تبليغاتX
مکران سربلند

مکران سربلند

به سرزمین نخلهای راست قامت بلند همت خوش آمدید

تنبيه دانش آموزان به روش سيلي زدن به همديگر

در ويديوي حاضر معلم يا مدير يا يكي از مسئولين مدرسه از دو دانش آموز مي خواهد تا به يكديگر سيلي بزنند. وي كه تصويرش در اين فيلم نشان داده نمي شود از دو دانش آموز مي خواهد كه با شدت بيشتري همديگر را كتك بزنند.

 

 
ابوبکر ابوذر را بزن؛ ابوذر عمر را صدا کرد و عمر ابوبکر را بزن! ابوبکر عثمان را صدا کرد و عثمان عمر را بزن!!! و در آخر علی آمد و همه را زد!!! اين فرهنگ بزن و بخور است که 1400 سال پيش رايج شده و با سرعت نور در دنيا سرايت می کند! 
اين آدم معلم نيست بلكه يك رواني احمق هست كه فقط براي پست كردن اين ويدپو روي اينترنت اين بچه ها را مجبور به اين كار كرده و اين كار مصداق كامل كودك آزاري هست و بايد تحقيق بشه و معلوم بشه كه اين رواني كي هست تا به مجازاتي كه لايقش هست برسه. اگر همچين ويدپويي در يك كشور غربي پست بشه سريعا توسط مراجع ذيصلاح پيگيري ميشه . حالا بايد ديد كه آيا اينكار رو براي دو بچه عرب در يك كشور جهان سومي هم كسي پيدا ميشه كه اينكار رو انجام بده؟ بعيد ميدونم.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:59  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 

تخریب شدید جنگلهای خلیج و عمانی در منطقه باهوکلات بلوچستان

متاسفانه در چند روز گذشته به بهانه توسعه اراضی کشاورزی در منطقه باهوکلات، جنگلهای ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی باهوکلات به مساحت 150 هکتار درحال پاک تراشی است و این اقدام به دستور رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان صورت گرفته است. تفکر ابتدایی این طرح از سال 1372  در سطحی حدود 10000 هزار هکتار پی ریزی شده است گرچه بدرستی مشخص نیست که هم اکنون در چه سطحی به اجرا درآمده است ولی آنچه اهمیت بسزا دارد روش غلط اجرای این طرح است که بعنوان نمونه در ایستگاه تحقیقات باهوکلات که باید الگوی دیگران باشد به اجرا درآمده است.  این در حالیست که با دوراندیشی براحتی می توان ضمن حفظ این جنگلها ، توسعه اراضی کشاورزی را نیز داشت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:6  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 

 

 رژیم از شعر مکران هم می ترسد

جلو گیری از اجرای شعر مکران توسط اطلاعات رژیم در شهر پهره .مردم با صدای بلند فریاد میزدند,  کمالان مکران  ,مکران کمالان . ولی افسوس صد افسوس نگذاشتند حتی برای یک لحظه جوانان  ما شاد باشند.استاد مجبور شد که سکوت کند, تا کی صبر؟؟؟احساسات‌ جایی‌ برای‌ بروز ندارند; چرا که‌ قدرت‌ بی‌رحمانه ‌همه‌ جا دندان‌ تیز می‌کند. هنوز دیکتاتوری هست، در همه جا. آنجا که مردمان را می کشند. آنجا که مردمان را برای عقیده و نوشته زندانی می کنند،آنجا که مردمان را شکنجه می کنند، آنجا که مردمان را از تحصیل و حقوق اجتماعی محروم می کنند، آنجا که بر سر مردمان بمب و موشک می ریزند،آنجا که مردمان را در سلول انفرادی نگاه می دارند، آنجا که مردمان را از تیغ حکومت ترس است، آنجا که تلفن ها شنود می شود و مردمان در کنترل دیکتاتور ها هستند، آنجا که...... اما عاقبت هر دیکتاتوری مرگ استع آنها آنقدر می میرند تا روزی دیکتاتوری بمیرد.  

 

برای یک ملت آسان نیست که در ترس زندگی کند. ترسی که مثل یک بیماری واگیر هر روز گسترش می یابد. اما حتی زورمند ترین دستگاهای دولتی جبار قادر به تخطئه شجاعت انسانی نیستند, زیرا زندگی در ترس شایسته یک انسان متمدن نیست. ترس تنها مولود دیکتاتورها نیست که با رفتن شان فرو بریزد و آنگاه شجاعت و آزادى به ارمغان بیاید. دیکتاتورها فرهنگ و سنتى را پایه مى گذارند که از پس پایان زندگی آنها نیز-که امرى محتوم است- سال ها باید بگذرد تا ریشه کن شود : فرهنگ استبداد، فرهنگ مرده باد و زنده باد و سنت شعارهاى مبتنى بر «بالروح بالدم» . 

 

وشین وطن مئی مکران
 

 

وشین وطن مئی مکران
دائم ببات ئی کامران 

ابادء سبزء میزران 

هر وهد تئی نام کران 

تئی بوجو مسکء بیت 

 زرانتئی دلجمین کتء کرانس 

یه بندء سبزین تیهران 

کب جننت کون جمبران 

تئی سرشمء درنکء دران 

درء صیادی سنکران 

تئی کلکء تئی ابسران 

سبزین کونک کون زامران 

وشبو ترا نت از زعفران  

کولک کون شیر کمبین تران 

کوردب کون دازء کیلران 

تئی کوجکء تئی کهجران 

دانیج کون شمشء کلبرا 

ناشکان مشیرء بمبران 

زرد بل کون زردین کمبران 

کرنجین بج انت جو تبرا 

ندولک کون زهمء اسبران 

سولین کهیر کون شنکران
جکرء کلیرء کونران 

شیرین ترانت از شکران
کیلک جو نیلین خیبران
کواش جو کیابین کور سران 

ول کون شکر تامین بران 

برما ماشء کون باجران
جدینتء ساننت لاغران 

کورم کون بکء باهران
کرباس کون سباهین سهران 

مولوی عبدالله روانبد بیشنی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:5  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

درگذشت عبدالحی جمشید زهی نویسنده و ادیب زبان بلوچی

پنجشنبه شب گذشته عبدالحی جمشیدزهی معروف به دکتر جمشید زهی بر اثر ناراحتی قلبی و تنفسی،فشار خون و کهولت سن در بیمارستان شهر چابهار درگذشت.

دکتر جمشیدزهی با تخلص جی ام فرد در محلات ادبی و سیاسی بلوچی زبان عمدتا کشور پاکستان قلم میزد.او از اولین کسانی بود که به چاپ و انتشار مجلات رنگی و جذب سرمایه گذاران به منطقه تجاری دوبی پرداخت.فعالیت ادبی او در ایران و پاکستان در زمینه شعر بلوچی ،تاریخ نگاری و برخی مقالات سیاسی بوده است.وی همچنین در اوایل انقلاب اسلامی مجله ای به زبان بلوچی به نام مئی بلوچستان شامل مقالات سیاسی و اشعار بلوچی چاپ و منتشر کرد که مورد استقبال قرار گرفت اما پس از چاپ اولین شماره از اذامه انتشار آن جلوگیری شد.او در سالهای واپسین عمر مشغول نوشتن کتاب خاطراتش تحت عنوان گارین تاک به معنی ورقهای گمشده بود.اقامت او در ساهای اخیر در شهر کنارک در جنوب بلوچستان بود.فقدان این فرهیخته را به جامعه فرهنگی  استان تسلیت میگوییم.

سعی میکنم در روزهای اینده اطلاعات کاملتری از زندگی و آثار ایشان ارائه کنم. 

بلوچ ارتباط

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:4  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 Breeze of Change by s.chocolate 
 
 
با سلام خدمت آقای ملازهی
با تشکر از جناب عبدالکریم بلوچ و نوشته های ایشان در باره گذشته بلوچستان
الف -  شما از مهراب خان بزرگزاده (نعمت اللهی) از حاکمان دزک نام برده اید که پدر مرحوم غلام محمد نعمت اللهی و مرحوم قدوس خان نعمت اللهی بوده است. شما در ادامه گفته اید که دوفرزند دیگر مهرابخان در قید حیات هستند. باید اضافه کنم که 4 فرزند دیگر مهراب خان در قید حیات هستند که عبارتند از1- سرهنگ عبدالله نعمت اللهی  2- حبیب نعمت اللهی 3- دلاور نعمت اللهی 4- خسرو شاه نعمت اللهی
ب- بزرگترین مقاومت علیه لشکر دولت رضا شاه در سال 1307 شمسی در نواحی سراوان که آن زمان شستون نامیده می شد  صورت گرفته است. بویژه در منطقه گشت و هوشک و دزک که هنوز زبانزد خاص و عام است. نیروهای سرکوبگر دولتی با مقاومت شدید مردم گشت روبرو شدند و بعد از آن در اطراف روستای هوشک که نرسیده به شهر شستون است، به گفته بسیاری از سالخوردگان حداقل مدت 6 روز در هوشک مقاومتی قهرمانانه صورت گرفت. سرکوبگران دولت پهلوی بسیاری از مردم این ناحیه بلوچستان را کشتند. یکی از این دلاورمردان و فرماندهان مقاومت بلوچستان از هوشک جوانی به نام حمل فرزند خیرالله بود که شایسته است از او به نام حمل هوشکی نام برده شود. او از بستگان خاندان باران زهی بود که از جانب دوست محمد خان باران زهی حاکم بلوچستان به این سمت برگزیده شده بود. حمل هوشکی با افراد خود به مدت 6 روز در جنگلهای گز اطراف هوشک مقاومت کرد. بعد از سرکوب و فتح منطقه که حمل هوشکی را دستگیر کردند گفته می شود که او گوشواره های طلای خود را از گوشهایش بیرون آورد و به سوی مرحوم نواب خان پرتاب کرد و خطاب به نواب خان گفت که این گوشواره را بگیر که خودت را به خاطر مال دنیا ذلیل کرده ای. نواب خان با نیروهای دولتی همکاری می کرد. لازم به یادآوری است که نواب خان و محمد شاه حاکم سب به خاطر اختلافات خانوادگی با خاندان باران زهی (بارکزهی) ننگ همکاری با اشغالگران را پذیرفتند.
جیم- بسیاری در جنگ دزک هم کشته شدند. قلعه بزرگ و تاریخی دزک که از بزرگترین قلعه های بلوچستان بود ویران شد. تجسم کنید که نیروهای دولتی به مدت چندین شبانه روز قلعه هوشک و قلعه دزک را به توپ بستند. سرانجام یک نوجوان کم سن وسال به نام کادوک (قادربخش) با شلیک گلوله ای سرهنگ محمد باقر داورپناه فرمانده لشکر رضاشاه را در قلعه دزک به هلاکت رساند.
دال- در زمان بهرام خان باران زهی عموی دوست محمدخان هم  هم جنگها و  مقاومتهای زیادی صورت گرفت. یکی از فرماندهان لشکر بهرام خان به نام شفیع محمد فرزند عظیم خان بزرگزاده بود گه در جنگ گومازی بر ضد انگلیسیها کشته شد.
زنده باد بلوچستان
بزرگزاده قلعه دزک
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:3  توسط دلشاد مکرانی  | 

Baluchistan. by Commoner28th.

