوچستان بسیج و متمرکز کنند. آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان. ادامه دارد. محمد کریم بلوچ ۲۱ژانویه ۲۰۰۹

برای مطالعه بیشتر در زمینه کانسارها ومعادن فلزی و غیر فلزی سرزمین میرنصیرخان نوری، سرزمین میران و بالاچ سرزمین جما خان و جیند، بلوچستان پهناور وغنی به لینکهای زیر مراجعه کنید. http://www.apnabalochistan.com/ http://www.mindat.org/ http://www.mininglife.com/ http://www.iranmining.com http://www.ngdir.ir/MiningInfo/PMinesInfo.asp http://intellibriefs.blogspot.com/2007/09/balochistan-holistic-approach-for.html http://www.balochwarna.org http://www.iranmining.com/findex.asp?Lang=FA http://www.ngdir.ir/MiningInfo/PMinesInfo.asp

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:28  توسط دلشاد مکرانی  | 

نویسنده: احمد    

بسم الله الرحمن الرحیم

بمپور

بخش بمپور در چهار صد کیلومتری جنوب غرب زاهدان واقع و از توابع شهرستان ایرانشهر می باشد ،بمپور که در قدیم به تمام وسعت شهرستان ایرانشهر فعلی اطلاق می شد ، در شهریور 1314بموجب تصویب نامه هیات وزیران نام بمپور به ایرانشهر بدل گردید .در قدیم الایام این محل را بن پهل     ( شهر آخر ) می نامیده اند و این وجه تسمیمه به دلیل آن بود که بن پهل آخرین شهر در قلمرو اشکانیان در شاهراه کاروان رو بسوی هند بوده است . در بعضی از کتب تاریخی از بمپور و قلعه آن به نام تمپتوح  نام برده شده است که این وجه تسمیه با توجه به ترکیب دو کلمه تومپ ( تپه ) و توح ( بزرگ ) در زبان بومیان اینجا تپه بزرگ معنی   می دهد و این نامگذاری به سبب قرار گرفتن ارگ حاکم نشین آن بر فراز یک تپه بزرگ است .

در تاریخ باستان شناسی بلوچستان غربی ، سه تپه، بمپور ، چاه حسینی و خوراب از مهمترین محوطه های باستانی و مسکونی بوده اند که در این بین بمپور همواره مهمترین منزلگاه در این ناحیه بصورت حلقه واسطی مناطق تمدنی پیرامون خود ( تمدن های نواحی داخلی ایران ، تمدن های سند و هند ) را در زمینه های بازرگانی ، اجتماعی و فرهنگی به یکدیگر پیوند می داده است .

به استناد پاره ای از نوشته ها بمپور به عنوان مرکز پورا در زمان کوروش کبیر در فاصله سالهای  (530-559 ) قبل از میلاد تحت سلطه وی بوده است .

از جمله مهمترین وقایع تاریخی این منطقه قبل از حمله اعراب عبور لشکر اسکندر مقدونی از این ناحیه و نجات آنها به علت آبادی منطقه در عبور به سمت نواحی داخلی ایران در بازگشت مصیبت  بار از صحاری بلوچستان پس از پایان حمله به هند بوده است .

قلعه بمپور- یادگارساسانیان- قلب بلوچستان        عظمت فروریخته  خفته دربوته فراموشی

 

  دادشاه by moeid

قلعه بمپور معروف ترین قلعه در سرتاسر بلوچستان است،این قلعه بر روی یک تپه ساختگی که بدون تردید خاک آن رااز جاهای دیگر آورده اند بنا نهاده شده است.قلعه به صورت دو تکه ساخته شده که ازنظر ارتفاع با هم یکسان نیستند.

صحن پایین که درب ورودی در دیواره شرقی آن قرار گرفته و برجهایی چند نیز آن را احاطه کرده اند مقر ساخلو منطقه مسکونی و نظامی بوده علاوه بر این اصطبل اسب هاو یک نقب برای فرار از محاصره ها هنگام تسخیر قلعه از سوی مهاجمان و یا جهت یورش از پشت و شبیخون زدن به نیروهای محاصره کننده قلعه استفاده می گردیده است درآن قرار دارد.قسمت فوقانی قلعه ارگ و حاکم نشین بوده که بلندی تپه اش از صحن پایین بیشتر و نفوذ به داخل ارگ برای مهاجمان به علت بلندی و شیب تند تپه ی آن کار ساده ای نبوده است .در دیواره ی اطراف قلعه ده برج دفاعی قرار داشته است.

 

ارتفاع تپه قلعه به اعتقاد هانری پاتینجر که به سال 1810 میلادی ان را دیده است حدود یکصد یارد و محیط قاعده آن هشتصد یارد است.(هر یارد برابر 92 سانتی متر)

 

تاریخچه قلعه

در زمینه قدمت قلعه نظرات متفاوتی بیان شده است .

پاتینجر نظامی انگلیسی  به روایت از بومیان منطقه چنین آورده است:

((افسانه و روایت عامیانه ای در میان مردم حاکی است  هنگامی که ارتش عظیمی از گبرها(زرتشتی)از این راه عبور می کرد فرمانده انها به سواران دستور داد تا توبره اسبان را از خاک و گل پر کرده و روی هم بریزند تعداد سواران آنچنان زیاد بود که وقتی خاکها را بر روی هم انباشتند تپه ی فعلی به جای ماند))

فرانسوا بالسان سیاح ،جهانگرد و معاون آکادمی ماورا  دریاهای فرانسه که به سال 1335 ه.ش قلعه بمپور را دیده معتقد است:آثاری که من در قلعه بمپور بدست آوردم ، طبق نظر متخصصان موزه لوور فرانسه اقلا مسبوق به دوره ساسانیان تشخیص داده شد.

تحقیقات وکاوش های علمی خانم دکتر بئاتریس دکاردی در تپه ی باستانی بمپور که به لطف شناسایی اولیه ی این نقطه ی باستانی به وسیله باستان شناس  پر کار مجاری الاصل انگلیسی مارک اورل اشتین صورت گرفت ثابت کرده از دوران ما قبل تاریخ کانون هایی در دشت های بمپور وجود داشته است.

دکاردی معتقد است اشیا  و ظروف بدست آمده در تپه ی باستانی بمپور از نظر تاریخی تمدن اولیه سرزمین بلوچستان غربی را در بمپور ثابت می کند که به منزله ی واسطه ای میان تمدن های غربی ایران و تمدن های سند پاکستان بوده است .سفالهای بدست آمده در بمپور که به عقیده دکاردی مسبوق به تا 2700 سال ق.م هستند ، نشان می دهد این مکان پیش از تاریخ در نتیجه ی خشک شدن تدریجی از آبادی افتاده است در حالیکه سابقا بسیار آباد بوده و جمعیت زیادی در خود جای می داده است و ارتباطات فرهنگی نیز با سایر محوطه های پیرامون خود داشته است.

شباهت بنای قلعه بمپور با ساختمانهای دوره ساسانی منطقه (قلعه دختر و      قلعه ی بم در کرمان) نشان می دهد که تاریخ اولیه این قلعه می تواند تا دوره ساسانی عقب برده شود.

عده ای بدون هیچ گونه دلیل و مستندات تاریخی قلعه را مسبوق به دوره ی افشاریه و حتی نزدیکتر از آن دوره قاجاریه معرفی کرده اند اما شواهد امر بنای آنرا کهن تر از این زمان ها معرفی می کند . ذکر یک نمونه از حوادث مربوط به دوره صفویه بی اساس بودن چنین ادعایی را به راحتی ثابت می کند.

احمد علی خان وزیری در تاریخ کرمان می نویسد:

((گنج علی خان حاکم مقتدر صفوی با هجوم به بلوچستان به سال 1022 ه.ق ملک شمس الدین ولد ملک دینار از نژاد صفاریه سیستان که دارالملکش قلعه بن فهل بود را در قریه کوچ کردون شکست داد ملک به ناچار به قلعه تحصن جست  سپاه گنجعلی خان قلعه را در محاصره گرفت پناهندگان به قلعه پس از دو ماه پایداری تسلیم شدند. بنا بر این ملک شمس الدین را به پایه سریر اعلی شاه    نزد عباس فرستادند و ریاست آن دیار به ملک میرزا واگذار شد .))

