تبليغاتX
مکران سربلند

مکران سربلند

به سرزمین نخلهای راست قامت بلند همت خوش آمدید

 
پنجشنبه 29 آذر 1386
  Burning Man Oil Rig Explodes into a 300+ ft Fire Ball / Mushroom Cloud at Burning Man 2007 De Luz/Temecula fire when it was raging this morning

شعری بیاد شهیدان و دستگیر شدگان "پنجشنبه سیاه" ایرانشهر/

وطن سوخت

یاران همه رفتند خانه ام سوخت   

       پایه خشم بنا شد کاشانه ام سوخت    

 زندگی رنگ تهی شد زندگی سوخت 

    آسمان سینه سیه شد آسمان سوخت    

 فطرت عشق فنا شد عالمش سوخت 

 عاشقی جرم شد و لطف خداسوخت 

گل وگلخانه همه سوخت همه سوخت 

آتش خشم به پا شد خانه ها سوخت 

می ومعشوق دلم سوخت وطن سوخت 

نوبهار من واو سوخت همه سوخت

می ومیخانه  فنا شد وطن سوخت  

پهره اش تاج سرم بود سر ما سوخت 

بلوچ ازمکران 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:31  توسط دلشاد مکرانی  | 

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع ایران
نمیدانم این بلایی زمینیست و یا اسمانی که بر سرمان طنین انداز شده
، آیا حقمان این است که مردانمان بر سردار
و زنان داغدار وطفلان معصوم یتیم شوند و
گرسنه شب را به صبح رسانند .نمیدانم شایدهم این
حقشان است که پدرانشان ازلحظه تولد تا لحظه مرگ
با شیطان زمانه رودرو باشند و با او بجنگند وچوبه
دار را به زندگی بی شرمانه ترجیح دهند
آری ستیز باشیطان زیباست
اما نمیتوان داغ مادران و عزای
نوعروسان ویتیم شدن طفلان را زیبا جلوه داد و
نام زیبایی را بر آن نهاد
همیگویند : قانون جنگل
آری جنگل قانون دارد اما اینجا از قانون خبری نیست
میگویند حیوان وقتی گرسنه میشود دیگری
را میکشدومیخورد تا گرسنگی اش رفع شود آری این
قانون جنگل است . اما اینجا جنگل نیست
اینجا...... اینجا زادگاه شیرمردان وشیرزنان است
آری اینجا زادگاه دادشاه و رحیم است
اینجا بلوچستان من است
اینجا بلوچستان من است که طعمه جلادّانی چون نکونام بدنام شده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 17:55  توسط دلشاد مکرانی  | 

دختر وطن رویا

دختر وطن رویا


 

رویا رو کشتید

دلها شکستید 

گلهای پرپر برجا گذاشتید

بامرگ رویا , سوری بکردید

سیم و زر خویش افزون بکردید

رنگ سیاهی بردل نشاندید

فانوس دل راخاموش کردید

آن باغ زیبا مصلخ بکردید

 صد باغبان رابی خانه کردید

خوان یتیمان غارت بکردید

نام علی رابدنام کردید

 ای شب پرستان تاکی به جهدید

 همگام ظلمید همگام مرگید افعی بدوشان این رابدانید

بذرمحبت ازجابکندید این رابدانید رویا نمردست

 اوتا قیامت میهمان نوراست

نویسنده :بلوچ ازمکران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:38  توسط دلشاد مکرانی  | 

موقعيت بمپور


بمپور در 22 كيلو متري غرب ايرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهميت بمپوركه ازكوه هاي شمال شرقي ايرانشهر (ايرندگان ودامن) سر چشمه مي گيرد،
از جنوب بمپوربه طرف غرب جريان مي يابد ودر انتها به هامون جازموريان میریزد.
بمــــــــپور ناحيه ي جلگه اي است كه 510 متر ازسطح در يا ارتفاع دارد و ارتفاعاتي در حدود 1700 متر زمــــينهاي جنوبي آن را پوشانده است. آب و هواي آن به طور كلي گرم و نسبتا مرطوب است که از مراكز عمده‌ صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب مي شود.
دکتر بئاتريس دکاردي ، محقق و باستان شناس ديگري که در اين منطقه مطالعاتي صورت داده می گوید:«اشيا و ظروف به دست آمده در تپه باستاني بمپور از نظر تاريخي ، تمدن اوليه سرزمين بلوچستان غربي را در اين منطقه ثابت مي کند؛ که اين تمدن به منزله واسطه اي ميان تمدن هاي غربي ايران و تمدن کهن سند پاکستان بوده است.به اعتقاد «دکاردي» سفالهاي به دست آمده در بمپور متعلق به 2700 سال قبل از ميلاد هستند و نشان مي دهد اين مکان در نتيجه خشک شدن تدريجي از آبادي افتاده است.درحالي که سابق بر اين ، بسيار آباد بود و جمعيت زيادي را در خود جاي مي داده است.البته شباهت بناي قلعه بمپور با ساختمان هاي دوره ساساني واقع در منطقه کرمان مانند قلعه دختر و قلعه بم نشانگر آن است که تاريخ اوليه اين قلعه را مي توان تا دوره ساساني به عقب برد.
اینجانب معتقدم که موقعیت خاص بمپور که فلات ایران را به دره هند متصل می نمود، اهمیت خاصی به این منطقه داده است. در این منطقه از بلوچستان ایران محوطه های مهمی وجود دارند که گویای ارتباط با مناطق فوق می باشند. شباهت میان سفالهای تپه بمپور، شهر سوخته، موندیگاک و خیلی از محوطه های دیگر گویای ارتباط این محوطه مهم با مناطقی در دره هند و فلات ایران می باشد. شاید به جرات بتوان گفت که همان نقشی که امروزه جاده زاهدان ایرانشهر ایفاء می نماید، در هزاره سوم ق.م نیز ایفاء مینموده است. با این تفاوت که این جاده امروزه بصورت آسفالته می باشد و در ادوار گذشته بعنوان معبری طبیعی ایفای نقش می نموده است. راههای طبیعی از سمت دره هند به این منطقه از جنوبشرق ایران شاهد کاروانهای تجاری در هزاره سوم ق.م و ادوار بعدی بوده است. احتمالا این کارونها پس از طی مسافتی به سمت جازموریان نهایتا به سمت فلات مرکزی ایران ادامه مسیر می دادند. هر جند در اواخر هزاره سوم ق.م راههای تجاری دریایی جایگزین راههای تجارت زمینی شدند، اما به نظر می رسد که این تغییر جهت تاثیر چندانی بر محوطه های دره بمپور نگذاشتند.
خبرگزاري ميراث فرهنگي در مورد قلعه بمپور مي نويسد:
اسرار هجوم اقوام خارجي به "بم‌پور" در 4 هزار سال پيش آشکار مي‌شود
باستان شناسان با انجام آزمايش ‌هايي روي سفال هاي به دست آمده در "بمپور" باستان، در صدد هستند حمله اقوام خارجي به اين منطقه را اثبات مي کنند

زاهدان(خبرگزاري ميراث فرهنگي)ميراث استان‌ها ـ باستان شناسان به منظور شناسايي و جستجوي نشانه‌هاي حمله اقوام خارجي به منطقه باستاني بم‌پور در پيش از تاريخ، سفال‌هاي شاخص به‌دست آمده از اين منطقه باستاني را مورد آزمايش‌هاي "XRF" قرار مي‌دهند.

«مهدي مرتضوي»، عضو هيات علمي دانشگاه سيستان و بلوچستان و موسس رشته باستان شناسي در اين دانشگاه، در اين‌باره گفت: «خانم "دي‌کاري" در سال 1966 بخشي از محوطه باستاني بم‌پور را مورد کاوش‌هاي باستان شناسي قرار داد. در اين کاوش‌ وي با تعدادي سفال متفاوت از توليدات بم‌پور مواجه شد ( بر اساس مطالعات وی ما با شش دوره فرهنگی مواجه می شویم.) وی گمان کرد به احتمال زياد در دوره پيش از تاريخ ،دوره پنجم بمپور، اقوامي خارجي به اين منطقه هجوم آورده‌اند و پس از پيروزي در منطقه ساکن شد‌ه‌اند. از اين زمان به بعد اقوام خارجي توليدات خود را داشته‌اند و به همين علت محصولات سفالي اين منطقه نيز تغيير کرده است. در حال حاضر قصد داريم با آزمايش‌هاي "XRF" به درستي يا نادرستي اين موضوع پي بريم.»

آزمايش‌هاي "XRF" نوعي آزمايش شيمي است که از طريق آن مي‌توان متوجه شد سفال‌هاي به‌دست‌آمده با خاک منطقه شکل گرفته اند یا اینکه سفالها در منطقه دیگری ساخته شده اند و از طریق تجارت به منطقه بمپور برده شده اند.
مرتضوي در مورد کاوش‌هاي خانم دي‌کاري به ميراث خبر گفت: «از آنجا که اين باستان شناس تنها بخش‌ کوچکي از محدوده وسيع بم‌پور را مورد کاوش قرار داده است، نظريات باستان شناسي وي نيز بايد مورد ارزيابي و تحليل دوباره قرار گيرد. از سوي ديگر باستان شناسي زمان دي‌کاري نوعي باستان شناسي سنتي است و با اتفاقات امروزي در عرصه باستان شناسي جهان از جمله پيوستن علوم ميان رشته‌اي به باستان شناسي مي‌توان نتايج بهتري از کاوش‌هاي باستان شناسي و بررسي‌هاي علمي داشت.»

چندي پيش دکتر مرتضوي به همراه گروهي از دانشجويان رشته باستان شناسي، مسير باستاني بم‌پور را مورد بررسي پيمايشي و سیستماتیک قرار دادند و تمامي سفال‌هاي سطحي منطقه را جمع‌آوري و20 تپه باستاني جديد از ادوار ماقبل تاریخ تا دوره اسلامی را نيز شناسايي کردند.

وي در مورد هدف خود از اين بررسي‌ها گفت: « احتمال مي‌دهيم حضور خارجي‌ها در منطقه باعث تغيير و تحول فرهنگي منطقه نشده باشد و اين موضوع از طريق تغييرات شگرف آب و هوايي اتفاق افتاده باشد. بدین صورت که با تغییرات آب و هوایی شدید که شواهد آن تا حدودی در منطقه وجود دارد، محوطه های بزرگ متروکه شدند و تمدنها بصورت محلی در آمدند. بعبارتی مردم به سمت دامداری رفتند و ارتباط آنها با دنیای خارج محدودتر شد»

مرتضوي در توضيح اين موضوع گفت: «بم‌پور در يک منطقه گذار اقليمي که خود بین منطقه "حاره" و "جنب حاره" واقع شده قرار گرفته است.. از ويژگي‌هاي اين مناطق تغييرات شديد آب و هوايي است و ما مي‌دانيم که از هزاره سوم پيش از ميلاد تا امروز اين تغييرات در منطقه بم‌پور اتفاق افتاده است. اين نوع مناطق به لحاظ آب و هوايي بسيار شکننده اند واین شکنندگی باعث مي‌شود موقعيت فرهنگي منطقه نيز دستخوش تغيير شود. ما گمان مي‌کنيم تغييرات آب و هوايي در این منطقه باعث تحلیل رفتن تمدن بم‌پور به بخش‌هاي کوچکتر شده باشد و به اين ترتيب فرهنگ اين تمدن نيز با منطقه‌اي شدن دستخوش تغيير شده باشد.»

به گفته وي آزمايش‌هاي "XRF" مي‌تواند نشان دهد که آيا خاک سفال‌هاي متفاوتي که از منطقه بم‌پور به دست‌آمده است از خاک منطقه بم‌پور يا بلوچستان است يا اين که بخشی از سفالهای موجود در منطقه در دوره های متاخر تر از طریق مبادلات تجاری و فرهنگی به منطقه آورده شده است.
دکتر حداد زاده، مدرس شيمي دانشگاه سيستان و بلوچستان که عهده‌دار آزمايش‌هاي "XRF" روي سفال‌هاي بم‌پور شده است در اين‌باره به ميراث خبر گفت: «آزمايش‌هاي "XRF" نوعي آناليز اشياء‌ فلزي و سفالي است و منشاء شي تهيه شده را نشان مي‌دهد. از طريق اين آزمايش‌ها مي‌توان فهميد که آيا شي‌اي سفالي يا فلزي از مواد محيط خود ساخته شده يا اين که از جاي ديگري به آن منطقه آورده شده است.»

وي يادآور شد اين آزمايش‌ها از طريق دستگاه‌هاي مخصوص آناليز شیمي انجام مي‌شود و به همين علت از دقت بالايي برخوردار است.

تمدن بم‌پور از مشهور ترين تمدن هاي شرق فلات ايران است که تا کنون برخي از باستان شناسان خارجي نيز در آنجا کاوش هاي باستان شناسي داشته اند. اين محوطه باستاني همچنان ناشناخته باقي مانده است و باستان شناسان تلاش مي‌کنند ناشناخته‌هاي تمدن بم‌پور را کشف کنند



قلعه بمپور

قلعه بمپور

قلعه بمپور با عمري به بلندي بيش از 2000 سال اين قلعه با زخم‌هايي كه از پس تاريخ در اثر جنگ‌ها و بلاياي طبيعي سيلي شن‌هاي روان صحراي مقابلش همچنان بر فراز تپه‌اي چشم بينندگان را حتي از فرسنگ ها راه دور به خود خيره مي‌سازد. قدمت اين قلعه كه در 24 كيلومتري غرب ايرانشهر و در جوار شهر بمپور قرار گرفته، به دوران اشكاني و ساساني مي‌رسد. قلعه بمپور در گذشته يكي از استوارترين پناهگاه‌هاي بلوچستان به شمار مي‌آمده است. به همين دليل، بارها در زمان‌هاي مختلف و بخصوص در دوره قاجاريه محاصره و به توپ بسته شده است. بناي قلعه به صورت دو تكه ساخته شده كه از نظر ارتفاع، اين 2 بخش با هم يكسان نيستند. صحن پايين كه در ورودي در ديواره شرقي آن قرار گرفته و برجهايي چند نيز آن را احاطه كرده‌اند، مقر ساخلو منطقه مسكوني و نظامي بوده است. علاوه بر اين، اصطبل‌ اسبها و يك نقب براي فرار از محاصره به هنگام تسخير احتمالي قلعه نيز به شمار مي‌آمده است. قسمت فوقاني قلعه ارگ و حاكم‌نشين بوده است. بلندي تپه از صحن پايين بيشتر بوده به حدي كه نفوذ به داخل ارگ براي مهاجمان به علت بلندي و شيب تند تپه، كار ساده‌اي نبوده است. در ديواره اطراف قلعه 10 برج دفاعي قرار داشته است.

هرچند مردم بلوچستان بر اين باورند كه اين قلعه توسط نادرشاه افشار ساخته شده و با وجود اينكه نادر اجازه ساخت قلعه‌اي را در منطقه بمپور به نصيرخان براهويي داد، اما بناي قلعه بمپور بسيار كهنتر از آن است.

نحوه ساخت قلعه و برج و ديوارهاي موجود آن حداقل تاريخ بناي آن را به زمان سلاجقه كرمان نسبت مي‌دهد.

شباهت بناي قلعه بمپور با بناهاي دوره ساساني منطقه از جمله قلعه دختر كرمان و قلعه بم نشان مي‌دهد كه تاريخ ساخت اوليه تا دوره ساسانيان به عقب برگردد.

در سال 1960ميلادي خانم بئاتريس ديرينه‌شناس انگليسي در بخشي از سراشيبي تپه زير قلعه بمپور را مورد كاوش قرار داد و آثاري از دوران آغاز تاريخي بدست آورد.

قلعه بمپور قلعه‌ايي مسكوني و تدافعي است كه تمام آن از خشت و گل ساخته شده و از دو قسمت ارگ حاكم‌نشين، عامه‌نشين تشكيل شده و حصاري مرتفع گرداگرد آن را احاطه كرده و چهار برج ديده‌باني آن را حفاظت مي‌كند.

اتاق سربازان و انبارهاي قلعه در قسمت جنوبي و عامه‌نشين قرار گرفته است.

قلعه بمپور در زمان‌هاي مختلف مورد تهديد و تخريب قرار گرفته و آسيب‌هايي به آن وارد شده بطوري كه در زمان "آقاخان محلاتي" در سال 1257هجري شمسي "حبيب‌الله خان سردار" برادر آقاخان محلاتي بار ديگر قلعه بمپور را به توپ بست.

قلعه بمپور با توجه به حوادث مختلف همچنان استوار و با صلابت پا بر جا در ايرانشهر ايستاده است.

قلعه ناصري(دوره قاجار)، قبرستان اسپيدژ هزاره سوم قبل از ميلاد، قلعه دامن(دوره قاجار)، تپه‌هاي باستاني بمپور (هزاره دوم و سوم قبل از ميلاد)، چشمه‌هاي آب گرم بزمان، ارتفاعهاي بزمان، رودخانه دامن، نخلستانهاي حاشيه رودخانه، سد بمپور، جاذبه‌هاي طبيعي سراب و بدوك را مي‌توان از آثار تمدن كهن منطقه ايرانشهر نام برد.

"ايرانشهر" يكي از 10 شهرستان سيستان و بلوچستان با وجود جاذبه‌هاي گردشگري منحصربفرد، تاكنون كمتر معرفي و شناخته شده است.

ايرانشهر در 350 كيلومتري زاهدان واقع شده و از شمال به شهرستان خاش و شهر زاهدان، از غرب به بم و جيرفت، از شرق به شهرستان سراوان، از جنوب به شهرستان نيكشهر و از جنوب شرق به شهرستان سرباز محدود مي‌شود.

ايرانشهر از جوانترين شهرهاي كشور محسوب مي‌شود كه هشت بخش و شهر و 10دهستان دارد و در مجموع حدود 350هزار نفر جمعيت را در خود جاي داده است.

ايرانشهر از نظر اقليمي آب و هوايي گرم دارد و نام قديم آن "فهرج پهله پهره" بوده و مركز سياسي و اجتماعي منطقه بلوچستان به شمار مي‌آمده است.

اين شهر در ميان ساير شهرهاي بلوچستان از حيث تعداد داراي بيشترين و در عين حال از نظر اهميت باارزشترين آثار تاريخي باقي مانده از دوران پيش از تاريخ را در خود جاي داده كه اين امر متاثر از دو مقوله است


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:47  توسط دلشاد مکرانی  | 

فرمانده كنارك:
سالانه 20 هزار نفر از «گل فشان» بازديد مي كنند


فرمانده كنارك گفت:گل فشان يكي از جاذبه هاي گردشگري منطقه كنارك استان سيستان و بلوچستان است كه سالانه بيش از 20 هزار نفر از سراسر كشور از اين منطقه بازديد مي كنند.
حسن سجادي، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با بيان اين طلب افزود:امسال 150 ميليون اعتبار براي توسعه گردشگري در اين منطقه اختصاص يافته است.
وي تصريح كرد:ساخت آلاچيق و هتل از برنامه هاي توسعه گردشگري در اين منطقه است.
گفتني است،گل افشان تپه اي در منطقه اي در كنارك چابهار است که در هنگام طوفاني شدن درياي عمان گل و رسوبات ته دريا را به اطراف پرتاب مي كند.//ل

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:43  توسط دلشاد مکرانی  | 

90 درصد كارگران سيستان و بلوچستان قرارداد موقت هستند

 

حدود 90 درصد از كارگران شاغل در استان سيستان و بلوچستان قرارداد موقت هستند.