پهره: اخبار بلوچستان و جهان

بلوچستان در گذر زمان قسمت دوم
عبد الکریم بلوچ

در قسمت اول به انجا رسیده بودیم که فردی بنام سالاراگی که ساکن منطقه رمشک بوده خود را به بنپور میرساند واز مهراب خان شیرانزهی که به ابر قدرت منطقه تبدیل شده بود تقاضای کمک میکند . تا از مخالفین خود انتقام بگیرد و به درخواست وی مهراب خان چندان توجهی نمیکند ولی پس از مدتها بنظرش میرسد که میشود بوسیله همین میار( پناهنده ) شاید زودتر وبی درد سر تر به هدفش بریسد وی در این زمان تمام فکر ذکرش متوجه تصرف منطقه لاشار وگه وبنت میبا شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:36  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 Salute to Indian Martyrs by Humayunn N A Peerzaada

 

........قسمت دوم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مقاله ای تحت عنوان شهدای کوچو (قسمت دوم)
 
نویسنده: اسلم هوت
هنوز اتش حملات قبلی فروکش نشده که جلادهای رضا خانی به بعضی از دهات کوچو حمله میبرنند و کشتزارها و کاه دان های مردمان را به اتش میکشنند مشک های اب را با نوک نیزه های تفنگ هایشان تکه و پاره میکنند گاو و گوسفندها را به چپاول میبرنند هوت ابراهیم و یارنش گاه گاهی حملاتی علیه مامورین انجام میدهند و انها را از مرکز کوچو یعنی از دهستان کوچو و شدیگ نالود گازگر دک دنگری کالدان میناب و دو دور کچ و ترایی که به یکدیگر در فاصله های پنج تا چهل کیلومتری قرار دارند متواری میکنند ولی هجوم و حملات مامورین در ناحیه و اطراف این مناطق ادامه پیدا میکند از جمله به طرف شرق ده سند باروزهی که با خط جاده چابهار ایرانشهر نزدیک بوده و به پاسگاه باهوکلات چندان فاصله ای نداشته و دیمپگ بل سلیمانی و جگرانوارو و بعضی از دهات اطراف .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:35  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 Salute to Indian Martyrs by Humayunn N A Peerzaada
 
 شهدای کوچو
نویسنده: اسلم هوت
مختصر زندگی نامه هوت مولاداد فرزند شیرمحمد هوت مولاداد در سال 1228هجری شمسی متولد شده و بیشتر در کوچو زندگی کرده است. سرانجام در سال 1314 هجری شمسی درسن 86 سالگی توسط ماموران رضا شاه در قریه دک تلنگ توابع کوچو با همراهی پنج نفر شهید شده اند.
شایان ذکر است که هوت مولاداد و فرزندش هوت ابراهیم و دلاورانی امثال هوت صدیق فرزند مراد محمد و هوت شاه داد و فرزندش هوت درا و هوت سیدمحمد و هوت مراد فرزند هوت پیرو و میر اشرف فرزند میر احمد و هوت شیرمحمد فرزند هوت مولاداد میریارمحمد فرزند گل محمد هوت داد رحیم فرزند هوت مولاداد هوت جان محمد فرزند پیرو و شیه شیران فرزند شیه لله از سران منطقه کوچو بوده اند و همیشه خدمتگزار مردم در سخاوت رهبری و کمک به تهی دستان و مردانی صلح طلب متحدومنسجم بوده اند.

/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:34  توسط دلشاد مکرانی  | 

شهرستان ایرانشهر

شهرستان ایرانشهر در ناحیه مرکزی بلوچستان ایران با مساحت 30200 کیلومتر مربع در فاصله 345 کیلومتری مرکز استان سیستان و بلوچستان واقع و 15 درصد وسعت استان ( 18752 کیلومتر ) را به خود اختصاص داده است . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 591 متر است که در مرکز شهر 570 متر در مناطق مرتفع 1200 متر و در مناطق پست جازموریان 378 متر می باشد . این شهرستان در طول جغرافیائی 60/24  و عرض جغرافیائی  27/12  واقع است . این شهرستان از شمال به شهرستانهای خاش ، از شرق به شهرستان سراوان ، از جنوب به شهرستانهای سرباز و نیکشهر و از غرب به استان کرمان و دشت جازموریان محدود می شود . از شاخص های کوههای این شهرستان کوه خضر بزمان با ارتفاع 3497 متر از سطح دریا را می توان نام برد . رودخانه بمپور در شهرستان ایرانشهر از ارتفاعات کارواندر سرچشمه گرفته و پس از طی تقریبا 170 کیلومتر به ریگزار جازموریان می ریزد.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:32  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 University sistan & baloochestan by saeb13m

آژانس ایران خبر :در ادامه برگزاری مراسم عزا داری ایام محرم در مسجد دانشکده مهندسی شهید نیکبخت و منع شدن دانشجویان اهل سنت از ورود و برگزاری نماز جماعت در این مسجد این افراد با تجمع مقابل مسجد قائم دانشگاه اعتراض خود را به نگرش دوگانه مسئولان در خصوص مسائل مذهبی شیعه و سنی و تضییع حقوق اهل تسنن آن هم در دانشگاه ،نشان دادند .
گفتنی است در ادامه اعتراض، دانشجویان همزمان با برپایی عزاداری در مسجد , نماز خود را به جماعت در آمفی تئاتر دانشگاه برگزار کردند
و خواستار حضور مسئولین و پاسخگویی در این خصوص شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:31  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 

فرهنگ و هنر در سیستان وبلوچستان ،تبیان استان ها ، هنر های دستی ،آداب وسنن ،موسیقی

 

دیرینه تاریخ استان، حکایت از عمق فرهنگ و هنر منطقه دارد که به جهات مختلف در گذشته نه تنها مورد حمایت قرار نگرفته، بلکه دست خوش محدودیت هایی بوده و امکان رشد آن فراهم نیامده است. یکی از تحولات اساسی استان پس از پیروزی انقلاب اسلامی حمایت از فرهنگ و هنر بوده که ثمرات آن مشهود می باشد.برپایی نمایشگاههای مختلف داخلی و خارجی به منظور معرفی توان مندیهای فرهنگی و هنری استان، برپایی نمایشگاههای مختلف فرهنگی، بویژه نمایشگاههای بزرگ کتاب، جشنواره های معرفی استان در تهران و نمایشگاههای علوم قرآنی برنامه های ارزشمندی هستند که مورد توجه قرار گرفته است و توانسته است در ارتقاء فرهنگ و هنر عمومی و معرفی چهره زیبای استان، به صورت برنامه های متنوع و مستمر نقش داشته باشند. براساس آمار موجود تعداد 11 مجتمع فرهنگی و هنری و 34 کتابخانه عمومی تحت پوشش فرهنگ و ارشاد اسلامی، مراکز، کانون ها و کتاب خانه های مختلف دیگری که امروز رشد فزاینده ای گرفته اند در صحنه فرهنگ و هنر، آینده درخشانی را مشخص می کنند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:30  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 You're always on my mind... by salehbaba

 

اخیرا در بعضی از خانواده های بلوچ و به قول معروف امروزی ! شاهد مرگ زبان بلوچی که در واقع هویت ملی بلوچ می باشد هستیم متاسفانه بعضی خانواده ها به جای صحبت به زبان مادری با فرزندان خود به اشتباه زبان دیگری را جایگزین کرده اند که اگر به همین صورت پیش روند دیگر به جز نام بلوچ چیزی از هویت و اصالتش برای نسل های دیگر باقی نمی گذارند کاش بدانید که بلوچ با زبان که در واقع هویت و اصالت ملتش است زنده می ماند.  

 

 بلوچی منی و تئی شهدین زبان انت -  بلوچی اصل پرهنگ و دوام انت

 بلوچان گون بلوچی آشکار انت -  بلوچان بی بلوچی زیان و گار انت!!  

      از قرن نوزدهم میلادی به این سوی دانشمندان علوم اجتماعی به ویژه زبان شناسان غالبا زبان را (ارگانسیم) یا موجودی زنده می دانند که پس از زایش و پشت سر گذاشتن دوران طفولیت به رشد و بالندگی میرسد و ممکن است که بنا به دلایلی یا در روندی از زوال تدریجی رو به خاموشی رود و زبان دیگری جانشین آن شود . از این فرایند با عنوان (تعویض) یا(تغییرزبان) یاد می شود تغییر زبان حالتی است که افراد جامعه ای دوزبانه یا چند زبانه از زبان بومی خود به نفع دیگری دست بکشند .که گاه از آن به عنوان مرگ زبان یاد می شود. اصطلاح مرگ زبان به ویژه زمانی به کار میرود که اعضای آن جامعه زبانی تنها گویشگران آن زبان در دنیا باشند . بدیهی است که مرگ هر زبان با مرگ اخرین گویشگران زبان محقق می شود زبان شناسان اصطلاحات دیگری برای این پدیده ذکر می کنند که از جمله آنها می توان به حذف( زبان) و (انقراض)اشاره کرد.  

اهل سنت چابهار
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:40  توسط دلشاد مکرانی  | 

Footsteps by Niosha 

 حکایت آب در چابهار

آیا می دانید چابهار (یکی از شهرهای بندری ایران در استان سیستان و بلوچستان ) از نعمت آب شیرین محروم است . طرح انتقال آب از سد پیشین (رودخانه سرباز)  در دهه گذشته بوسیله لوله  کاری بیهوده و به هدر دادن بیت المال بوده است. چون هفت سال به بهانه خشکسالی آبی در لوله ها جاری نگردید و از دو سال قبل که سد سرریز شده به بهانه اینکه لوله ها فرسوده شده اند از آب خبری نیست و اگر آبی گاه بیگاه به شهر رسیده نیز غیر قابل شرب و غیر بهداشتی بوده است .