اهمیت تاریخی و موقعیت نظامی قلعه

پاتینجرانگلیسی(  متخصص قلاع نظامی)   ضمن تمجید از قلعه بمپور معتقد است که این قلعه به مناسبت وضع نظامی خاص خود می تواند در قبال بزرگترین قشون مقاومت کند.

بالسان در سیاحت نامه خود آورده است.

محل قلعه را بالای تپه مزبور برحسب تصادف تعیین نکرده  بلکه منظور استراتژیک داشته اند زیرا آن تپه طوری به اطراف مشرف می باشد که محال است یک مهاجم بتواند به قلعه بمپورنزدیک شود بدون اینکه به نظر مدافعین برسد به همین دلیل وی معتقد است قلعه بمپور یکی از قلاع نظامی قدیمی و مهم آسیا و از بزرگترین قلاع خاورمیانه است.

سروان جنگینز در توصیف قلعه بمپور نوشته است:

در بمپور قلعه ای بسیار خوش بنا به ارتفاع صد پا به چشم می خورد این قلعه در 3 مایلی رودخانه است که از نظر سوق الجیشی حائز اهمیت فراوان است و به خاطر آن جنگهای خونین زیادی بر پا گردیده است.

قلعه بمپور در تاریخ گذشته بلوچستان همواره استوار ترین پناهگاه برای قوی ترین روسای بلوچ بوده واز نظر نظامی و تسخیر نا پذیری حائز اهمیت بوده است  به همین دلیل بارها در زمانهای مختلف و به خصوص در دوره ی قاجاریه به دفعات محاصره و بمباران شد .

خونبار ترین و ویرانه کننده ترین  حملات به بمپور و قلعه آن

پس از پایان حکمرانی ملک دینار که علاوه بر علم و خرد مطلق العنان و متکبرانه بر مکران تسلط داشت و این سلطه را ارزانی خداوند به خود تلقی    می کرد به گونه ی که بر نگین انگشتری اش این بیت نقش بسته بود :

خداوند جهان را گر نبودی ملک بسیاری

  ندادی کیج و مکران را چنین ارزان به دیناری

وقتی نوبت حکمرانی به ولد ملک دینار به نام ملک شمس الدین رسید در سال 1022 ه . ق گنجعلی خان حاکم مقتدر کرمان ماموریت یافت تا قلعه بن پهل را تصرف کند ، در این میان ملک برای دفاع  در حوالی قریه کوچ گردون با سپاه کرمانیان در آویخت اما تاب مقاومت نداشت و نا چارا به قلعه مستحکم خویش پناه جست و گنجعلی خان پس از دو ماه محاصره و پایداری ساکنان آن قلعه را مفتوح و ریاست آن دیار به ملک میرزا واگذار و ملک شمس الدین به همراه فرزند دیگرش گروگان عازم اصفهان شدند .

لشکر کشی پیر محمد خان بیگلر بیکی هرات و اصلمس خان از فرستادگان نادر شاه افشار و نبرد بی امان آنها با تفنگچی و جماز سواران بلوچ تحت فرمان ملک شپر خان حکمران بمپور در محلی موسوم به چیل نادر ، هر چند که با شکست سپاه بلوچ و محاصره قلعه انجامید اما پس از ناکامی در تصرف قلعه ، سپاه فرستادگان نادر نا چارا به سوی دیگر نواحی بلوچستان حمله ور شدند .

   همزمان با شورش آقاخان محلاتی و حمایت محمد علی خان حاکم بمپور از او در سال 1257 ه.ق زمانی که حبیب اله خان شاهسون امیر توپخانه به آن یورش برد صدمات زیادی را متحمل گشت که بلوچ ها هنوز هم آن واقعه ی خونبار را درحافظه تاریخی خود از یاد نبرده اند .

این قلعه که تسخیرش به منزله از کار انداختن قلب بلوچستان بوده آخرین بار به سال 1307 ه.ش توسط نیروهای شرق و جنوب به سرکردگی سرتیپ امان اله جهانبانی در دوره ی پهلوی اول به توپ بسته شد و بدین ترتیب قلب بلوچستان پس از قرنها به ضرب توپ و خمپاره از تپش افتاد.

قلعه ای که در برابر عظمت و تسخیر ناپذیری اش تمام باجگیران فاتح دست کم یک بار مزه تلخ شکست را پای آن چشیده اند و روزگاری هر گوشه اش عظمتی داشته که بیانگر اقتدار و رازهای نهفته بسیاری است می رود که به سرنوشت محتوم همان کسانی بپیوندد که جز درد رنج برای مردم بلوچ چیز دیگری را به یادگار نگذاشتند ، کسانی که امروز در لابلای تاریخ خفته اند  می رود که     قصر شان نیز چون نامشان رفته رفته با بادها و طوفانهای تند و رگبارهای سیل آسا فرو  ریزد   و از خاطر ها محو  شود .

یادگار ساسانیان  قلب پر حادثه بلوچستان امروز عظمتش فرو ریخته و خفته در بوته فراموشی هر ساله در اثر آب شستگی وباد به ریگهای روان صحرا     می پیوندد.اما عظمت گذشته اش از دور چشمان هر بینده علاقمند به هویت و میراث گذشتگان را به  خود جلب می کند .  

http://bampoor.mihanblog.com/post/2

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:27  توسط دلشاد مکرانی  | 

 by Tikke Sang 

  عـــلــــــــوم باستـــــــانشنـــــاسی :رودخانه بمپور یکی دیگر از مهمترین رودخانه های بلوچستان می باشد.  این رودخانه با درازاى حدود 275 کیلومتر آبهاى قسمت شرقى بلوچستان را جمع آورى کرده و بعد از مشروب نمودن ایرانشهر از آن گذشته و به جازموریان مى ریزد. این رودخانه در 6 کیلومترى جنوب غربى بمپور قرار داشته واز ارتفاعات خاورى ایرانشهر سرچشمه میگیرد و به نامهاى محلى کارواندر، تیغاب و دامن نیز نامیده میشود.. 

 بین ایرانشهر و بمپور در دو سمت آن جنگلى از درختان کهور -گز-کنار پرورش مییابد. بیشه زارها و استپهاى بیابانى و گیاهان خودرو نیز از پوشش هاى گیاهى موجود در منطقه بشمار میروند.  کشت محصولاتى نظیر گندم ، جو ،ذرت ، ،خرما ,حبوبات و  کماکان در منطقه عمومیت دارد. دامهایى نظیر شتر, بز, گاو، گوسفند نیز بطور عموم در منطقه پرورش مى یابند. محوطه های باستانی زیادی در اطراف رودخانه بمپور وجود دارند که گویای وابستگی شدید این منطقه به آب این رودخانه بزرگ است. جالب است بدانیم که رودخانه بمپور در منطقه کاروندار و دامن بدلیل وجود کوهها و تپه های زیاد نقش بسیار مهمی  را دامداری ایفاء می نموده است. البته کشاورزی هم بصورت باغداری نقش مهمی را در زندگی مردم این منطقه ایفاء می نماید، اما بدلیل کمبود زمینهای وسیع این امر در حد تامین مایحتاج اولیه مردم منطقه باقی مانده است. مزارع پراکنده ای در منطقه وجود دارند که محصول اصلی آنها خرما می باشد.  این رودخانه پس از طی کوهها و تپه ها به ایرانشهر می رسد. بین ایرانشهر و بمپور که شرایط به لحاظ وجود زمینهای حاصلخیز مناسبتر است، رودخانه نقش مهمی را در فعالیتهای کشاورزی منطقه ایفاء می نماید.  جالب توجه است تا اشاره شود که محوطه های همزمانی که در منطقه بین ایرانشهر و بمپور قرار گرفته اند  به مراتب بزرگتر از محوطه هایی می باشند که در بررسی در منطقه دامن مطالعه شدند. این امر نتیجه زمینهای  مناسب کشاورزی در منطقه بین بمپور و ایرانشهر می باشد. بعبارتی شرایط مناسب کشاورزی در این منطقه به مردم این امکان را داد تا با طیب خاطر بیشتری به فعالیتهای کشاورزی بپردازند، بنابراین استقرارهای این منطقه دائمی تر از منطقه دامن می باشند.  یکی از مهمترین ویژگیهای رودخانه بمپور خاصیت خلل و فرج دار بودن کف رودخانه است که بخش عظیمی از آب رودخانه به زیر زمین هدایت می گردد   این وضعیت امروزه نیز قابل مشاهده می باشد . در طی بررسی زمستان 1384 توسط نگارنده این وضعیت در منطقه دامن نیز مشاهده گردید. البته هر چند مردمان باستان خصوصا هزاره های دوم و سوم ق.م در اینخصوص مشکلاتی را داشتند، اما با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از سیستم جدید آبیاری یعنی استفاده از قنات نه تنها آب هدر نمی رود بلکه قابلیت استفاده در زمینهای کشاورزی را هم دارد. اشتاین در پی سلسله بررسیهای خود وقتی به بلوچستان می رسد به این قنات ها برخورد می کند. نگارنده نیز طی بررسی های خود در تابستان سال 1381 و زمستان 1384در بین دامن و بمپور به این سیستم آبیاری مواجه شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:26  توسط دلشاد مکرانی  | 