" قربانعلي ميرشكار" ، دبير اجرايي خانه كارگر زاهدان ، در گفت و گو با خبرنگار سرويس كارگري ايلنا ، ضمن اعلام اين خبر اضافه كرد : استان سيستان و بلوچستان يكي از گسترده ترين استان هاي كشور به شمار مي رود و جمعيتي بالغ بر يك ميليون و 700 هزار نفر در آن سكني دارند و طبق آمار جوان ترين استان كشور نيز به شمار مي رود ، در حالي كه براي اين نيروي جوان ، كار مفيدي وجود ندارد و شغل هاي كاذب در اين استان بسيار گسترش يافته است ؛ ضمن آن كه ضريب بي كاري در استان حدود 32 درصد است.

وي درادامه گفت : براي حل مشكل اشتغال در اين استان ، نگاه ويژه اي از سوي مسوولين احساس مي شود.

دبير اجرايي خانه كارگر زاهدان افزود : در اين استان ، واحدهاي كارگري با ثباتي وجود ندارد و صنايع غير بومي كه در اين استان فعالند ، يا انتقال پيدا كرده و يا تعطيل شده و كارگران به سمت شغل هاي كاذب روي آورده اند.

ميرشكار در خاتمه تصريح كرد : وعده و وعيدهاي داده شده از نظر معافيت هاي مالياتي و بيمه اي ، براي كارفرماياني كه در اين استان واحد توليدي دارند ، هيچ كدام عملي نشده و موجب فرار كارفرمايان و سرمايه گذاران و تعطيلي واحدهاي توليدي به دليل زيان ده بودن آن ها شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:41  توسط دلشاد مکرانی  | 

با شروع به کار منطقه آزاد تجاری چابهار و با توجه به تجارت و مبادله کالهای گسترده ، نياز به نيروی کاری بود که هم توان سازگاری با آب و هوای چابهار را داشته باشد و هم مزد و حقوق کمی درخواست نمايد و اين در نقطه مقابل انديشه های ميلياردی بود که در ذهن بعضی افراد خاص نوکيسه پرورانده ميشد و می بايست برای تهيه اين نيروی کار تلاش نمايند. نيروی کار خارجی مورد اعتماد نبود زيرا ممکن بود در فرصتی کوتاه از ايران اخراج شوند و نيروی کاری که از ديگر نقاط کشور به اين منطقه بيايند هم مناسب نبود چون توان کار و سازگاری زندگی در اين نوع وضعيت اب و هوايی را نداشتند و در ثانی نياز با اسکان مناسب داشت. پس ميبايست چاره ای مفيد برای فراهم کردن اين نيروی کار مطمئن آغاز شود. ترفند و حيله ای عجيب طراحی شده بود. اين حيله به نحو ای طراحی شده بود که به قول دوستان مو لای درزش نميرفت.

با خشکسالی غافلگير کننده ای که سرتاسر بلوچستان را در بر گرفته بود مردم بسياری بيکار شده و برای تامين و امرار معاش خانواده به دنبال کسب و کاری جديد ميگشتند. بعضی از اين افراد کا وضعيت را مطابق و همسو با اهدافشان ميديدند با اتفاق فکری برخی از دولتمردان دست به کار شدند، از دادن کمکهای دولتی به کشاورزان و دامداران خود داری نمودند و بالجبار و يا با تعريف و تبليغات فراوان اين مردم را به طرف منطقه آزاد چابهار کشاندن. زن و مرد و کودک همه مشغول به کار بودند آن هم برای صد تومانی يک تومان بار می بردند چتر بازی می کردند و هزاران عمل ديگر.

با اين ترفند علاوه بر به جيب زدن دلارهای زبان بسته به چند موفقيت نيز دست يافتند:

۱- بستن دهان مردم از بابت بيکاري

2- ايجاد اشتغال مولد و کار آفرينی پشت سر هم

3- خشکاندن انديشه تلاش و کشاورزی اندک در مردم

4- وابستگی هر چه بيشتر بلوچستان به تامين مايحتاج اوليه از خارج از استان

5- ايجاد فساد بی اندازه در منطقه چابهار

6- و مهمتر، استفاده از نيروی کار بومی و ايرانی در سطوح کارهای پايين دست



چابهار به همت کارگران که برای مزد پايين حاظر بودند تن هر کاری بدهند ساخته شد. زنان و دختران جوان به چتر بازی مشغول بودند و تاجرانی که معلوم نبود از کدامين سوراخ بيرون جسته بودند و تا سابق حتی مغازه دار هم نبودند چشم به دنيای پر شکوه تجارت گشودند و هر روز به نعمت وجود و حضور اطرافيان و اقوامی که در سازمان منطقه آزاد تجاری صنعتی چابهار داشتند توانستند سرمايه هايشان را افزايش دهند . اما در اين ميان مردم چه بودند:

در تحقيقات و بررسی های انجام شده موسسه نگاران کمترين توسعه پذيری و پيشرفت در چابهار صورت گرفته است و با وجود فعاليت های گستره و بسيار بيشترين آمار سوتغذيه کودکان مربوط به اين شهر ميباشد.

به هر حال کارگران وارد شده به شهر چابهار نياز به اسکان و منزل داشتند. آنهای که اندک سرمايه ای داشتند و قبل از ورود به چابهار از طريق فروش داشته ها و نداشته هايشان در شهر خودشان در چابهار منزلی تهيه کرده بودند جدا ،،،،. اما کسانی که حتی مال و املاکی در شهر خودشان نداشتند چه ميشدند.

در مقطعی کوتاه منطقه آزاد با توجه به نياز بسيار به اين نيروی کار ارزان اقدام به اسکان مسافران چابهار در گوشه ای از اين سازمان نمود سکو های برای اسکان آماده شد و فعاليتی گسترده آغاز شد. چرا چون نياز مبرم به نيروی کار داشتند. اين تلاشها تا آنجا ادامه داشت که حتی اقدام به ثبت نام از اين مهاجرين و اين کارگران جهت واگذاری زمين به آنها نمودند ولی اين زمين يک کاغذ بازی و يک حيله ديگر بود برای کشاندن افراد بيشتری به چابهار...

ولی متاسفانه وضعيت چابهار و محيط چابهار چنان محدود بود که گنجايش اين همه جمعيت را نداشت. به هر حال اينجا مطلب را فاکتور بگيريد تا در ادامه برايتان شرح دهم....

با تعطيل شدن گمرک که مبدا اصلی ورد کالا به منطقه آزاد بود اميد ميرفت که اين تعطيلی موقت باشد. و شايد بار ديگر درهای گمرک باز شود. طبق آمار بيش از 95 درصد کل تاجران در منطقه آزاد اهل و ساکن خارج از بلوچستان هستند که حالا در منطقه آزاد چابهار غرفه دار، پاساژدار و ... هستند. حتی در اوايل دادن جواز کسب به يک بلوچ و يک تاجر بلوچ ممنوع بود. حتی در حال حاضر هم با توجه به گذشت چندين سال از منطقه آزاد و نياز به نيروی کار سازمانی مختلف و بسيار زياد حتی خود مديران بلوچ سازمان منطقه آزاد چابهار همانند آقای... معاون هلدينگ گردشگری و آقای ... معاون بخش آموزش سازمان از استخدام نيروهای بلوچ حراس و بيم دارند.

اما کارگران:

با تعطيلی گمرک بيشتر فعاليتهای اقتصادی متوقف شدند و کارگران موجود به عنوان معضلات اجتماعی در چابهار نمودار گشتند. درحالی که طبق آمارها بيشترين معضلات اجتماعی و اشاعه دهنده فساد به طرق مختلف از خارج از بلوچستان جهت کسب درآمد به چابهار آورده شده بودند و در اوان فعاليت منطقه آزاد ، چابهار به نوعی دوبی ديگر شده بود برای همان تاجران نوپا که انديشه عيش نوش را هم کسب کرده بودند.

می بايست کارگران که به صورت کپر نشين در چند نقطه چابهار ساکن بودند و به قول بنده خدايی بهترين زمين های شهر را هم غصب نموده بودند را جمع اوری و به شهرهايشان انتقال داده شودند.

قول های زيادی مطرح شد از اينکه اگر به شهرهايتان برگرديد به شما پول و کمک مالی و.... هزار دروغ ديگر ميدهيم. اما مگر می شود، روستاهای هستند که کامل تخليه شده به چابهار آمده بودند و حالا مگر می شود زرق و برق چابهار را رها و به روستای بی اب و برق و خشک و برهوت خودشان برگردند.

در مرحله اول دو نقطه از وجود کپر نشينان خالی و زمين های آن به ادارات و مردم غير بومی واگذار شد که افراد غير بومی فکر می کردند که خاک و زمين های بلوچستان ارثيه پدريشان است، تا جايی که حتی برای بيرون راندن اين کپر نشينان از بيرون انداختن زنان حامله و پيران و کودکان و حتی نوزادان هم اجتناب نکردند، و چندين زن حامله بر اثر لگدهای مامورين وحشی صفت روانه بيمارستان شدند . دو نوزاد در همان زمان فوت کردند و هزاران بدبختی ديگر
http://www.peiknet.com/1386//31/page/37chabahar.htm
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:38  توسط دلشاد مکرانی  | 

سیستان و بلوچستان دریای آرمیده درکویر-3


سیستان و بلوچستان دریای آرمیده درکویر-3
86/5/28
چهار برج دیده‌بانی در اطراف آن قرار دارد و مربوط به دوره ساسانی و اسلامی می‌باشد. شهرستان سرباز، از نظر شرایط اقلیمی شهری است با آب و هوای گرم. رودخانه سرباز منبع تامین آب منطقه می‌باشد تا از نظر پوشش گیاهی و محصولات زراعی و باغی پوشش متنوعی داشته باشد؛ ضمنا محل زیست نوعی تمساح به نام پوزه‌كوتاه است. البته مامن تمساح پوزه كوتاه در اصل منطقه حفاظت شده باهوكلات‌ و در تالابی به نام گاندو است. نام قدیم زابل، ناصرآباد یا نصیرآباد بوده و در زمان پهلوی زابل نام گرفته است.
آثار باستانی شهر سوخته كه به‌طور حتم نام آن را شنیده‌اید در كیلومتر ۵۶ جاده زابل به زاهدان واقع شده است. شهر سوخته یكی از بزرگ‌ترین شهرهای عصر مفرغ در جنوب شرقی ایران می‌‌باشد و مربوط به دوره پیش از تاریخ است. نخستین كاوش‌های باستان‌شناسی در این منطقه توسط هیئت ایتالیایی صورت پذیرفته است كه ارتباطات تجاری و فرهنگی این شهر با شهر‌های مهم آن دوره شناسایی گردیده است. از دیگر جاذبه‌های این شهر می‌‌توان به كوه خواجه، قلعه مچی، قلعه سه‌كوه، قلعه رستم و آسیاب بادی سیستان اشاره كرد.
● چابهار، شهری خنك در فصول گرم
قرار گرفتن در مسیر بادهای موسمی شبه قاره هند، چابهار را به خنك‌ترین بندر ایران در تابستان و گرم‌ترین نقطه كشور در زمستان تبدیل كرده است. مردم این شهر اكثرا بلوچ و اهل سنت هستند. اقتصاد آنها مبتنی بر صیادی، كشاورزی و خدمات است. خلیج چابهار با جلوه بی‌‌نظیر طلوع و غروب خورشید در دریا كه بدون شك بی‌‌بدیل‌ترین منظره طلوع و غروب در كشور است همراه با نور كشتی‌ها در شب و موقعیت نعل اسبی‌اش در كناره اقیانوس هند از جمله دیدنی‌های طبیعی چابهار است. منظره برخورد موج به ساحل صخره‌ای چابهار كه گاه تا پنج متر پس از برخورد، اوج می‌‌گیرد انواع خرچنگ‌ها و لاك‌پشت‌هایی كه در روی صخره‌ها همبازی موج اقیانوس و جدال موج و صخره‌‌اند و نسیم روح‌بخشی كه در موج می‌‌پیچد و... همه و همه جلوه‌های نابی از طبیعت شاعرانه را به تصویر می‌‌كشند كه هر بیننده‌ای را با شعر و ترانه پیوند می‌‌دهد.اسكله ماهیگیری تیس یكی از اسكله‌های دیدنی چابهار است. از این منطقه، تماشای كشتی‌ها و قایق‌های صیادی و صیادان بلوچ و صید انواع ماهی‌ها و شاه‌میگو دیدنی و خاطره‌انگیز است. آرامگاه سیدغلام رسول، غارها و قبرستان تاریخی تیس، ساختمان قدیمی اداره پست، جنگل‌های زیبای حرا و تپه‌های معروف گل‌فشان از جاذبه‌های گردشگری چابهار است.گل فشان‌ها از عجایب و دیدنی‌های شگفت‌انگیز چابهارند و تپه‌های بلندی همچون آتشفشان بوده كه به جای گدازه، گل می‌‌فشانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:35  توسط دلشاد مکرانی  | 

جاذبه های گردشگری چابهار

جاذبه هاي گردشگري

خليج چابهار: با جلوه‌هاي بي نظير طلوع و غروب خورشيد در دريا كه بدون شك زيباترين منظره طلوع و غروب كشور است.
 
ساحل صخره اي: در كناره‌هاي درياي عمان و در قسمت جنوبي شهرستان چابهار صخره‌هاي بزرگي در اثر پيشـروي آب دريا و فرسايش سنگهاي رسـوبي به وجود آمده كه چشـم اندازي زيبا را تشكيـل داده است.ايـن بخـش از سـواحل را بخصوص در هنگام غـروب مي توان به عنوان يكي از ديـدني ترين سواحل جنوبي ايـران نام بـرد زيرا ديـواره‌هاي صخره‌اي و منـاظر دلنـشين ماننـد آكواريـومـي طبيعـي با انواع ماهي همـواره بينندگان را به شگفتي وا مي دارد.
 
اسكله‌هاي شهيد كلانتري و شهيد بهشتي:بندر چابهار داراي ?اسكله بزرگ با ظرفيت تخليه و بارگيري 15-20هزار تن
 
اسكله‌هاي ماهيگيري:در چابهار چندين اسكله صيادي وجود دارد كه 3 سكلـه صيادي 
تيس، رمين و بريس از بقيه ديدنـي تر هستند. اسكله تيس در داخــل محوطــه منطقــه آزاد و رميــن در 10 كيلـو مـتري و بريس در 60 كيلو متري چابهار قرار دارد تماشاي لنجها و قايقهاي ماهيگيري و صيادان دريا دل صيد هـاي گونـاگون ماهي و شاه ميگوها كه از محصولات درياي منحصر به فرد منطقه است ديدني و خاطره انگيزند.
 
گل فشانها: در بيـــــــن دشت كهيـــر و تنگ و در 20 كيلو متـــري روستاي كهير در مسير جاده تنگ ـ گالـك به فاصله چند كيلو متــري سه تپــه كــوچك گل فشا ن به ارتفاع10-20 متر وجود دارد كه دو تـاي آنهـا هماننــــــد تپه بوده و از چندين سال پيش غيـــر فعـال شده اســت و سومي شكل يك آتشــفشان در حال حاضـــــر فعـال مي باشد. كه يــك پديــده منحصـــر به فرد طبيعي ميباشد و نظير آن فقط در 3 نقطه ديگر جهان گزارش شده است و همواره از دهانه آن گل سرد طوسي رنگي تراوش مي كند.
 
تالاب ليپار: در 15 كيلــــو متري شهر چابهار بعد ا‌‏‏‎ز روستاي رمين در مسير جاده‌اي ساحـلي گواتـر و در تنگه‌اي صخره‌هاي مشـرف به دره‌اي سبز و زيبا قرار دارد كه از بالاي آن روستــاي ليــپار در ميان سبزه زارها پيداست .در ميان دو كوه كه فاصــله چـــنداني با هم ندارند آب بندي ايجاد شده كه آبــهاي سـرگردان اطراف را در خود جمع نموده است و به آبگيــــري به طول 14 كيلومتر تبديل شده است در اين آبگيــر چشم نواز انواع بوته ها و درختچه ها از نوع گز و كلير و چش با چشم انـدازي زيبا، منطقه‌اي بــكر بااكو سيستم خاصي را به وجود آورده است. پرندگاني چون چنگر، فلامينگو، كشيم، انواع حواصيـــــل، طاووس كن، باقرقره، تيهو، عقاب دشتي، خوتكا، منظره زايـــد الـوصفي را به وجـود آورده اند.
 
انجير معابد(لورـ لول) و به زبان محلي ها كرگ: درختاني بزرگ كه در نوار ساحلي چابهار مي رويند و در تمام اعضاي آن شيره سـفيــــد رنــگي جريان دارد و از درختان تيره كائو چــــوئي بشمار مي آيند، تاج اين درخت بزرگ و پهـن و از انشـــعابات آن ريشه‌هاي نا بجا مي رويد پوست درخت صاف و خاكستري، برگهايش بيضي شــــكل ساده و درشــت است، ميوه هايش نارنجي رنگ و به درشتي فندق و قابل خـــوردن است. عمـومـــا اين درختـان داراي قدمتي بالاي صد سال هستند و اكثرا در نزديكي زيارتگاه ها قرار دارند يا قبلا زيارتگاه بوده اند، در حــال حاضر در روستاهاي رمين، تيس كوپان، ماشي، ليپار، كوپان سر و ... از اين درخت ها وجود دارد.
 
جنگل حرا، تيمر: در ناحيــــه ساحلي خليـــج گواتر به ويژه در خور باهو و در نزديكي محلي كه رودخانه باهــو كلات به درياي عمان مي ريزد، جنگلي بسيار زيبا و قابل توجه از گونه حرا پديدار مي‌گردد. حرا درختــــچه‌اي است كه در مردابهاي نواحي گرم كرانه‌هاي عربــستان، مصـــــر و جنــــــــوب ايــــــران از جمله شهـــــــرستان چابهار مي رويد. از مشخصات حرا اين است كه دانه اش بر روي درخــــت مادر رشد اوليه را طي كرده و سپس نهال جوان حاصل از درخت جدا شده و به مرداب مي افتــــــد برگــهاي حرا با دوام است و ظاهر بيضوي شكل و منتهي به يك خامه باريك مي باشد، قسمت مورد اســـتفاده پوســته شاخه آن مي باشد، در حال حــــاضر اين جنـگل يكي از زيبـــــا ترين منظــــره‌هــــاي مو جود در چابهار و منطقه گواتر مي باشد .
 
رودخانه باهو كلات: يكي از پر آبترين رودخانه‌هاي استان و عامل اصلي حيات و زندگي در جنوب بلوچستان بحساب مـــــي‌آيد. اين رودخانه آبهاي مناطق وسيعي از صفحات جنوبي شهرستان ايرانشـــهر و شهرستان چابــــــهار را جمع آوري و به درياي عمان سرازير ميكند رودخانه باهوكلات در 90 كيلومتـــري شرق چابـــهـار به خليج گواتر درياي عمان سرازير ميشود. اين رودخانه بويژه به دليل زيستگاه تمســـاح ايرانــي از نـظرگردشگري اهميــت فراواني دارد شرايـط و عوامل زيست محيطي در اين رودخانه در مقايســه با سايـراكو سيستمهاي آبي از ثبات و پايداري كمتري برخوردار است به طــوري كه ميتــوان گفــت در اينجــا زيستگاه آبي به نوعي با زيستگاه خاكي در هم آميخته است. در مورد آبگير هاي كم عمق و موقـــت درامتداد سرتاسر رودخانه‌هاي اين منطقه نيز همين مطــالب صادق است در اين زيستــگاه ها كه گاه تاچندين ماه بدون آب باقي مي ماند جانوراني كه حيات آنها به آب وابسته است نيز به گونــه‌اي حــيرت انگيز خود را با شرايط محيطي وقف داده اند.
 