      چند روزی است ساعاتی از شبانه روز و یک روز در میان مقدار ناچیزی آب به شهر می رسد اما این هم جوابگو نیست و شنیده می شود که دستگاه آب شیرین کن کنارک راه اندازی شده اما چون قدیمی و فرسوده است باز امیدی نیست که مشکل آب چابهار حل شود. چگونه برای تامین آب روستاها دولت حساسیت خاصی دارد اما این شهر با آن همه نام و آوازه و با جمعیتی نزدیک به شصت هزار نفر از بی آبی رنج می برد و حتی یک بار از رسانه های ملی و استانی نشنیده ایم که این مشکل انعکاسی داشته باشد و lمسئولین این شهر و استاندار استان و فرماندار شهر ستان حرفی برای گفتن و پیگیری آن ندارند و مردم هم سکوت پیشه کرده اند و مهمترین نیاز زندگی به فراموشی سپرده شده است.

ن:محمد جدگال  

اهل سنت چابهار
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:39  توسط دلشاد مکرانی  | 

کشتار مردم بلوچ وسکوت مخالفان


رضا حسین بر
جلال شیرانی، یکی از بلوچهایی که مدت ها در امارات متحده عربی زندگی میکرد و برای بردن مادر خود به بیمارستان به ایران باز گشته بود ، روز سوم ژانویه در بلوچستان اعدام شد. ً‫ جلال در پست های مختلف، از جمله پلیس و ارتش در کشور امارت متحده عربی خدمت کرده بود. جلال دارای تابعیت و پاسپورت اماراتی بود.ً
چرا مخالفین جمهوری اسلامی، نویسندگان، سیاستمداران و روشنفکران ایران در مقابل کشتارمردم بلوچستان سکوت کرده اند؟ ایا به دین وسیله میخواهند از مردم ایران یک ملت بسازند؟ ایا سکوت علامت رضا نیست؟ ایا اینها در مقابل همه جنایات رژیم سکوت میکنند؟

‫مردم بلوچ ازسیاست سرکوب رژیم و سکوت مخالفین جمهوری اسلامی، نویسندگان، سیاستمداران و روشنفکران ایران باید به چه نتیجه برسند؟
‫چه وجدان بیداری درمقابل این همه ظلم سکوت میکند؟ ببینید در همین روز ها ی اخیر در بلوچستان چه گذشته است.
‫جلال شیرانی، یکی از بلوچهایی که مدت ها در امارات متحده عربی زندگی میکرد و برای بردن مادر خود به بیمارستان به ایران باز گشته بود ، روز سوم ژانویه در بلوچستان اعدام شد. ً‫ جلال در پست های مختلف، از جمله پلیس و ارتش در کشور امارت متحده عربی خدمت کرده بود. جلال دارای تابعیت و پاسپورت اماراتی بود.ً (۱)
‫وی شهروند امارات بود و کاری با جمهوری اسلامی نداشت. دلیل اعدام وی معلوم نیست ولی گفته میشود که دستگاه های امنیتی از وی خواسته بودند که در امارات برای انها جاسوسی کند ولی او نپذیرفته بود و برای اینکه ‫این راز به اماراتی ها نرسد، وی را اعدام کردند.
‫از سوی دیگر پر‫س نیوز اعلام کرد: ٫حمدرضا راینی 25 ساله ، شهروند کرمانی به اتهام ارتباط با گروههای سیاسی بلوچ ظهر روز گذشته روز سوم ژانویه در منزل مسکونی خود در شهر کرمان بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
نامبرده در زمان بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، همچنین نیروهای امنیتی منزل وی را تفتیش نمودند و مقداری از لوازم شخصی وی را با خود بردند. علیرغم پیگیری خانواده از مراجع قضایی و امنیتی تا کنون اطلاعی از سرنوشت آقای راینی به دست نیامده است.، (2)
به‌ گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی سیستان و بلوچستان، در راستای اجرای حدود الهی محکوم علیه بهادر ناروئی به اتهام محاربه و افساد فی الارض از طریق سرقت مسلحانه و برهم زدن امنیت و جلال اکبر جمعه الویشی به اتهام محاربه و فساد فی الارض به موجب دادنامه صادره به اعدام محکوم شد که حکم صادره پس از تایید توسط مراجع عالی قضائی کشور صبگاه امروز شنبه سوم ژانویه در محوطه زندان مرکزی زاهدان به اجرا در آمد.
‫‫دیده بان حقوق بشر بلوچستان‫ به نقل از منابع رژیم اعلام کرد که ۳۱ بلوچ در ۳۰ روز ماقبل کریستمس در ایران اعدام شده اند. (۳)‫ یعنی هر روز یک بلوچ و گاهی دو نفردر روز کشته شده اند.
‫سردار نکونام و فرماندهان دیگر رژیم هم اعلام کردند که در ۳ ماه گذشته ۹۷۲ نفر در بلوچستان به علت به هم زدن نظم دستگیر شده اند. (۴)
‫ در ۸ ماه دسامبر ۲۰۰۸، ماموران به خانه محمد براهویی حمله کردند و او را در جلو چشمان ۴ کودک خرد سال او چنان زیر مشت و لگد گرفتند که به طور کامل بی هوش شد. جسد بی جان اورا دو روز بعد در جلو خانه اش انداختند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:38  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 

All Left hands are clever by نگین///Negin Kiani  

نامه ای به رئیس جمهور

آیا امروز بلوچستان غزه نیست؟

رئیس جمهور محترم ببخشید از اینکه شاید شما در سفرهای استانی باشید و وقت نداشته باشید این نامه را بخوانید من نامه نگاری را از شما یاد گرفتم چون هفته پیش بعد از تجاوز وحشیانه رژیم غاصب و خونخوار صهونیستی به اکثر کشورهای عربی و اسلامی نامه نوشتید  قبلا به بوش نامه ای نوشتید تا او را از جنایت ها و عاقبت کارهایش به ترسانید نامه شما را که محتوای آن تعالیم انبیا ، عدالت، دموکراسی ، حقوق بشر و دعوت بوش و المرت به صراط مستقیم بود خواندم از شما سپاسگزارم که برای اولین بار درجهان آشفته امروز جرات کردید تا همه کشورهای جهان را از وجود ماهیت صهونیست آگاه کنید.

اما نامه نوشتن برای انسانهای خونخوار بی معناست و المرت و دیگر سران صهونیست به هیچ چیز اعتقاد ندارند و تو رعیتشان نیستی که پاسخگو باشند، ولی من یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم و به تو رای داده ام و انتظار دارم چون سوگند یاد کرده اید که خدمتگزار مردم باشید به درد دلم گوش کنید.خوشحالم از اینکه از اوضاع جهان سیاست اطلاع کامل دارید  اما متاسفم که تابحال از وضعیت کشور خودت با خبر نیستید و نمی دانی که در جنوب شرق کشور ایران یعنی سیستان و بلوچستان چه می گذرد؟ 

تصمیم گرفتم این نامه را بنویسم تا واقعا ببینم آنهایی که دیگران را موعظه می کنند آیا خودشان عامل هستند؟ آیا پاسخگو بودن در مقابل کشورهای دیگر سخت تراست یا در مقابل ملت خود؟ آیا نامه نوشتن سخت تراست یا پاسخ به آن؟ قبل از خواندن این نامه در نهج البلاغه نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر را مرور کنید ، خواهشا تا نامه را کامل نخوانده اید ، بی تابی نکنید و عصبانی نشوید چون به قول شما حاکمان نوکر رعیت اند.( از اینکه با ادبیات شما این نامه را نوشته ام عذر می خواهم چون می خواستم ثابت کنم با مثال هایی که شما سران صهونیست  را خطاب کرده اید مشابه آن در اینجا فراوان است و بی خود برای آنها لالایی نخوانید که خوابش نمی برد).آقای احمدی نژاد آیا بلوچستان امروز مانند غزه نیست؟آیا   تمام حوادث و رویدادها و حقایق امروز بلوچستان از سوی رسانه ها سانسور نمی شود؟ ایا کسی جرئت دارد حقایق امروز بلوچستان را بازگو کند؟ 

 

 

آقای احمدی نژاد در این اندیشه بودم تناقضات غیر قابل انکار موجود در سیستان و بلوچستان را که بعد از روی کار آمدن دهمرده به عنوان استاندار وضعی دیگر به خود گرفته و حتی به جدل آشکار بین بلوچ و زابلی تبدیل گشته بیان کنم .

این تصمیم شما بد یمن آغاز شکافی بزرگ در بین زابلی و بلوچ و به نقطه عطفی در چالش کشیدن این دو قوم با یکدیگر تبدیل شد.  پاک کردن این واقعه از ذهن بلوچ و زابلی عزم ملی می خواهد و نیازمند برنامه ریزی ها ی کلان است. نظامی گری ، مانور عملیاتی و اختصاص بودجه بیت المال برای انسداد مرزها و حبس کردن ملت بلوچ و دستگیری علما و جوانان بلوچ و سیستانی تنها نمک پاشیدن بر روی این زخم و زخمهای کهنه قبلی است. بدانید آنچه که بلوچ را از زابلی جدا نموده عملکرد و تفکر فقط یک درصد از سیستانی هاست که در این مقوله به آنها زابلی گفته می شود از بقیه مردم سیستان عذر می خواهم چون یقیه سیستانی ها از شیعه و سنی انسانهای بسیار نجیبی هستند که تاریخ گواه این مدعاست و آنان که امروزه سیستان را بدنام کرده اند اندکی از بازماندگان خوارج در صدر اسلام هستند که به بهانه حب علی (ع) بر وی شمشیرکشیدند و پس از خیانت به مولایشان در سیستان پناه گرفتند که نسل آنها تاکنون منقرض نشده است.

امروزه این گروه اقلیت به برکت حکومت جمهوری اسلامی توانسته اند به مسئولیتهای مهمی برسند و همیشه سعی دارند بلوچ بومی و اصیل ایرانی را از نقشه ایران پاک کنند .سوالات زیادی در این مورد بی جواب مانده است لذا تصمیم گرفتم شمه ای از این سوالات و تناقضات را مطرح نمایم تا شاید نتیجه ای بگیرم.