بئاتریس دکاردی

زنی که بمپور را به جهانیان شناساند .

بمپور شناسی / فرهنگی و اجتماعی :بئاتریس دکاردی زنی که تمدن بمپور بلوچستان در جنوب شرق ایران را به جهانیان شناساند وی دردهه 60 قرن گذشته با سفر به بمپور رساله ای حاوی بیش از 50 تصویر و عکس و 150 صفحه نتیجه تحقیقات محوطه باستانی بمپور واقع در غرب قلعه بمپور این نقطه را به عنوان یکی از مهم ترین محوطه های باستان شناسی به دنیا معرفی کرد،نتیجه حفاریهای وی در بمپور به سال 1970 در نیو یورک به چاپ رسیده است . هموطنانی که به رساله نامبرده دسترسی دارند در صورت امکان از طریق همین وبلاگ یا ایمیل مساعدت نمایند .

 Making history: The world's oldest archaeologist ساختن تاریخ مسن ترین باستان شناس دنیا


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:25  توسط دلشاد مکرانی  | 

PinK FLöwër by NöNïS

مناظره (جست ء و پسه) بلوچی ادبیات ءِ تها »

عبدالسلام بلوچ زاده- سراوان
اگر هورت بچاریں مناظره بندات حماسه انت. پر چا که مه مناظره تها دو کس البت اے دو کس بوت کنت انسان، حیوان یا که بے جانیں چیز به بنت په وتی مزن لیکگ ءِ گوں یک ءُ دگرا جیڑ انت ، هر یکے و تا مزن تر لیک ایت ءُ اکبت ءُ آسر ءَ یکے ‏‏ءَ پروش وارت. اولیں کسے کہ ماں پارسی ادبیات ءِ تها په مناظره جوڑ ‏ءُ بند کنگ ءَ گوش ءُ گوری دات اسدی طوسی انت که لهتے مناظره ایں شئر چوش که مناظره (آسمان ءُ زمین نیزه ءُ کمان) چه آئی ءَ پشت کپتگ. چه مئے هم کرن ءُ نوکیں شائراں یکے بانُک پروین اعتصامی انت که په مناظره ای باز گوش ءُ گوری داتگ. ماں کهنیں عربی ادبیات ءَ مناظره رم (نثر) ءِ تها بوتگ چوش که مناظره (پاییز و بهار) که چه جاحظ عرب ءِ کهنیں شائر ءَ پشت کپتگ. مناظره ءِ (جان و تن) چه اروپا ءِ قرون وسطی ءِ مناظره یان انت که پٹ ءُ پول کنوکاں گوش انت که بندر ءَ چه رودراتک بزان شرقی ملکان ءَ گرگ ءُ زورگ بوتگ. دکتر سیروس شمیسا تهران ءِ ادبیات شهدر برجاه ءِ استاد ماں وتی نوشتگ کرتگیں کتاباں په نام (انواع ادبی) نوشتگ: «دنیاءِ ملت ءُ کومانی ادبیات ءِ تها مناظره گندگ نه بیتگ یا اگر هم بیتگ باز کم ءُ کم رنگ انت» مناظره ءِ بنگیج گوں جست ءُ پسه انت، پیش چه اسلام ءَ یک کتابے په نام (درخت آسوریک) منتگ که مناظره مچ گون بزانت که ماں پهلوی اشکانی زبانا انت. گلیں و انوکان شمی هیالا بلوچی ادبیات ءِ تها مناظره هست؟ بلئے الم ءَ هست انت ماں بلوچی کهنیں جنگی شئرانی تها لهتے جست ءُ پسه ءُ مزن لیکگ کندگ ءَ بیت که ایشی (رجز) گوش انت، بلے آچیزے که ما لوٹیں شمے دیما پیش کنیں یکے چه بلوچی ادبیات ءِ شاهکاریں مناظره یان انت. اے شئر جنک سهُرپوش ءِ شئر انت که ماں سرحد زمین ءَ محمد زهی کوم ءُ طایفه ءِ میراث انت. هما وڑا که شما زانتکارات ماں بلوچ کوم تها لهتے نام یک طایفه ءِ تها کار مرربنت یزاں سرنام ءُ بن نام انت ءُ لهتے شئر هم یک کوم ءُ طایفه ءِ تها آ کوم ءِ میراث انت. اے شئر صد سال پیسرا آهاں اے طایفه ءَ وانگ بوتگ ءُ پدر نه انت که چنت صد سال پیسرا ءُ کیا گوشتگ. اے شئر ءِ لهتے بند چوش انت. جنک: «آهلو آسکے بئیں برا دشتان ءَ چریں» بچک:«تازی ایں کچکے بئیں تئی گام گیجاں گریں» جنک:« گله ءِ دانے بئیں برا ملکاں سبز بئیں» بچک: «نر کروسکے بئیں تراگوں سنٹ ءَ چنیں» په اے مناظره در گیجگ ءَ مئے سنگت باز جهد کرتگ که ما آهانی منت واریں۔ انشا الله ما ایوکیں وهد ءَ ما اے مناظره ءَ کامل در گیجیں ءُ آئی سرا فنی ءُ تخصصی کار کنیں ءُ ماں فارسی و انگریزی زباناں چاپ ءُ شنگی کنیں، ءُ دنیاءِ کوم ءُ ملتان ءَ گوں و تی ادبیات ءَ جاه آروک ءَ کنیں۔ اے گپ ءَ من بے تعصب بگوشاں که اگر مئے ادبیات جم ءُ مچ به بیت گوں دنیا ءِ زوراگ تریں ادبیاناں هم کوپگی ءَ کنت. گلیں و انوکاں اگر شمی کرا هنچیں مناظره ئیں شر هست په ما اش راه بدیت.  
هفته نامه مرز پرگهر بخش تارنما
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:23  توسط دلشاد مکرانی  | 

توسعه و بهبود شهری زاهدان در گرو اراده جمعی

میدان امام علی زاهداندر حالی که یکصدمین سال تاسیس شهرداری در ایران، درجای‌جای کشور، با برگزاری برنامه‌ها و مراسم مختلف گرامی داشته شد، هنوز مشکلات متعددی دامنگیر شهر و شهرنشینی است: حاشیه نشینی، وجود بافت‌های نابسامان، معابر غیر استاندارد، عدم تطابق و پاسخگویی امکانات و زیرساختهای شهری باروند فزاینده رشد جمعیت شهرنشینی و تعداد وسایط نقلیه، آلودگی‌های زیست محیطی، کمبود فضای سبز، کمبود امکانات تفریحی و رفاهی، ساخت و سازهای بی‌رویه و رعایت نشدن اصول فنی و ایمنی در ساخت و سازها، نبود ساختار مناسب و بهینه مدیریت شهری و ارایه خدمات به شهروندان، نبود قوانین به هنگام و منطبق با شرایط و نیاز روز اداره شهر و تعریف حقوق متقابل شهر و و شهروندان، و... و از همه مهمتر عدم باورمندی اجتماعی به ضرورت رعایت اصول و قواعد شهرنشینی و همزیستی به عبارت بهتر نظام شهروندی، یعنی مشکل نبود فرهنگ شهرنشینی! مجموعه کاستی‌ها و شرایط موجود بویژه ساختار اقتصادی شهرهای فعلی، سبب شده تا برخی صاحبنظران، اغلب شهرهای فعلی را روستاهای بزرگ خطاب کنند.