تمساح پوزه كوتاه: تمساح (كروكو ديل) پوزه كوتاه برجسته ترين موجــود حيات وحش منطقه چابـــهار است كه بطـــور طبيعي در اين منطقه زندگي ميكنند. زيستگاه اصلي اين تمساح كه به نام محلي گانـدو خوانده ميشـــود حدود 380هزار هكتار مســاحت دارد كه بخشـــي از آن در چابــهار و بخــش ديگر آن در شهرســتان ايرانشهر قرار دارد. بيشتر اين تمساح ها در بركه‌هاي ميان راســك و باهو كلات و باتلاقــهاي دلــگان وكلاني متمركــــز هستند و اين تمســـاح تنـها تمســـاح ايـــران اســت كه داراي ارزش ملي و بيـــن المللي است طول اين جانور تا چهار مترو حدود نيمي از كل بدن آنرا دم قوي اين حيـــوان تشــــــكيل ميگردد. بزرگترين خزنده ايران بازماندهُ خزندگاني است كه حدود 265 ميليون سال پيـــش مي‌زيســــته‌اند و درطول 65 سال گذشته تغييرات اندكي يافته‌اند داراي پوزه‌اي پهن بـــــوده كه طرفيـــن فـــك بالايي 19 دندان و طرفين فك پاييني 15 دندان دارد و در قسمت پشت سر و در ناحيــه گردن دو جفــت صفحـات شاخي بزرگ ديده مي‌شود داراي پاهاي كوتاه بوده و پنج انگشت منتـهي به ناخنـــهاي بلنـــد در پاهـاي جلوئي و چهار انگشت منتهي به ناخنهاي كوتاه تر در پاهاي عقبي ديده مي‌شود، رنگ عمــومي بدنــش زيتوني تا قهوه‌اي بوده و شكمي بدون فلس و به رنگ سفيد متمايل به زرد دارد. تمساح حيواني بســـيارخجالتي، محتاط و ترسوست و به سختي مي توان آن را مشاهده نمود. در اين حال حيواني باهــــــوش و زيرك است و به محض احساس خطر و با حضور مزاحم در آب فرو رفته و مخفي مي شــود ولي براي تنفس بايد سريعاٌ به سطح آب برگردد. غذايش را عموماٌ ماهيان، پرندگان و پســتانداران تشــكيل مـــي‌دهند و عموما شبها شكار مي كند.
 

كوههاي بدلند (Bad-Land) يا مريخي: كوههاي بدلند نيز يكي از منـاظر بديع و سحرانگيزي هستند كه به موازات ســـاحل از منطقــهً كچــو تا طرفهاي خليج گواتر كشيده شده‌اند و از پديده‌هاي ژئو مور فولوژي اين ناحيه هستند .

 

[ويرايش] آثار باستاني
[ويرايش] ويرانه‌ها

ويرانه هاي تيس كوپان:
موقعيت جغرافيايي: بخش مر كزي ـ دهستان كمبل سليمان ـ روستاي تيسكوپان خصوصيات: آثاري از ويرانه هاي قديمي در دره تيـسكوپان باقي است و اين دره از دره تيـس بزرگتـــــر است .


محوطه باستاني كنارك :
موقعيت جغرافيايي: بخش كنارك ـ قسمت شمال غربي و جنوب شرقي كنارك خصوصيات: در محوطه شمـــال غربـــي ابزاري از دوران پارينه سنگي مياني بدســـت آمده كه در يــك سطح صاف به صورت پراكنده پخش شده‌اند و شبيه ابزار شمال غربي ايران و ابــزار لاديزي مي باشـنـــد و به آثار دوران پارينه سنگي شبيه هستند. در بخش جنوب شرقي ابزاري بدست آمده كه در كنار آنــــــها مقداري سفال ساده و منقوش مربوط به هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم قبل از ميلاد ديده مي‌شود.

ويرانه هاي شهبازبند بر فراز كوه شهباز بند آثار حصاربند و پي بندهاي ساختمان و در بعضي از نكات آثار شهر نشيني و خانــه هاي مسكوني باقي مانده است. بنا بر بــاور بومي ها برفراز اين كوه بازهاي شــكاري شــاه تربيــت مــي‌شده‌اند .

شيرك سنت در شمال و شمال شرقي دره تيس واقع گرديده و داراي اثر ديواري است كه از ديواري است که از پيروز گــت عظيــم تــر و قطورتر به نظر مي آيد و شايد شهرك يا آبادي كوچكي در دره تيس بوده است . ويرانه هاي شهبازبند بر فراز كوه شهبازبند آثار حصاربند و پي بند هاي ساختمان و در در بعضي از نكات آثار شهر نشيني و خانه هاي مسكوني باقي مانده است. بنا بر بـاور بومي ها بر فراز اين كوه بازهاي شــكاري شــاه تربيــت مــي‌شده‌اند .
 
[ويرايش] قلعه ها
 

قلعه تيس (قلعه پرتغاليها) :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي، 5 كيلومتري شـمال غربي چابهار، روستاي تيـس قدمت : دوران اسلامي شماره ثبت ملي :555 خصوصيات معماري: اين قلعه به ابعاد 26×54 متر ساخته شده است. عرض ساختمان بر پهنــه‌ي دماغـــه‌اي كه پانصد از آبخور دريا فاصله دارد در قسمت انتهاي دماغـــه واقـــع اســت در قســـمت شـــمال شرقي درب ورودي اصلي قرار دارد و داراي چهار گوشواره خلفي كه در پشت ديوارهاي هشــتي واقــع شده اند. هر كدام از آنها خود يك اطاقي است كه با پي هاي قطور ســاخته شـده انــد. و داراي ايوانـي است كه با دو پله با حدود يك متر ارتـفاع از سطح حياط قلعه بلنـدتر است، در ضلع شــمال شرقي آثـار اطاق هايي وجود دارند كه اكنون خراب شده اند. و هر كدام داراي يك اطاق بزرگ تر مشــرف به ايـوان اختصاصي هستند. طرز ساخت بنا (اطاقها و ايوانها) شبـيه به كاروانسراي شاه عباسي بيستـون اســت كــه در زمان شاه سليمان صفوي ساخته شده است. در سه طرف حياط حجــره هـا و اطاقــــهايي حجـره ها و اطاق هاي ضلع شمالي وجود دارند. در سمت ساحل درياي عمان آثار دو برج بــزرگ در طرفيـن ديده مي‌شود. برج سمت راست كه در جنوب قرار دارد به صورت يك اطاق با يك ايوان و يك شاه نشــــين است كه بر روي هرمي مكعب مستطيل شكل پي سازي شده و يك برج با منار بر روي آن قرار گرفتـــــه و يك منار به ارتفاع 5/6متر باقي مانده است. مصالـــح بكار رفته در ســاخت قلعه، آجر، ســنگ و گچ مي باشند و آثاروتزئينات از آجر و سنگ در اطراف گلدسته هــاي باقي مــانده اند، ايــن منــاره بــراي ديدباني به كار مي رفته است. و چون بر همه خليج دهانه تيس اشراف كافي دارد و در ضمـن از فاصلــه زيادي در دريا ديده مي‌شود . سبك ساخت و نوع مصالح بكار رفته مناره و گوشواره به سبك ســـلجوقي مي باشد. و تعميرات بعدي كه در اتاق ها و ايوانها انجام شده بيشتر سبك صفوي و سبك دوران قاجاريـه است و گوشه هاي حياط قلعه آثاري از آب انبارها ديده مي‌شود كه از ســنگ و ســاروج و گچ ســاخته شده‌اند در بيــــرون ديوار بلند قلعه آثار چاهي وجود دارد كه در سنگ صخره كــنده شده و لبــه چاه بااستفاده از سنگ و ساروج محكم شده است در قسمت سقف قلعه چوبهايــــي بكار رفته است كه احتمالا از نقاط ديگر به اين محل آورده شده اند. تزئينات دور منار آجر چيني شبيــه سبك تزئينــات منــارهاي دوره سلجوقي مي باشند اگر چه از بيــــن رفته‌اند ولي نقــش هايي به خط عربي و خط كوفي از اثــر برجستگيها و گوديها مشـــخص مي‌شود اندازه اطاق ها معمولا 4×3 متر يا كمـــتر است كه دور يــــا چهار طرف يك پهنه وسيع واقع شده‌اند . در كتاب باستانشناسي و تاريخ بلوچستان به نقل از سرتيپ مهدي خان مهــندس ايراني آمده است: ((در تيس بسيار قلعه خوبي است و يك سمت بدنه قلعه وصل به درياست، قدري ناتمامــي دارد كـــه بنُا و عمله در آن مشغول كارند. ديوار بزرگي از سمت دريا كشيده‌اند براي بار اندازي وغيـــره حصــن معتبري است واصل قلعه نو در روي تپه مرتفعي ساخته شده است .)) {سنه1282 هجري}(ش8)


قلعه پيروز گت:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ5كيلومتري شمال غربي چابهار ـ روستاي تيس قدمت: اشكانيان و ساسا نيان اين قلعه بر فراز تپه اي در وسط دره تيس واقع است. ارتفـاع تپه از ارتفاع دو رشتـــه كوه اطراف تپـه بيشتر نيست. بلندي اين محل تقريبا‏ّ 5/1 تا 4 برابر ارتفـــــاعات اطراف در محـــل روستــاي تيس مي باشد. تپه از تخته سنگ هايي از جنس رسوبي و آهكي تشكيل شده است. آثاري از زراعت و آباداني در اطـراف تپـه پيروز گت ديده مي‌شود راه ورود به تپه سخت و پر خطر است. در قسمت پايين تپه و در اطـــراف آن آثاري از ديوارهاي سنگي بزرگ و قلوه سنگ و ساروج با قدمت خيلي زياد ديده مي‌شود. قســـمتهايي از ديوارها كه باقي مانده‌اند ضخامتي 5/2 تا 4 مترو ارتفاع آن در بعضي نقاط به 12 متـر مي رسد. بيــن ديوارهاي اصلي اطراف تپه ديوارهايي با ضخامت كمـــتـر به موازات ديوار اصـــلي ديده ميــشود كه از يكديگر 8 متر فاصله دارند و 200 متر طول دارند. بين دو ديوار آثاري از برجهاي قلعه نمايان است و هر نقطه از تپه براي تاسيسات خاصي مانند كشيـــــك خانه، قراول خانه و حفاظت قلعه اختــصاص داشته است و تنها اثري كه از آن به جا مانده است سنگ و ديوار شكسته، ملاط، ساروج، گچ، خــــرده هاي سفالي و پي هاي بنائي مي باشند. علاوه بر اين ديوارهاي بزرگ وضخيـم قلعه اثـــر خندقــي بـه عـرض3 متر و عمق متفاوت قبل از ديوار اصلي ديده مي‌شود. در اطراف دژ آثاري از آب انبارها نــمايان اســت زيربناي قلعه حدود 800 متر، طول و عرض آن با توجه به وضع طبيعــي زميـن متغيــر اســت و تقريبــاً بيضي شكل مي باشد . آثارهايي از برجها در ضلع شمالي و جنوبي ديده مي‌شود. در قسمت ضلع شمالي دو اطاق كـــوچــــك در اندازه هاي 3×2 متر به منظور ديدباني روي يك گوشواره زمين مانند دو طبقه واقع شده اند. وبلنـــــد ترين قسمت دژ و برج بر روي همين گوشواره است و بر اطراف اشراف دارد. در گوشـــه هـاي شــرقي و غربي در مركز حياط قلعه آثاري از سكو هاي بلند كه از سنگ تراشيده ســـاخته شــده انــد مشــــهود است وقسمت هايي كه باقي مانده‌اند نماينگر محلي براي اجتماع، عبادت يا نشستن اهــل قلعــه در يـك مجلس بودهاست. سنگ هاي بكار رفته در بنا ها غير آهكي هستند كه نقاط ديگري به اينجـا آورده شــده‌اند زيرا جنس خود تپه آهكي و سيليسي مي باشد. اين بنا با توجه به آثار باقي مـــانده مشــابه بنـا هــاي دوره پارتي (اشكاني) است و نام پيروز ساساني به اين احتمال قوت مي بخشد .


قلعه بلوچ گت:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس اين قلعه بر بالاي كوهي مرتفع قرار گرفته است آثار ديوار قلعه و يك برج ديد بـــاني از آن بــــر جــاي مانده است بقاياي دو مقبره هرمي شكل برجسته كه با سنگ و ساروج بنا گرديده‌اند و از نــــوع مقـــابـر اسلامي مي باشند ديده مي‌شود. همچنيـن آثاري از حصار و باروي قلعه در پيرامون محوطــــه اصلــــي و اطراف دژ فوقاني نيز باقي است، چندين چاه به منظور تامين آب مورد نياز در صخره حفـــر شده انــد. در روي قلعه آب انبارهايي از سنگ و سا روج و گچ در درون صخره تعبيــه شـده است كـه بــا وســايل وابزاري آب مورد نيـــاز را از پاي قلعه كشيده و به داخل آب انبارهاي بالا رسانيده اند. اين آب انبارهـــا در موقع ضروري آب مورد نياز داخل قلعه را تأمين مي كرده اند. ايــن قلعـــه داراي يــك موقعيـــــت ممتــازي بوده كه آب رساني، ديد كافي به دريا و دور بودن آن از دسترس مهاجمان از خصوصيــــات آن بوده اند.


قلعه انو شيروان سنگان:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش دشتياري ـدهستان باهو كلات ـ 2 كيلو متـــري روســـتاي سنگان قدمت: 300 سال اين قلعه در 2 كيلو متري روستاي سنگان در دهستان باهو كلات بر فــراز كوهــي قــرار گرفتــه اســت ،نوشيروان خان از قوم گيچكي ساكن در گيچ حدود 311 سال پيـــش بـه بـاهــو كلات مـــهاجرت كـرده و قلعه را ساخته است .


قلعه باتل:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ دبستان پلان ـ روستاي گتيگ خصوصيات معماري : اين قلعه بر روي تپه خاكي قرار دارد لايه هاي سنگ عظيمي بر روي تپه نـمـــايــان است كه با فرسايش خاك زد آنها خالي شده است، آثاري از قبيـل فسيـل حيوانــات و صدفـــهاي دريايي در محل ديده مي‌شود كه بيانگر اين است درساليان كهن اين ناحيه جزئي از دريا بوده اســت در قســـمت بالاي كوه باره هايي از ظروف سفالي جلب نظر ميكند، آثاري از برج و بارو ها ديـــده مي شـود كــه بــه مرور زمان به كلي تخريب شده‌اند كه تنها خرابه اي از آن باقي مانده است. در محل آثاري از يك چاه به قـطر يك متـــرو سي سانتيـــمتر و به شكل دايره در دل كوه كنده شده است


پيل بند:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس بر روي رشته كوه فيل بند كه در مقابل شهبــازبنـد واقع است، پس از ويرانه هاي شــهر ســنج كميلي، آثار بارويي كه چندين كيلومــتر طول دارد دره را از غــرب به شــرق در برگرفته وجود دارد ايــن ديــوار عظيم با سنگ گچ و ساروج ساخته شده است در خصوص وجه تسميه آن مردمي محلي بر اين بـــــاورند كه بر فراز سطح نزديك خط الراس اين رشته كوه محل نگهداري فيل هاي شــاه بــوده و فيـــل بـانـان در آن جا فيل تربيت مي كرده‌اند در حال حاضر در طول رشته كوه فيل بند آثار پــــــي ها، بند ها و حفــره ها و چا ههايي وجود دارد كه احتمال مي رود شهر قديمي تيس، تأسيسات ساختماني، بازرگاني، شهري، انبارها و سراهاي مشهورش در قسمت قديمي و بر فراز ارتفاعات سراسري دره تيــس قرار داشـــته و دره تيس محل زراعت و دامنه آن محل دفن اموات بوده است.
 
[ويرايش] گورستان هاي تاريخي
 

مقابر جناني گچ:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ روستاي تيس جناني كچ در دامنه كوه پيـــل بند در جنــوب دره تيس واقع است .(جناني كچ محلي اســت كه بنــــا بر باور مردم محل سكونت جن ها بوده است ) مقــابر جناني كچ در يك ســـرازيري ملايم قرار دارند ايـــن مقابر با مقابر سيراف بوشهر شبيه هستند. با اين تفاوت كه تعداد قبر ها كمتر و جهت آن ها تقــريباُ شمالي جنوبي يا شـمال شرقي جنوب غربي است. در ميان قبر ها چند قبر ايستاده بچشم مي خورد و يك مقبـــره پلكاني با سرپوش صندوقچه اي از سنگ وگچ بصورت نيمه سالم بدون لوحـــــه و تزئـــينات خـــارجي وجود دارد كه به نظر مي رسد از دوران اسلامي ياجديد باشـــد. و تقريبـــاً حدود 200 قبر كــــــهن درمحوطه قديمي آن وجود دارد .


محوطه باستاني دمب كوه:
در حدود 90 كيلومتري شمال خاوري چابهار ـ در بخش دشتياري در فاصــله 5/2 كيلومتـــري روستـــاي بلور مچي در ناحيه باهوكلات قرار گرفته است . در اين محوطه باســـــتاني حدود 4500 تا 5000 تدفين تخميــــن زده مي‌شود كه اين قبــــور به شكل اطاقكهايي به اندازه هاي 1×1 و 2×5/1 و 2×2 متر بنا گرديده‌اند .


گورستان تپه نهادي:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي، 5كيلو متري چابهار ـ روستاي تيس قدمت : قبل از اسلام ـ دوران اسلامي مشخصات : در دامنه كوه فيل بند ودر جنوب تيـس در يك زمين با شيــب ملايم قرار دارد، تعــــداد اين قبرها زياد نيست ولي سه مقبره در كنار هم قرار دارند كه دو قبر بزرگ در دو طرف و يك قبـــر كوچــك در ميان آنها واقع شده است. جهت آنها شمالي جنوبي و شيــب آنـها رو به شمـال است، بنا بر ايـــن سرمرده ها در جهت جنوبي ـ شمالي واقع مي باشد هر سه قبر در سنگ كنــــده شده اند. احتمـــــالاُ ايــن مقابر متعلق به اعضاي يك خانواده هستند كه در يك حادثه از بين رفته انـــد چنيــن مقابري بصـــــورت خانوادگي و دسته جمعي در قبرستانهاي كارتار در لبنان ديده شده است .


گورستان قديمي دشتياري:
موقعيت جغرافيايي: شهرستان چابهار ـ بخش دشتياري قدمت : پيش از تاريخ دوره آهن كا وشگر : اشتين در 1932 ميلادي خصوصيات : قبور شناسايي شده در اين منطقه داراي نوعي سفال خشن قرمز يا خـــــــودي با روكش سفيد هستند كه بعضي از آنها آثاري از قبيل مانده هاي غذا و يا آثار سنگي و فلزي ديگر مشاهده شــــده است و تعداد اين قبور به 3000 قبر مي رسد .