آقای رئیس جمهور آیا می دانید سرزمین سوخته زابل را بلای جان بلوچ ها نموده اید؟بدانید من یک بلوچ هستم و اگر مردم دنیا از من بپرسند چرا بلوچ ها درس نمی خوانند‍؟ چرا بلوچ ها اشرار هستند و مردم را می کشند؟ چرا بلوچ ها تریاک و هروئین معامله می کنند‍؟ چرا بلوچ ها دزدی می کنند؟ چرا سیستان و بلوچستان محروم ترین استان کشور ایران است ؟ چرا ماموران انتظامی جوانان بلوچ را سر خیابان با لگد و مشت می زنند؟ چرا خیلی از بلوچ ها سالهاست بدون محاکمه در زندانها به سر می برند؟ چرا مولوی های بلوچ در سالها گذشته  بدون هیچ جرمی به زندان رفته اند و مرموزانه کشته شده اند؟ چرا زندانیان بلوچ برای دفاع از خود وکیل ندارند؟ چرا بلوچ ها قاچاقچی هستند‍؟ چرا در رادیو و تلویزیون برنامه به زبان بلوچی وجود ندارد؟ چرا زبان بلوچی در کلاسها درس داده نمی شود؟ چرا با توجه به جمعیت کثیر افراد متخصص و تحصیل کرده بلوچ در سیستان و بلوچستان فقط 3 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بلوچ  هستند؟ چرا اکثریت کارمندان دولت در ادارات همه زابلی هستند؟ چرا بلوچ ها آدم ربایی می کنند؟ چرا ماموران نظامی و انتظامی زابلی هستند؟ آخرچه کسی به داد مردم بی دفاع بلوچ خواهد رسید؟ و صدها سوال دیگر. جناب رئیس جمهور آیا می شود هر روز خدا را پرستش کرد ، پیرو حضرت محمد (ص) و امامان معصوم بود، قرآن را تلاوت نمود، خود را متعهد به حقوق بشر دانست ، اسلام را الگوی تمدن معرفی کرد ، با گسترش سلاحهای هسته ای اعلام مخالفت کرد ، و گفت انرژی هسته ای صلح آمیز حق مسلم ماست، عدالت را شعار خود قرار داد و برای ایجاد وحدت بین کشورهای اسلامی کوشید، از مردم مظلوم فلسطین و لبنان حمایت کرد، به افغانستان کمک بلا عوض نمود، در کشورهای آفریقایی کار آبادانی انجام داد ، میلیارد ها تومان از بودجه کشور را برای تبلیغات برعلیه آمریکا خرج کرد، به همه آزادی خواهان مسلمان در همه کشورهای دنیا کمک کرد ، اما درعین حال به قوم بلوچ مسلمان در کشور خود تعرض نمود، به بهانه اینکه اشرار و قاچاقچیان بین المللی در مرز سیستان و بلوچستان به علت همسایگی با کشور افغانستان (که بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان است) فعالیت دارند باید به همه بلوچها بدبین شد؟ در حالی که ملت بلوچ خود بزرگترین قربانیان مواد شوم مخدرند،  بلوچ ها را مورد آزار و اذیت قرارداد ، در سیستان و بلوچستان حکومت نظامی برقرار کرد ، به احتمال اینکه اشرار و قاچاقچیان آن سوی مرز هستند تمام راهها را مسدود کرد تا بلوچ ها برای امرار معاش خود به راهزنی روی آورند ، 70 هزار نیروی نظامی به منطقه گسیل داشت تا به هیچ کس رحم نکنند و حتی از کار و کسب مردم جلوگیری نمایند ، میلیاردها تومان برای لشکرکشی به سیستان و بلوچستان حیف و میل نمود، در رسانه ها بلوچ ها را اشرار و نوکر بیگانه معرفی نمود و به بهانه اینکه گروهی به پاسگاه نظامی حمله نموده اند عده ای بی گناه را دستگیر و بازداشت کرد.

جناب آقای احمدی نژاد نمی دانم این کارها با کدامیک از نظام های قضایی دنیا قابل تطبیق هستند؟ آنها را با تعلیمات حضرت مسیح (ع) که هیچ ، اما با تعلیمات اسلام خودمان و سیره امامان که هرگز. آیا عدل علی (ع) که زبانزد همه است فقط حرف بوده ؟ نه ، بلکه نمونه ای از عدالت واقعی در تاریخ آغازین اسلام بوده است. مدعیان پیروی از او به کجا می روند؟   

 

آیا واگذاری اداره سیستان و بلوچستان به بلوچ ها با قانون اساسی منافات دارد؟ اگر منافات ندارد چرا فقط به عده معدودی از زابلی ها بها می دهید؟ آقای رئیس جمهور می دانید من با مردم زندگی می کنم ، هر اداره ای که مراجعه می کنم به جز زابلی کسی نمی بینم در حالی که در شهرو روستا به جز بلوچ بیکار و گرسنه نمی بینم .گناه سیستانی و بلوچستانی چیست که در عصر اتم و انرژی هسته ای حق ندارد تحصیل نماید ، رشد نماید، شرافت مندانه زندگی کند، بر سرنوشت خود مسلط باشد‍؟ مجبور باشد برای امرار معاش  قاچاق فروشی کند و ..... این نوع تبعیض ها در هیچ منطقی قابل توجیه نیستند . شواهد نشان می دهد در سیستان و بلوچستان از زمان روی کار آمدن شما فاصله بین مردم و حکومت به علت عملکرد نا صواب کار گماشتگان شما روز به روز بیشتر می شود و تنفر از حکومت گسترده تر می گردد. برای اینکه مسئولان منصوب شده شما به بزرگان بلوچ اعتماد ندارند ، با آنها مشورت نمی کنند ، حاضر نیستید با ریش سفیدان و علمای اهل سنت که مورد احترام هزاران نفرهستند بنشینند و درد دل آنها را گوش کنند و برای بعضی از امور از آنها راه حل بخواهند و همان راهی را می روند که بلوچ را نبینند چون بلوچ از منظر آنها بیگانه ، وهابی و غیر خودی است.

آقای احمدی نژاد رئیس جمهور عزیز می دانم شما و سایر مسئولان کشور بی تقصیرید چون رابط و نماینده شما در این استان فقط زابلی ها هستند و آنها به جز خود کسی نمی بینند و یک تصویر مرکب از چند واژه خائن ، وهابی ، دشمن شیعه ، دشمن ایران ، قاچاق فروش و خلاصه اشرار و راهزن از بلوچ ترسیم کرده و جلوی دید شما قرار داده اند تا دیگر جای اعتماد باقی نماند. اما شما خود به این استان دوبار سفر کرده اید  و تمام مسائل را از نزدیک نظاره گر بوده اید .

 

چرا بلوچ در گردونه حکومت قرار نمی گیرد و از او در پاسداری از مرزها استفاده نمی شود؟ حادثه حمله به پاسگاه سراوان عملیات ساده ای نبود آیا طراحی و اجرای همچنین عملیاتی  در جاده اصلی و در یک منطقه مرزی به نظر شما هیچ دلیلی ندارد؟ چرا این خبر در هیچ یک از رسانه های کشور ایران منتشر نشدو یا از انتشار آن جلوگیری می شود ؟ شاید کسانی که دست به چنین عملیاتی می زنند برای خود دلیل محکمی دارند که برای جامعه امروز بلوچستان قابل توجیه است. ما هم نمی دانیم کدامیک را باور کنیم سکوت شما را یا دلایل آنها را؟

جناب رئیس جمهور همه نا امنی ها و ورود کالا های قاچاق و تردد کاروان های ترانزیت مواد مخدر در نوار مرزی با کمک ماموران امنیتی زابلی که از بیت المال حقوق می گیرند صورت می گیرد اما تنها بلوچ بیچاره این وسط تاوان می دهد. آقای رئیس جمهور از وظایف همه دولتها ایجاد امنیت و آرامش برای شهروندان است اما مردم استان چندین مدت است احساس امنیت روانی ندارند .

مسئولین امنیتی به جای القای آرامش و امنیت، نا امنی را القا می ‏کنند و علت را نمی شکافند بلکه بر معلول می تازند. آیا این خدمت به مردم سیستان و بلوچستان است ؟ آیا خسارت ناشی از ایجاد رعب ، ترس ، وحشت و توهین به مردم این استان قابل محاسبه است ؟ آقای رئیس جمهور در همه کشورها مردم هستند که هزینه دولتها را می ‏پردازند تا دولتها به آنان خدمت کنند و دولتها مدیون ملت ها هستند. سئوال این است که میلیاردها تومان هزینه ‌ها‌ی لشکر کشی به بلوچستان چه دست آوردی برای مردم داشته و دارد ؟

جنابعالی اطلاع دارید در بیشتر نقاط سیستان و بلوچستان مردم در فقر و تنگدستی هستند. هزاران نفر بی سوادند . بیکاری معضل بزرگی است و این مشکلات کم و بیش در سایراستانها هم هست. آیا در چنین شرایطی آن حجم عظیم لشکر کشی و آن هزینه‌ها‌ی هنگفت از خزانه مردم توجیه پذیر است و با اصول پیش گفته تطابق دارد ؟ آیا با اصول عدالت گستر دولت شما سازگاری دارد؟ برخی معتقدند این تبلیغات و هیاهو از طرف زابلی ها و ازجمله شهریاری در مجلس برای زمینه سازی و قلع و قمع بلوچ هاست تا جایی که ایشان جرات پیدا کرده بگوید: وجود هر بلوچ در ادارات و سازمان های نظام جمهوری اسلامی مانند سمی کشنده برای نظام است. از اینکه نام حضرت مسیح (پیامبر بزرگ خدا) را در نامه به سران صهونیست  یاد کرده اید و به باورهای دین یهودیت آنها را نصیحت کرده اید ممنون و متشکر هستیم اما اسلام اکمل ادیان است و به اعتقاد شما حکومت تشیع ، اسلام ناب محمدی (ص) و جلوه ای از حکومت حضرت مهدی (عج) می باشد. لابد تاریخ را خوانده اید ، به راستی حقوق بشر و اجرای عدالت در کدامین جایگاه حکومت علی (ع) قرار داشته است؟ فلسفه قیام امام حسین (ع) چه بود؟ فلسفه ظهور مهدی چیست؟ آیا ایجاد فتنه در جامعه به منظور ظهور پیش از موعد مهدی از نظر حجتیه صحت دارد؟ اگر آری ، بر شما مبارک باد . اگر این ساختگی و خرافی است لطف کنید شر کسانی که حکومت را نسبت به ملت بلوچ بدبین کرده اند را کوتاه نمایید که به راستی باورخواهیم کرد برای تحقق شعار عدالت با احدی شوخی ندارید.