یعنی اینکه با وجود گذشت یکصدسال از عمر شهرداری، و تجارب افزون با توجه به روند توسعه در دهه‌های اخیر و سرعت تحول قرن گذشته، هنوز شهرها ساختاری مناسب بر بنیان علمی و تخصصی نیافته‌اند یا بر غم بزرگ شدن و گسترش شهرها در پهنا و بلندا، تغییر چندانی در ماهیت فرهنگی و زیرساختی شهرها به وجود نیامده است. البته بدیهی است با رشد شتابان تمدن و بروز نیازهای جدید روزانه، تحولات آنی اجتماعی و اقتصادی و صنعتی و ... یکصدسال زمان اندکی نیست، لکن برای تغییر در ساختار فرهنگی و باورها و تعاملات و عادات شکل گرفته طی دوران بلند مدت، نیازمند زمان بیشتر است. زاهدان که قدمت شهری آن نزدیک هفتاد سال است، مثتثنی از این مشکلات نیست. به علاوه به دلیل موقعیت جغرافیایی، طبیعی، انسانی و اقتصادی، مبتلا به مشکلات ویژه‌ای نیز هست. وجود اتباع خارجی، کمبود منابع اعتباری و درآمدها به دلیل عدم توسعه بنیان اقتصادی پایدار و نیز نهادینه نشدن همکاری عمومی در پرداخت عوارضات و حقوق قانونی شهرداری، قانون گریزی در ساخت و سازها، تصرف بی‌رویه املاک و زمینها، ساخت و سازهای بیش از حد در قیاس با سایر شهرها، شکل نگرفتن ساختار شهری منسجم به دلیل نبود پایه اولیه و عمر کم شهر و... . گر چه در زمان ابلاغ اولیه تاسیس شهرداری، زاهدان تجربه سی ساله مدیریت شهری در کشور را در اختیار داشته و گر چه مصوبه‌های خاصی به عنوان پشتوانه مالی و مدیریتی برای شهر زاهدان گذرانده شده بود، اما به هر دلیل و شاید به دلیل گسترش و رشد خارج از قاعده زاهدان، این مدیریت اعمال نشده و یا توان و فرصت اعمال قانون در قبال سرعت رشد شهر را نداشته است. زاهدان طی سه دهه گذشته، هر ده سال از حیث جمعیت دو برابر شده است. وجود حجم زیادی از معابر فرعی و میلان‌ها و کوچه‌های آسفالت نشده، مشکلات در شریانهای اصلی ارتباطی شهر، بافت های نابسامان و فرسوده خاصه در نقاط مرکزی شهر، خیابانهای کم‌عرض و ناهماهنگ با حجم ترافیک و تردد، ساختار نامنسجم شهری به دلیل عدم اجرای طرح تفصیلی شهری، مشاغل متفرقه و فراوان و خارج از کنترل، وضعیت حاد انسداد معابر به دلیل نوع اقتصاد خرده‌پا و واسطه‌ای، نبود بخش خصوصی قوی در کنار مدیریت شهری برای فعالیت در عرصه عمران و توسعه شهری، کمبود فضای سبز و دهها مشکل دیگر مسایلی است که اولویت پرداختن به آن‌ها برای همه دست‌اندرکاران محرز و شناخته شده است. اما با توجه به مشکلات حاد اجتماعی، مالی، تخصصی و... این کاستی‌ها چگونه قابل رفع است؟ با فرض فراهم شدن همه گونه بستر مساعد، منابع اعتباری و... باز هم موانع زیادی بر سر راه اجرایی شدن برخی امور است و شورا و شهرداری به تنهایی از عهده عملی کردن اهداف بر نخواهد آمد.
حمایت مدیریت سیاسی، قضایی، انتظامی و مجموعه دست‌اندرکاران دولتی و... و نیز بسترسازی فرهنگی و آگاهی بخشی عمومی برای جلب مشارکت و همکاری همه جانبه مردمی، حداقل شرایطی است که برای عینیت بخشیدن به برنامه‌های شهری ضروری است. در صورت بسیج اراده جمعی و حمایت مدیریت عالی سیاسی اجرایی استان و مختصر توجه از اعتبارات استانی به امر توسعه و بهبود وضعیت شهر مرکز استان می‌تواند ضمن تسریع در طرح‌های شهری، چشم‌انداز شهری مطلوب را به عنوان مرکز استان فراروی شهروندان زاهدانی و بلکه استان ترسیم نماید. بدین لحاظ اینک که سفر دوم ریاست‌محترم جمهور به استان در پیش است ، قطعا عنایت بیشتر ایشان و هیات محترم دولت را نسبت به زاهدان و استان در برخواهد داشت، جا دارد که با توجه به رویکرد مثبت و همدلی موجود میان بخشهای مختلف مدیریتی و شورای اسلامی و شهرداری و مدیریت شهری و... پروژه‌های پیشنهادی شهرداری برای بهبود و توسعه شهر زاهدان مورد توجه ویژه قرار گیرد. ثمره این بحث عملیاتی شدن اهداف بلند مدیریت استان در نوع نگرش به شهرها، و خاصه شهر مرکز استان خواهد بود و به عنوان یک حادثه بدیع و دستاوردهایی اثر بخش در طی دهه‌های آینده در حافظه و خدمت شهروندان ماندگار خواهد شد. 

 هفته نامه مرزپرگهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:22  توسط دلشاد مکرانی  | 

غم این خفته ی چند ؛ خواب در چشم ترم میشکند by e 11 e v e n 

  از حدود 10 نوع نژاد دام و ماکیان مشهور کشور 4 نوع آن در سیستان و بلوچستان پرورش داده می شوند

گاوپرواری سیستان، گاو شیری دشتیاری، گوسفند بلوچی و مرغ دشتیاری از حدود 10 نوع دام و ماکیان مشهور کشور هستند که به علت استعداد فراوان در تولید گوشت و شیر نه تنها در سیستان و بلوچستان پرورش داده می شوند بلکه هم اکنون 25 درصد گوسفندان پرواری کشور از نژاد گوسفند بلوچی هستند. دامداران این استان می گویند تمامی نژاد گاو گوشتی و گوسفند پرواری افغانستان که از قرنها قبل از ایران برده شده اند از این دو نژاد هستند که از افغانستان به استرالیا برده شده و این دو نژاد در استرالیا تکثیر و نژاد اصلی گوسفند و گاو استرالیا را تشکیل داده اند. 