غارهاي بان مسيتي تيس :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلو متري شمال غربي ـ روستاي تيس در دامنه كوه شهبازبند. يك غار طبيعي و دو غار مصنوعي در كنار هم قرار دارند مجمـــوعه اين غارهــــا را مردم محل بنام بان مسيتي مي شناسند. غار اول طبيعي و بصورت نيم دايــره اســـت و با استفــــاده از روش تراشكاري داخل غار و دهانهً آن توسعه پيدا كرده است يك مقبره كوچك از گچ به صـــــــورت دوسطح افقي كه بر روي يكديگر قرار دارند وفاقد آثاري از قبيل سنگ نوشته، خط و لوحه در عمـــــق يك متر از سطح غار ديده مي‌شود كه در گرد آن يك فضاي كوچك وجود دارد. از سطح غار تا مقبــــــره به اندازه يك پله گودي دارد. مكعبي از سنگ و گچ بر فراز مقبره ساخته شده كه زير بناي يك گنبــــــــــدكوچك است بدنه هاي اطراف اين مكعب را با گچ برنگ سفيد در آورده انــــــد در ورودي مقبره رو بــه دره تيس و به موازات دهانه ورودي غار واقع شده است. سطح مقبره در اندازه 8/0×1/3×8/1 متر اســــت برروي ديواره هاي مكعب مقبره گچكاري و با جوهر قرمز وبنفش خطوط و علاماتي نقش گرديــــــده كه شبيه به خط گجراتي و هندي هستند. طول و عرض غار 180×240 متر و ارتفاع آن نيز 240 مــتر اســـت يك غار مصنوعي سمت راست غار طبيعي به فاصله هفت قدم قرار دارد كه آثار تراش به خوبــــــي در آن آشكار است. دهانه آن هشتاد سانتيمتر ارتفاع دارد و سقف آن كوتاه است و اكنون به علـــــت خرابـــــي يك آدم متوسط به زحمت در آن بطور خميده مي تواند بايستد و در انتها مسدود است و احتمــــــال دارد حفره ها يا روزنه هايي طبيعي يا مصنوعي در قسمت انحناء خلفي كوه اين غار را با غار ســـوم وصـــــل كرده باشد يا به چاه هاي زير زميني كه محلي براي دفن اموت در معابد قديمي است برساند و ســـــكويي كه از سنگ وگچ ساخته شده است ديده مي‌شود كه دهانه ورودي آن 80 ســانتيمتر و ســــقفي كوتــــاه دارد. به فاصله 50 متر در سمت چپ غار اصلي، غار سوم كه طول دهانه قوسي آن حــــدود 20 مـــــتر است قرار دارد ظاهرا اين غار ها جزو يك واحد تاسيساتي ساختماني بوده و به منزلــه هجـــــره هــــا و توقفگاههاي معبد يا پرستشگاهي بوده و در سطح زمين تا ورود به دهانه غار، پله كاني وجــود داشــــــته كه آثار آن باقي است .


گودانگريز (گودال انگليس):
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلومتري شمال غربي ـ روستاي تيس در دامنه كوه فيل بند در جنوب دره تيس قرار دارد مــــردم بومـــــي نقل مي كنند كه در اواخــــر دوره قاجاريه و در اوايل دوره پهلوي انگليسيها به كمك تعداد كثيري از كارگران بــلوچ در اين محـــل اقـــدام به حفاري نموده و مقاديري سفال، اشياء برنزي، آهني و سنگي پيدا كرده و غارت نموده‌اند .
 
[ويرايش] سيد غلامرسول
[ويرايش] قبره سيد غلامرسول
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5كيلومتري شمال غربي چابهار شماره ثبت ملي : 1559/3 قدمت : 465 ه. ق مقبره اي با ديواره هاي سفيد رنگ به سبك معماري هندي كه دروازه ورودي آن در ضلع غربي بنــا واقــع گرديده است پس از درب ورودي صحن بزرگ حياط مشاهده مي‌شود امام زاده در ضلع غربي حيــــــاط واقع گرديده است. بر پيشاني ورودي بنا تزئينات نقاشي الوان با طرحهاي نقوش سـتـــاره هاي مشــــبك وجود دارد. ظاهرا نماي دور تا دور داخل ساختمان داراي نقاشيهاي جالبي بوده است كلمـات لا اله الا الله، يا محمد و يا علي و ... نقاشي از گل در ديوارها جلب توجه مي كند و فرم آن طوري است كــه نشــــان مي دهد اين اثر در روزگار سلجوقي احداث شده و در دوره صفويه نيز طرح هــاي نقاشي بــا اصــالـــت خاصي بر روي ديوارها تعبيه گرديده است. مقابل آرامگاه صفحه اي به ارتفاع يك مــــــتر و چـــهار پله قرار دارد كه بر روي آن مقبره واقع شده است. در قسمت شرقي صفحه آرامگاه (مقبره) يك پيشــــــخوان باسقف تير هاي چوبي و حصيري و چند ستون چوبي است. كه با پنج پله به حيــــاط متـــصل مي‌شود. پيشخوان قدمت چنداني ندارد، ساقه گنبد استوانه اي است و سقف گنبد از درون با گچ سفيـــد شـــــده و بنا كاملاُ يك بناي خاص ايراني و از معماري سلجوقي الهام گرفته است. مقبره در ميــــان بنــا واقــــع گرديده و بر روي آن يك صندوقچه و بالاي آن يك جعبه چوبين با تزئينات مختلف هندســي قــرار دارد، قبرستان در جانب شرق بنا قرار دارد.
 
[ويرايش] شرح زندگي سيد غلامرسول
در خصوص شرح حال ايشان روايات مختلفي نقل شده كه به آن ها اشاره مي‌شود : نام اصلي ايشـــــــان سيد نا محمد و مردي صالح، شيعه مذهب بوده و در گذ شته مورد توجه مسلمانان هنـــــدي بوده و ايــن توجه باعث شده كه بنا در دوره هاي بعدي تحت تاثير معماري هندي قرار گيرد طبـــــق روايات سيـــدنا محمد مسلمان هند بوده است و در سفري به چا بهار تصميم داشته كه زن چابهاري اختيـــار كنـــــد براي تدارك چنين منظوري مشغول مي‌شود. اما در شب عروسي دچار كسالت مي گردد بطوريكه در بســــــتر مرگ مي افتد و چون مورد توجه مردم بوده و در دم مرگ به آن ها وصيــت مي كنـد كه پـــس از مــرگ سوگواري نكنند و در عوض مدت 10 شبانه روز بر سر قبرش شادي كنند تا روحش شاد شود . اين مراسم هر ساله از 15 ذي القاعده به مدت 10 روز بر پا مي گردد و در اين مراســـم عــده زيـــادي از اهالي چابهار و مناطق همجوار شركت مي كردند (در حال حاضر چنين مراسمي بر گزار نميشود ) . در مراسم جشن و پاي كوبي مردم چابهار و خصوصا بوميان آفريقايي (سياهپوســتان) در صبــــــــح روز اول و دوم حياط آرامگاه به وسيله زنان جارو زده مي‌شود و مرد ها با لباس پاكيزه به فراهم كردن بســــاط جشن مي پرداختند، وهنگامي كه آفتاب طلوع ميكرد ساز و دهل مينواختنـــــد، قــــوالان پاكستـــاني، رقاصان هنـــدي و خوانندگان سياه و مهمان نوازان بلوچ به هر طريقي در اين شادي خدمت ميـــكردند و اين مراسم به مدت 10 روز در 3 نوبت صبح، عصر و شامگاه اجرا ميشد. زنان مسن به داخل آرامگاه ميرفتند تا شفا دردمندان و نيــات ديگران را بخواهند در حالي كـــه در ايـــن زمان مردان در بيرون محوطه پيشخوان به ساز و دهل مشغول بودنــــد و چنــــد زن جوان به رقصيـــدن ميپرداختند و زنان مسن در داخل حـــرم به دعا مشغول ميشدند و شفـــــا ميافتند و پس از10 روز حــرم را ترك ميكردند. تا سال ديگر در مراسم جشن عروسي سيدغلامرسول شركت كنند. و در كتاب فرهنگ مردم بلوچ نوشته عبدالله ناصري آمده است : ((در مورد صاحب مزار دو عقيده وجود دارد يكي آنكه معتقدند اين مزار از آن عارف وارستـــه و مـــــرد حقي است به نام سيد عبدالرسول و اين زيارتگاه مردم شيعه چابهار است و افراد غيــــــر شــــيعه هم از شيعه هاي اين سرزمين پيروي ميكنند. بعضي ديگر عقيده دارند اين مزار يك (لــوطي) اســـت مطـــرب هاي دوره گرد را لوطي مينامند . ولي گويند صاحب اين مقبره شب عروسيش فوت نموده و هر ســــاله معتـــــقديـــن به او در ســالروز مرگش كه در روز آخر ماه ذي القاعده به مدت 7 روز با ساز و دهل و آوازخوانــــي و رقـــــــص و پاي كوبي ميكنند. اين مراسم به دو جهت انجام ميشود. يكي اين كه لوطي فوت شده چون عمـــــــرش را به مطربي و شاد كردن مردم گذرانده وصيت كرده كه بعد از مرگش نيز در كنــار مــــزارش رقــــص و پاي كوبي و در حقيقت مراسم شادي بر پا شود. و خواسته است تأثير وجود خود را در شــــادماني مــــــردم بعد از مرگش نيز حفظ كند. ديگر اينكه اين شخص كه در شب عروسيش فوت كرده بسيار مجـــــرب و مورد توجه افراد طائفه اش بوده و چون عروسي نافرجامي داشـــــته و حســـرت بــگور بــــرده است. دوستدارانش هر ساله در سالروز مرگش براي او جشن عروسـي ميگيــــرنـــد و ياد عروســـي او را زنده ميدارند. البته چون پيروان صاحب مزار شيعه مذهب هستند در ماه محرم نيـز مراسم ســـوگواري و روضه خواني در اين مقبره بر پا ميشود .
 
[ويرايش] قدم گاه خضر
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ جنوب غربي چابهار در جنوب غربي چابهار در محلي بنام سپوزه وااقع گرديده است. خواجه خضر از مشايخ مورد احـــــترام بوميها بوده و وي مقبره اي ندارد زيرا مردم بر اين باورند كه او زنده و پاسدار لنج ها و قايقهايــــــشان مــــي باشــــد درقديم مراسم خاصي در اين قدمگاه بر پا مي شد، مردم قرباني و يا خرما و حلوا به مكان مورد نظـــــــر و در بين افراد تقسيم مي كردند .
 

[ويرايش] ساختمانها

ساختمان قديمي تلگرافخانه چابهار :
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش مركزي ـ خيابان مولوي اين ساختمان در سال 1281 ه. ق به وسيله انگليسها ساخته شده است از قديمـــي ترين ساختمـــان هاي سنگي موجود در شهر چابهار است كه به منظور رونق دريا نوردي، تجارت و ايجاد ارتبــــاط با هنـــد ، گواتر، چابهار، جاسك، بندر عباس توسط مجريان خط تلگراف انگليــــس در دو طبقه ســـــاخته شده است .


چاه باستاني پلان :
موقعيت جغرافيايي : شهرستان چابهار ـ بخش پلان ـ روستاي پلان قدمت : دوره هخامنشي (سلطنت كوروش) خصوصيات : چاه باستاني روستاي پلان با آجر ساخته شده است .


چاه باستاني تيس كوپان:
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ دهستان كمبل سليمان ـ روستاي تيس كوپان خصوصيات : اين چاه در ارتفاعات شرقي ـ غريي تيس كوپان قرار دارد كه در كوه تراشيـــده شــــــــده است و به شكل مربع در اندازه هاي 5/1 در 5/1 متر احداث شده است .


سد هاي تيس :
موقعيت جغرافيايي: بخش مركزي ـ 5 كيلومتري شمال غربي ـ روستاي تيس مشخصات : سدهاي تيس در دو طرف دماغه قراردارند كه قلعه تيس بر روي آن واقع اســــت آثار ايــــن سد ها به ارتفاع 20 سانتيمتر باقي است ودر ساخت آنها از سنگهاي تراشيده شده و سنگهاي دريايي تيــــز وبلند ملات ساروج استفاده شده است تقريباُ اين سد ها هشت متر ارتفاع داشته‌اند كه 6/4 متـــــــر آن به مرور زمان در زير ماسه هاي ساحلي مدفون شده است. انتهاي يكي از آنها به كوه پيل بند و ديگـــــري به كوه شهباز بند منتهي مي شده كه به عنوان مانعي از هدر رفتن آب شيرين ناشي از باران جلوگيري مــــــي‌كرده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:30  توسط دلشاد مکرانی  | 


 

072960.jpg

حدود حريم و ضوابط حفاظتي و معماري داخل حريم اثر تاريخي قلعه «سب» كه يكي از زيباترين قلعه هاي اسلامي استان سيستان و بلوچستان محسوب مي شود، تعيين شد.
براين اساس، هرگونه اقدام منجر به تخريب عرصه و اعيان، نصب و راه اندازي هر نوع دستگاه و ماشين آلات لرزاننده و پرسروصدا، حفر كانال آب، ايجاد پي هاي بزرگ و عوامل برهم زننده تعادل حريم منظري بنا در حريم درجه يك اين اثر ممنوع اعلام شد. طبق ضوابط تعيين شده هرنوع اقدام حفاظتي و ساماندهي از قبيل مرمت، بازسازي، تجديد، تبديل و تغيير كاربري در انحصار سازمان ميراث فرهنگي كشور خواهد بود. به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، اين قلعه برروي صفه اي سنگي يا صخره طبيعي و كم ارتفاع با مصالح عمده خشت خام و گل در بخش سب و سوران كه يكي از بخشهاي مهم شهرستان مرزي سراوان مي باشد، بنا شده است. معماري اين بنا به گونه اي است كه با افزايش ارتفاع بنا از حجم آن كاسته مي شود اين امر باعث ايستايي بيشتر بنا و جلوگيري از رانش ديوارهاي قطور و مرتفع آن مي شود.
معماران چيره دست و با تجربه محلي با آميختن تخم گياهي به نام «توتري» با گل و تهيه ملاتي چسبناك و لزج در ساخت اين بنا بهره برده اند به طوري كه شديدترين رگبارها و بارانهاي فصلي بلوچستان تاكنون توانايي شستن آنها را نداشته است. پس از بالابردن ديوارهاي قطور به منظور سبك كردن پوشش سقفها از تنه هاي نخل خرما و شاخ وبرگ آنها با اندودي از كاهگل استفاده شده است. اين قلعه ۲۳ متري داراي ۱۰ اتاق كوچك و بزرگ در دو طبقه است كه از زمان صفويه به بعد بويژه در عصر افشاريه آباد و معمور بوده و در اوايل سده دوازهم هـ .ق در زمان حكومت حاكمي به نام ملك دينارخان بزرگزاده به عنوان مركز حكمراني مناطق سب به مركزيت سب توسط فرزندان اين حاكم اداره شده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:23  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
فقر مهمترین معضل اقتصادی است که با تمامی ابعاد کریه اش زندگی اکٽریت عظیم مردم بلوچ را در چنگال خود به اسارت گرفته است. ۸۰% جامعه زیر خط فقر زندگی میکند. فقر و فلاکت هر روزه زندگی های بسیاری را به نابودی و تباهی  میکشاند بی عدالتي هاي فراواني وجود دارند  بي خانماني، فقر، کار کودک و سوء استفاده، تبعيض جنسي، خشونت عليه زنان، تبعيض نژادي و مذهبي، گرسنگي، نژاد پرستي،  و بطور کلي، تخلفت از حقوق بشر. اگر اين بي عدالتي ها مورد اعتراض قرار نگيرند، بالا گرفته، تقويت و  تشدید مي شوند. يکي از مسئوليت هاي روشنفکران، دانشگاهيان،همپمانی  با مردم ستمديده و تغيير شرايطي است که آن ها را مورد ظلم و ستم قرار مي دهد.

 آری امروز می توان بی انکه پای از خانه بیرون نهاد ، سر درگریبان بودن پدری را دید که صبح تا شام دویدن درپی یک لقمه نان ، کفاف معاش همسر و فرزندانش را نمی دهد ، می توان صحنه های رقت انگیز تن فروشی زنان و دختران بی گناه را از پنجره فقر و گرسنگی نظاره کرد و لرزید .

درددلها ادامه دارد البته با اجازه  شما دوست فهیم

 

 

نماي كلي از يكي از مناطق حاشيه نشين زاهدان

 

رفت و آمد در خيابان هاي مملو از آب هاي سطحي

كودكان مناطق حاشيه نشين كه هيچ وسيله يي براي بازي ندارند

 

 

در عصرهاي اين محله ها، فوتبال تنها سرگرمي مردان است

 

كودكي در حال پركردن گاز پيك نيك كه يكي از مشاغل رايج در اين نواحي است

دختربچه هايي كه براي خواهر يا برادر كوچك خود مادر هستند

اهالي در حال برداشتن آب آشاميدني از جايگاه هايي كه براي عرضه آب سالم احداث شده اند

 

كودكان بنزين فروش در جاي جاي شهر حضور دارند

http://www.pahra.blogfa.com/post-5407.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:16  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

SHAHEEDAN/SHAHEEDAK

 

شهید بلوچ کیست ؟ من نمی شناسم .

برو  از مادر داغدارش بپرس .

 برو از حجله خاک گرفته و سیاه کشیده اش بپرس .

 من نمی شناسم شهید بلوچ  کیست .

برو از بیابان های جنوب شرق ایران بپرس 

اگر به آنجا ها رفتی هرسنگ و گلی  هر ماسه و شنی  هر ذره و تپه ایی  شهید بلوچ را از هر کس دیگر بهتر می شناسد

اگر زیاد جستجو کنی و کند و کاو نمایی  ده ها و صدها  جوان بلوچ  در آنجا خوابیده و دراز کشیده با  چشمان خون آلود   و لباس های پاره پاره

 

باز سنگر را رها نکرده

زیر خاک رفته تا اگر باز دشمنان بلوچ  بیایند از خدایش بخواهد   جان تازه ایی به او دهد  و قامت استوار بلند کند

 

اگر تفنگش زنگ زده  با چنگ و دندان  از حق ملت بلوچ و سرزمینان بلوچستان  دفاع نماید

 

آیا تو می دانی شهید  بلوچ کیست ؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:15  توسط دلشاد مکرانی  | 

دست هاي پر پينه و دل هاي خسته  

گروه کارگري: استان سيستان و بلوچستان، پهناورترين استان کشور است و به تنهايي با مساحت 11 استان برابري مي کند اما در حال حاضر با  معضلا ت فراواني دست به گريبان است. جوانان از بيکاري و فقدان فرصت هاي شغلي اين استان رنج مي برند.