 

آقای احمدی نِِژاد رئیس جمهورمحترم آیا یک لحظه درنگ کرده ای که در بلوچستان چه می گذرد؟ هر روز برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین و لبنان فریاد می زنی و اسراییل را غاصب می دانی! ملت عراق را که هشت سال با ما جنگید ، جوانان ما را شهید کرد و شهرهای ما را ویران کرد مظلوم می نامی ! چرا این همه در عالم سیر می کنید و به غزه ، جنین ، نابلس ، هرات و نجف می روید آنچه که تلویزیون از مظلومیت و کشتار مردم فلسطین پخش می کند در این گوشه جنوب شرق کشور فراوان است . مگر اینها حقوقی ندارند ؟ در قیامت چه جوابی دارید؟ خبرداری که دولت شما برای حمایت از مظلومان به ظاهر زابلی چه جنایت هایی در بلوچستان انجام می دهد؟ صد آفرین به اسرائیلی ها که اجازه فیلمبرداری می دهند. آیا می دانی دو میلیون و پانصد هزار بلوچ در بلوچستان را در زیر دست و پای اقلیتی زابلی له کرده اید و هیچ کس اجازه ندارد اعتراض بکند؟ آیا می دانی جمعیت زابل فقط 10 درصد استان سیستان و بلوچستان و خاک آن کمتر از 5 درصد خاک استان را شامل می شود؟ آیا می دانی 90 درصد کارکنان دولت در این استان زابلی هستند؟ آیا می دانی 95 درصد مسئولان استان زابلی و غیر بلوچ هستند؟ آیا می دانی 30 درصد جمعیت سیستان و80 درصد بلوچستان بلوچ و اهل تسنن می باشند؟ آیا می دانی بیش از 100 هزار بلوچ در کشورهای حاشیه خلیج فارس به نام ایرانی و بلوچ نوکری اعراب را می کنند؟ آیا می دانی هزاران بلوچ برای گذران زندگی به کشورهایی چون پاکستان، تانزانیا و حتی کشورهای اروپایی مهاجرت کرده اند‍؟ آیا در مکتب امام حسین (ع) این همه تبعیض و بی عدالتی رواست؟ آیا در مکتب علی (ع) و فقه جعفری کشتن و زندانی کردن و شکنجه کردن انسانهای بی گناه جایز است؟ آیا محاکمه کردن و اعدام کردن افراد بدون وکیل مدافع جنبه قانونی دارد؟ این چه فرقی با قانون به اصطلاح مبارزه با تروریسم آمریکا دارد؟ آیا نگهداری افراد سالها در زندانهای مخفی و بدون محاکمه دفاع از حقوق بشر است؟ چه تفاوتی بین این زندانها با زندان گوانتانامو وجود دارد؟ آیا بمباران روستاها و تخریب منازل مردم بی دفاع  و مساجد مسلمین به جرم مبارزه با تروریسم عدالت است ( بمباران پیر سوران در غرب زاهدان و تخریب حوزه عظیم آباد سیستان)؟ چه تفاوتی این عمل شما با بمباران مردم بی گناه غزه  در فلسطین بوسیله اسرائیل جنایتکار دارد؟

آیا گسیل 70 هزار نفر نیروی نظامی به استان سیستان و بلوچستان امنیت بار می آورد؟ این چه فرقی با لشکرکشی آمریکا به منطقه خلیج فارس دارد؟ آیا می توان با زور و شمشیر ملتی را حبس نمود؟ اگر اینها نتیجه ای داشت صدام با آن همه ساز و کرنا کجاست؟ بزرگترین اشتباه صدام این بود که از ترس و برای تثبیت حکومت خود امور اجرایی کشور ازجمله مدیریت وزارتخانه ها را به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی واگذار کرده بود که الگوی شما هم صدام شده که این انتصابات عاقبت خوبی نخواهد داشت. آیا اعتماد به بلوچ ها و اداره امور سیستان و بلوچستان توسط بلوچ ها تهدیدی برای کشور است؟ مگر بلوچ ها ایرانی نیستند؟ مگر شما هر روز شعار وحدت سنی و شیعه نمی دهید؟ روزنامه های دو کشور همسایه افغانستان و عراق را مطالعه کنید تا وحدت و رعایت حقوق اقلیتها و آزادی بیان را یاد بگیرید. با کرزای و نوری المالکی تماس بگیرید و بپرسید برای وحدت بین اقوام و مذاهب و اجرای عدالت چکار کرده اند؟ فقط یاد گرفته اید هر مشکلی را به بیگانگان نسبت دهید، چرا خودتان بهانه دست دشمنان میدهید؟ بلوچ و سیستانی جزئی جدایی ناپذیر در تاریخ ایران بوده اند اما ظهور چهره های متعصب و به ظاهر اصول گرایی مانند ده مرده و شهریاری که برای ابراز کینه و اثبات عداوت خود با بلوچ ها سالها منتظر فرصت بودند. با روی کار آمدن دولت شما اجازه مانور پیدا کردند اما قبل از دریافت ابلاغ با مخالفتهای گسترده ای روبرو شدند بطوری که انتخاب ده مرده به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان قبل از جلسه معارفه این دو معاند نظام را با چالش های فراوانی روبرو کرد و استعفای دو نماینده استان و میانجیگری مولانا عبدالحمید برای کسب نظر نمایندگان مخالف در مدت کوتاهی فضا را ایمن ساخت اما این موقتی بود. ده مرده با کمک و خط دهی شهریاری با قدرت تمام به پاکسازی همه نیروهای سیستانی مخالف خود پرداخت و هر روز با عزل چهر های اصلاح طلب سعی می نمود تا نوکری خود را به شما ثابت نماید و حتی حاضر نبود یک پست معاونت به بلوچ ها بدهد. آیا شما از این انتخابها بی اطلاع بودید؟

خبر دارید در عراق که دموکراسی دیکته شده آمریکا اجرا می شود کردها با جمعیت کم خود به ریاست جمهوری رسیده اند و هیچ کسی از شیعیان اعتراض هم نمی کند و در افغانستان شیعیان با 3 درصد جمعیت کشور وزیر در کابینه دولت دارند.آیا بلوچ حق ندارد در منطقه خودش فرماندار باشد؟ آنچه که بر جدایی بلوچ و زابلی دامن زده و روز به روز این شکاف عمیق تر می شود اقدامات نژاد پرستانه زابلی هاست که بلوچ مجبور شده در حاشیه قرارگیرد و از زابلی متنفر شود چون زابلی ها همه کاره بوده و هستند. محرومیت ، بی عدالتی و تبعیض مقوله ای است که بلوچ از زمان شاه تا پیروزی انقلاب از آن رنج می برد و فقط در دوره کوتاهی از حکومت خاتمی از فشار ها کاسته شد اما هیچ وقت ظلم و تعدی به حقوق بلوچ پایان نیافت. آمارهایی که هر روزه از صدا و سیما از قبیل مواد مخدر، اشرار مسلح، آدم ربایی و ....اعلام می شود ساخته شده زابلی ها برای بد نام کردن بلوچ است و هیچ کدام واقعیت ندارد چون همه شبکه های رادیویی و تلویزیونی استان در دست زابلی هاست. این گروه اقلیت که سعی دارند بلوچستان را نا امن جلوه دهند هدفی جز بدست آوردن بودجه بیشتر برای چپاول و تفرقه بین سیستانی و بلوچ و شیعه و سنی و حفظ مقام ندارند. در حالی که همه می دانند میزان جرم و جنایت در زابل به مراتب از بلوچستان بیشتر است اما خبرهایش سانسور می شود. لابد می دانید اختلاف بین زابلی و بیرجندی و کینه ای که نسبت به یکدیگر دارند ضرب المثلی فراموش نشدنی است و شاید خبر دارید که منشا اختلاف بر می گردد به زمان حکومت شاه که قرار بود بیرجند و سیستان در یک استان قرار گیرند با مطرح شدن این قضیه سیستانی ها و بیرجندی ها به جان هم افتادند و به کشتار یکدیگر پرداختند چون برای بیرجندی ها تحمل این ها خیلی سخت بود در نتیجه شاه ملعون دارالولایه سیستان را ضمیمه بلوچستان کرد چون بلوچ ها مهمان نوازان خوبی بودند و نمی دانستند که عاقبت باید این خانه را تقدیم آنان کنند.

آقای رئیس جمهور آنچه گفتـه شد بخشی از درد ورنج های امروز مردم بلوچ است. اما کلام اصلی من که شما حداقل بخشی از آن را تصدیق خواهید کرد این است که: حاکمان دوران معینی دارند و پایدار نیستند، اما نام و یاد آنان در تاریخ خواهد ماند و در آینده‌ها‌ی نزدیک و دور دائم در معرض قضاوت خواهند بود. مردم خواهند گفت، در دوران ما چه گذشته است؟ آیا برای مردم امنیت، رفاه و آسایش آورده اید یا نا امنی و بیکاری؟ آیا می‏خواستید عدالت بر پا کنید یا فقط از گروههای خاصی حمایت کردید و به قیمت فقر و تنگدستی عده زیادی از مردم، عده اندکی را به ثروت و مقام رساندید و رضایت آنان را بر رضایت خدا و مردم ترجیح دادید؟ آیا ازحقوق مردم و محرومین دفاع کردید یا آنان را نادیده گرفتید؟ آیا ازحقوق انسانها دفاع کردید یا اینکه با ایجاد زندانهای مخوف عده ای را به بند کشیدید؟ آیا امنیت و صلح را برای مردم رقم زدید یا سایه تهدید و زور را در منطقه گسترانیدید؟ آیا به ملت خود راست گفتید؟ یا اینکه حقایق را وارونه جلوه دادید؟ آیا طرفـدار مردم بودید یا طرفدار گروهی خاص؟ آیا درحکومت شما منطق، عقل، اخلاق، صلح، عمل به تعهدات، گسترش عدالت، خدمت به مردم، رفاه و پیشرفت، حفظ کرامت انسانی مورد توجه بود یا زور اسلحه، تهدید، نــاامنی، بی توجهی به مردم، عقب انداختن پیشرفت و تعالی ملت و پایمال کردن حقوق انسانها. و بالاخره خواهند گفت آیا به آنچه سوگند یاد کردید، در خدمت به مردم که وظیفه و تعهد اصلی شماست عمل کردید و به آئین پیامبر سیره امامان پایبند بودید یا خیر؟

 

 