  کارشناسان امور دام می گویند: گاو پرواری سیستانی که تغذیه اش فقط ساقه نی تولیدی در نیزارهای دریاچه هامون است را افزایش وزن روزانه گوساله آن یک و نیم کیلو در روز می باشد و این در حالی است که متوسط افزایش وزن گوساله در دنیا که از تغذیه مناسب و زیر نظر دامپزشک برنامه غذایی آن تنظیم می شود یک کیلو و دویست گرم در روز است. متخصصان تغذیه نیز می گویند کیفیت و طعم گوشت گاو سیستانی به مراتب بیشتر از دیگر دام هاست که این مسئله موجب گردیده تا مصرف کنندگان گوشت دام منطقه علاقه مند به استفاده از گوشت دام سیستانی باشند.
    در زمانی که دامداری در دشت سیستان توسعه داشت و دامداران سنتی در حاشیه دریاچه هامون که محل تغذیه هزاران راس دام این منطقه بود ساکن بودند سالیانه هزاران راس دام از جلگه سیستان به دیگر نقاط کشور صادر می شد.
    در حال حاضر به علت تخریب محل اسکان دامداران سنتی سیستان که از دهها قرن پیش تاکنون نسل به نسل به کار پرورش دام مشغول بودند و مهاجرت اقوام و قبایل مختلف دامدار به دیگر نقاط کشور از جمله ساکن شدن آنان در حواشی شهر زاهدان، پرورش دام بویژه سنتی در سیستان تقریبا از رونق افتاده است.
    البته بخشی از دامی که هم اینک به صورت قاچاق از آن سوی مرز وارد سیستان می شود نیز از نژاد گاو سیستانی است که در کشور افغانستان پرورش می یابد و در حال حاضر جانشین گاو سیستانی شده مورد مصرف مردم استان قرار می گیرد. گاو دشتیاری که در جنوب سیستان و بلوچستان و در ساحل دریای عمان در لابه لای جنگل های حرا و چمنزارهای حاشیه دریا و رودخانه ها پرورش می یابد از نظر تولید شیر از گاو گلپایگان و سراب که در هر وعده حدود 5 کیلو شیر می دهد کمتر نیست.
    گاو شیری دشتیاری که به گاومیش مشهور است نیز به صورت سنتی پرورش و نگهداری می شود و شیر تولیدی آن مورد مصرف مردم منطقه قرار می گیرد که به دلیل عدم حمایت دولت از این نژاد تولید و پرورش آن هنوز به صورت سنتی است.
    در صورتی که دولت از تولیدکنندگان و پرورش دهندگان گاو شیری دشتیاری حمایت کند و تولید آن را از سنتی به صنعتی تبدیل و از طریق کاشت علوفه یونجه که میزان تولید آن در این منطقه 18 جین در سال و یک گیاه قانع به کم آبی نیز است جنوب سیستان و بلوچستان می تواند از نظر تولید شیر خودکفا باشد.
    مرغ دشتیاری که هنوز هم به صورت سنتی تولید و پرورش می یابد وزنی حدود 5 تا 6 کیلو دارد با قدی بلند و کشیده و گوشتی لذیذ و با کیفیت که اگر دولت زمینه تولید انبوه آن را به صورت صنعتی فراهم نماید ضمن اینکه این نوع می تواند در دیگر نقاط سیستان و بلوچستان بویژه در روستاها که ماکیان در مزارع تغذیه می شوند از طریق جوجه کشی مصنوعی تولید آن را به صورت انبوه در کل سیستان و بلوچستان توسعه داد.
    در حال حاضر بخشی از گوشت مرغ مردم سیستان و بلوچستان از دیگر مناطق کشور بویژه استان خراسان جنوبی و یزد تامین می گردد که تکثیر ماشینی مرغ دشتیاری می تواند مشکل کمبود گوشت سفید این استان را تامین نماید.
    اما گوسفند بلوچی که هم اینک بیش از 25 درصد گوسفندهای در حال تولید و پرورش کشور را تشکیل می دهد دامی است که در سن کم بیشترین وزن را دارد و این در حالی است که گوشت آن به قدری لذیذ و خوش خوراک است که مردم سیستان و بلوچستان جز گوشت گوسفند بلوچی مواد پروتئینی دیگری را مصرف نمی کنند که دلیل مرگ و میر مردم به خاطر چربی بالای آنها به این علت است.
    تمام گوسفندی که در افغانستان تولید و پرورش می یابد از نژاد گوسفند بلوچی است حتی این حیوان به پاکستان که کمتر گوسفند پرورش می دهند و اکثریت دام این کشور را بز آنفوره که جثه ای قوی و قدی بلند دارد تشکیل می دهد راه یافته است. دامداران سالخورده سیستان و بلوچستان می گویند تمام گوسفندهای در حال تولید و پرورش استرالیا و کشورهای همسایه آن از نژاد گوسفند بلوچی است.
    اگر دولت دامداری صنعتی را در سیستان و بلوچستان رونق دهد و تسهیلات موردنیاز را در اختیار متقاضیان راه اندازی واحدهای تولید صنعتی دام بگذارد علاوه بر اینکه این استان خواهد توانست بخش عظیمی از گوشت سفید و قرمز کشور را تولید نماید تمام بیکاران این استان که هم اینک تعداد بیکاران جوان آن بیش از دو برابر متوسط کشور است مشغول به کار خواهند شد. از سوی دیگر ضمن ایجاد اشتغال مولد برای تحصیلکرده های رشته کشاورزی و دامداری از قاچاق انبوه دام از آن سوی مرز جلوگیری واز مبتلاشدن دام های کشور به بیماری های مشترک انسان و دام نیز جلوگیری خواهد شد. 

http://ssistandam.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:21  توسط دلشاد مکرانی  | 

بلوچستان کجاست ؟ بلوچ کیست؟

نصرت‌السادات رضوی نیکخو (موحدی) 
بلوچستان را در زمان داریوش کبیر «مکایا» و در زمان ساسانیان «کوسون» و در زمان یونانیان «گدروزیا» و مسلمین مکران یا مکوران نامیده‌اند.
به عقیده اکثر محققین، طوایف بلوچ ابتدا از سواحل بحرخزر به کرمان و سیستان و سپس به بلوچستان و نواحی مجاور آن تا حدود سند مهاجرت کرده و بدین مناسبت نام این ناحیه به بلوچستان شهرت یافته است.
مسایل تاریخی بلوچستان آن طور که باید و شاید نسبت به قدمت تاریخی کشف نگردیده است و این مهم باید با حفاریهایی در نقاط مختلف آن کشف گردد. بعضی از محققین معتقدند که: در زمان قدیم کرانه های خلیج فارس تا حدود بلوچستان مسکن اقوام حبشی بوده و پس از آن «سومریها» بر این نقاط تسلط یافته اند و عقیده سومری بودن تمام یا قسمتی از مردم قدیم بلوچستان تا اندازه‌ای تایید می‌شود. بلوچستان جایگاه بلوچ است و بلوچ از نژاد آریایی است و در مملکت عزیز ما (ایران) ریشه تاریخی کهنی دارد.

تاریخ مردم دلیر و آزاده و میهن پرست بلوچ مانند اقوام کهن دیگر وطن ما به افسانه‌ها و داستانهای زیادی آمیخته است و داریوش بزرگ شهریار هخامنشی، از راه بلوچستان به هندوستان لشکر کشید و اسکندر مقدونی به هنگام مسافرت و مراجعت از هند که سفری سخت و پرمخاطره و رنج‌آور در طی شصت روز بود از آن ناحیه گذشت، به طوریکه (کل آرخ) معتقد است : اسکندر از خطرات این راه کاملا آگاه بوده و می‌دانسته که لشکری از این راه و منطقه برنگشته از جمله « سیمیرامیس ملکه آشور » زمانی که از هند فرار می‌کرد فقط با بیست نفر برگشت و «کوروشها» که خواست از این منطقه عبور کند او هشتمین کسی بود که از این منطقه جان سالم به در برد یعنی کوروش به اتفاق 7 نفر .
این افسانه‌ها و داستانها، که حسی جاه‌طلبی اسکندر را تحریک نموده و به این امید که:کاری بیش از سیمیرامیس و کوروش انجام دهد این راه را انتخاب نمود و دچار مصائبی گردید که بیش از همه شخصیت و وجهه خود را از دست داد .  

 

 