 در اين راستا نماينده کارگران  سيستان و بلوچستان نيز حرف هايي براي گفتن دارد. گل محمد بامري، بيکاري را عامل اصلي بحران در اين استان مي داند و اعتقاد دارد بسياري از فرصت ها ناديده گرفته شده اند علا وه بر اينکه هماهنگي لا زم بين گروه هاي موثر وجود ندارد. وي با انتقاد از تخصيص اعتبار و تسهيلا ت  براي کارگاه هاي کوچک زودبازده مي گويد: 870 ميليارد تومان سهم استان سيستان و بلوچستان براي اشتغال زايي است اما اختصاص اعتبار به ايجاد اشتغال منجر نمي شود بلکه در بسياري از موارد،  اعتبارات در مواردي هزينه شده که نه تنها اشتغال زايي نداشته است بلکه بر تورم لجام گسيخته نيز دامن زده است. وي از به جريان افتادن وام هاي اشتغال زايي در مسيرهاي غيرواقعي خبر مي دهد و مي گويد:  با تسهيلا ت اشتغال زايي کارگاه هاي کوچک زودبازده ماشين  سواري خريدند وبه سفر مي روند اما اهداف مورد نظر از اين وام ها محقق نشده است.
وي از پرداخت وام براي کارگاه هاي تعويض روغني، تراشکاري و مواردي از اين دست انتقاد مي کند و مي گويد: براي تعويض روغن 25 ميليون و براي تراشکاري 15 ميليون تومان تسهيلا ت داده اند و براي پرداخت اين وام ها هفت خوان رستم را تعريف کرده اند اما پس از پرداخت وام نظارتي وجود ندارد و مبالغ دريافتي در مسيرهايي غير از اهداف تعيين شده هزينه مي شود که اشتغالزا نيست.
وي با تاکيد بر اينکه اگر 870 ميليارد تومان را صرف احداث کارخانجات بزرگ مي کردند اثربخش تر بود، مي گويد: کنترل تسهيلا ت اختصاص يافته در کارگاه هاي بزرگ آسان تر است و مي توانستيم با پرداخت اين تسهيلا ت اشتغال پايداري را رقم بزنيم.
بامري مي افزايد: دولت مي توانست کارگران را به نسبت وام ها در کارخانه سهيم کند که در اين صورت کارگر خود را مالک کارخانه مي دانست و در راستاي بقاي آن گام برمي داشت.
وي از اينکه استاندار، فرماندار و ساير مسوولا ن براي تصميم گيري ها از نمايندگان کارگر و کارفرما نظرخواهي نمي کنند انتقاد کرد و گفت: از زماني که شوراي اشتغال استان و کارگروه هاي تخصصي تشکيل شده نمايندگان کارگر و کارفرما به اين جلسات دعوت نشده اند و تصميمات دولتي است و به عبارت بهتر دولت خودش مي برد و خودش مي دوزد اما در صورت ايجاد بحران، گناهان را با کارگر و کارفرما تقسيم مي کنند.
بامري با اشاره به نرخ 15 درصدي بيکاري در استان مي گويد: هنگامي که نيروي جوان و فعال کشور بيکار باشد و نتواند در راستاي صحيح مولد باشد از توان خود در جهت منفي استفاده مي کند، مواد مخدر جابه جا مي کند، به اشرار ملحق مي شود، جنايت و فساد مي کند  و هزينه هايي را به کشور  تحميل مي کند که مي توانست در راستاي اشتغال زايي هزينه شود که نمونه آنها شرارت هاي رخ داده  طي 2 سال اخير است و به شهادت نيروهاي مخلص کشور در نيروهاي انتظامي و نظامي منجر شد.
عضو کانون عالي شوراهاي اسلا مي کار کشور خواستار احداث واحدهايي در استان سيستان و بلوچستان مي شود که نيازهاي روزمره مردم را تامين مي کنند و مي افزايد: مواد غذايي، داروسازي، مواد بهداشتي و بسياري از مواد مورد نياز را از ساير استان ها تامين مي کنيم که هزينه حمل و نقل به قيمت مصرف کننده آنها مي افزايد در صورتي که اگر کارخانه اين مواد ضروري را در استان احداث کنند به اشتغال پايدار منجر مي شود.
وي از کارگروه اشتغال استان انتقاد کرده و مي گويد: کار گروه اشتغال بايد شامل افرادي متخصص و درگير بيکاري و اشتغال زايي باشند تا پس از مطالعات تخصصي بتوانند تصميم تاثيرگذار بگيرند اما اين مهم در استان محقق نمي شود.
نماينده کارگران استان از ترانزيت کالا  به عنوان يکي از فرصت هاي شغلي ياد مي کند و مي افزايد: اگرچه استان سيستان و بلوچستان در بحث ترانزيت کالا  از چابهار به افغانستان و آسياي ميانه از توان قابل توجهي برخوردار است اما نبود امنيت باعث شده تا اين ظرفيت اشتغال زايي در حد و اندازه هاي خود ظاهر نشود. به عبارت بهتر کدام سرمايه داري حاضر مي شود کالا  و سرمايه را خود از مسيري عبور دهد که به وسيله اشرار تهديد مي شود؟ بنابراين در مرحله اول بحث ترانزيت کالا  بايد امنيت را در سطح استان ايجاد کرد و سپس به رونق استان از اين طريق انديشيد.
وي از کشاورزي به عنوان يکي از مهم ترين گزينه هاي اشتغال زايي استان ياد مي کند و مي افزايد: در بحث کشاورزي نيز مطالعه تخصصي انجام نشده است. بيش از 8 سال است که استان با کم آبي و بارش کم باران مواجه است اما طي اين 8 سال براي زمان بارندگي سيل بند و آب بند ايجاد نکرده ايم به همين دليل است که سال ها در انتظار باران فراوان مي نشينيم اما کار موثري انجام نمي دهيم تا دعاهايمان مستجاب مي شود اما همين باران که در آرزويش لحظه شماري مي کرديم سيل مي شود و خانه هايمان را خراب مي کند و جان زن و فرزندانمان را مي گيرد.
وي با اشاره به خشک بودن رودخانه سيستان مي گويد: سازمان آب منطقه اي متولي رودخانه هاست اما مي بينيم که استاندار و فرماندار با اين اداره هماهنگ نيستند و در نتيجه رودخانه به موقع لا يروبي نمي شود در نتيجه آبي در آن جريان نمي يابد و رودخانه ها خشک مي شوند.
بنابراين ملا حظه مي شود که ندانم کاري، تداخل مسووليت ها و عملکرد خارج از حيطه باعث شده که فرصت هاي شغلي هدر برود.
در اين رابطه نماينده مردم زابل در مجلس هفتم نيز حرف هايي براي گفتن دارد. ابوالقاسم مختاري معتقد است وام هاي اشتغالزايي تا حدودي توانسته مشکل بيکاري را کاهش دهد اما به حدي نبوده که تاثير موثري داشته باشد و در حال حاضر ميزان بيکاري در استان در خوش بينانه ترين حالت بالا ي 15 درصد است. اين عضو کميسيون اجتماعي مجلس به ظرفيت هاي اشتغالزايي در کشاورزي اشاره مي کند و مي افزايد: خشکسالي باعث شده بود از توان کشاورزي در کاهش معضل بيکاري بهره مند نشويم که امسال و در اثر بارش مناسب باران شاهد رونق کشاورزي بوديم.
وي از ترانزيت به عنوان مناسب ترين ظرفيت اشتغال زايي استان ياد مي کند و مي افزايد: متاسفانه در اثر بي توجهي مسوولا ن از اين ظرفيت به خوبي استفاده نشده است.
مختاري، نبود صنايع مادر را يکي از معضلا ت استان مي داند و مي گويد: در اين راستا بايد دولت سرمايه گذاري کند هر چند که سياست دولت با توجه به برنامه چهارم توسعه کاهش تصدي گري و کوچک شدن است اما اين مهم را نمي توان در استان هاي محروم از دولت انتظار داشت بلکه بايد دولت در اين استان ها سرمايه گذاري کند تا باعث تشويق بخش خصوصي به سرمايه گذاري شود.
نماينده زابل در مجلس هفتم از گردشگري به عنوان مناسب ترين ظرفيت در اشتغال زايي استان ياد مي کند و مي افزايد: متاسفانه در اثر عملکرد نامناسب سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آثار باستاني استان به درستي معرفي نشده و گردشگران براي سفر به اين استان تشويق نمي شوند.
وي بهترين حالت براي اشتغال زايي را کارگاه هاي کوچک مي داند و مي گويد: از طريق کارگاه هاي کوچک مي توانيم به اشتغال زايي و رفع معضل بيکاري در اين استان اميدوار باشيم.
مختاري با اشاره به همجواري استان با کشور افغانستان که مرکز توليد مواد مخدر جهان است مي گويد: اگر به فکر اشتغال زايي و ايجاد انگيزه زندگي با اهداف و رويکردي مثبت براي قشر جوان و تحصيلکرده نباشيم نمي توان انتظار داشت که اين جوانان دست روي دست بگذارند و تحقيرها را تحمل کنند به همين دليل به بزهکاري روي مي آورند که هزينه آن به مراتب سنگين تر از هزينه هاي اشتغال زايي خواهد بود.
مختاري خواستار توجه ويژه مسوولا ن به استان هاي محروم مي شود و مي گويد: اميدواريم اين بحران ها روز به روز کاهش يابد و صنايع تاثيرگذار که به مشاغل پايدار منجر مي شود در استان هاي محروم ايجاد شود

http://www.pahra.blogfa.com/post-5413.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:13  توسط دلشاد مکرانی  | 

ایمیلی  دریافت نموده ام که خبر از  درگیری شدید  بین یک گروه مسلح  و نیروهای انتظامی  دارد طبق همین  ایمیل   این درگیری دیروز 16 آذر ( 8 دسامبر )  در منطقه بزمان ایرانشهر رخ داده  و طی آن  سه ماشین  نیروی انتظامی  مورد اصابت موشک آر پی جی قرار گرفته    است از تلفات   و یا گروگان های احتمالی    خبری ذکر نگردیده

یک انسان
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:13  توسط دلشاد مکرانی  | 

گریه برگ

گریه برگ

آره گریه باید کرد به خاطر دستگیری جوانان بلوچ

آره گریه باید کرد به خاطر کارگران ستمدیده بلوچ

آره گریه باید کرد به خاطر زندانی مثل مهرنهاد

آره گریه باید کرد به خاطر جوانان با غیرتی که در جهنمی به نام زندانهای آخوند به دار بیدادی آویخته شدند 

آره گریه باید کرد به خاطر اعدامهای بلوچها در زاهدان
آره گریه باید کرد به خاطر   آن محکومان بینوائی که بدست این ناانسان ها سنگسار شده اند
آره گریه باید کرد به خاطر جوانان  که حتی اجازه شنیدن شعر مکران  را ندارند 
آره گریه باید کرد به خاطر نقض حقوق بشر در کشور اسلامی
آره گریه باید کرد به خاطر نقض حقوق زنان دربلوچستان

آره گریه باید کرد به  خاطر شهرهای بلوچستان

آره گریه باید کرد به خاطر نخلهای سوخته بلوچستان

آره گریه باید کرد به خاطر بریدن زبان ها و شکستن قلمهای 
 
آره گریه باید کرد به خاطر ظلم و جور و تعدی به اقلیت های مذهبی


آره گریه باید کرد به خاطر حلبی خواب ها و کارتون خواب های شهرهای بلوچستان 
  
آره گریه باید کرد به خاطر اجاره نشینانی که آرزوی داشتن یک چهار دیواری را به گور خواهند برد 
 آره گریه باید کرد به خاطر نابودی زبان و تاریخ بلوچ
آره گریه باید کرد به خاطر نابودی صنعت کشاورزی بلوچستان 
آره گریه باید کرد به خاطر نابودی هنرهای زیبایش مانند سینماو تئاتر و موسیقی
آره گریه باید کرد به خاطر دانشجویان مجروح و کتک خورده ی دانشگاه ها 
آره گریه باید کرد به خاطر نقض قانون اساسی عقب افتاده ی اسلامی خودشان 

آره گریه باید کرد به خاطر جوانان بلوچ که به دام مواد مخدر  افتاده اند

آره گریه باید کرد به خاطر عبدلمالکها که به جای تحصیل مجبورند اسلحه به دوش بگیرند

آره گریه باید کرد به خاطر طلبه های بلوچ که شستشوی مغزی میشوند

آره گریه باید کرد به خاطر  روشنفکران بلوچ که از اعدام حمایت میکنند

آره گریه باید کرد به خاطر  سازمانهای سیاسی بی لیاقت

تقدبم به دوست نازنیم یک انسان

http://www.pahra.blogfa.com/post-5429.aspx

پهره: اخبار بلوچستان و جهان

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:11  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

به نام خدا

امروز جمعه بود بعد از نماز صبح تصمیم گرفتم مقداری بخوابم که آقای عید محمد نارویی زنگ زدند و گفتند عموی دوستتان جناب مهندس شهنوازی مدیرکل محترم اداره راه استان از دنیا رحلت کرده و می بایست برای نماز جنازه به بهشت مصطفی واقع در راه میرجاوه بیایی.

ساعت 9 و نیم آنجا رفتیم هنوز جنازه آماده نشده بود لذا تعدادی از دوستان دور هم جمع شدند و ضمن دیدار با هم  بحثات مختلفی شد .

خلاصه فرصتی بود تعداد زیادی از دوستان قدیمی را آنجا دیدن نمودیم حدود ساعت 11 مراسم تمام شد و ما برای نماز جمعه برگشتیم .

 

 

 

از  چپ به راست  : حاج مهدی گرگیچ - حاج اسماعیل ریگی مدیر کل کار و امور اجتماعی سابق - خودم - مهندس ریگی نماینده مردم خاش در مجلس شورای اسلامی - محمد علی ریگی رئیس جبهه مشارکت - مهندس جمعه و

طرف چپ من  دوست قدیمی ام جناب آقای سرهنگ سلیمانی معاون سیاسی فرماندار زاهدان.

خاطرات روزانه
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2:8  توسط دلشاد مکرانی  | 

بیانیه انجمن جوانان صدای عدالت

29.10.2004

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                    بیانیه انجمن جوانان صدای عدالت

(کودکان ونوجوانان بلوچ را دریابید)

     دراعتراض به وضعیت نابسامان آموزش دانش آموزان استان سیستان وبلوچستان

در دنیای امروز که سخن از دهکده جهانی وتکنولوژی های برتر همه جا مطرح است نوجوانان یا بهتر بگوئیم آیندگان جامعه ما امروزشان را درپایین ترین سطح سواد ناشی از نابسامانی وضعیت آموزش وپرورش وناکارآمدی مدیران آن در مقایسه با سایر استان ها سپری می نمایند .واین در حالی است که خلاقیت وتوانایی هرملتی به ارتقاء سطح سواد ودانایی فرزندان آن می باشد اما وضعیت ناهمگون آموزش وکمبود های فراوان آن ازقبیل نبود ویاکمبود معلم وهمچنین معلم وکلاس های درس یکی از مهمترین موانع پیشرفت فرهنگی واجتماعی جامعه ما محسوب می گردندکه قطعا عدم رشد فرهنگی هریک از قومیت ها واستان های کشور منجر به عقب ماندگی تمامی مملکت خواهد شدکه این امر آینده کشور را سیاه وتباه خواهد کرد.در دنیای ارتباطات واطلاعات کنونی که مدارس را مجهز به کارگاه های اینترنتی نموده اند ما در استانمان با کمبود معلم ویا معلمانی غیر مرتبط مواجه هستیم چنانکه پس از سپری شدن یکماه از بازگشایی مدارس؛ دانش آموزان برخی از مناطق استان همچنان بدون داشتن معلم سرکلاس درس حاضر می شوند واین در حالی است که اگر از تحصیلکردگان بومی استان به عنوان حق التدریسی بهره گرفته شود تمامی نیازهای موجود برطرف خواهند شد.البته اگراین استخدامها به صورت واقعی وبر طبق امتیاز بندی های عادلانه صورت گیرند !!!

بهر حال تحصیلات وامکانات تحصیلی برابر با سایر نقاط کشور از حقوق مسلم ماست واز مشکلات موجود نیز بسیار متاثر ونگرانیم وتضعیع این حقوق را در واقع نقض حقوق بشر دانسته چرا که اولی ترین تامین خواسته بشر در عصر کنونی ارتقاء سطح دانش وامکانات آموزشی مناسب می باشد وبا توجه به این مهم ما هرگز اجازه نخواهیم داد که حق آموزش مناسب از دانش آموزان ما سلب گردد ومسئولین آموزش وپرورش (حداقل در این سال پاسخگویی)باید پاسخگو باشند .همچنین از تمامی خانواده ها مصرانه می خواهیم که ناکارآمدی مدیران سهل انگار را تحمل ننمایندواز توجه جدی به وضعیت آموزشی نسل آینده غفلت نورزند. جا دارد در اینجا برای اثبات این موارد نیم نگاهی به یکی از بخش های استان از دهها موارد مشابه آن یعنی بخش نصرت آباد بیاندازیم که در یکصد کیلومتری مرکز استان قرار دارد اما دانش آموزان آن با سپری نمودن یکماه از بازگشایی مدارس بدون داشتن معلم بر سر کلاس حاضر می شوند وبه علت کمبود معلم ؛معلمین غیر مرتبط مانند معلم هنر به تدریس علوم تجربی وریاضی می پردازند ویا معلم ورزش ؛حرفه وفن تدریس می کند!!!

حال با این وضعیت چگونه باید انتظار داشت تا دانش آموزان استان سیستان وبلوچستان به مدارج بالا والمپیاد های علمی دست یابند؟

ما نمی خواهیم با بیان این مسایل سخن از مظلومیت مردم این استان بگوییم چرا که این مسئله ای آشکار وپرواضح است اما آنچه که ما را نگران نموده است آینده این نسلی است که در ناکارآمدی مدیران نالایق می سوزند وآینده شان تباه می شود .

در پایان از مسئولین می خواهیم سعی نمایند هرچه سریعتر این مسایل را چاره اندیشی نمایند چرا که این سخنان به تنهایی سخن ما جوانان نیستند بلکه حدیث دل مردم صبور این استان می باشند.

                                                      کمیسیون دانش آموزی

                                    انجمن جوانان صدای عدالت

E-mail:sedayedalat@yahoo.com                  http:sedayedalat.persianblog.com     

( لازم به ذکر است که این بیانیه در تیراژ ده هزار نسخه در مناطق مختلف شهر زاهدان ودر مراسم نماز جمعه مسجد مکی در بین مردم  توزیع گردید ونتایج آن متعاقبا به اطلاع شما عزیزان رسانده خواهد شد)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 19:4  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

آيا می توان گفت اسپيدز قلب تپنده ميراث بلوچستان است؟

اگر مناطق باستانی  استان سيستان و بلوچستان را  اولويت بندی کنيم؟

اسپيدز در چه رتبه ای قرار دارد؟ لطفا نظر خود را بيان کنيد؟

                                             از افتخارات شهر ما  

                ظروف مکشوفه از قلب تپنده ميراث بلوچستان

اسپیدز     

  

   

اسپیدز

http://pahra.blogfa.com/post-5379.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:57  توسط دلشاد مکرانی  | 

زن بلوچ

گیسوان بافته و انگشتانی نازک

که آخرین نقش ها را می زند بر تار و پود بی جان سیاه پارچه ای

در زیر چتر بلند خورشید

بی آنکه درس هندسه خوانده باشد

در خیالش می رقصد

شتر بز عقرب و مار

این یعنی همه ی کویر

و

معصوم چشمانی

که خسته نمی شود از آهنگ رفت و برگشت

 سوزن ....حکایت ها دارد

تن پوش دخترکی خواهد شد

از جنس بلوچ..........

بلوچ.......

بلوچ...................

لیکو

لولی

و کودکی در گهواره ی خواب

که

آرزوهای مادر را می بیند

 http://banokanitawar.blogfa.com/post-51.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:52  توسط دلشاد مکرانی  | 

از آنجایی که محل قبلی مدرسه از مدت مدیدی مورد اختلاف بوده و علما و طلاب مدرسه  از این اختلافات در رنج و بعضی از اساتید به زندان افتاده‌اند و با وجود اینکه در محل جدید، اساتید و طلاب سختی‌ها را تحمل کرده و با مشکلاتی از قبیل سرما، عدم مسکن کافی و... روبرو هستند ولی ترجیح می‌دهند در محل جدید بمانند و بار دیگر به مدرسه اسلام‌آباد برنگردند.

 

........................................................................................

اخیرا علمای سیستان و بلوچستان تصمیم گرفتند در رابطه به مدرسه لوتک زابل که نه تنها موجب نگرانی علما شده بلکه باعث نگرانی کل منطقه گردیده است، با حاج آقای سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان دیدار نمایند.
مدرسه لوتک بعد از حادثه اشغال آن توسط افراد مسلح، به روستای عظیم‌آباد منتقل شد و در حال حاضر که بیش از یک ماه از آن می‌گذرد علما و طلاب در محل جدید مشغول تدریس و تحصیل هستند، ولی از زابل خبر می‌رسد که در مدرسه جدید از سوی مأمورین مزاحمت‌هایی صورت می‌گیرد.
برخی از مسئولین بر این نظر هستند که مدرسه به محل سابق خویش باز گردد و تلاش اشغالگران مدرسه نیز بر همین است.
به همین مناسبت علمای سرشناس و متنفذ استان اعم از ائمه جمعه و مدیران مدارس دینی به زاهدان تشریف آورده و به همراه علمای سرشناس زاهدان از جمله حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید به دیدار حاج آقای سلیمانی رفتند.
بعضی از مدرسین مدرسه زابل هم در جلسه حضور داشتند.
از آنجایی که محل قبلی مدرسه از مدت مدیدی مورد اختلاف بوده و علما و طلاب مدرسه  از این اختلافات در رنج و بعضی از اساتید به زندان افتاده‌اند و با وجود اینکه در محل جدید، اساتید و طلاب سختی‌ها را تحمل کرده و با مشکلاتی از قبیل سرما، عدم مسکن کافی، عدم سرویس‌های بهداشتی کافی و دیگر کمبودها روبرو هستند ولی ترجیح می‌دهند در محل جدید بمانند و بار دیگر به مدرسه اسلام‌آباد برنگردند.
طلاب و مدرسین بر این عقیده‌اند که تازه از محل نزاع به جای مطمئن و امنی منتقل شده‌اند؛ مخصوصا حادثه اخیر تیراندازی و اشغال مدرسه توسط افراد مسلح و اخراج طلاب و اساتید ضربه روحی سنگینی بر آنان وارد ساخته است، بنابراین آنها آمادگی بازگشت به محل قبلی را ندارند.
علمای حاضر در جلسه نیز نظرشان بر همین بود که طلاب در محل جدید بمانند. در همین راستا همه علما متفق‌القول و یک صدا از حاج آقای سلیمانی درخواست نمودند که طلاب و مدرسین مدرسه زابل را (که به روستای عظیم‌آباد منتقل شده‌اند) مورد حمایت قرار دهند؛ چرا که آنها راه بازگشتی به مدرسه اسلام‌آباد ندارند، بنابراین باید مورد توجه قرار گرفته و مزاحمت‌هایی که ایجاد می‌شود برطرف گردد.
در پایان قرار بر آن شد تا شب‌شنبه در همین رابطه جلسه دیگری با افراد محدودتری از علما برگزار گردد، تا شاید در آن جلسه به نتیجه نهایی برسند.