احمدی نژاد رئیس جمهور خوب من -تا کی سیستان و بلوچستان می‏تواند چنین وضعیتی را تحمل کند؟ با این روند، سیستانی و بلوچستانی به چه سمتی خواهند رفت ؟ - تـا کی مردم سیستان و بلوچستان باید خســارت تصمیمات نادرست برخی از مسئولان را بدهند ؟ - تا کی باید سایه نا امنی ناشی از تبلیغات مسموم زابلی ها دراستان و کشورسایه افکند ؟ - تا کــی خانه‌ها‌ی مردم بر سر آنان خراب شود ؟ - تا کی بلوچ و سیستانی محکوم به شرارت و آدم ربایی باشند؟ -آیا جنابعالی از وضعیت امروز سیستان و بلوچستان راضی هستید ؟ - آیا فکر می ‏کنید سیاستهای جاری می ‏تواند ادامه یابد؟ -چه راه حلی برای رشد و توسعه سیستان و بلوچستان دارید؟ -چه راه حلی می تواند امنیت واقعی و پایدار را در سیستان و بلوچستان حکمفرما نماید؟ آیا اگر به جای میلیاردها تومان مخارج امنیتی، نظامی و لشکر کشی، این ارقام صرف سرمایه گذاری و کمک به توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف، آموزش و بالا بردن توانمندیهای فکری و جسمی، کمک به آسیب دیدگان ناشی از خشکسالی ، ایجــاد اشتغال و تولید، آبادانی و رفع فقر و محرومیت، و صرف ایجاد صلـح، رفع اختلافات بین اقوام ، وحدت قومی و مذهبی می‏شد، امروز سیستان و بلوچستان در چه موقعیتی بود؟ آیا دولت و مردم ایران نیز احساس غرور و سربلندی نمی‏کردند؟ آیا موقعیت سیاسی و اقتصادی دولت شما و مردم مستحکم تر نبود؟ با کمال تاسف می‏گویم آیا نفرت فزاینده امروز مردم سیستان و بلوچستان نسبت به دولت ایران وجود داشت ؟ آقای رئیس جمهور قصد آزردن خاطر کسی را ندارم. آیا اگر امروز حضرت محمد(ص) ، حضرت علی (ع) ، امام حسن، امام حسین و امام جعفر صادق و حضرت ولی عصر(عج) حضور داشتند در مورد این رفتارها چه قضاوتی داشتند؟ آیا در جهان موعود که عدالت سرتاسر آن را فرا خواهد گرفت و حضرت مهدی و حضرت عیسی مسیـح (ع) حضور خواهنـد یافت فقط به زابلی ها نقشی خواهنـد داد ؟ و آیا فقط زابلی را خواهند پذیرفت ؟ سئوال کلیدی من این است؛ آیا راههای بهتری برای تعامل با سیستانی و بلوچستانی وجود ندارد ؟ جناب آقای رئیس جمهور نگــاهی به تاریخ نشان می‏دهد که اگر حکومتها در طریق ظلم و ستــم باشند نمـــی توانند پایدار بمانند. خداوند سرنوشت بشریت را به دست آنان نسپرده است. خداوند جهان و انسانها را رها نکرده است، چه بسیار وقایعی که بر خلاف خواست و تدبیر حکومتها اتفاق می‏افتد. وقایع نشان می‏دهد دست قدرت برتری در کار است که همه امور با اراده او رقم می‏خورد. آقای رئیس جمهور آیا سران صهونیست با نامه شما توبه می کنند و اصلاح می شوند؟ آیا تهدیدات آمریکا و اسرائیل پایان یافته است؟ آیا ایران در محاصره کامل آمریکا قرار نگرفته است؟ آیا تلاش آمریکا برای مقابله با ایران روز به روز جدی تر نمی شود؟ آیا تغییرات در منطقه خاورمیانه و در کشورهای همسایه (عراق و افغانستان) توسط آمریکا سریع و بسیار گسترده نشده است؟ آیا عملکرد زابلی ها به نفع آمریکا نیست؟ آیا آمریکا از این فضایی که در سیستان و بلوچستان حکم فرما شده خوشحال نیست؟ رئیس جمهور محبوب، مردم بلوچ از وضعیت موجود راضی نیستند و کمتر به وعده‌ها‌ و اظهارات مسئولان اعتماد می ‏کنند. مردم بسیاری احساس ناامنی می ‏کنند و با توسعه نا امنی مخالفند و سیاستهای چند گانه را نمی ‏پذیرند. مردم نسبت به فاصله موجود بین استانهای برخوردار و محروم ، مرفه و فقیر معترض هستند. مردم از تبعیض رو به تزاید تنفر می‏کنند. رئیس جمهور محترم زابلی ها می گویند بلوچ ها با ما همکاری نمی کنند ، قضاوت با شما: در شورای تامین استان سیستان و بلوچستان چند نفر بلوچ عضو هستند؟ چند قاضی بلوچ در سیستان و بلوچستان مشغول خدمت هستند؟ چند درصد نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بلوچ هستند؟ چند فرمانده نظامی و امنیتی بلوچ هستند؟ چند نفر بلوچ در صدا و سیما خدمت می کنند؟ چند بلوچ در وزارت امورخارجه و کشور استخدام شده اند؟ چند ساعت از برنامه های صدا و سیما در سیستان و بلوچستان به زبان بلوچی پخش می شود؟_______ تا مردم بی سواد به زبان قابل فهم خود در جریان خبرها قرار گیرند در حالی که 80 درصد مردم بلوچ هستند. چند ساعت از گفتگوها و مصاحبه های صدا و سیما به افراد ذی نفوذ و روحانیون اهل سنت اختصاص یافته است؟ خلاصه اینکه راه اندازی شبکه هامون (زابل) برای مردم بلوچ چه دست آوردی داشته است؟ مگر اینکه برای زابلیها اشتغال ایجاد شده است و غالب برنامه ها به سرزمین سوخته زابل و شهر تاریخی سوخته اختصاص دارد. چرا صدا و سیما خلاصه خطبه های نمازجمعه امامان جمعه شیعه را که حتی 100نفر مقتدی ندارند پخش می کند ولی خطبه های نمازجمعه اهل سنت را که بیش از 10000نفر در یک مسجد برگزارمی شود پخش نمی کند؟ مگر این بودجه از بیت المال تامین نمی شود؟ با این همه تبعیض فردای قیامت چه جوابی خواهید داشت؟ خلاصه چند درصد مسئولین استان بلوچ هستند؟ کینه زابلی ها به بلوچ ها به حدی عمیق شده که حتی زابلی ها راضی نیستند نمایندگان مردم شهرهای استان در مجلس شورای اسلامی بلوچ و سنی باشند و چون مسئولیت دفاتر نظارت شورای نگهبان ، اطلاعات و .... با آنهاست نیروهای بلوچ را بدون دلیل رد صلاحیت می کنند تا افراد خبره بلوچ به مجلس راه پیدا نکنند و فقط کسانی تایید صلاحیت می شوند که یا شناخته شده نیستند و یا فرمانبردار آنها هستند و این حق را کم کم از بلوچ نیز سلب می کنند.

 

بلوچ ها با وجود این همه تبعیض و نابرابری برای عظمت ایران هیچ گاه مقابل نظام قرار نگرفته اند و با سختی های فراوان دست و پنجه نرم کرده و عامل تفرقه نبوده اند اما تا کی ؟ آقای رئیس جمهور ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، مردم به سمت آگاهی به پیش می ‏روند و اراده خدا بر همه چیز غلبه خواهد کرد . بهتر است این همه امتیاز را عادلانه بین بلوچ ها و زابلی ها توزیع کنید بعد انتظار داشته باشید که آیا آنها می توانند از مرزهای ایران پاسداری نمایند یا نه؟ من این نامه را به رهبر معظم انقلاب ، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه هم ارسال می کنم چون آنها مسئولیتی فراتر از شما دارند و فردای قیامت نگویند ما خبر نداشتیم و مطمئن هستم که این خبرها به اطلاع آنها نرسیده است چون همه تریبون ها در این استان دست زابلی ها است و بلوچ ها به یک فرماندار حتی دسترسی ندارد.منتظر جواب نیستم فقط از دولت عدالت گستر شما مهرورزی و عدالت می خواهم. اطمینان دارم تضییع حقوق بلوچ از جانب مقامات عالی رتبه نظام نیست بلکه همه مصیبت ها از دست زابلی هاست.

محمد سعید بلوچ      دی ماه 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:35  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 

جلال شیرانی فرزند اکبرخان شیرانی که در زندان رژیم آخوندی در سوم ژانویه اعدام شد. تنها جرم او بلوچ بودن، و همکاری نکردن با رژیم ایران بود  

تسلیت: اعدام جلال شیرانی توسط رژیم

جلال شیرانی فرزند اکبرخان شیرانی که در زندان رژیم آخوندی اعدام شد تنها جرم او بلوچ بودن، و همکاری نکردن با رژیم ایران بود. پدر جلال از مخالفان رژیم ایران در زمان شاه بود او سالها در تبعید در کشورهای خلیج زندگی کرد. پدر بزرگ آقای جلال آقای یحیی شیرانی، همراه میردین محمدخان سردارزهی در زندان رژیم شاه در مشهد بطور مرموزی همراه با آقای میر دین محمد از بین رفت. آقای میر دین محمد بعد از شکست دولت بلوچ به رهبری دوست محمدخان، به دلیل حمایت او از دوست محمدخان و مخالفت با حکومت وقت ایران و اشغال بلوچستان دستگیر و به زندان منتقل شد.


جلال برای مداوای مادر مسن خود به ایران رفته بود تا همزمان با مداوا مادر با خویشاوندان خود نیز دیدار بکند. او بعد سالها اقامت و دوری از بلوچستان وطن خود قصد سفر به آنجا را داشت، این باعث مرگ او در زندانهای ایران شد. جلال در پست های مختلف، از جمله پلیس و ارتش در کشور امارت متحده عربی خدمت کرده بود. جلال دارای تابعیت و پاسپورت اماراتی بود.


جلال بعد از سرنگونی رژیم پادشاهی از کار خود در نیروی هوای ارتش امارات استعفاء داد و به بلوچستان و کراچی آمد تا با نیروهای که برای حقوق مردم بلوچ و آزادی بلوچستان فعالیت میکنند بپیوندد، جریان های بلوچی در آن زمان سازماندهی کافی برای استفاده مناسب از توانای این جوانان بلوچ را نداشتند. جلال کار خود در ارتش را به دلیل فعالیت سیاسی در ارتباط با بلوچستان در ارتش از دست داد، در سطح پایین تری در پلیس امارات مشغول به کار میشود.


حزب مردم بلوچستان از دست دادن جلال را به خانواده و نزدیکان او تسلیت می گوید.

 

حزب مردم بلوچستان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:33  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

 

 

برای اطلاع از چگونگی دریافت این سی دی و دی وی دی به ادامه متن مراجعه نمایید کافی است که مبلغ 350 کرون  و یا 50 دلار آمریکایی  به حساب بانکی 832799030850862   به  (Swedbank 8327-9,903 085 086-2)  به نام خسرو ملازهی khosro mollazehi واریز فرمائید.

 اینDVD  و  CD  به آدرس شما که از طریق ایمیل می فرستید ارسال می شود.