اسکندر که با لشکر معروفش به هر کشوری قدم می‌گذاشت، هیچ قشونی در مقابل او یارای ستیز و مقاومت نداشت، در بلوچستان به حدی بیچاره شد که مورخ مخصوص او می‌نویسد، هرگز اسکندر را تا آن اندازه غمگین و اندوهناک ندیده بودند، وقتی پیش قراول لشکر ظفرمند اسکندر تحت فرماندهی «لئن ناتویس» سردار معروف وارد خاک بلوچستان شد، دلاوران بلوچ آماده جنگ شده و با لشکریان یونانی و مقدونی مبارزه کردند که سردار اسکندر تاب مقاومت و مقابله نیاورد و تمام لشکریانش تار و مار شدند و خود اسکندر وقتی از بلوچستان سالم گریخت (پس از شصت روز از زمانی که از اورس بیرون آمده بود) به «پورا، یا «پهره» «فهرج امروزه» رسید به شکرانه سلامتی خود یک هفته تمام جشن گرفت و شادیها کرد اما شهرت و شجاعت و جنگجویی و دلاوری میهن‌پرستانه بلوچها آنچنان لطمه جانسوزی به قوای اسکندر وارد آورد که در تمام قلمرو وی منتشر گردید و صلابت و شهرتی که اسکندر داشت از دست داد و بسیاری از حکام و فرمانروایان ممالک مختلف یاغی شده و خزاین و ذخایر اسکندر را که تحویل آنان بود تصرف کردند.
«امیر البحر» معروف اسکندر از طرف فاتح مقدونی مامور بود تمامی سواحل دریایی هند و بلوچستان و خلیج‌فارس را پیموده و دقیقا مطالعه و شناسایی نماید وارد بلوچستان و مکران که گردید چند جا با بلوچها جنگ کرد و بلوچها فقط با اسلحه نیزه سینه هزاران تن از جنگ‌آوران مقدونی را دریدند و با ناخن‌های بلند نیز تعدادی از آنان را چون نیزه از پای در آوردند و نیز با هیمن ناخنها بود که دمار از روزگار لشکریان اسکندر برآوردند.
ضرب‌المثلی است که : ظلم و ستم در حق بلوچها برای ظالم به عواقب عاقبت شومی دارد و ظالم دردناک گرفتار می‌شود .
در زمان ساسانیان، چون دوران هخامنشیان بلوچستان دارای موقعیت خاصی بوده است. اردشیر بابکان کشور را به 33 ناحیه مستقل تقسیم کرده بود که بلوچستان یکی از آنها بوده است. و حکمران هر ناحیه را «شاه» می‌گفتند : مانند «سگستان شاه در سیستان». در دوران ظهور اسلام «چاچ پادشاه هندوی سند به جنوب بلوچستان مکران» عزیمت و در کنار رودخانه‌ای که حد فاصل آن ناحیه و کرمان بوده است چند اصله درخت خرما غرس و لوحه ای مبنی بر اینکه در زمان « چاچ پسر سیلاچ » این نقطه سرحد هند می‌باشد در آنجا نصب نموده است.
حکمران عرب می‌گوید: مرا جرات پا گذاشتن به بلوچستان نیست زیرا عشایر و اقوام محلی به سخت‌ترین وضعی با ما برخورد می‌کنند و ما جرات و جسارت نفوذ به این ناحیه را نداریم.
اما قاجار با بیرحمی زیاد سعی نموده بود بلوچها را در زیرسلطه خود نگهدارد و علی‌رغم مالیاتهایی که از آنها می‌گرفت هیچ‌گونه اقدامی در زمینه فرهنگی و بهداشتی و راه‌سازی و آبادانی نمی‌کرده است و اگر اهالی بلوچستان تمرد می‌نمودند دولت از هیچ خبایتی فروگذار نمی‌کرد، چون در زندگی عشایری این قبیل حوادث نادر و رنج‌آور است خاطره و یاد هر واقعه شومی سالها زنده می‌ماند و نسل به نسل به آیندگان منتقل می‌گردد و افسانه می‌شود و کینه می‌سازد.
تاریخ شرم دارد بازگو نماید که قاجار چه بی‌رحمیها به بلوچستان روا داشته است بطوریکه هر بلوچی می‌خواهد به کنایه بیان دارد که فلانی ظلمی در حقش روا داشته می‌گوید: « به من چنان ظلمی کپته که قاجار چنین ظلمی نکپته» .
در دوران «پهلوی»زمانی که «علم» وزیر دربار و یا فرماندار کل بلوچستان بود علی‌رغم نزدیکی به شاه آنچنان که باید به فکر آبادانی این منطقه نبوده است و خدمتی درخور روا نداشته است.
ریشه کینه‌ها و یا علائق قومی نسبت به قوم دیگر را باید در رفتار و تاریخ آنان جستجو کرد. قوم بلوچ در همه شرایط میهن‌پرستی را فراموش نکرده و همیشه حافظ خاک وطن عزیز اسلامی بوده ‌است و باتوجه به خوی و خصلت و سابقه تاریخی مردم این سامان اکثر داستانها و قصه‌ها و اشعار در فرهنگ بلوچ شکل رزمی و حماسی دارد. و آنچه که باید در خصلت مردمان بلوچستان گفته شود این است که : مردمی مهربان میهمان دوست، وطن‌پرست و شجاع و دلاورند.
آنها مردمانی سخت‌کوش و قانع و در برابر سختیها مقاوم می‌باشند و در عین حال دارای روحیه‌ای شجاعانه از مردانگی و عشق و دلبستگی می‌باشند.اما جوان بلوچ هرقدر که عاشق شود غرور مردانگی را نمی‌شکند و التماس نمی‌کند و با سیاست و شجاعت زیبایی به طرف معشوق می‌رود و شجاعت خود را جانشین گریه و التماس می‌نماید و در همه جا از خدای بزرگ یاری می‌جوید و سوگند و پیمان به وفاداری می‌بندد.
مردمان بلوچ با تمام سرسختی و شجاعتی که دارند در برابر ادبیات و موسیقی روح لطیفی دارند و اشعارشان بیشتر حماسه ملی و میهنی است و بازگوکننده تاریخ کهن و پرافتخار سرزمینشان که بر دل می‌نشیند زیرا از دل برخاسته است.  

هفته نامه مرزپرگهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:20  توسط دلشاد مکرانی  | 

۸ دانشجو ممنوع الورود شدند گزارشی از دانشگاه سیستان و بلوچستان

اخبار روز:
امروز صبح چند تن از فعالان دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان حین ورود به دانشگاه با نامه ای از طرف مسوولان روبرو شدند که هشت تن از دانشجویان این دانشگاه را به اسامی آقایان : علی باقری(دبیر انجمن اسلامی) , ابراهیم اسکافی(میدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی پنجره), علی نمازی (مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی شورا) ,علی صالحی , شهریار حسین بر(مدیر مشئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی سیاه و سپید) , صابر رستاد , کامران جلیل (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی) و میلاد همتی پور را ممنوع الورود اعلام می نمود . به نظر می رسد ممنوع الورود شدن این هشت نفر مرتبط با وقایع تجمع صنفی دانشجویان در آبان ماه گذشته باشد که در اعتراض به ناامنی در دانشگاه چند روزی تجمع کرده بودند و خواستار رسیدگی و پاسخ گویی مسئولین دانشگاه شده بودند, گفتنی است هنوز هیچ گونه حکمی از طرف مسوولان دانشگاه برای این افراد صادر نشده است. و قاعدتاً حکم ممنوع الورود شدن باید پس از حکم اخراج این افراد صادر شده باشد و این در حالی است که این دانشجویان در هیچ محکمه انضباطی حضور پیدا نکرده اند تا بتوانند نسبت به اتهام های وارده از خود دفاع نمایند و این برخورد که حاکی از شتاب زدگی مسئولین دانشگاه جهت برخورد با دانشجویان می باشد ناشی از این است که در این تاریخ دانشجویان به علت تعطیلی در دانشگاه حضور ندارند و ریاست دانشگاه که بارها قول عدم برخورد با دانشجویان متحصن را داده بود در فضایی که دانشجویان در دانشگاه حضور ندارند اعمال غیر قانونی خود را به دور هر گونه نظارتی ادامه دهد .
شنیده ها حاکی از این است با توجه به اینکه برخی از این دانشجویان (علی باقری , کامران جلیل و شهریار حسین بر) از اعضای اانجمن اسلامی دانشگاه می باشند , امروز عصر افرادی لباس شخصی پوش که هویتشان بر دانشجویان پوشیده ماند به دفتر انجمن اسلامی آمده و سعی در تفتیش دفتر این تشکل دانشجویی را داشتند که با مقاومت اعضای این تشکل مواجه شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 2:19  توسط دلشاد مکرانی  | 

ایرانشهر، توانمندیها، مشکلات

امان‌اله تمنده‌روiranhahr
کار بسیار سختی است که ایرانشهری باشی و بخواهی از ایرانشهر بنویسی. سخت از این جهت که نمی‌دانی از چه چیز این شهر بنویسی، تا حق مطلب را ادا کرده باشی. نمی‌دانی آیا از تاریخ و تمدن باستانی آن بنویسی یا به جوانی جمعیت آن بپردازی. از استعدادهای کشاورزی اش بگویی یا موقعیت ویژه جغرافیایی‌اش. اگر هم به مرکزیت سیاسی و فرهنگی آن در گذشته‌های نه چندان دور اشاره‌ای نکنی و تنوع قومی و زبانی آن را ویژگی خاص آن به شمار نیاوری در حق این شهر سرسبز و زیبا کم لطفی کرده‌ای. آری از ایرانشهر سخن می‌گوییم. شهری که ایرانی‌ترین شهر استان است. از اسم با مسمایش تا قومیت‌های ایرانی که در آن زندگی می‌کنند، همه نشان از پر رنگ بودن ایرانیت در آن دارد. ایرانشهر از قدیم به دلیل خاصیت میهمان‌نوازی و مهاجر پذیری مردمانش، مامن هموطنان کرمانی، یزدی، خراسانی، آذری و در سالهای اخیر شمالی و کرد بوده است که در کنار بومیان بلوچ آن، در صلح و صفای کم نظیری زندگی می‌کنند.