سنی انلاین
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:50  توسط دلشاد مکرانی  | 

هر قوم و ملتی به همان اندازه که مرزهای زندگی مادی و تفکرات معنوی خود را گسترش می دهد  زبان خود را توانا تر و عمر آن را درازتر می نماید  زیرا همانگونه که آشکار است و همگان به آن پی برده اند زبان  پدیده ایست همچون موجودات زنده  ٬ روزی هستی می یابد ٬  مدتی چند به حیات خود ادامه  می دهد و چون مناسبت و سرزندگی خود را از دست داد  عمرش به سر می رسد . طول عمر هر زبانی ٬ بسته به نیروی حیاتی و قوه ابداع و خلاقیت  اهل آن زبان است   .

اهل زبان را می توان به ساکنان   شهر هایی تشبیه کرد که   معماران آن زبان ساخته اند    و این معماران  کسانی نیستند جز شاعران  ٬نویسندگان ٬  علما و متفکران آن قوم .  معماران زبان  اصیل بلوچی نیز  متفکران  و بزرگان این قوم در هزاران سال پیش اند که کلمه به کلمه  این زبان را  همچون معماران ماهر  کنار هم چیده اند و    دلیل  بقای این زبان  نیز  مهارت معماران گذشته  آن  بوده و بس

 

اکنون وظیفه ما ساکنان شهر زبان بلوچی  پاسداری و حراست از میراث گران قدریست که این بزرگان از خود به یادگار گذاشته اند . بدیهیست  که اهل این شهر ( شهر زبان بلوچی )  در آستانه ورود به قرن بیست و یکم ٬  با نیاز ها و مسائل خاصی مواجهند که  ناچار  باید به وسعت و ظرفیت آن بیافزایند   اما  نه بگونه ایی که   این میراث گرانبها ی بجا مانده از نیاکانمان را ویران نموده  و از ساختارهای نحوی   اصیل  بلوچی   به آسانی بگذریم    زیرا  برماست که   با استفاده از  ساختار ها و  صرف و نحو های اصیل بلوچی در لغات   وارد شده در این زبان ٬  آن را همچنان  اصیل   و سالم نگه داشته   تا مبادا در آینده روزی فرا رسد که  بلوچ زبانان     به واقع بلوچی صحبت  نمی کنند و دو بلوچ ٬  زبان  هم را  نمی فهمند .

 

اگر زبان بلوچی را به دریا تشبیه  و لغات  اردو ٬ فارسی و فرنگی را  به  زباله هایی که به دریا وارد گشته و باعث از بین رفتن    طراوت   و زیبایی   و  همچنین باعث  آلودگی دریا گشته اند  بدانیم  دریا تا زمانی قدرت حل نمودن و جذب این  آلودگی ها  را   دارد  که   قدرت سالم سازی خود را از دست نداده باشد . زبان شیرین بلوچی نیز  تا حدی ٬  می تواند از  پس این بی سلیقگی ها و زباله ها برآید  ٬  ولی اگر  این  بی سلیقگی ها  و غلط ها  از حد بگذرد  هیچ تضمینی وجود ندارد که این زبان طراوت و شادابی خود را حفظ کند .

اگر روزی زبان بلوچی طراوت و شادابی  و صفت حیات بخشی خود را از دست دهد    آنگاه حیات معنوی ما نیز به انتها خواهد رسید  چرا که زبان چیزی نیست که اگر روزی فاسد و مخدوش شد  بتوان آن را دور انداخت و زبان دیگری اختیار کرد .

 

زبان بلوچی زبانیست که   اندیشه ٬ هویت و قومیت ما  را شکل داده و دست کم با برخی از  ظریفترین  و ژرف ترین   جنبه های معنوی آن یکی شده است . از این روست که  اگر زبده ترین  و خلاق ترین  انگلیسی زبانان و فارسی زبانان و عرب زبانان   جهان  گرد آیند و همه  توانایی های زبانی خویش را روی هم ریزند  قادر نخواهند  محتوای اندیشه و تفکرات معماران زبان بلوچی   را بدرستی در ظرف زبانی دیگر بیان کنند .

در پایان روی  سخنم با آن هفته نامه ها دوستانیست که متاسفانه  در مطالب و مقاله هایشان در اینترنت    ( که به زبان بلوچیست )    سعی می کنند از لغات   فرنگی و اردو  و  فارسی  بدون هیچ برنامه و قانونی  استفاده می کنند  و نام  خود را بلوچی نویس می دانند       دوستان عزیز !  بدون زبان و لباس بلوچی ما چه خود را بلوچ بخوانیم چه    چیز دیگر فرقی نمی کند زیرا  اندیشه ما دیگر دقیقا همین نخواهد بود که اکنون  هست   و در نتیجه نسبت ما  با جهان ٬ جهان بینی ما ٬ شعر ما ٬ نثر ما ٬ مذهب ما ٬ باورهای ما  و فرهنگ اصیل ما دگرگون خواهد شد

                     

 

بلوچی مئی شهدین زباننت

Balochi maee  shahdin  zoba  nent

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:48  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
 
نویسنده: نریمان بلوچ
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 15:20
چه بر سـر ما آمـده و به کـجا میرود این قوم تیپاخوردهء رنجـور؟
کـه اگـر از نـسل سـیمرغیم و آشـیانه در بلندای کوه هـا داریـم، پـس چرا نمیتوانیم یا نمیخواهیم یا نمیدانیم چـگونه بال بیفشـانیم و پـرواز کنیم؟
اینکه ما تن های تنهائیم واقعیت دارد ولی میتواند حقیقت نداشته باشد.

بیائیم از شعار بگذریم و به شعور برسیم.
بیائیم به افق روشن دوردستها بنگریم و راهی برای پیوستن به هم و پیوند دادن دیگران به یکدیگر پیش بگیریم. راهی که دیگران میبایست میرفتند، اما نرفتند و ما را نیمه راه رها کردند
نویسنده: میربلوچ
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 16:41
با عرض پوزش ،از شما دوست محترم انتظار دارم که ناموس لغات و الفاظ فارسی را پاس بدارید. تعارفات توخالی و پوچ را کنار بگذارید و از القاب و عنواین برای افرادی که درج معرفتی و ارزش آنرا ندارند بکار نبرید مثلا در مورد یک انسان شما نگاشته اید "از شما دوست دانشمند استدعا دارم....." در ادبیات فارسی صفت دانشمند برای شخصیتی بکار میرود که به حداکثر درجه نبوغ علمی رسیده باشد که حداقل از خو د یک اثر تازه ارایه کرده باشد.
نویسنده: بلوچ و بلوچستان
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 15:50
جناب يک آدم هر وقت رسانه های آمريکا برای پيش بردن مقصدی نياز به اين افراد که شما نام برديد داشته باشد بنظر شما آنظور ميرسد که بازار آنها گرم و سخنانشان پر نغز است. بگو خدا از سر تقصيرات من بگذرد و برای خودت دعا کن. مثل ملاها برای ديگران تکليف تعين نکن.
نویسنده: جواد
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 16:29
جنای خسرو اگر این دو طلبه سر نریمان شما را از تن جدا میکردند شما چه کار می کردید؟
آقای خسرو تو پدر رویا نیستی که چنان رحیم دل شده ای
تو فرزند بلوچ خان و حمید و گرگین و مولوی عبدالملک و مولوی محمد عمر نیستی که چنین دم از رحم و کرم می زنی
اگر نریمانت را تیرباران می کردند به قطع که نظری دیگر داشتی
عبدالمالک برادرش را از دست داد برادر زنش را از دست داد استادش را از دست رفقایش را از دست داد و..........
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 17:32 توسط:نریمان بلوچ

چند سال پیش یک فیلم هندی به اسم دو چشم و دوازده دست دیدم.در این فیلم مردی ضمانت 6 قاتل را می کند. و نمی گذارد آنها اعدام شوند. او تعهد می کند که هر اتفاقی از جانب این مجرمان افتاد ، مسئولیتش را خودش به عهده بگیرد.در نهایت او از این 6 قاتل برای آبادانی بهره می گیرد.

از نظر روحی هم به آنها کمک می کند.یک بار در غیاب آن شخص که بابوجی نام داشت، همه با هم تصمیم می گیرند که از آنجا فرار کنند. این 6 تن پس از فرار به یک معبد می رسند. چشمان مجسمه ای که در معبد وجود داشت، چشمان بابوجی را برای آنها تداعی می کند.دوباره بر می گردند.بابوجی آنقدر به این 6 نفر عشق می ورزد که برای نجات جان آنها از حمله گاوهای وحشی، جان خود را از دست می دهد.

خلاصه مطلب اینکه همه ما فقط یک بار شانس برای زندگی در این دنیا داریم.گاهی اوقات چیزهایی که از نظر جامعه جرم هستند، در اصل جرم نیستند. عوامل ژنتیکی ، محیطی، شکست ها و بسیاری از چیزهای دیگر در این میان دخیل هستند.آیا می توان بدون در نظر گرفتن این عوامل شخصی را برای همیشه از زندگی حذف کرد تا شخص دیگری به خود بیاید؟ در حالیکه هم شخصی که اعدام می شود و هم شخصی که توسط اعدام شخص دیگری می خواهند به او درس بدهند ، به صورت جداگانه و با توجه به ویژگیهای فردی و شخصیتیش باید اصلاح شوند

 
نویسنده: خسرو ملازهی
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 16:58
با عرض سلام و ادب به شماجواد نازنین
بعضی ها منطقی فکر می کنند و اکثرا منطقه ای بعضی ها قضاوت میکنند و بعضی ها احساس مسولیت ٬ شما چه می کنید؟
انسان كامل بودن نيز بسيار دشوارتر از انسان مدرن بودن است و روشن‌فكري آميزه‌اي از اين دو است و اين وظيفه‌ي انساني را دشوار مي‌كند. كسي كه بتواند همگام با زمان پيش برود و جهالت‌ها را نقد كند و به افراط و ايزوله شدن از جمع نيفتد به راستي كيمياست
نویسنده: گل محمد
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 17:23
جواد عزیز اگر این 2 نفر سر از تن جدا می کردند آنوقت گیرم در قانون شریعت اسلامی شما باید سرشان از تنشان جدا می شد ولی آقای جواد کدام پزشک قانونی مولوی محمد عمر سربازی )رحمت االه علیه را معاینه کرد که بر اثر این سمها مرده باشد یا شهید شده باشد
- من منکر سم دادن اینها نیستم ولی آیا جرم کشتن یک انسان 80 ساله تیرباران 2 جوان هست که همه قبول داریم به عناوین مختلف شست شوی مغزی شده اند.
از کجا معلوم شاید مولوی بر اثر کهولت سن سکته کرده باشد - آنموقع روز قیامت در مظهر رسول الله که مسئول قتل این 2 نفر می باشد.
دوستان به کوچه علی چپ نزنید چون ما را می کشنند پس ما همه را می کشیم نه اینجوری نیست.
ما خواهان جامعه ای هستیم که عدالت اجتماعی در آن بر قرار شود - نه هرج مرج طلبی ، کاری نکنید مثل چگوارا اسلحه به دست بگیریم و ریش هر چه ملا هست تز بیخ به تراشیم.
مجرم را به اندازه گناهش باید سنجید -چهار تا دلار از آمریکا می گیرید فکر می کنید دنیا دیگر آخر زمان شده نه دوستان اینجوری نیست.
نویسنده: گل محمد
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 17:30
تازه به قول خود جندااله این 2 نفر به گناهی که مرتکب شده اند توبه کرده اند.

شما هر کاری بکنید و توبه بکنید خدا می بخشد ولی عبدالمالک به خاطر 4 دلار نمی بخشد. آقای مالک اگر این همه در کشتن رادیکال هستی پس چرا برادرت آزاد می گردد.
حتما شورای انقلاب ایشان را به خاطر شما معاف کرد -پس دوستان یاد بگیرید خون را با خون نمی شویند اگر دستت خونی یا کثیف شد سعی کن با آب بشور - اگر هیچ راهی آب گیر نیاوردی بعد با خون و خاک بشور.
عرض کردم کشتن پاسدار و بسیجی درست ولی اینها منحرفین و کسانی بودند خودی که اشتباه کرده بودند.
من امیدوارم شما یک روز در حضور محمد ص ااه و صلم حساب پس بدهید.
نویسنده: براھندگ
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 3:41
دوستان عزيز چرا اعدامھاى رژيم آخوندھا را محکوم نميکنيد؟
 جنداﷲ فقط مقاومت مسلحانه ميکند و نه مبارزه مسلحانه٬ جنداﷲ از خاک و خانه بلوچ که تحت يورش آخوندھاى صفوى است دفاع ميکند. آخوند نکشد تا کشته نشود٬ معادله به ھمين سادگى است٬ بفھميد عزيزان.

براھندگ
نویسنده: گل محمد
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 4:16
از آخوندها باشد درست ولی این بدبخت ها بلوچ بودند براهندگ عزیز حساب #اسدار بسیجی جدا هست چون با آنها در جنگیم -
 ولی اینها که اعدام و تیر باران شدند بلوچ یا سنی بدبختی هست که اطلاعات شستشوی مغزی به اینها داده در نتیجه این عمل تیشه به ریشه زدن هست متاسفانه-
به نظر من تازه گروگان بدون اسلحه را باید محاکمه کرد - چون در حال جنگ نیست ولی این ملایان نظیر جندااله حرف حرف خودشان هست ما در ارو#ا هستیم از ما گفتن.
نویسنده: براھندگ
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 3:49
متأسفانه آخوندھا فقط زبان زور را مى فھمند٬ آخوندھا ھمه راھاى مبارزه مسالمت آميز را بسته اند و تنھا راه ابراز مخالفت با رژيم يا انتقاد عکس العمل مثل خود رژيم است٬ اين يک روش درست نيست ولى متأسفانه در اين مقطع از زمان ضرورى است.
اگر رژيم راه گفتگو٬ اعتراض مسالمت آميز٬ انتقاد را باز بگذارد و جنداﷲ به اين اعمال ادامه دھد آنوقت ميتوان جنداﷲ را مقصر دانست ولى تا حالا رژيم حاضر به شنيدن ھيچ صداى انتقادآميزى نشده است٬ پس چه بايد کرد؟
موفق باشيد.
براھندگ
نویسنده: سعید
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 0:0
ان شاالله خسروک تو را هم تیرباران خواهیم کرد
نویسنده: کل محمد
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 4:7
نه پاسدار -و نیروهای که به خانه ما حمله می کنند اکر بکشیم مسئله ای نیست ولی این 2 نفر بخت برگشته از خود بلوچها هستند که گول ملاهای شیعه را خوردند .
تینها را باید هدایت کرد -زندانشان کرد. اعدام این افراد تیشه به ریشه است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:46  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
نویسنده: میربلوچ
چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 23:2
جندالله یک بار دیگر ماهیت ضدبشری و ضدانسانی خود را به نمایش گذاشت. این وظیفه تمام آزادیخواهان و طرفداران حقوق بشر بخصوص احزاب و سازمانهای بلوچستان است که اعمال وحشیگرانه جندالله را محکوم کنند.

نویسنده: گلمحمد
چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 23:7
جناب عبدالمالک این قاضی های که در دادگاه متحمین را محاکمه می کنند از کجا می آورد. لازم در این زمینه از طالبان کمک می گیرد.
دوستان از این مسائل به سادگی عبور نکنید - گیرم طرف جاسوس باشد آیا کدام قانون اساسی مردمی در بلوچستان حکم جاسوسی را تیرباران اعلام کرده.
تازه وکلای این 2 متهم که بوده اند - حتما از سازمانها و احزاب خارج از کشور برای وکیل مدافع این جاسوسان کمک گرفته شده - جندالله اینها را باید هدایت می کرد و می بخشید به خاطر اینکه مولوی محمد عمر شهید بود و همین شرمندگی این 2 نفر کافی بود.
کشتن پاسدار و نیروی انتضامی اسلحه بدست با افراد مدنی که تهمت زده شدند فرق می کند.
ولی مثل اینکه این آقایان طالبان حرف بشند نیستند و خدا عاقبت این ملت ستمدیده را به خیر بکند.
 
چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 23:10 توسط:گردر
میر بلوچ جان انتظار داری سازمانها و احزاب بلوچستان محکوم بکنند ده دوست عزیز تازه فردا ین کاغذ سیاه می کنند و از افتخارات و مبارزات خود به حساب می آورند.
 
نویسنده: همبل
چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 22:15
افرین کارخوبی کردید
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 0:3 توسط:ولی

جواب تیر با تیر داد
درود بر جندالله

نویسنده: براھندگ
پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 3:41
دوستان عزيز چرا اعدامھاى رژيم آخوندھا را محکوم نميکنيد؟ جنداﷲ فقط مقاومت مسلحانه ميکند و نه مبارزه مسلحانه٬ جنداﷲ از خاک و خانه بلوچ که تحت يورش آخوندھاى صفوى است دفاع ميکند. آخوند نکشد تا کشته نشود٬ معادله به ھمين سادگى است٬ بفھميد عزيزان.

براھندگ
http://pahra.blogfa.com/post-5356.aspx
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:45  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
اسلام‌آباد، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۹/۱۵‬

برخورد خودروي نظاميان پاكستاني با مين در "ديره بگتي" ايالت بلوچستان در روز پنجشنبه، يك كشته و سه زخمي بر جاي گذاشت.

به گزارش ايرنا و به نقل از منابع محلي، خودروي نظاميان از ناحيه "سنگ سيله"به سمت "ديره بگتي" در حركت بود كه با اين مين برخورد كرد.

بر اساس اين گزارش، هم اكنون پليس و نيروهاي امنيتي اين ناحيه را محاصره كرده و اجازه تردد را به افراد و يا خودروها نمي‌دهند.

تاكنون فرد يا گروهي مسووليت اين حادثه را بر عهده نگرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:44  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

با سلام و ادب به شما یک انسان عزیز
از شما دوست فهیم انتظار داریم این عمل غیر انسانی را محکوم کنی ,ولی شما غیر مستقیم از اعدام 2 طلبه سنی مذهب حمایت میکنی.آیا شما موافق حکم اعدام در جامعه بلوچستان هستی؟امروز انسانهای متمدن این وحشیگریهای را قبول نمیکند.چطور شما روشنفکران مذهبی از این عمل غیر انسانی حمایت میکنی؟

..باید به حال شما گریه کرد .افسوس انسانیت کجا رفت؟شما با این کارتان جندالله را تشویق میکنی که به جنابت خودشان ادامه بدند, ااین عمل شما به ضرر ا نسانبت و ملت ستمدیده بلوچ تمام میشود .از شما دوست دانشمند استدعا دارم در این مورد احساس مسولیت کنی .