  

برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید 

 0704662387 

کد سوئد0046

khosro_71@hotmail.com


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:32  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

آینده بلوچستان درخشان است. (۳)

 ازمنابع بیکران و معادن با ارزش بلوچستان غنی می نویسم، ازدارایی ها، سرمایه های ملی و پتانسیل اقتصادی سرزمین مادری مان که غارتگران بی تمدن یعنی فاشیستهای جنایت پیشه و خرافه پرست شیعی وشونیستهای مکاربیخرد وشیادان غیرمذهبی فارس، رویای تصاحب و تصرف کامل بخش غربی آنرا بیهوده درسر دارند.

 65 NOORI NASEER ( NASIR KHAN THE GREAT ) KHAN-E-AZAM  THE KHAN OF KALAT BALOCHISTAN by quettabalochistan  

سرزمینی پهناورکه در زمان عبدالله خان قهار و میرنصیر خان نوری پهناور تر از شش صد و نود هزار (۶۹۰۰۰۰ ) کیلومتر مربع بود. سرزمین آبا و اجدادی مان که از گُمبُدان تا کلانچی، از سبّی تا بم ، ازنیمروز و سیستان تا چهباریکپارچه بود. سرزمین تاریخی و سرشار از نعمت هایی که متعلق به ملت زجرکشیده ومقاوم بلوچ است. ملتی که اشغالگران و چپاولگران خون آشام فارس با وقاحت و بیشرمی آنرا « مردم فقیربلوچستان » می نامند.

از دارایی های ملی و سرمایه های ملتمان می نویسم که بیگانگان فاشیست و منفعت پرست برای ادامه چپاول آنها هرروزما را میکشند، بدار می کشند، زنده و مرده می سوزانند، شکنجه و زجرمی دهند، دستگیروزندانی می کنند. کودکان مان را یتیم می کنند ، زنان زجردیده مان را بیوه می کنند، مادران داغدیده مان را سوگوارتراز پیش می کنند، فتنه گری می کنند و بلوچ رابجان بلوچ می اندارند و سعی در آسیمیله کردن برخی از بلوچهای فارس زد ه در بم و کرمان را دارند، تا با این وحشیگریها و اعمال ضد بشری ، بلوچستان را چند روزبیشترزیرچنگالهای خونین شان داشته باشند.

آنها وحشیانه هجوم آورده ند، کشته اند، سوخته اند، برده اند و حالا هم باید گورشان را گم کنند.

اگرچه این غارتگران انگل صفت، چنگالهای شغالی شان را به سادگی ازسرزمین پربارمان برنخواهند داشت اما بلوچستان میرکمبر و میرحمل کلمتی، سرزمین میر دوست محمد ومیرنصیرخان نوری با ملت حماسه سازبلوچ به همت فرزندان مصمم این آب و خاک، این بارنیز ازمیدان نبرد تاریخی علیه اشغالگران ددمنش فارس، یقینا پیروز و سربلند بیرون خواهد آمد.

در بلوچستان آزاد فردا نسلهای آینده مان ازمبارزات مردم قهرمان مان و قهرمانانی چون قادربخش ها، رحیم ها، حمید ها، بالاچ ها، یعقوب ها، خالد ها، شفی ها، خسروها، وحید ها، بی بگرها، ابراهیم ها، عبدالرحیم ها، علمای پاک و مولویهای شهید، فقیرمحمد ها، عبدالفغوربیباک و هزاران شهید پاک و تاریخ پرافتخار بلوچستان با احترام وتحسین یاد خواهند کرد.

************ 

 

در بخش اول و دوم این نوشته بطورمختصر از کشاورزی ، دامداری ، منابع انرژی فسیلی ، انرژی خورشیدی و انرژی بادهای با ارزش بلوچستان نوشتم.

بلوچستان آزاد فردا، بخش خصوصی، متخصصین، مهندسین کاردان، کارگران فنی بلوچ و کشاورزان بلوچ تو ان و امکانات آنرا خواهند داشت تا بیش از نیاز بازار بلوچستان بیو دیزل تولید کنند.

با تولید این سوخت مهم، کشاورزی بلوچستان از نظر سوخت ماشین آلات و دستگاههای موتوری خود کفا خواهد شد. اتومبیل داران بلوچ برای چند قطره سوخت خودرو، صف نخواهند کشید. آن وقت پدیده قاچاق سوخت با پایان حکمرانی شونیستان بیخرد، جزیی تاریک از تاریخ مان خواهد بود.

رودلف دیزل ( Rodulf Diesel ) که مهندس مکانیک و مخترع بود، اختراع بی نظیرش یعنی موتور دیزلی را در اوایل قرن بیستم به ثبت رساند.  

 

majs nyutplanterad_5065 by Viveka's photos  

اوموتوردیزلی را با روغن بادام زمینی به راه انداخت و پس آزمایشات موفق آمیز در مورد این سوخت چنین گفت: « اگر چه امروزه استفاده از بیودیزل ناچیز است اما روزی فراخواهد رسید که کاربرد این سوخت دررده سوختهای فسیلی قرار گیرد».

آنروزی را که مهندس رودلف دیزل پیش بینی کرده بود، فرا رسیده است.هم اکنون اتومبیل های مدرن با موتورهای دیزلی که بیودیزل مصرف میکنند دراستفاده عموم هستند.

بیودیزل سوختی است که ازروغن گیاهی نیز تهیه می شود و کمتر ازدیزل فسیلی هوا را آلوده می کند و مزیتهای نیز بیشتری دارد.

خرمای بی نظیر و با ارزش بلوچستان بخصوص «کروچ، چرپان، زردان و کلگی» ماده خام مناسبی برای تهیه بیودیزل است. 

 

    

کاشت بادام زمینی، سویا، ذرّت (مایس ) ،آفتابگردان و دانه های روغنی دیگر در کمتراز پنج درصد (۵% ) از زمینهای حاصلخیزدر واش، ماشکید، سوران، بنپورو نرمانشیر بلوچستان را هم از نظر روغن گیاهی خوراکی و هم ازنظر بیودیزل خودکفا خواهد کرد. با احداث سه کارخانه ( پالایشکاه بیو دیزل) در شستون ، واش و پهره، مواد خام کشاورزانمان در اسرع وقت به محل و مرحله تولید بیو دیزل می رسند.

دولت انتخابی و مردمی مان در بلوچستان آزاد و بخش خصوصی مان صدها آلترناتیو کم خرج، بی دردسر و معقول دراین زمینه خواهند داشت.

هم اکنون کشورهایی مانند ترکیه، هندوستان، فیلیپین، چین، ژاپن، یونان، آلمان، امریکا، انگلیس، امریکا، اسپانیا، سوئد، ایتالیا، دانمارک، فرانسه، پرتغال، برزیل، آرژانتین و اندونزی و صدها شرکت خصوصی در این زمینه به تجارب با ارزشی دست یافته اند. 

 

با توجه به زمینهای حاصلخیز ، آب و هوای مناسب و پشتکار کشاورزان بلوچ می توان انواع مختلف محصولات دانه های روغنی را دو بار در سال، درمناطقی ازسرزمین مادری مان برداشت کرد. به همین دلیل تولید بیودیزل در بلوچستان به مراتب ساده تر و کم خرج تراز تولید دیزل فسیلی خواهد بود.

این انتخاب خود کشاورزان، کاردانان، متخصصین بلوچ ، بخش خصوصی و از اختیارات برحق دولت مردمی بلوچستان آزاد خواهد بود که با ارزیابی نیازها و شرایط عینی و امکانات در آینده تا چه حد در این زمینه توجه و سرمایه گذاری کنند.

اگر دربلوچستان آزاد نیازی به بیودیزل نباشد ، نسلهای آینده مان می توانند روغن گیاهی مازاد برمصرف بلوچستان غنی را با قیمت بازاربه پارس یا پنجاپ صادر کنند.

بر اساس محاسبات آژانس جهانی انرژی، منابع انرژی در دریاها و اقیانوسهای کره زمین پتانسیل آنرا دارند تا سالانه ۱۰۰۰۰۰ ترا وات ساعت (TWh 100000) الکتریسته تولید کنند. قابل توجه است که که برق مورد مصرف تمام کشورهای دنیا سالیانه فقط ۱۳۰۰۰ ترا وات ساعت (TWh 13000) است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه میتوانید به سایت IEA مراجعه کنید.

http://www.iea.org

آری ذخایر انرژی دردریای عظیم بلوچستان از گمبدان گرفته تا کلانچی پتانسیل با ارزش ابدی

و بزرگی است. خوشبختانه شونیستان خودخواه و غارتگر فارس نه توان آنرا دارند که دریای مان را با خود به کویر یزد ببرند و نه آنکه یارای بلعیدن امواج و جزرو مد آنرا دارند.

نیروی امواج زیبا و جزر ومد دریای بلوچستان پتانسیل آنرا دارد تا برق مورد نیاز بلوچستان پهناوررا در فردای آزاد تامین کند.

با استفاده از تکنولوژی نوین و ژنراتورهای مخصوص می توان نیروی پتانسیل عظیم امواج دریای بلوچستان را به آسانی به الکتریسیته تبدیل کرد. از پتانسیل جزر و مد و نیروی برخورد امواج زیبای دریای بلوچستان برهرمتراز ساحل زرین مان ( چه سنگی،

صخره ای یا ماسه ای) در طول یک شبانه روز، می توان تقریبا ۳۵۰ عدد لامپ ۶۰ واتی را در ۲۴ ساعت روشن نگه داشت.

باز هم لازم می بینم تا به دانش آموزان عزیز، دانشجویان با امید ، متخصصین پرکار و مهندسین کاردان بلوچ چه در بلوچستان اشغالی و چه در خارج از آن خاطر نشان کنم که در این زمینه مطالعات اساسی داشته باشند و با استفاده ازمنابع معتبر علمی و تجارب با ارزش کاردانان در این زمینه به آموخته های خویش بیافزایند. ماهیگیران زحمتکش بلوچستان تجارب بی نظیری دارند زیرا آنها با شرایط خاص دریای پهناوربلوچستان، بهترازهرکسی آشنایی دارند.

دولت مردمی و انتخابی مان در بلوچستان آزاد دراین زمینه نیزآلترناتیوهای فراوانی خواهد داشت . هم اکنون بیش از ۱۵۰ شرکت خصوصی دراروپا، امریکا و آسیا در زمینه تبدیل انرژی امواج دریاها و جزر و مد وجهت انتقال آن، به تحقیق، تولید و ساخت محصولاتی ازکابل های مخصوص برای استفاده در دریا گرفته تا پلاتفرم ها ، ژنراتورها و ترانسفورماتورهای متناسب با شرایط گوناگون اشتغال دارند. شرکتهایی خصوصی و دولتی در کشورهای پیشرفته صنعتی از قبیل ژاپن، کره جنوبی، امریکا، دانمارک، آلمان، ایتالیا، نروژ،استرالیا، انگلیس و اسپانیا در این زمینه تجارب گرانبهایی بدست آورده اند.