از طرف دیگر اختلافات مذهبی نیز نمود چندانی در این شهر ندارد. از دیگر نشانه‌های ایران دوستی و ایرانیت مردمان این خطه می‌توان به نام‌گذاری بیمارستان این شهر به نام «ایران»، وفور نامهای خانوادگی با پیشوند یا پسوند ایرانی مانند ایران‌نژاد، ایرانمنش، ایراندوست و... اشاره کرد و کشف آثار تمدن و سفالینه‌های زیبا در دهستان دامن و منطقه اسپیدژ در جوار تمدن باستانی جیرفت، نشان از قدمت تمدن ایرانی چند هزار سال پیش از میلاد مسیح ایرانشهر دارد که بی‌توجهی و عدم کند و کاو علمی در مناطق باستانی آن نیز خود جای سئوال دارد.
ایرانشهر دارای تمیزترین و سرسبزترین معابر شهری استان است. همچنین بالاترین سرانه فضای سبز شهری در استان متعلق به این شهر است. وجود آب فراوان و ویژگیهای فرهنگی مردم ایرانشهر دلیل این برتری است.
قطب کشاورزی و صنعتی
ایرانشهر با داشتن آب فراوان و آب و هوای مناسب یکی از قطبهای کشاورزی استان می‌باشد. رتبه اول تولید خرما، بیشترین میزان تولید گندم، تنها منطقه تولید حنا، صاحب رتبه در تولید برنج و دانه‌های روغنی، وجود باغات پرتقال و لیمو و تنوع جالبی از محصولات زراعی و صیفی‌جات نظیر گوجه‌فرنگی، بامیه، کدو، هندوانه و خربزه و در سالهای اخیر محصولات گلخانه‌ای، ایرانشهر را به قطبی کشاورزی در منطقه تبدیل کرده است. لزوم ارتقای کیفی محصولات کشاورزی و حمایت از کشاورزان با توجه به نیاز روز افزون به تولید مواد غذایی و بحث امنیت غذایی، امری اجتناب‌ناپذیر است. از طرف دیگر احداث صنایع جانبی بسته‌بندی مواد غذایی و صنایع تبدلی، نظیر کارخانه رب گوجه‌فرنگی، کارخانه تولید شیره و عسل خرما، تولید نئوپان از برگ و شاخه درخت خرما می‌تواند ارزش افزوده مناسبی به محصولات کشاورزان منطقه بدهد. از طرف دیگر وجود کارخانجات فراگیر بافت بلوچ، نیروگاه عظیم بخار با تولید 40 درصد برق استان و صنایع دیگری نظیر تولید نوشابه، آب معدنی، لوله‌های پلی اتیلن و... ایرانشهر را به قطب دوم صنعتی استان پس از زاهدان تبدیل کرده است.
با این مقدمه طولانی می‌پردازیم به جاذبه‌های سرمایه‌گذاری و توانمندیهای این شهرستان و بیان مشکلات مردم ایرانشهر: 

ایرانشهر و معادن آن 

 بیش از یک سوم معادن کل استان در شهرستان ایرانشهر قرار دارد. سرمایه‌گذاری در بخش معدن زمینه خوبی برای ایجاد اشتغال، تولید ثروت و رفع محرومیت از این منطقه ثروتمند محروم استانمان می‌باشد. بخش بزمان خود به تنهایی گنجینه‌ای از انواع معادن قابل استحصال است که در صورت سرمایه‌گذاری دولتی و بخش خصوصی می‌تواند شکوفایی اقتصادی به همراه داشته باشد.
ایرانشهر جیرفت ثانی ایرانشهر هم از نظر شرایط آب و هوایی و هم حاصلخیزی خاک، بسیار شبیه جیرفت است. جیرفتی که چهارمین گلخانه طبیعی جهان لقب گرفته است. با این تفاوت که ایرانشهر مشکل کم آبی جیرفت را ندارد. سرمایه‌گذاری بر روی بخش کشاورزی، توسعه کشت گلخانه‌ای، تامین نهاده‌های کشاورزی و حمایت واقعی از کشاورزان می‌تواند باعث ایجاد اشتغال فراوان در این شهر بشود.
ایرانشهر، گاز و پتروشیمی ایرانشهر اولین شهر استان است که لوله گاز خام به آن می‌رسد. این امر تا پایان سال و حداکثر نیمه اول سال آینده محقق می‌شود. این پتانسیل می‌تواند زمینه خوبی برای ایجاد صنایع پتروشیمی در شهرستان باشد و مسوولان از همین حالا باید به فکر باشند. البته من معتقدم قدری دیر هم شده است. اما اگر الان هم شروع به احداث چند کارخانه پتروشیمی در شهرستان بکنیم شاید 3 الی 4 سال آینده آماده بهره‌برداری شوند. فرماندار و نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی می‌توانند در این بخش پیگیر باشند. دهقانی در این دوره اگر بتواند مجوز چند کارخانه پتروشیمی را گرفته و کار ساخت آنها آغاز شود چند نمره 20 در کارخانه خود ثبت کرده است.
ایرانشهر، پایلوت بهداشتی، درمانی منطقه
مرکزیت جغرافیایی ایرانشهر در بلوچستان و وابستگی اقتصادی و قومی شهرهای کوچک اطراف این شهر قابلیت تبدیل شدن آن را به مرکز خدمات‌رسانی بهداشتی و درمانی منطقه ایجاد کرده است. چرا که هم اکنون بسیاری از مردم شهرستان سرباز، بخش‌های بمپور، فنوج، لاشار و دو شهرستان جدید‌التاسیس دلگان و زابلی برای دریافت خدمات درمانی به این شهر مراجعه می‌کنند. لزوم احداث یک بیمارستان بزرگ آموزشی، درمانی نظیر بیمارستان امام علی(ع) زاهدان در ایرانشهر به منظور خدمات‌رسانی به مردم جنوب استان ضروری به نظر می‌رسد. این کار از هجوم بیماران نیازمند دریافت خدمات تخصصی و فوق تخصصی به مرکز استان با توجه به بعد مسافت و هزینه‌های بالا می‌کاهد.  