همواره كشته شدن یك انسان برایم فجیع ترین امر ممكن بوده است! چون به نظرم هر انسانی یك جهان است و با مردن او یك جهان پایان می پذیرد! از میان این كشتن ها اعدام برایم خاص بوده! چون در این نوع كشتن! یك اراده و آگاهی از یك منبع قدرتی به خود اجازه می دهد یك انسان را بكشد و به تبع آن یك جهان را نابود كند
عادلانه بودن و نبودنی وجود ندارد به نظر من
اعدام در هیچ صورتی عادلانه نیست حتی اگر آن شخص صدام حسین باشد

http://pahra.blogfa.com/post-5378.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:43  توسط دلشاد مکرانی  | 

 
با تلاش های مستمر وپیگیرانه هواداران فعال مدنی وزندانی سیاسی وروزنامه نگار جناب آقای یعقوب مهرنهاد کمپینی در راستای جمع آوری امضاءهای شما عزیزان تدارک دیده شده است که می توانید در آن پیامی کوتاه بنویسید واز مسئولان ومقامات بخواهید تا هرچه سریعتر ایشان را آزاد کنند.

برای امضا روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.gopetition.com/petitions/seeking-justice-for-yaghub-mehrnehad.html
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 3:1  توسط دلشاد مکرانی  | 

انجمن جوانان صدای عدالت یا حلقه مفقوده ملت بلوچ  ۲

وقتی که به نیکشهر رسیدم وخانواده ام را از بیمارستان به منزل منتقل نمودم پس از آن دقایقی را با مهمانان وعیادت کنندگان گذراندم وبلافاصله  فوری به سراغ بولتن انجمن رفتم واین بار شروع به مطالعه سخنرانی آقای مهرنهاد دبیرکل انجمن نمودم که واقعا احساس نمودم که نطقی تاریخی می باشد وای کاش نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی آن را به عنوان نطق پیش از دستور خود در مجلس قرائت می کردند.ابتدای آن آقای مهرنهاد چنین سخن خویش را آغاز نموده بودند که: خير مقدم عرض مي كنم حضور مدعوین گرامي ،مهمانان ارجمند ومسئولینی كه به ماموریت نرفتند و در جمع ما حضور يافتند همچنين به علماي بزرگوار، معتمدين و دانشگاهيان و جوانان عزيز و اقشار مختلف حاضر در اين جمع عرض سلام و ادب و احترام دارم. ازاین مطلب اینگونه استنباط نمودم که شاید بسیاری از مسئولین استان به علت ناتوانی در پاسخگویی به سئوالات جوانان در همایش جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو علیرغم دعوت انجمن شرکت نکردند وبه بهانه رفتن به ماموریت از حضور در همایش خودداری نمودند. در ادامه مطلب آمده بود:امسال ما در حالي دومين همايش ساليانه جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو را برگزار مي كنيم كه سال 83 سال پاسخگوئي مسئولان به مردم نامگذاري گرديده است و به حيث اين تقارن نيكو و با توجه به آموزه هاي دين مبين اسلام و تعاليم روح بخش كلام الهي و نصايح ارزشمند پيامبر گرامي اسلام (ص) و ارشادات بزرگان دين و بر اساس حقوق مندرج در قانون اساسي، تذكر و انتقاد مشفقانه به مسئولين نظام و دولتمردان را به مثابه اعمال حق و تكليف شرعي و قانوني مردم مي دانيم كه بايد به شكلي آزادانه و با رعايت حدود شرعي، قانوني  و اصول نقد علمي انجام پذيرد.از این مطلب غرور آفرین آقای مهرنهاد اینگونه استنباط نمودم که ایشان با تحمل تمامی بی مهری ها وکم لطفی ها برای دومین سال متوالی مصمم به برگزاری این همایش جهت احقاق حق ملت خویش بوده اند واز طرفی دیگر سال 83 را سال پاسخگویی مسئولین به مردم نامگذاری نموده اند وانتظار انجمن با ذکر این دلایل شاید وادار نمودن مسئولین به پاسخگویی بوده است و از طرفی دیگر ایشان به این ادله هم اکتفاء نمی کنند وپرسشگری خودشان را در قبال حاکمیت بر طبق آموزه های قرآنی ،الهی  وارشادات بزرگان دین وبر اساس قوانین کشور نه تنها توجیه نموده اند بلکه از آن به عنوان اعمال حق وتکلیف شرعی یاد نموده اند. بیان این مسایل از منظر سیاسی یعنی ایجاد نمودن مصونیت توسط گوینده نقد برای خودش ،که نشاندهنده ذکاوت وهوش خدادادی وسرشار این عزیز دلسوز ملت می باشد . در بخش بعدی از سخنان ایشان آمده بود: وقتي كه نظام كشوري بر مبناي آراي مردم شكل مي گيرد بر همين اساس هم نظارت عمومي را بايد يكي از اركان مهم آن حكومت بدانيم و يكي از نظارت هاي بارز عمومي پرسشگري ملت مي باشد كه در قبال آن بايد مسئولين ، پاسخگو باشند زيرا اگر حكومتي و قدرتي بخواهد سالم بماند و از ديكتاتوري بپرهيزد به نظارت هاي جدي، انتقادهاي سازنده و رقابتهاي سالم نياز دارد و اين بوسيله نهادهاي مدني و رسانه ها و مطبوعات بايد صورت گيرد.آقای مهرنهاد بلافاصله در پایان صحبت های مقدماتی قبلی خویش با زبانی کاملا نقادانه واز طرفی دیگرمدبرانه علنا به حاکمیت می گوید که اگر واقعا شما خود را حکومتی مردمی می دانید باید ناگزیر به قبول نظارت های عمومی باشید. ویادآور می شود که یکی از نظارت های بارز عمومی ، پرسشگری ملت می باشد که در قبال آن مسئولین باید (باید برای تاکید به کار رفته است ) پاسخگو باشند. در ادامه نیز خاطر نشان می سازد که اگر حکومتی وقدرتی نمی خواهد دیکتاتورانه بر مردم حکومت نماید باید از نظارت های جدی ، انتقاد های سازنده و رقابت های سالم که از طریق نهاد های مدنی به مانند انجمن ها ورسانه ها ومطبوعات صورت می گیرد ،استقبال نماید.همچنین ایشان پس از این مقدمه مستدل ومنطقی وارد بحث جوانان می شود ومی گویدکه: جوانان قشر بزرگي از اجتماع هستند و ناگفته هاي فراوان دارند و همواره اين قشر از جامعه در پيروزي انقلاب و در دفاع از ميهن اسلامي خود و در پيشرفت هاو سر بلندي های كشور سهم فراواني داشته اند. ولي هرگز به اندازه سهمشان به آنها بهاء داده نشده است. حتي بعضي ها ديواري كوتاه تر از جوانان پيدا نكرده اند ومسبب بسياري از مشكلات جوانان را مي دانند در حالي كه اين ديدي كاملا اشتباه است و جوانان مسبب حل مشكلات هستند. در اینجا ایشان با اشاره به عظمت قشر جوان واز طرفی دیگر مسایل درونی وناگفته های فراوان آنها بحث حضور این قشر را در صحنه های مهم وسرنوشت ساز کشور یاد آور می شوند واینکه در تمامی مراحل به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ودفاع از میهن ودر پیشرفت ها وسربلندی ها دینشان را ادا نموده اند اما پس از توجه ویژه مسئولین به این قشر در آن برهه های اساس زمان وطی شدن کشتی حاکمیت از طوفان های بلا،مجدد به محاق فراموشی سپرده شده اند سخت ابراز نگرانی می نمایند وبه دیدگاه آنانی که در ساحل نجات بوجود آمده توسط همین جوانان حکومت می نمایند ولی آنها را باعث وبانی مشکلات ومعظلات جامعه می دانند، انتقاد می کند وتاکید می نماید که جوانان به عنوان فرصت های مغتنم حلال مشکلات کشور هستند وچه زیبا دراین باره بیان می دارد که: و مسئولان ودلسوزان جامعه اگر به كشوري در حال توسعه فكر مي كنند بايد به توسعه انساني و تكنولوژي نيز فكر كنند وجوانان را يك فرصت بدانند، زيرا امروز جوانان مرتبط و متأثر از جهان امروز حركت مي كنند بنابراين هويت در آنها قابل تغيير است.  واین جملاتی بر مبنای شناخت ودرک عمیق می باشند که نیازی به تفسیر ندارند .اما به خاطر یادآوری مکررومجدد عنوان می داردکه:ايران كشوري است با جمعيت جوان و بيش از شصت درصد از جمعيت را جوانان زير 29 سال تشكيل مي دهند. شايد به همين دليل است كه در سالهاي اخير سخن از جوانان ومسائل آنان بسيار گفته مي شود و سازمانهاي متعددي به منظور رسيدگي به مسائل جوانان تأسيس شده است. این مطلب آقای مهرنهاد واقعیتی است که برای مسئولین به مانند آفتاب روشن است اما آنچه که برایشان مشکل است توجه جدی به این امر است البته همانطور که گفتند دراین مدت همه کسانیکه تشنگان قدرت بوده اند از این قشر به مراتب جهت کسب اعتماد سخن ها گفته اند اما سازمانی را به همین خاطر تحت عنوان سازمان ملی جوانان تاسیس نموده اند اما دریغ از یک جو اهمیت.همچنین ایشان با وارد شدن به مسایل ریز دیگر عنوان می دارندکه: آمارهائي كه اخيرا" دربارة معضلاتي مانند بيكاري، اعتياد، بزهكاري و يا كمبود امكانات تحصيلي و مالي و ازدواج ارائه مي شود، سبب ايجاد نگراني در ميان كارشناسان مسئولين و خودجوانان شده است.درطول سالهاي گذشته بحث هاي زيادي درباره مسايل اجتماعي جوانان ايران مطرح شده، برنامه هاي متعددي ازرسانه ها پخش شده و از سوي ديگر، قولهاي بسياري از سوي مسئولان داده شده است.ولي در كمتر برنامه اي بوده كه خود جوانان مشكلاتشان را به زبان خودشان گفته باشند و با كمك كارشناسان به يافتن بهترين راه حل بر اساس واقعيات موجود جامعه بر آمده باشند. اما عليرغم بيان مسائل عنوان شده در استان سيستان و بلوچستان  مردم وخصوصا" جوانان كمتر مورد توجه قرار گرفته اند و اين در حالي است كه بيشتر مشكلات را لمس مي كنند.این سخن شاید آنقدر واضح باشد که نیاز به تفسیر وتحلیل نداشته باشد اما نکته قابل تدبر در آن این است که تا زمانیکه به طور جدی به جوانان بهاء داده نشود وآنها در حل مسایلشان سهیم نباشند مسایلشان همواره لاینحل باقی خواهد ماند.ودر این بین بیشترین تضعیع حق را جوانان سیستان وبلوچستان دارند. دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت در ادامه یادآورمی گردد: . امروز جوانان اين استان در بيكاري و بي آيندگي شديد تري نسبت به ساير نقاط كشور بسر مي برند و شمار بيكاران بيداد
مي كند، جوانان ناچارند كه براي تأمين زندگي شان به ديگر شهر ها مهاجرت نمايند و بزهكاری نيز به دليل آسيبهاي اجتماعي، به تناسب بيكاري در جامعه گسترش مي يابد. پديده هائي مانند فقر، فساد، تبهكاري، سرقت، اعتياد و بزهكاري و قاچاق و صدها معضل و مشكل ديگر كه در جامعه وجود دارد فقط و فقط از نبودن اشتغال سالم و وجود مسائل اقتصادي و مشكلات معيشتي مردم است. چنانچه دانشگاهيان با اين دغدغه تحصيل مي كنند كه آيا پس از فارغ التحصيل شدن مي توانند شغل مناسبي پيدا كنند؟ ما با علم به اينكه ايجاد اشتغال مهمترين دغدغه مسئولان است خواهان آن هستيم تا اين دغدغه به چرخه فرايند و عمل در آيد. چون  فقط داشتن دغدغه كافي نيست. البته ما متوجه اين مسئله هستيم كه دغدغه اشتغال مختص به استان ما نيست بلكه در سطح ملي و حتي جهاني مطرح است اما ما پتانسيل هاي زيادي را در استان داريم كه قطعا" اگر از آنها استفاده درست و بهينه شود گامهاي مثبتي در راستاي بهبود وضع كنوني در رفع اين معضل بر داشته خواهد شد.
واقعا این سخنان حرف دل جوانان وتمام مردم نه تنها استان بلکه کشوراست .آری جوانان ما برای داشتن شغل مناسب به مانند مهاجرین خارجی به شهرهای یزد وکرمان واصفهان ورفسنجان پناه می برند وآقای مهرنهاد منظورشان قطعا این بوده است که اگر به علل وعوامل تمامی جرم های بوجود آمده دراستان نگاهی بیاندازیم قطعا سرنخ همه آنها بیکاری ونبود اشتغال سالم است چنانکه حتی دانشگاهیان ما هیچ امیدی به استخدام بعد ازفارغ التحصیل شدن ندارند.ولحن بیان آقای مهرنهاد اینگونه است که حاکمیت خود نمی خواهد مشکل بیکاری جوانان استان ما را حل نماید چرا که با توجه به پتانسیل های موجود در استان حل این مسئله سهل تر از استان های دیگر است .وی برای اثبات دلایل خود می گوید: خداوند منابع عظيمي را به اين استان ارزاني داشته اما نياز است با همة تلاشهاي انجام شده مسئولين استان بيشتر بكوشند تا با همراهي مردم وضعيت زندگي مردم و آباداني استان به حدي برسد كه در خور شأن اين مردم باشد. ما در استاني زندگي ميكنيم كه واقعا"زمينهايش مستعد كشاورزي است اما متأسفانه با وجود برخي موانع كه در پيش روي كشاورزان قرار دارد. هنوز در جهت ترويج كشاورزي گامي اساسي نهاده نشده است. اين استان استاني زر خيز است معادني كه در اينجا قرار دارند اگر امكان استفاده آنهابه مردم داده نشود واقعا" كفران نعمت خواهد شد از لحاظ بازرگاني با توجه به موقعيت هائي كه اين استان دارد مي تواند به يك قطب تجاري در كشور تبديل شود اما متأسفانه اين استعدادها همچنان بكر و نهفته باقي مانده اند و آنطور كه بايد و شايد از آنها استفاده نشده است. آفرین بر این جوان بلوچ که اینگونه با استدلال به میدان آمده است ود ر جمع صدها نفر از مسئولین بلند پایه استان ومردم اینگونه واقعیت های موجود را باز گو می نماید ومشت رسوایان را باز می نماید.وجالب اینجاست که به این استدلال ها نیز اکتفاء نمی کند وبا فریاد از پشت تریبون اینگونه خطاب می کند: آقايان،استاندار، مسئولين و مديران:

ما جوانان واقعا" خسته شديم از بس پسوند محروم را شنيديم از اول انقلاب تا كنون هنوز اين پسوند استان محروم تغييري نيافته است چراهنوز در راستاي آباداني و رفع محروميت استان تلاش نمي شود. بعد از 25 سال از انقلاب از نظر شاخص توسعه انساني استان ما در رده 28 قرار دارد، مگر 20 سال قبل رده چندم بوده است كه مادلخوشي به رده 28 آن داشته باشيم هنوز می گویید که برای ما خدمت نموده اید .شما بگویید که برای ما چه کرده اید .در سال 65 تعداد بيكاران در اين استان 20% بوده است ولي اكنون بطور واقعي بيش از 50%  است اينكه مي گويم اين استان زر خيز است واگر به آن توجه شود قطعا" دروازة توسعه و پيشرفت كشور به حساب خواهد آمد اين است كه تا سال 1368 در استان 16 معدن كار مي كرده است وتا سال 75 به دو برابر رسيده است وارزش توليد معدني در سال 68 سيصد و هفتاد وچهار ميليون تومان بوده است  كه در سال 75 به هفت هزار و ششصد وشصت و دو ميليون تومان رسيده است شما فكرش رابكنيد كه اگر تعداد معادن فعلي افزايش يابندچه سرمايه اي عائد استانمان و كشورمان خواهد شد پس چرا روي دريائي از گنج زندگي كنيم و گرسنه باشيم.ایشان با صراحت وشجاعت خطاب به استاندار ومسئولین می گوید که ما واقعا خسته شدیم وبا عزت نفس وبهادری می گوید که چرا در راستای بهبود وضعیت استان تلاش نمی شود ومنظورشان این است که اگر می گوئید که تلاش شده است پس چرا استان ما از لحاظ توسعه انسانی در رده 28 قرار داردوی پس از بیان این جملات به ارائه امار وارقام با استدلال منطقی می پردازد وبسیاری را مظطرب وبسیاری دیگر را با این بیان صریح خود انگشت به دهان می نماید.آقای مهرنهاد در ادامه می افزاید که : ما شكر گزار همه چيز هستيم و هرگز ناشاكري نمي كنيم اما به خدا قسم آنچه كه تا الان در استان انجام گرفته از آنچه كه انجام نگرفته است بسيار كم وناچيزو جزئي است واين قسم خوردن ايشان به مفهوم واقيعتي اشكار است در ادامه آقای مهرنهاد با لحنی آکنده از درد ورنج فراوان شروع به باز گو نمودن یک به یک مشکلات استان می نماید ومی گوید که: در زمينه آموزش و پرورش و سواد داركردن نرخ با سوادي استان سيستان و بلوچستان هنوز هم پايين تر از نرخ با سوادي دركشور است و با توجه به استعداد ها و خلاقيت فرزندان اين استان بخدا شايسته اينها نيست و اينها استحقاق بيشتري دارند آموزش و تحصيل زير بناي هر گونه فرهنگ و فرهنگ سازي است و بايد ايجاد زمينه تحصيل براي همه آن كسانيكه بي سواد هستد و يا محروم از سوادند فراهم گردد. هزاران نفر از كودكان و نوجوانان بومي اين استان به علت فاقد شناسنامه بودن بنا به دلايلي محروم از سواد و درس و مدرسه هستند در بسياري از استانهاي كشور جهت غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان، سالانه فقط در تابستان هر سال صدها دانش آموز به همراه بستگان درجه اول خود در راستاي برنامه هاي تابستاني به مكه معظمه اعزام مي گردند و اين در حالي است كه ما در استانمان با كمبود پايگاههاي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان مواجه هستيم و يا اگر است به صورت نمادي مي باشد در استانهاي همجوار با معلماني كار آزموده همراه با كلاسهاي مناسب و با تجهيزات آزمايشگاهي و اينترنتي و... پذيراي دانش آموزان هستند اما در استان ما صدها كلاس كپري وجود دارد كه حتي در سطح كشور يك استثنا ست. حتي در بسياري از مناطق مدارس غير استاندارد باعث گرديده تا انگيزه تحصيل دانش آموزان ما از بين برود در چنين شرايطي چگونه مي شود انتظار داشت دانش آموزان استان سيستان و بلوچستان توان رقابت براي ورود به تحصيلات عاليه را داشته باشند. 85% از مردم كشورازانرژي گاز بهره مند هستند.ولي به بهانه هاي  واهي كه در استانهاي جنوبي و از جمله سيستان و بلوچستان گاز رساني فاقد توجيه اقتصادي مي باشد باعث گرديده مردم استان ما بخشي از اوقات با ارزش و گرانبهايشان را در صفهاي طويل گاز بگذرانند و دغدغه داشتن گاز را داشته باشند. سراسر كشور به شبكه حمل و نقل ريلي كشور مرتبط مي شود ولي استان سيستان و بلوچستان كه ميتوان از آن به عنوان يك قطب تجاري ياد كرد و دروازة تجارت شرق كشور و داراي مرز آبي و خاكي با كشور هاي نيازمند محصولات و توليدات داخل ايران مي باشد. هنوز سالهاست كه خط راه آهن آن از كرمان به زاهدان نرسيده است اين در حالي است كه با اتصال اين خط به زاهدان اين استان ميتواند به عنوان پلي بين آسياي مركزي از طريق اخذ حق ترانزيتي در آمد هنگفتي را وارد كشور نمايد توسعه و گسترش صنعت ماهيگيري در استان  علاوه بر ايجاد اشتغال براي جوانان مي تواند سهم بسزايي در تأمين گوشت كشور داشته باشد و در هزينه پائين آوردن واردات گوشت به كشور نقش بسزايي داشته باشد. بهرحال در استان سيستان و بلوچستان فرصت هاي جغرافيايي و منابع سرشار طبيعي فراواني وجود دارد كه در صورت استفاده از آنها وضعيت اقتصادي استان و حتي كشور تغيير فوق العاده رو به رشدي خواهد داشت البته بنده از تلاشهاي جناب مهندس اميني در راستاي تشويق سرمايه داران بومي و غير بومي جهت سرمايه گذاري در استان كه موجب اشتغال خواهد شد تشكر
مي كنم ولي بعضي از سرمايه داران گله مند برخي موانع نا معقول هستند كه سد راه سرمايه گذاري در استان است. كه بايد اين موانع از بين بروند زيرا ايجاد صنعت و توسعه صنعتي و تشويق به سرمايه گذاري و برداشت موانع سرمايه گذاري در استان يكي ديگر از راه هاي ايجاد اشتغال سالم وبهبود وضعيت اقتصادي استان است. البته متأسفانه سپرده گذاري هايي كه مردم ما در بانك هاي استان انجام مي دهند هيچ منفعتي براي خود مردم استان ندارد و اكثرا" ثمره آنها به خارج از استان مي رسد و اين امر باعث گرديده تا حتي از پول خود مردم براي توسعه صنعتي استان سرمايه گذاري نگردد
آری این سخنان یک فرد در خارج از کشور ویا بیگانه با استان سیستان وبلوچستان نیست بلکه این سخنان آقای یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که جوانی 25ساله ومقیم شهر زاهدان ومتولد یکی از روستاههای اطراف زاهدان می باشد .کسی که مردم وبخصوص جوانان استان امیدی فراوان به وی بسته اند وانتظار دارند با در رکاب ایشان وهمراه ایشان قرار گرفتن وضعیت استانشان را به طور جدی وخودتغییر دهند.چرا که بیان وی این است که ،تا به کی به انتظار قیامت نشست   ، بر خیز تا صد قیامت به پا کنیم ویا من اگر برخیزم ،تو اگر برخیزی ،همه بر می خیزند ،من اگر بنشینم تواگر بنشینی چه کسی بر می خیزد... ادامه وبخش پایانی سخنان زیبای آقای مهرنهاد را در قسمت بعدی این مقاله تقدیم حضورتان خواهم کرد .ان شاء الله. برای این عزیز وتمامی همرزمان وی در هر کجای دنیا که هستند آرزوی توفیق وسعادت وعزت می نمایم .