کاردانان، متخصصان، مهندسین و نوابغ بلوچستان آزاد هم یقینا در آینده درخشان مان تخصص، صلاحیت و توان آنرا خواهند داشت تا به راه حلها، نوع آوریها وابتکاراتی که مناسب با شرایط خاص دریای پهناوربلوچستان باشند، دست یابند. آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان.

ادامه دارد.

توصیه می کنم تا به لینکهای زیر نیز توجه کنید.

http://www.biodiesel.com/

/http://www.youtube.com/results?search_query=bio+diesel&page=2

http://www.wavegen.co.uk/

http://ocsenergy.anl.gov/eis/index.cfm

http://social.waveenergytoday.com/channel/european-news

http://www.youtube.com/results?search_query=wave+energy

برای مطالعات بیشتر در این زمینه می توان Wave energy و Biodiesel را در google

جستجو کرد.

محمد کریم بلوچ

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:42  توسط دلشاد مکرانی  | 

Global Warming by Carlos Porto

 فدرالیسم و مخالفان ان

رضا حسین بر 

انها که عدالت را فدای منافع خود میکنند، خود نیز روزگاری فدای بیعدالتی میشوند. ‫در این زمینه نمونه ها بسیار است. سیاستمداران ایرانی معمولا عدالت را به عنوان ارزش شماره یک در نظر نمیگیرند و ناگزیر، در دام انحرافات متفاوت میافتندو نا گزیر خود، فدای بیعدالتی خود میشوند. به همین دلیل، یک نظام فساد ناپذیر، و عدالت طلب باید روی کار بیاید که قدرت را چنان بین مردم و ایالات تقسیم کند، که امکان داشتن قدرت فساد و بی عدالتی کمترشود. من بر این باورم که یک نظام دمکراتیک، سیکیولار و فدرال میتواند چنین امکانی را فراهم نماید. اما دشمنان دمکراسی، سیکیولارییسم و فدرالیسم بسیار زیادند.

ان طور که منم می بینم اکثر کسانی که با فدرالیسم مخالفند یا با عدالت مخالفند و یا فدرالیسم را طوری معنی میکنند که خود میخواهند، ‫نه ان طور که متخصصان تعریف میکنند. ما عاشق فدرالیسم نیستیم، بلکه عاشق عدالت هستیم وفکر میکنیم که در یک نظام فدرال، مردم ایران شانس بیشتری دارند که از عدالت برخوردار شوند. ما میدانیم که هیچ نظامی با ظلم باقی نمیماند و هیچ کشوری، بدون عدالت برای همگان، دوام نمیاورد.

‫نظام های فدرال در المان، امریکا، هند، انگلستان و اسپانیا با موفقیت امتحان خود را داده اند. نظامهای این کشور ها به همه فرصت های مساوی داده اند. در نتیجه، مردمان این کشورها به اندازه کافی به کشور خود احساس تعلق میکنند.

‫بعضی از ایرانیان چنان به ظلم و زور و فساد عادت کرده اند، که زشتی وضعی را که در ان زندگی کرده اند و یا میکنند نمیبینند و نمیدانند. از انجا که تنها همان نوع زندگی و فکر خود را میشناسند، نمیدانند که چه دنیاهای زیبایی در خارج از ذهن و زندگی انها وجود دارد. اگر هم میدانند، اشکارا بر خلاف تمام دانسته ها و عقاید خود عمل میکنند.

‫برای مثال، مدعیان ملی گرایی و سلطنت طلبی، کورش و ‫داریوش را منبع الهام و افتخار خود میدانند و منشور حقوق بشر انها را همه جا تبلیغ مینمایند ولی منشور انها را قبول ندارند که در ایران اجرا شود.

‫ ایران در زمان کورش و داریوش به صورت ساتراپی اداره میشد. هر کشور شاه خود را داشت، زبان و دین و فرهنگ خود را داشت. شاه ایران، بهمین دلیل شاه شاهان نامیده میشد. چیزی که شاه ایران را از دیگر شاهان متمایز میکرد، این بود که او بر شاهان حکومت میکرد و دیگر شاهان بر مردم. ‫انها نه زبان خود را بر کشورهای دیگر تحمیل میکردند ونه دین خود را. کتیبه های خود را به زبانهای متفاوت مینوشتند. معابد دیگران را تعمیر میکردند. اما اینها زبان خود را به زور تحمیل میکنند. به این هم اکتفا نمی نمایند، زبانهای دیگر را هم به شدت سرکوب میکنند. کورش و داریوش رهبران ممالک ایرانی را احترام میگذاشتند وحق حکومت انها را بر ممالک خود به رسمیت می شناختند و در امور داخلی انها دخالت نمیکردند. اما حاکمان صد سال اخیر و برخی از مدعیان سیاسی، رهبران ممالک محروسه ایران را از بین بردند و بجای انها افراد بی کفایتی مثل خود را تحمیل کردند.

‫حال کار شان به جایی رسیده است که برخی از انها معابد مردم را خراب میکنند وبرخی دیگر در خارج از کشور چنان از حقوق بشر کورش دور شده اند که حتی یک اعلامیه خشک و خالی هم نمی دهند.

واقعیت این است که هر کس ازاد است از هر مکتب و شخصی که میخواهد پیروی کند، ولی ازاد نیست که اصول ان شخص و یا ان مکتب را خراب کند و یا مخدوش سازد. اگر کسی سوسیالیست است، باید به قواعد ان عمل کند. کسانی که تا دیروز کمونیست بودند و هنوز هم خودرا کمونیست میدانند و حق تعیین سرنوشت شعارشان بود، امروز فدرالیسم را هم قبول ندارند وبه تحریف معنی ان می پردازند. انها هم که کورش و داریوش را می ستایند، هیچکدام از اصول انها را باور ‫ندارند ولی مسلماً حق ندارند که منشور حقوق بشر انها را بازیچه خود و هوس های خود قرار دهند.

‫واقعیت دیگر این است ‫که عده ای هستند که به هیچ چیز باور ندارند. به همین دلیل در انجام هیچ کاری موفق نمیشوند. امروز نه انها که در قدرت هستند به چیزی باور دارند ، نه انها که مخالفند، توان ایجاد یک اتحاد بزرگ را دارند. مسلم ترین خصوصیات این گونه افراد ریاکاری مفرط و روشن انهاست. اخوندی که هرگز راست نمیگوید خود را طرفدار ان علی میداند که هر گز دروغ نگفت. چنین است که این افراد برای مردم بیگناه ایران گرفتاری های بزرگی ایجاد کرده اند. ایرانیان را به نهایت ذلت رسانده اند، و انچه را هم کورش و هم محمد‫ زشت میدانسته اند، در میان مردم رواج داده اند. نظامهای متفاوت را از محتوا خالی کرده و بدنام کرده اند. بدتر از این، ان است که میخواهند همه را مثل خودشان، بی اخلاق و بی اصول کنند.

ایران همیشه یک کشور چند اخلاقی، چند زبانه، چند دینه، چند نژاده، چند ملیتی، و چند فرهنگی بوده و به صورت فدرال اداره میشده است. پیش از اسلام چنین بود. ‫ ‫در دوران اسلامی نیز، رسم به همین گونه بود تازمان رضا شاه که به گفتهً نوه او بر اساس شرایط خاص کشور، نظام دو هزار و چارصد ساله ساتراپی و ممالک محروسه تغییر یافت و یک نظام متمرکز جای ان را گرفت. در دوره جمهوری اسلامی، بد ترین اخلاق سیاسی در کشور رواج یافت. مردم و کارمندان دولتی چنان به زور و فساد عادت داده شدند که اکنون بی عدالتی دارد به طور کامل رواج پیدا میکند.

عادت‫ کنندگان به فرهنگ زور و بی عدالتی چنان در تبلیغات جمهوری اسلامی غرق شده اند که نمیدانند بر مردم ایران منجمله بلوچ ها، کردها،عربها، ترکمنها، ترکها، بهاییان، مسیحیان، یهودیان و سنی ها چه میگذرد . بی خبری و بی حسی تا ان جا پیش میرود که به اعتراضات مردم علیه بی عدالتی اعتراض میکنند. به جای انکه از مظلومان دفاع کنند، تمامیت علم و دانش خود را صرف توجیه ظلم ظالمان مینمایند.

‫تنها دردی که اینان دارند همان است که چرا به جای جمهوری اسلامی حکومت نمی کنند. خمینی گفت، “اینها با دیکتاتوری مخالف نیستند، بلکه با دیکتاتوری ما مخالفند. ”

‫شاید راست میگفت. انسانی که به حرمت خود و دیگران اعتقاد داشته باشد، دنبال نظامی میرود که حرمت او را تضمین کند، نه نظامی که که حرمت دیگران را در اختیار او قرار دهد.

‫ما فدرال طلب ها, حق طلب، عدالت طلب، و برابری طلب هستیم. ما میخواهیم که هر ایرانی در ازادی کامل، در محل خود، صاحب اختیار خود، خانه خود و سرنوشت خود باشد و در میان مردمان خود زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد.

هر کس ‫فدرالیسم را به معنی تجزیه طلبی تعبیر کند، قلب واقعیت میکند. هر کس حق دارد با فدراایسم مخالفت کند، ولی نه به این دلیل که مملکت را تجزیه میکند. هیچ کشوری به علت فدرال بودن تجزیه نشده، بلکه به علت تمرکز قدرت و ضعف های ناشی از ان تجزیه شده است. ‫ ما اگر تجزیه طلب بودیم، همین گونه نظام ها را حمایت میکردیم تا انقدر ظلم و زور و فساد رایج شود که کشور خود بخود مثل شوروی از هم به پاشد.

‫دیااکو، اولین پادشاه ماد به علت شهرت به عادل بودن، به پادشاهی رسید. وقتی که ظلم پیشه کرد، از پادشاهی افتاد. اشکانیان با دادن بیشترین ازادی ها به ممالک ایرانی، طولانی ترین سلسله ایرانی را پدید اوردند. ازادی و عدالت دو رکن اصلی بقای هر نظامی هستند. بدون انها، هیچ کشوری، هیچ سلسله ای یا نظامی باقی نمیماند.

انان که بد را پسندیده اند ندانم ز نیکی چه بد دیده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:40  توسط دلشاد مکرانی  |