ایرانشهر مقصد گردشگران زمستانی 

 هوای معتدل ایرانشهر در فصل‌های پاییز و زمستان، آب گوارا، باغات سرسبز و زیبا و آثار باستانی زیبا همانند قلعه ناصری، قلعه بمپور و قلعه دامن به همراه منطقه باستانی اسپیدژ در کنار ارزانی میوه و سبزیجات تولیدی این شهر و خونگرمی مردم آن می‌تواند جاذب بسیاری از گردشگران زمستانی باشد که اغلب به مقصد بندر چابهار از ایرانشهر عبور می‌کنند. مسوولان شهر اگر بتوانند گردشگران را ترغیب به دو شب اقامت در این شهرستان بکنند، هم صنعت هتل‌داری شهر رونق می‌گیرد و هم در دیگر بخشهای خدماتی، شغل و درآمد ایجاد می‌شود. راستی باید از منزل مقام معظم رهبری در زمان تبعید در ایرانشهر که هم اکنون تبدیل به موزه شده به عنوان یکی دیگر از جذابیتهای گردشگری این شهر نام برد.
ایرانشهر و مشکلاتش
گفته می‌شود برای مردان بزرگ مشکل وجود ندارد چرا که برای حل مشکل یا راهی پیدا می‌کنند و یا راهی می‌سازند. اما این امر در ایرانشهر کمتر مصداق می‌یابد چرا که سوء مدیریت مدتهاست گریبانگیر برخی ادارات ایرانشهر شده است. از نام بردن اسم ادارات یا مدیریت‌های ضعیف خودداری می‌کنیم اما مدیران این شهر را به تلاش، نوآوری و خدمت‌رسانی بیشتر به مردم  شایسته خدمت ایرانشهر فرا می‌خوانیم. تحصیلات پایین کارکنان و مسوولان، اداره سنتی امور، روز مره‌گی،  نبود برنامه‌ریزی‌های لازم از مشکلات مدیریتی ایرانشهر است. البته آشنا نبودن مردم به حقوق خود و نداشتن آگاهی به قوانین حل مشکلات را مشکل‌تر جلوه می‌دهد.
از دیگر مشکلات ایرانشهر می‌توان به پایین بودن شاخص‌های بهداشتی اشاره کرد. این مشکل مانند اکثر نقاط استان بیشتر در روستاها و مناطق دور افتاده نمود دارد.
بهای بالای برق و ناتوانی مردم در پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور آن دیگر مشکل مردم شهرستان است که مسوولان باید با توجه به گرمای شدید منطقه فکر جدی برای این معضل بنمایند.
آبهای سطحی و سیلاب‌ها در بسیاری از مناطق ایرانشهر اغلب مشکل‌آفرین است. بسیاری از روستاهای ایرانشهر در حاشیه رودخانه‌ها قرار دارند و در هنگام سیلاب هم منازل و هم مزارع کشاورزی آنان دچار آسیب جدی می‌شود. احداث سد بر روی رودخانه دامن و هدایت سیلاب‌ها در منطقه دلگان، چاره کار است که توجه مسوولان را می‌طلبد.
مشکل دیگری که در یکی دو سال اخیر گریبان فعالان بخش کشاورزی را گرفته است مشکل تامین سوخت موتور پمپ‌های کشاورزی است. برقدار کردن چاه‌های کشاورزی و جلوگیری از قاچاق سوخت راه مقابله با این مشکل است.
از دیگر گلایه‌های مردم ایرانشهر می‌توان به کمبود و یا خرابی دستگاههای خود پرداز در شهر اشاره کرد که اخیرا باعث نگرانی زیادی برای مردم شده است.
مشکلات خدمات شهری نیز دغدغه دیگر مردم ایرانشهر است که رفع آن، همت شهردار و زحمتکشان شهرداری را می‌طلبد. مشکلات جوانان نیز بحث مفصلی است که در جایی دیگر به آن می‌پردازیم. انشاء ا... طرح سایر موضوع‌ها را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:22  توسط دلشاد مکرانی  | 

baft baloch pahra by narimanmollazehi

 
سرنوشت محتوم بافت بلوچ ایرانشهر ( ستون در خشت خام )

فریدون صمدیزاده
شاید تصور شود زمانی که مدیریت کلان کشور در رژیم گذشته تصمیم به ایجاد کارخانجات بافت بلوچ گرفت وفور تولید پنبه در کشور آن قدر بود که نیاز این کارخانجات را به سهولت رفع کند، یعنی در حالی که پیش از 500 هزار تن تولید پنبه داشتیم و مصرف کلیه کارخانجات نساجی کشور بیش از 90 هزار تن نبود تامین مواد اولیه کارخانجات امری پیش پا افتاده بود! این ظاهر قضیه است ولی با سنگین بودن هزینه های حمل و نقل همان موقع هم از نظر قیمت قادر به رقابت با کشورهایی مانند مصر که همزمان با بافت بلوچ اقدام به ایجاد کارخانه ای مشابه آن کرده بود، نبودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:21  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
مرز پرگهر : اولین نشریه بین المللی دوزبانه فارسی بلوچی
 
کمبودهای جوانان، کم توجهی مسوولان " امان الله تمنده رو "

مرز پرگهر ، شماره ۲۳۵ : یکی از مشکلاتی که جوانان کشور خصوصا در مناطق کمتر توسعه یافته و به اصطلاح مناطق محروم با آن مواجه هستند کمبود مراکز تفریحی و ورزشی است. این مشکل تا حدی است که در برخی شهرها نظیر شهرهای سیستان و بلوچستان که دارای آب و هوای گرم و خشکی هستند و طبیعت خشنی دارند، جوانان کمتر رغبت پیدا می‌کنند تا از فضاهای طبیعی برای تفریح یا ورزش استفاده کنند به طوری که اوقات فراغت آنان اغلب بیهوده تلف می‌شود. ورزش از مقولاتی است که امروزه از آن نه تنها به عنوان ابزاری برای سلامتی تن و روان افراد بلکه وسیله‌ای برای شاداب سازی جامعه، کسب مدال و افتخار برای کشورها و تخلیه انرژی مازاد نهفته در جوانان استفاده می‌شود. یکی از علل عمده نپرداختن افراد به ورزش نبود امکانات ورزشی به ویژه سالن‌های ورزشی در سطح محلات شهرها و روستاها است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:21  توسط دلشاد مکرانی  | 

بـلــــــوچ 

مقدمه:بلوچستان - زنان بلوچ
بلوچ ارتباط
  :بدون شک بلوچ از جمله اقوامی است که سابقه تاریخی گسترده‌ای را به خود اختصاص داده است اما نبود منابع و فقدان یک تاریخ روشن و پیوسته از بلوچ‌ها راه را برای تحلیل جامع و کامل بسته است. کتابهایی که در دوران معاصر نوشته شده است و آنچه در این کتابها پیرامون بلوچ‌ها گفته شده است بیشتر بر اساس وضع فعلی آنهاست که با تطابقی که در بعضی موارد با آنچه قدما گفته‌اند می‌توان به حد سیاتی دست یافت. در زمینه نژادبلوچ​وتیره‌های​نژادی وقومی مختلفی که اکنون دربلوچستان​متوطن​شده​اند و جایگاه اجتماعی آنان در میان سایر اقوام و چگونگی ادغام یا عدم ادغام آنان با سایرین کاری انجام نشده است. اگر هم نوشته‌هایی وجود دارد باید اذعان داشت که این نوشته‌ها خالی از عیب نیست و بی‌شک کمی‌ها و کاستی‌های فراوان دارد و خصوصا در زمینه سابقه نژادی قوم بلوچ از همه کمتر کار شده است. اکثرا معتقدند سابقه نژادی قوم بلوچ را باید بیشتر در قصه‌ها جستجو کرد که درستی و نادرستی‌شان محل تردید است اما نمی‌توان از قصه گذشت زیرا بلوچ‌ها افتخارات و ریشه خود را در قصه‌ها گفته‌اند اما به قول کمال‌الدین غراب افتخارات آنها در قصه‌ها نیز سرانجامی غم انگیز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:20  توسط دلشاد مکرانی  | 

بلوچستان درگذرزمان قسمت سوم

به آنجا رسیده بودیم که پس از کشته شدن مهراب خان پسران وی آقایان محمد علی خان ولطفعلی خان ازمنطقه رودباروبشکرد به جمع آوری لشکرمیپردازند وخود را به بنپورمیرسانند.
ودست به تهیه وتدارک جنگ میزنند ودر نظر دارند تکلیف مردم لاشاررا یکسره بکنند. وطرف مقابل هم خود را برای یک درگیری نا برابر آماده میکند سران طوایف لاشار که دررائس آنها شهبیک سردازهی وحسین آزباغی ودادکریم جاوه شیری قرار دارند پس ازبقتل رساندن مهرابخان شیرانزهی وگرفتن انتقام خون میرمرادبک درشهر پیپ بشورومصلحت می نشینند. که بجای میر مرادبک ملک شهپسند را به حکومتی وسرپرستی خود بر گزینند ویا دنبال میراحمد خان پسرمیرغلامشاه که پسرعموی میرمرادبک میباشد ودر(شهربم) سکونت دارد قاصدی بفرستند واز او دعوت بکنند تا به لاشار بیاید وبجای پسرعمویش به نشیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:16  توسط دلشاد مکرانی  |