ن .بلیده از نیکشهر

http://pahra.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 3:1  توسط دلشاد مکرانی  | 

تصاویر برخی از مبازان بلوچ که بدست مزدوران رژیم به شهادت رسیدند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 2:58  توسط دلشاد مکرانی  | 

 

زاهدان- خبرنگار رسالت:
سيستان و بلوچستان به لحاظ مشکلات خاص خود بيشترين زنان بى‌سرپرست ايران را دارد که اکثريت آنها از خانواده‌هاى فقير و کم‌درآمدى هستند که سرپرستى بين 5 تا 8 فرزند را بر عهده دارند بدون اينکه اميدى به کمک دولت داشته باشند.
مشکلات معيشتى و نبود شغل مناسب در گذشته در اين استان موجب گشت تا افراد بيکار بويژه کسانى که از مسائل فرهنگى و اجتماعى به دور بودند و آن دسته از مردان بى‌سوادى که نمى‌دانستند همکارى کردن با قاچاقچيان بين‌المللى موادمخدر ممکن است مشکلاتى را براى خود و فرزندانشان به‌وجودآورد به‌عنوان نگهبان، تفنگچي، راننده، خدمه و ديگر کارهاى مربوط به کاروان قاچاق با سوداگران مرگ همکارى مى‌کردند.
درصد بالايى از زنان بى‌سرپرست امروز سيستان و بلوچستان که اکثريت آنها در سنين جوانى شوهرانشان را در حالى که هر کدام بيش از 5 فرزند دارند از دست داده‌اند همسر مردانى هستند که با اندک حقوق با قاچاقچيان بين‌المللى همکارى مى‌کرده‌اند و در برخورد با مامورين به هنگام حمل مواد مخدر به صورت کاروانى جان خودرا از دست داده‌اند.
عده‌اى هم شوهرانشان در حين حمل مواد مخدر که خود به‌عنوان کرايه‌کش صاحب مواد بوده‌اند اعدام شده‌اند. البته تعدادى هم از افرادى که امروز همسران آنها به‌عنوان زنان بى‌سرپرست تلقى مى‌شوند آن دسته از نيروهاى قاچاقچيان بوده‌اند که به دليل خارج شدن از گروه سوداگران مرگ توسط قاچاقچيان کشته شده‌اند. گروه آخر زنان بى‌سرپرستى هستند که به علت تعدد زوجين يا از شوهرانشان به دليل اينکه هزينه‌هاى زندگى وى را پرداخت نمى‌نموده جدا شده‌اند و يا شوهر با اختيار کردن زن سوم و چهارم زن اولى و يا دومى را طلاق داده و با 7 تا 8 فرزند در اجتماع رها نموده است. براين اساس تعداد زنان بى‌سرپرست در اين استان زياد است که اگر تعدادى از اين افراد تحت حمايت کميته امداد نبودند مشکلات عديده امروز آنها صدها برابر بيشتر بود.
گزارش خبرنگار ما حاکى است از آنجا که تامين هزينه‌هاى زندگى بويژه اين روزها که موادغذايى نسبت به سال گذشته چند برابر شده براى آنها بسيار دشوار وتقريبا غيرممکن است. از سوى ديگر کنترل جوانان در اين منطقه براى زنى که تمام وقت خود را مشغول کارهاى سخت و طاقت‌فرسا در خانه اين و آن است غيرممکن بوده معضلات و مشکلات اجتماعى اين منطقه ناشى از بيکارى و سرگردانى فرزندان زنان بى‌سرپرست است.
در هر گوشه از شهر زاهدان که ملاحظه کنى جوانان 16 تا 20 ساله را مى‌بينى که مشغول فروش سى‌دي، فيلم‌هاى مبتذل و ديگر ابزار و ادوات لهو و لعب هستند.
در بازار رسولى مرکز خريد و فروش کالاهاى قاچاق، جوانان زنان بى‌سرپرست که کنترل آنها براى مادر غيرممکن است در حال پرسه زدن براى جذب مشترى جهت عرضه چنين کالاهايى هستند و هر رهگذرى که از اين بازار عبور نمايد به وى پيشنهاد خريد آنچه مى‌فروشند را مى‌دهند که البته براى سير کردن شکم خود واحتمالا کمک به خانواده چاره‌اى جز اين ندارند.
دولت تاکنون هيچ برنامه‌اى براى ساماندهى و فراهم نمودن زمينه‌هاى اشتغال را براى زنان بى‌سرپرست پيش‌بينى نکرده است و اين در حالى است که اکثريت اين افراد خانه و کاشانه‌اى هم ندارند و زندگى روزمره‌شان در آلونک‌هاى حواشى شهر مى‌گذرد.
يکى از اين افراد به خبرنگار ما گفت:‌شايد خداوند براى ما چنين سرنوشتى را رقم زده تا در منطقه‌اى زندگى کنيم که دوران جوانى در خانه پدر هم شب و روز کار کنيم و در انتخاب همسر نيز هيچ اختيارى از خود نداشته باشيم. عايشه افزود: در حالى که فقط 16 سال داشته با فشار پدرم زن مرد 45 ساله‌اى شدم که داراى دو زن ديگر بود و در زمانى که در خانه وى بودم و حتى وقتى فرزند ششم را به‌دنيا آوردم نيز پس‌اندازى در حد پنجاه هزار تومان نداشتم زيرا پدر فرزندانم فقط هزينه روزانه زندگى را در هر هفته که يک شب در خانه ما بود مى‌پرداخت. وى افزود: شوهرم وقتى فرزند بزرگم 15 سال داشت همسر چهارم اختيار کرد و مرا با 6 فرزند رها نمود وامروز آن‌قدر فرسوده شده‌ام که قدرت راه رفتن را ندارم ولى چه کنم که اگر در خانه بمانم بچه‌هايم گرسنه مى‌مانند.
وى گفت: به کمک کميته امداد دو تا از دخترانم را شوهر داده‌ام که شوهران آنها نيز از طريق دريافت وام خوداشتغالى اين کميته مشغول به کار هستند که کار و بارشان بد نيست ولى هنوز چهار فرزند ديگر در خانه دارم که بايد براى تامين زندگى آنها تلاش نمايم.
خبرنگار ما در پايان مى‌نويسد: دولت بايد از طريق شوراهاى اسلامى شهر و روستاها و پرداخت تسهيلات بدون بهره براى زنان بى‌سرپرست خانه‌هاى ارزان‌قيمت ساخته و به صورت اقساط طويل‌المدت در اختيار آنها قرار دهد.
از سوى ديگر با تشکيل شرکت‌هاى تعاونى خدماتى امکاناتى فراهم نمايد تا آن دسته از زنان بى‌سرپرست که کمک‌هاى کميته امداد نيازهاى معيشتى و رفاهى آنها را تامين نمى‌کند به‌نوعى درآمدى داشته باشند.
همچنين براى فرزندان آنها که اکثرا به علت مشکلات مالى نمى‌توانند به مدرسه بروند مدارس شبانه‌روزى تاسيس شود تا آنها نيز به جاى عرضه کالاهاى غيرمجاز و غيراخلاقى در بازار درمدارس مشغول تحصيل باشند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 2:55  توسط دلشاد مکرانی  | 

درباره 500 سالگي اشغال خليج فارس
احمد مسجدجامعي
وقتي همٌل سردار نامدار وطن پس از نبردهاي ساحلي بسيار با متجاوزان به خليج فارس به دريا مي زند، ديگر در تاريخ خبري از او نيست، باقي در صفحات تاريخ حدس و گمان است و قوي ترين حدس هم اسارت او به دست پرتغالي ها است و ديگر هيچ، اما گاهي حتي وقتي تاريخ خاموش مي شود، هنر از سخن گفتن باز نمي ماند و جاي تاريخ را مي گيرد تا روايتي از نو بيافريند.

سردار بلوچ در برابر فرمانده پرتغالي قرار مي گيرد و به خواست او مبني بر انتخاب يکي از زيبارويان پرتغالي تن در نمي دهد. فرمانده پرتغالي به همل مي گويد قايق کوچکت را رها کن و به کشتي بزرگ ما در،آ اينجا بساط عيش و عشرت برپاست. از ميان زيبارويان ما يکي را برگزين تا ما نسلي از تو داشته باشيم اما پاسخ همل نه است، نه يي هم به خاطر تفاوت دين و آيين و هم به خاطر وطن. او مي گويد من زنان سياه چشم وطنم را بيشتر دوست دارم.

اين گوشه يي از حکايتي است که چندي پيش در يکي از برنامه هاي فرهنگي از يکي از چهره هاي برجسته هنري شنيدم و ترجمه اش را پرسيدم و بعد به ياد آوردم که امسال پانصدمين سال اشغال خليج فارس است و اين ترانه غمگين به بخشي از اين موضوع مي پردازد و از اتفاقي در پنج قرن پيش سخن مي گويد؛ رويدادي که سينه به سينه در هنر مردم بلوچ حفظ شده است و اينک به ما رسيده است تا بار ديگر به يادمان بياورد که براي حفظ اين سرزمين مردمانش چه رنج ها برده اند.چندي پيش بزرگداشت استاد ملاکمال خان هوت چهره برجسته و بي همتاي موسيقي مقامي و آوازي کشورمان از طرف فرهنگستان هنر و با حضور فراگير فرزانگان و فرهيختگان برگزار شد.

استاد سال ها است که در اين قالب روايتي از قرن ها فرهنگ و تاريخ و ادبيات بخشي از حوزه تمدني بزرگ ايران را بيان مي کند. استاد در بخشي از اشعار خود که همراه با شور و هيجان بي نظير بود به شخصيتي اخلاقي، حماسي و تاريخي پرداختند؛ همل فرزند جينر.همل پهلواني است که نامي ماندگار در ادبيات شفاهي، داستان هاي مردمي و اشعار حماسي بلوچستان دارد و از همان طايفه يي است که استاد نسب به آن مي رساند. درست 500 سال پيش بود که همل در تاريخ ايران ظهور کرد و در جنوب کشور ما نقشي ماندگار از خود به يادگار نهاد. او شخصيتي بود که با اخلاق پهلواني و آداب جوانمردي به حمايت از بي پناهان و مظلومان و رسيدگي به امور بي سرپرستان و محرومان مي پرداخت.

در آن سال ها پرتغالي ها در سوداي تصرف درياهاي مشرق زمين روزشماري مي کردند. آلبوکرک دريانورد نامدار همه جا در تعقيب مسلمان ها بود و در تلاش براي يافتن راه هاي جايگزين جاده ابريشم در دريا و بازپس گيري بيت المقدس از مسلمانان؛ جايي که در جنگ هاي صليبي از دست داده بودند.او براي تحقق اين خواست حتي در سوداي تصرف خانه خدا، مکه برآمد و تا درياي سرخ و ساحل جده پيش راند.

در آنجا با آسماني تيره و تاريک مواجه شد و در امواج خشمگين دريا دچار ترس و وحشت گرديد و يک باره همه دلاوري و تجربه و دانش خود را از ياد برد و سراسيمه به سويي ديگر کشتي راند و پس از چندي در سواحل ايران پهلو گرفت، آنگاه به ايجاد تاسيسات نظامي و تخريب شهرها و روستاها و کشتار هموطنان ما پرداخت و ساختن کليساها را در سواحل ايران، البته درون باروها و قلعه هاي نظامي و حفاظت شده آغاز کرد. دولت مرکزي ايران در آن سال ها گرفتار پريشاني و آشفتگي بود و هنوز حکومت مقتدر صفوي مستقر نشده بود. از اين رو اشغالگران پرتغالي که با سلاح آتشين در سواحل ما پياده مي شدند تنها با مقاومت هاي محلي روبه رو بودند. نيروهاي محلي از يک سو، تجهيزات و امکانات چنداني در اختيار نداشتند و از سوي ديگر با کارکرد سلاح آتشين آشنا نبوده و به آن دسترسي نداشتند. در ميان تلاش هاي مردمي و مقاومت هاي پراکنده براي اخراج پرتغالي ها، در يک حوزه اتفاقات ويژه و گسترده يي روي داد.

همل از مردان توانا و غيور سواحل جنوب از قبيله هوت و از ميان مردم بلوچ به ميدان آمد. او راه هاي زميني، دريايي و سواحل جنوبي ايران را به خوبي مي شناخت و در ميان عموم از پايگاه و جايگاه ويژه يي برخوردار بود. از اين رو نگاه هاي بسياري به سمت او خيره شد و حرکتي متفاوت را انتظار مي کشيد. چنين بود که همل وارد عرصه نبرد با دشمنان آيين و وطن شد و تلاش طولاني مدت خود را براي بيرون راندن متجاوزان آغاز کرد. به زودي گروه هاي وسيعي از دلاوران پيرامون او جمع شدند و با کمي امکانات يورش به دشمن را آغاز کردند. اين جنگ و گريز سال ها به طول انجاميد و بسياري از مرزهاي آبي جنوب کشور را دربرگرفت.

حتي توپ هاي آتشين نتوانست شعله اين خشم مقدس را خاموش کند. متجاوزان به دژهاي نظامي خزيده بودند هر چند در آنجا هم زندگي امن و راحتي نداشتند. همل با کمک قبايل و مردم در همه جا حاضر بود و به ترس و نگراني دشمن دامن مي زد.هر چند از پايان زندگاني پرفراز و نشيب همل اطلاعات دقيقي در دسترس نيست ولي نام و ياد او در افسانه ها، لالايي ها و ترانه هاي محلي در «لارو، پشت تاکي، نازنيگ» باقي مانده است. در آخرين گزارش ها درباره همل گفته شده است که او براي دفاع از ايران با گروهي از ياران خود به درياي مکران (عمان) زد. آيا اين حرکت او در تعقيب دشمن فريبکار بوده است؟ آيا همل تصميم به استفاده از ظرفيت هاي جديدي از آن سوي آب ها براي محاصره پرتغالي ها داشته است؟ عده زيادي از ايراني ها مقيم زنگبار بودند، آنها مي توانستند ياران وفادار همل در باز کردن جبهه جديدي عليه دشمن باشند.

جواب اين پرسش ها روشن نيست به جز آنکه مي دانيم همل در دريا ناپديد شد. آيا او را ربودند؟ نمي دانيم سربازان دشمن او را به حبشه بردند يا در پرتغال در اسارت نگه داشتند. تاريخ در اين زمينه خاموش است، اما داستان هاي مردم درباره همل بيان مي کند که او تا پايان عمر با دشمن سر آشتي نداشت و حتي در اسارت هم به پيشنهادها و امتيازهاي فراوان اجانب روي خوش نشان نداد و از عزت و شرف و غيرت ايرانيان تا پايان کار و روزگار دفاع کرد.سال ها گذشت؛ با قدرت يافتن دولت صفوي، فرزندان مرزنشين ايران زمين با کمک دولت مرکزي به خونخواهي ياران فداکار قديم برآمدند و حملات خود را به نيروهاي متجاوز آغاز کردند و با تلاش و تدبير و فداکاري تمامي مناطق جنوبي ايران را از لوث وجود کساني پاک کردند که در حقيقت به نيت فتح خانه خدا و تصرف کعبه به آب هاي گرم اين سوي عالم آمده بودند.

اينک 500 سال از زمان اشغال خليج فارس مي گذرد. اشغالگران ديروز، امروز در نام و نشان اين منطقه به ترديد مي نگرند. هرچند آنان هم راه به جايي نخواهند برد. اما اين چيزي از وظيفه ما کم نمي کند. بر ماست ياد اين دلاوران را زنده نگاه داريم، نام و نشان امروز خليج فارس به خاطر رشادت هاي اين دلاوران است.

تدارک برنامه هاي ويژه به مناسبت 500 سالگي اشغال خليج فارس و آغاز مقاومت هاي وسيع مردمي در برابر آن کمترين کاري است که مي توانيم انجام دهيم؛ کاري که سه سال پيش با برگزاري جشنواره يي کوچک در قشم آغاز شد، اما ادامه نيافت. در مراسم بزرگداشت استاد ملاکمال خان هوت اشعاري به زبان بلوچي درباره حماسه همل خوانده شد.

اما هيچ کجا در محافل رسمي و رسانه هاي ملي به پانصدمين سال آغاز مقاومت و دفاع ايرانيان از مرزهاي آبي جنوب کشورمان در برابر متجاوزان اشاره نشده است چه رسد به آنکه کاري انجام شده باشد. بجاست به همين مناسبت به قطعه شعري اشاره کنم. اين شعر بخشي از تنها روايت مستند موجود فارسي در باب درگيري هاي دلاوران ايران زمين با پرتغالي ها است که به پيروزي درخشان فرزندان اين سرزمين منجر شد از رساله جنگ نامه کشم (قشم)، روايتي دست اول و گزارشي مستقيم از صحنه هاي جنگ که به برخي اطلاعات ارائه شده از طريق منابع اروپايي خط بطلان مي کشد؛

منبع : اعتماد
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 2:53  توسط دلشاد مکرانی  | 

مطالب قدیمی‌تر